|
| | پنجشنبه، 7 مرداد ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | دین،فرهنگ و فناوری اطلاعات | |
| عنوان مقاله | جامعه خلاق در عصر اطلاعات | | نویسنده | علی روح الهی خراسانی | | بازدید | 198 |
| تاریخ انتشار | 1385-12-06 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | اشاره در اواخر قرن نوزدهم تا اوايل قرن بيستم، بحث هاي مفصلي در باره انتقال از «جامعه سنتي» به «جامعه صنعتي» وجود داشت و از آغاز دهة 1980 ميلادي، بحث هاي بيشتري درباره انتقال از «جامعه صنعتي» به «جامعه اطلاعاتي» به وجود آمد. با وجود افزايش فنّاوری هاي نوين ارتباطي، مشكلات سنّتي انتقال اطلاعات كه شامل: پيمودن مسيرهاي طولاني، صرف هزينه هاي سنگين مالي، اتلاف وقت و زمان بر بودن مي شد، كاهش يافته است و اطلاعات و آموخته ها در كوتاه ترين زمان و با صرف حداقل هزينه قابل دسترسي گرديد و از دهة 1990 ميلادي مردم درباره «جامعه مبتني بر دانش» صحبت كردند و مدعي بودند كه اطلاعات به تنهايي نمي تواند تغييرات مهميايجاد كند؛ بلكه كليد اصلي در اين است كه چگونه مردم اطلاعات را به دانش تبديل كرده و آن را مديريت مي كنند. (1) با پيشرفت اطلاعات و گسترش شبكه ها و بزرگراه هاي اطلاعاتي جديد الكتروني و افزايش كاربرد فنّاوري هاي نوين ارتباطي در سراسر جهان، بحث جامعه خلاق اهميت خاصي پيدا كرده است.
خلاقيّت و نوآوري خلاقيّت چيست؟ و چه معنايي دارد؟ از خلاقيّت تعريف هاي متعددي شده است. در اين جا به برخي از تعاريف مهم اشاره مي گردد: يكي از بزرگان قرن، پال توئيچل، در تعريف خلاقيّت چنين مي نويسد: «خلاقيّت رهاكردن انرژي از طريق يك تصوير، آيين، مراسم، موسيقي، كوزه گري، ادراك الهامي، موعظه و هر نمود ديگري كه عامل رهاسازي اين انرژي گردد... اين رهاسازي انرژي در بعضيها در خدمت به كل عالم و براي ديگران در آثار هنري، ادبيات، موسيقي و ساير بسترهاي مناسب خلاقيّت به ظهور مي رسد» (2). اوشو، فيلسوف معاصر مينويسد: «اگر زندگي با اشتياق و خلاقيّت توأم نباشد، بسيار ملالت بار و نوعي خودكشي تدريجي است». (3) هارولد كلمپ، خلاقيّت را چنين تعريف كرده است: «خلاقيّت، همان خصيصه اي است كه ما را خداي گونه ميكند».(4) علامه دهخدا در لغت نامه گران سنگ خود «قوه خلاقه» را قوتي كه ايجاد صور بديعه ميكند تعريف كرده است. (5) و در فرهنگ فارسي ، خلاق و خلاقيت در مرحله نخست به خداوند نسبت داده شده و در مرحله بعدي به انساني كه موجب پيدايش چيزي تازه گردد اطلاق شده است . (6) بنابراين، خلاقيّت يكي از جنبههاي اصلي تفكر يا انديشيدن است. خلاقيّت ارائه دادن فكر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاي كميت يا كيفيت فعاليتهاي شخصي يا سازماني است. بعضي افراد بر اين باورند كه خلاقيّت ذاتي است و هديهاي الهي است كه به هر كس اراده كند مي بخشد. و كوشش ما براي رسيدن به خلاقيت بيفايده است، و در مقابل برخي ديگر باور هستند كه با آموزش، هر كس ميتواند خلاق شود و انديشهها از فرايند پرورش ميگذرند
نوآوري و معناي آن منظور از نوآوري، خلاقيّت متجلّي شده و به مرحله عمل رسيده است؛ به عبارت ديگر، نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري به كارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است.(7)
ارتباط خلاقيّت و نوآوري در تعريف خلاقيّت، تفكر، انديشيدن و رسيدن به فكر و طرح نو نهفته است و تبديل اين خلاقيّت و تفكر به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد، نوآوري است.
جامعه خلاق داشتن تعريف ساده و واضح از جامعه خلاق، متأسفانه سخت، ولي تشخيص آن به راحتي امكان پذير است. در نگاه نخست به دو جامعه كه از امكانات اوّليه مالي و نيروي انساني مساوي و موقعيت اجتماعي، سياسي و مكاني يكساني برخودار باشند، به خوبي در مييابيم آن جامعه ای خلاق است كه استفاده هاي جديدي از توان علمي، مالي و سرمايه اي خود كرده و با ايجاد روش هاي نوين و يا استفاده از دانش جديد گام هاي علمي و اقتصادي بلندي را برداشته و مشكلات اجتماعي را به شكل مطلوب بر طرف كرده است. و در مقابل، جامعه اي كه نتواند از امكانات به درستی استفاده كرده و يا روش هاي نويني را ايجاد نمايد و هنوز در مشكلات علمي، اقتصادي و اجتماعي گرفتار است و نمی تواند اطلاعات موجود خود را به دانش تبديل نمايد، يك جامعه غيرخلاق است. تعاريف متعددي در باب خلاقيّت جامعه وجود دارد؛ ولي هيچ كدام كافي نيستند؛ به عنوان مثال: بعضي جامعه خلاق را اين گونه تعريف كرده اند: انتقال از تمركز بر اطلاعات به دانش، در اصل نوعی توانمندسازي محسوب ميشود كه به آن جامعه خلاق گفته ميشود. به نظر ميرسد كه موفقيت در آينده بر پايه ميزان آنچه ميدانيم، نخواهد بود؛ بلكه بر توانايي ما درباره تفكر و اقدام خلاقانه استوار خواهد بود. (8)
ايجاد خلاقيّت در جامعه دكتر حميد شهرياري دبير شوراي عالي اطلاع رساني كشور در مراسم گشايش نخستين جشنواره و نمايشگاه رسانه هاي ديجيتال و نرم افزارهاي چندرسانه اي در محل نمايشگاه هاي بين المللي تهران فرمودند: «ايران از جامعه اطلاعاتي دنيا عقب مانده است و بايد براي رسيدن به حد مطلوب در اين زمينه تلاش كند. اگر به اين عقب افتادگي توجه نشود، صدماتي در حوزه مديريت دولتي و بخش خصوصي خواهيم ديد كه جبران آن بسيار مشكل خواهد بود».(9) در جامعه خلاق، اطلاعات و مديريت آن و تبديل آن به دانش كارآمد اساس جوامع را تشكيل ميدهد. چنين ويژگي هايي تأثير بسیاری روي نهادهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و علميجوامع خواهند گذاشت و نهادهاي موجود بايد بر اساس آنها تجديد بنا شوند و در صورت استفاده سريع و صحيح از اين موقعيت به وجود آمده و توجه جوامع علمي به دنياي نوين اطلاعات، ميتوان به جامعه اي خلاق در كشور نيز اميدوار بود.
نيازهاي جامعه خلاق براي رسيدن به جامعه خلاق بايد تعامل منطقي بين ابعاد اجتماعي و اقتصادي و سياسي و فرهنگي و ساير ابعاد توسعه را لحاظ كرد. توليد نظام جديد و مرگ نظام هاي كهن را می توان از الزامات مفهوم خلاقيّت دانست كه البته زماني طولاني و مسيري پرتلاطم و بحراني را پيش روي ما قرار خواهد داد. در جامعه خلاق تمامي نهادهاي اجتماعي دستخوش تغييرات وسيع خواهند شد و در این میان، نهاد مديريت، آموزش و خانواده از مهم ترين اين نهادها است: الف- نهاد مديريت اعمال مديريت هاي سليقه اي و سنتي نميتوانند در جامعه خلاق كارآيي لازم را داشته باشند. امروزه، فنّاوري هاي اطلاعات به ما اجازه ميدهند تا مديريت ها را سامان دهيم؛ زيرا فنّاوري هاي اطلاعات از يك طرف محدوديت هاي گذشته را از بين ميبرند و از طرف ديگر، اختيارات، دانش هاا و امكانات نويني را براي ما فراهم ميآورند و به مديران اجازه ميدهند تا نيازهاي خود را در زمان مناسب خود براي تصميم گيري فراهم سازند و تصميمات لازم را اتخاذ نمايند. ب- نهاد آموزش نظام آموزشي سنتي مبتني بر كلاس و درس و استاد، نميتواند در جامعه خلاق كارآيي لازم را داشته باشند. دانش آموخته نظام سنتي، فاقد فكر خلاق و توان مديريت اطلاعات و توليد دانش است. چنين فردي داراي يك نوع سواد كلاسيك است كه ميتواند وظايف محول شده به خود را در نظام اداري يا صنايع و كارخانجات انجام دهد. چنين دانش آموخته اي ميتواند در نظام هاي صنعت - محور كارا و فعال باشد؛ اما در جامعه اطلاعات - محور كه فكر خلاق و مديريت اطلاعات و توليد دانش، يك اصل بنيادي است، كارايي نخواهد داشت. امروزه، فنّاوري هاي اطلاعات به ما اجازه ميدهند تا آموزش را متناسب با نيازهاي ارائه دهيم؛ زيرا از يك طرف محدوديت هاي گذشته را از بين ميبرند و از طرف ديگر، اختياراتي را براي ما فراهم ميآورند و به دانش پژوهان اجازه ميدهند تا نيازهاي خود را در زمان مناسب خود براي يادگيري مرتفع سازند. به گفته بعضي از صاحب نظران: «براي اين كه دانش آموختگاني داشته باشيم كه كارايي لازم و خلاقيّت را در جامعه اطلاعات - محور داشته باشند، بايد رويكرد جديد نسبت به آموزش و يادگيري داشته باشيم». (10) براي پياده كردن رويكرد جديد، نياز به فنّاوري اطلاعات و استفاده از ابزارهاي اطلاعاتي موجود است. با توليد نرم افزارها به خصوص نرم افزارهاي علميـ تحقيقاتي و گسترش شبكه هاي اطلاعاتي، اين فرصت براي ما فراهم ميشود. در دهة 1990 در بسياري از كشورهاي پيشرفته صنعتي، حتي مدارس ابتدايي هم به امكانات رايانه اي متناسب مجهز شدند. اگرچه كشورهاي اروپايي و آمريكايي در ابتداي كار با هوشياري و ديد وسيع تري با اينترنت برخورد كردند و سرعت توسعه اينترنت در اين كشورها بسيار بيشتر از كشورهاي آسيايي است، ولي آسيا نيز در سال 1999 با امكانات و توانایي هاي اينترنت بيشتر آشنا شد و در پي توسعه كاربردهاي اينترنت در اين قارّه برآمد. (11) براي اين كه جامعه علميخلاق در كشور داشته باشيم، بايد برنامه ريزي آموزشي در كشور به گونه اي باشد كه استفاده سريع و به موقع از اين امكانات براي تمامي دانش آموزان فراهم گردد. ج- نهاد خانواده يكي ديگر از نهادهاي اساسي كه دستخوش اين تغيير بايد گردد، نهاد خانواده و تربيت فرزندان است؛ زيرا كودكان نقش مركزي را در اين انتقال به جامعه خلاق ايفا ميكنند. همان طور كه در تعريف خلاقيّت گذشت، هر كس با آموزش ميتواند خلاق شود و انديشه ها از فرايند پرورش ميگذرند و كودكي خلاق ترين دوره زندگي ما است. بايد مطمئن شويم كه خلاقيّت كودكان بارور گشته و تقويت ميگردد. هم چنين بايد به كودكان كمك كنيم تا ياد بگيرند كه تواناييهاي خلاق خود را گسترش داده و اصلاح كنند. بنابراين، خلاقيّت دوره كودكي در تماميطول عمر حضور داشته و رشد خواهد كرد. (12) براي دست يابي به اين اهداف لازم است که روش هاي تازه براي آموزش و يادگيري و فنّاوري هاي جديد براي پشتيباني اين نوع روش هاي جديد به وجود آيد. هدف نهايي، جامعه اي با افراد خلاق است كه به طور مداوم امكانات جديد براي خود و جامعه شان ايجاد ميكنند.(13)
|
| پی نوشت | 1 . ر. ك: صارم شيرى، يادگيرى در عصر ديجيتال؛ روزنامه ايران ، سال دهم شماره 2971. 2. ر. ك: www.irica.com و www.shabda-ir.com. 3. همان. 4. همان. 5. دهخدا «لغت نامه» ،ج 7 ،ماده خلق. 6. غلامحسين صدر افشار و نسرين حكمي ، «فرهنگ گزيده فارسي» ،ماده خلق. 7. ناهيد محمدى، «خلاقيّت در مديريت»، روزنامه همشهرى، پنج شنبه 2/4/1384. 8. صارم شيرى، همان. 9. ر. ك: www.itna.ir.com . 10. عليرضا نجاتى - مهدى زيبايى، «الگوى نوين انتقال دانش»، ماهنامه علمى تدبير، ش 129. (تلخيص همراه با ويرايش) 11. همان. 12. صارم شيرى، همان. 13. براى رسيدن افراد يك جامعه به خلاقيّت، ادوارد دوبونو، پدر تفكر خلاق، در كتاب «شش كلاه تفكر» يك روش خلاقانه ارائه مي كند و از طريق آن مي كوشد تا نشست افراد به دور يكديگر را به اقدامى ثمربخش و كارا تبديل كند. «دوبونو» سعى مي كند به كسانى كه به دور هم جمع مي شوند، بياموزد كه به تفكر خود نظم دهند و آن گاه در اين ميان، به راه هاى خلاقانه بیندیشند و با يك هماهنگى مديرانه نتايج را طبقه بندى و اولويت بندى كرده و در تصميم گيرىها از آن استفاده كنند. اگر شما مي خواهيد با فنّ شش كلاه تفكر آشنا شوید، بهتر است اين اصل اين كتاب را مورد مطالعه قرار دهيد.
|
 بازگشت | |
|
|