بازبينى تاريخى اخلاق رايانهاى از دريچه دانشنامه استنفورد
نویسنده
انتخاب کنید
بازدید
98
تاریخ انتشار
1384-02-01
فایل مطلب
متن مقاله
درآمد جستار زير ترجمه گزيدهاى از مدخل اخلاق رايانهاى دائرة المعارف فلسفى استنفورد است. در اين نوشتار، خاستگاههاى اخلاق رايانهاى و چگونگى استفاده از عبارت اخلاق رايانهاى از گذشته تاكنون مورد بررسى قرار گرفته است. اخلاق رايانهاى، شاخهاى جديد از اخلاق است كه به سرعت و به همراه رشد فناورى رايانهاى در حال رشد و تغيير است. «اخلاق رايانه» از يك سو ممكن است به صورت بسيار محدود و به عنوان تلاشهاى فيلسوفان حرفهاى براى اعمال نظريههاى اخلاقى متعارف نظير: فايده گرايى، كانت گرايى و يا اخلاق فضيلتمحور به مضامين مربوط به كاربرد فناورى رايانه قلمداد شود. از سوى ديگر، اين اخلاق ممكن است در يك معناى گسترده به كار رود؛ به طورى كه شامل معيارهاى فعاليت حرفهاى، رمزهاى ارتباط، ابعاد قانون رايانه، خطمشى عمومى و اخلاق شركتها قلمداد شود. در كشورهاى پيشرفته دنيا، «تحول اطلاعات» ابعاد بسيارى از زندگى همچون: بانكدارى و تجارت، كار و اشتغال، مراقبتهاى پزشكى، دفاع ملى، حمل و نقل و سرگرمى را تغيير داده است. در نتيجه، فناورى اطلاعات بر امورى چون: زندگى جامعه، زندگى خانواده، رابطههاى انسان، آموزش، آزادى و دموكراسى تأثيرات مثبت و منفى اعمال كرده است. اخلاق رايانهاى در گستردهترين حالت مىتواند به عنوان شاخهاى از اخلاق كاربردى در نظر گرفته شود كه به مطالعه و تحليل تأثيرات اخلاقى و اجتماعى فناورى اطلاعات مىپردازد. در سالهاى اخير، اين عرصه تازه و دشوار منجر به ايجاد رشتههاى دانشگاهى تازه، همايشها، كارگاهها، سازمانهاى حرفهاى، مواد برنامههاى آموزشى، كتابها، مقالهها، مجلهها و مراكز تحقيقاتى شده است. در عصر شبكه گسترده جهانى (WWW)، اخلاق رايانهاى بهسرعت به اخلاق اطلاعات جهانى تبديل مىشود. دهه 1940 و 1950 اخلاق رايانه به عنوان يك عرصه مطالعه در مؤسسه فناورى ماساچوست، در طى جنگ جهانى دوم؛ يعنى اوايل دهه 1940 م ريشه دارد. پرفسور «توربرت وينر» در اين مؤسسه به شكلگيرى توپ ضد حملات هوايى كمك كرد كه قابليت از بين بردن هواپيماهاى سريع جنگى را داشت. چالش مهندسى اين پروژه باعث شد كه «وينر» و عدهاى از همكارانش رشته تازه تحقيقاتى به وجود آورند كه «وينر» آن را «سايبرنتيك» (فرمانشناسى) ناميد؛ يعنى علم نظامهاى باز خورد اطلاعات. اين مفاهيم، زمانى كه با رايانههاى ديجيتال در حال پيشرفت در آن زمان تركيب شد باعث گرديد كه «وينر» برخى استنتاجهاى هوشمندانه اخلاقى درباره فناورى را به وجود آورد كه امروزه ما آن را فناورى اطلاعات و ارتباطات (ICT) مىناميم. وى با فراست، تبعات تحولى اجتماعى و اخلاقى را پيشبينى كرده بود. براى مثال، او در سال 1948 م در كتاب خود تحت عنوان «سايبرنتيك يا كنترل و ارتباط در ماشين و حيوان» چنين گفت: «براى مدتها اين امر براى من روشن بوده است كه ماشين محاسبه بسيار سريع، ماشينى جهت كنترل خودكار به حساب مىآمد و نيازى نبود كه ورودى و خروجى آن در قالب ارقام و اشكال باشد. اين ماشين به ترتيب دريافتهاى اعضاى حسى مصنوعى همچون سلولهاى فتوالكترويك يا دماسنج است و عملكرد موتورها يا سولنئيد به حساب خواهد آمد. ما اكنون در مقام ساخت ماشينهاى مصنوعى با تمام سطح ظرافت و دقت عملكرد هستيم. مدت زمان بسيارى پيش از ناكازاكى و آگاهى عمومى درباره بمب اتمى، به ذهن من رسيد كه در حضور يك استعداد اجتماعى با اهميت بسيار درباره خير و شر هستيم». در سال 1950 م «وينر» كتاب شگفتانگيز خود را تحت عنوان» استفاده انسان از انسان» منتشر كرد. اگر چه «وينر» در اين كتاب از واژه «اخلاق رايانه» كه استفاده از آن دو دهه پيش رواج پيدا كرد استفاده نكرد، اما وى به تعريف يك بنياد جامع و فراگير پرداخت كه امروزه به عنوان پايه و اساس قدرتمند تحقيق و تحليل اخلاق رايانه مورد استناد قرار مىگيرد. موضوعات كتاب «وينر» عبارتاند از: توصيفى از هدف زندگى انسان، چهار اصل عدالت، يك شيوه قدرتمند براى اخلاق كاربردى، بحثهاى بنيادى پرسشهاى اخلاق رايانه و مثالهايى از نمونههاى اخلاق رايانه. بنياد اخلاق رايانه «وينر» بسيار جلوتر از زمان خود بود و واقعاً در طى چندين دهه ناديده گرفته شد. در نظر او ادغام فناورى رايانه در جامعه در نهايت به دوباره بنا كردن جامعه منجر مىشود. اين امر، نيازمند فرايند چند بعدى است كه سالها تلاش مستمر را طلب مىكند و همه چيز را از ريشه تغيير مىدهد. پروژهاى به اين وسيعى الزاماً در بر گيرنده وظايف و چالشهاى گسترده و گوناگون است. كسانى كه با اين امور كار مىكنند، بايد به تغييرات افراطى در محل كار خود سازگار باشند؛ دولت بايد قانونها و آييننامههاى تازهاى وضع كند، صنعتها و تجارتها بايد سياستها و خط مشىهاى تازهاى ابداع كنند، سازمانهاى حرفهاى بايد اصول تازهاى براى اعضاء خود به وجود آورند، جامعهشناسان و روانشناسان بايد پديدههاى اجتماعى و روانشناسى را مطالعه و درك كنند و فيلسوفان بايد در مورد مفاهيم اخلاقى و اجتماعى قديمى دوباره فكر كنند و به تعريف دوباره مفاهيم مبادرت ورزند.
دهه 1960 در اواسط دهه 1960 م «دون پاركر» از SRI اينترنشنال (مؤسسه تحقيق استنفورد) در منلو پارك كاليفرنيا آغاز به بررسى استفاده غير اخلاقى و غير قانونى از رايانه توسط متخصص رايانه كرد. پاركر مىگويد: «به نظر مىرسد كه زمانى كه مردم به مركز رايانه وارد مىشوند، اخلاق را پشت سر خود جاى مىگذارند و به نوعى آن را ناديده مىگيرند». وى نمونههاى جرمهاى رايانهاى و ديگر فعاليتهاى رايانهاى غير اخلاقى را جمعآورى كرد و در سال 1968 م كتابى را تحت عنوان «قانونها و اخلاقيات در فرآيند اطلاعات» منتشر كرد و اولين اصول رفتار حرفهاى را براى انجمن ماشين آلات محاسبهاى به وجود آورد. در طى دو دهه بعدى، «پاركر» به نوشتن كتابها، مقالات و برگزارى كارگاهها و سخنرانىها ادامه داد تا رشته اخلاق رايانهاى را حفظ كند. اين امر باعث شد تا اين مفهوم اهميت يابد و تا امروز باقى بماند. اگر چه كارهاى «پاركر» در يك قالب نظرى كلى نمىگنجد، اما فعاليتهاى او در زمينه تاريخ اخلاق رايانه پس از وينر از نقاط عطف مهمى برخوردار است.
دهه 1970 در اواخر دهه 1960 م «جوزف ويز نباوم» Weizenbaum Joseph دانشمند رايانه در مؤسسه فناورى ماساچوست در بوستن برنامهاى رايانهاى به نام ELIZA نوشت. او اين برنامه را به گونهاى نوشته بود كه تقليدى سطحى از رواندرمانى راجرى باشد كه بر مصاحبهاى اوليه با يك بيمار متكى بود. «ويزنباوم» از واكنشهاى مردم به اين برنامه رايانهاى شگفت زده شد؛ برخى روانپزشكها آن را به مثابه شاهدى در نظر گرفته بودند كه رايانهها بهزودى به صورت خودكار اقدام به رواندرمانى مىكنند. حتى پژوهشگران رايانهاى در مؤسسه تحقيقاتى ماساچوست از لحاظ احساسى در اين امر سهيم شده و تفكرات بنيادى خود را به اشتراك گذاشتند. «ويز نباوم» بسيار نگران اين امر بود كه در مدل فرايند اطلاعات، بشر روند رو به رشد ميان دانشمندان و حتى عموم مردم را تقويت مىكند تا انسان را صرفاً به عنوان ماشين در نظر بگيرد. كتاب وى به نام «قدرت رايانه و منطق انسان» (1976) به صورت موكد، بسيارى از اين ايدههاى او را بيان مىكند. كتاب «ويز نباوم» به علاوه كلاسهايى كه وى در مؤسسه تحقيقاتى ماساچوست و سخنرانىهايى كه در دهه 1970 م در سراسر دنيا برگزار مىكرد، باعث الهام گرفتن متفكران بسيار و پروژههايى در زمينه اخلاق رايانهاى شد. در اواسط دهه 1970 م «والتر منر» از عبارت «اخلاق رايانه» استفاده كرد. وى اين عبارت را براى اطلاق به رشته تحقيقى در مورد برنامههاى اخلاقى كه توسط فناورى رايانه اضافه شده، تغيير كرده و يا ابداع شده است، به كار برد. در اواخر دهه 1970 م و در حقيقت در اواسط دهه 1980 م منر علاقه بسيارى به ايجاد دورههاى آموزشى در سطح دانشگاه درباره اخلاق رايانه نشان داد. او چندين كارگاه و سخنرانى در همايشهاى علوم رايانهاى و همايشهاى فلسفه در سراسر آمريكا برگزار كرد. وى همچنين در سال 1978 م كتابى را تحت عنوان »كيت آغازگر در اخلاق رايانهاى» منتشر كرد كه به عنوان منبع تدريس رشته اخلاق رايانهاى مورد استفاده و توجه استادان دانشگاه قرار گرفت. در اين اثر، برخى مبانى اخلاق رايانهاى همچون: حريم و قابليت اعتماد، جرم رايانهاى، تصميمات رايانهاى، استقلال فنى و اصول حرفهاى اخلاق مورد بحث قرار گرفته است. اقدامات پيشگامانه «منر» علاوه بر كتاب «كيت آغازگر» و بسيارى از كارگاههاى همايشهايى كه وى برگزار كرد، تأثير بسزايى بر تدريس اخلاق رايانه در سراسر آمريكا گذاشت. بسيارى از رشتههاى دانشگاهى به دليل اقدامات او به وجود آمد و پس از او شمارى دانشمند برجسته در اين عرصه فعاليت كردند. دهه 1980 با شروع دهه 1980 م چندين دستاورد اجتماعى و اخلاقى فناورى اطلاعات به موضوعات عمومى در آمريكا و اروپا تبديل شد؛ موضوعاتى همانند: جرمهاى رايانهاى، فاجعههايى كه به دليل ناتوانى رايانه به وجود مىآيد، تعرض به حريم افراد از طريق پايگاه دادههاى رايانه و موضوعات قانونى در مورد مالكيت نرمافزار. به دليل كارهاى «پاركر»، «ويز نباوم»، «منر» و ديگران، بنيادى براى اخلاق رايانهاى به عنوان يك رشته دانشگاهى تأسيس شد؛ اما متأسفانه دستاوردهاى وينر در اين زمينه ناديده گرفته شد. به هر حال، دهه هشتاد ميلادى زمان مناسبى براى بررسى اقداماتى بود كه در زمينه اخلاق رايانهاى انجام شده است. در اواسط دهه 80، «جيمز مور» از دانشگاه «دارتماث» مقاله تأثيرگذار خود را تحت عنوان «اخلاق رايانهاى چيست؟» در شماره ويژه مجله «متافيلوسوفى» به نام رايانهها و اخلاق منتشر كرد. علاوه بر اين، «دبوراجانسون» از مؤسسه پلى تكنيك رنسلير، اولين كتاب درسى اخلاق رايانهاى را در اين عرصه منتشر نمود. در زمينه روانشناسى و جامعهشناسى كتابهاى وابسته به اين عرصه منتشر شده بود كه در اين ميان مىتوان به كتاب «خود دوم» (1984) نوشته «شرى توركل» از مؤسسه تحقيقاتى ماساچوست درباره تأثير رايانه بر روان انسان و نيز كتاب «رايانهها و تغيير اجتماعى: اطلاعات، خاصيت و قدرت» (1987) نوشته «گجوديث پرول» با رويكرى جامعه شناسانه به رايانه و ارزشهاى انسان، اشاره كرد. در اوايل دهه 80 م كه «تريل وارد بينوم» با «منر» در انتشار كتاب «كيت آغازگر در اخلاق رايانهاى» همكارى مىكرد، بيشتر فيلسوفان و دانشمندان رايانهاى اين رشته را بى اهميت مىخواندند؛ اما «بينوم» كار «منر» را ادامه داد و رشتههايى در همين زمينه به وجود آورد و كارگاههايى نيز در اين باره برگزار كرد. وى در سال 1985م انتشار يكى از شمارههاى ويژه مجله «متافيلوسوفى» را به عهده گرفت و آن را به اخلاق رايانهاى اختصاص داد. در سال 1991 «بينوم» و «منر» اولين همايش ميان رشتهاى بين المللى را در زمينه اخلاق رايانهاى تشكيل دادند. اين همايش به عنوان يكى از نقاط عطف اصلى در اين زمينه به شمار مىرود. اين همايش براى اولين بار فيلسوفان، افراد حرفهاى رايانهاى، وكلا، نمايندگان تجارى، خبرنگاران و مقامات دولتى را گرد هم آورد و مجموعهاى از برنامههاى ويدئويى، موضوعات درسى و رسالهها را ايجاد نمود.
دهه 1990 در طى دهه 1990م رشتههاى تازه دانشگاهى، مراكز تحقيقاتى، همايشها، مجلات، مقالات و كتابهاى درسى در اين عرصه ظهور كردند و دانشمندان بسيار و موضوعات بسيارى نيز در اين عرصه به فعاليت پرداختند. به عنوان نمونه، متفكرانى همچون: «دونالد گاتربارن»، «كيث ميلر»، و «سيمون راجرستون» و «ديان مارتين» و سازمانهايى مانند: «متخصصان رايانه براى مسئوليت اجتماعى»، «بنياد مرز الكترونيك» و«ACM-SIGCAS» پروژههاى اين عرصه را هدايت كردند. پيشرفتهاى اروپا و استراليا و همچنين مراكز تحقيقى تازه در انگلستان، لهستان، هلند و ايتاليا، مجموعه همايشهاى ETHICOMP كه توسط «جروئن ون دن هاون» و مؤسسه استراليايى اخلاق رايانهاى به رياست «كريس سيمسون»و »جان وكرت» برگزار شدند، از اهميت و ارزش بسزايى برخوردار بودند. اين پيشرفتهاى مهم با كمك پيشگامانى چون «سيمون راجرسون» از دانشگاه «دوو منتفورت» انگلستان انجام مىشد كه مركز محاسبه و مسئوليت اجتماعى را تأسيس كرده بود. و اين گونه در اواسط دهه 1990 م آغاز نسل دوم پيشرفتهاى اخلاق رايانهاى رقم خورد. دهه 1990 م زمان توضيح مفاهيم بنيادين، گسترش چارچوبهايى كه اقدامات عملى در آن صورت مىگرفت، رسيده بود. از اين رو، نياز به كاهش احتمال تأثيرات غير قابل پيشبينى فناورى اطلاعات احساس مىشد.