آينده بسيار روشن و اميدبخشي را فراروي مركز ميبينم گفتگو با دكتر سيد طه هاشمي، عضو هیئت امنای مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
نویسنده
انتخاب کنید
بازدید
118
تاریخ انتشار
1389-03-10
فایل مطلب
متن مقاله
اشاره آنچه در ذيل ميخوانيد پاسخ مکتوب جناب آقاي دکتر طه هاشمی، مدیر عامل سابق مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی به سئوالات ره آورد نور است كه به مناسبت بزرگداشت بيستمين سال تأسيس این مركز به دفتر نشریه ارسال شده است. از آنجا که این مطلب برای انتشار در ویژه نامه ره آورد نور به موقع به دستمان نرسید، در شماره حاضر به خوانندگان عزيز تقديم مي گردد.
آقای دکتر در باره پيشينه شكلگيري مركز و چگونگي انتساب خويش به مدیر عاملی مركز توضیحاتی بيان بفرماييد. در خصوص پيشينة تأسيس مركز بايد عرض كنم كه در سال 68 چند تن از طلاب جوان و علاقهمند نظير آقايان: طالبپور، سميعي، برادران شبيريها دور هم جمع شدند و در فكر ايجاد مركزي براي به كارگيري فناوريهاي نوين در حوزه بودند. مدتي كار كردند و از كتاب شريف بحار الأنوار شروع نموده و اولين معجم لفظي را پايه گذاردند. بديهي است اين كار، هم از نظر كمي و هم از جهت كيفي، بسيار ابتدايی و مقدماتي بود؛ اما به مرور احساس شد كه جاي كار در اين باره فراوان است و از طرفي، بودجه كافي نيز بايد در اختيار باشد تا از همة قابليتها در اين عرصه استفاده شود. از اين رو، اين عزيزان وقت ملاقاتي را از دفتر مقام معظم رهبري گرفتند و به محضر حضرت ايشان شرفياب شدند. در آنجا توضيحاتي را خدمت آقا دادند و به بيان ظرفيتهايي كه در حوزه وجود داشت، پرداختند. نتيجه اين ديدار مبارك آن شد كه حضرت آقا بر ضرورتهاي استفاده از كامپيوتر در عرصة علوم اسلامي تأكيد نمايند و پيشنهاد دهند مستقيماً اين كار مهم تحت اشراف ايشان انجام گردد و اين گونه بود كه مركزي به نام مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي با تركيب هيئت امنا، هيأت مديره و مدير عاملي با اشراف و رياست عاليه مقام معظم رهبري تأسيس گرديد. معظمله از قبل نسبت به استفاده بهينه از ابزارهاي جديد در حوزه علوم انساني و اسلامي عنايت خاص داشتند و با ديدن جدّيت اين جمع كوشا قبول نمودند و بهسرعت تركيب هيأت امنا و هيئت مديره شكل گرفت و شخصيتهاي گرانقدر و اساتيد بزرگي چون حضرات آيات: محقق داماد، هاشمي شاهرودي و طاهري خرمآبادي هيأت امناي مركز را تشكيل دادند. اساسنامهاي نيز تنظيم شد و در آن قيد گرديد كه رياست عاليه مركز با شخص مقام معظم رهبري است و اين مهمترين ركن تشكيلات مركز بود. به نظرم هيچ مؤسسه فرهنگي، آموزشي و هيچ مركز تحقيقاتي پيدا نميشود كه رياست عاليه آن با مقام معظم رهبري باشد؛ ولي معظمله به دليل اهميتي كه براي اين كار قائل بودند و از طرفي به جهت اينكه معتقد بودند كه اين كار جديدي است و احتمالاً در حوزه با موانعي مواجه خواهد شد، با قبول رياست عاليه مركز تداوم كار را تضمين كردند. از سويي وقتي حوزه علميه اعم از مراجع، علما و فضلا ميديدند كه شخص رهبري رياست عاليه اين كار را بر عهده گرفتهاند، به اهميت آن بيشتر واقف ميشدند. ضمن اينكه حضور شخصيتهاي طراز اوّل حوزه در هيأت امناي مركز، بر اتقان كار ميافزود و اطمينانآور بود. جلسات هيأت امنا به صورت منظم تشكيل شده و اعضاي پنجنفره هيأت مديره جهت تأييد به مقام معظم رهبري معرفي ميشدند كه بنده هم جزء آن پنج نفر بودم. با تأييد ايشان هيأت مديره كار را شروع كرد و بعد از مدتي به اينجانب پيشنهاد مديرعاملي مركز را دادند و با توجه به اينكه اين پيشنهاد در واقع، نظر مقام معظم رهبري بود، بنده هم با طيب خاطر و افتخار پذيرفتم. در آن زمان بر اساس بندهاي اساسنامهاي كه مدتها در هيأت امنا مورد بحث قرار گرفته بود و نهايتاً به تأييد رياست عاليه مركز رسيده بود، در سه محور اساسي كار را پيش برديم: اول، آموزش رايگان طلاب و فضلا؛ دوم، توليد معاجم لفظي، موضوعي و رجالي؛ سوم، قرار دادن تسهيلات و امكانات سختافزاري در اختيار حوزويان كه البته قدم نخست آن، همان تأسيس بانكهاي اطلاعاتي در اماكن عمومي نظير مدارس علميه، مساجد و امثال آن بود. بدين ترتيب، پايه يكي از مهمترين و ماندگارترين خدمات علمي و ديني در زمان زعامت و رهبري مقام معظم رهبري براي حوزة علوم اسلامي گذاشته شد.
نظر بزرگان و فضلاي حوزه علميه در مورد كارهاي مركز چگونه بود؟ بديهي است كارهاي جديد هميشه با فراز و فرودهايي همراه است؛ بهويژه در حوزههاي علميه به دليل وجود روحيات ضد استعماري حوزهها و ترس از تجارب تاريخي كه همواره دغدغه اصلي حوزهها بوده، آغاز چنين كارهايي با موانعي همراه است؛ اما همچنانكه گفتم، ما به دو دليل با موانع كمتري مواجه بوديم: يكي اينكه مركز از سوي رهبر معظم انقلاب حمايت ميشد. دوم آنكه رئيس هيأت امناي مركز شخصيت شناختهشدهاي چون حضرت آيت الله محقق داماد بود و تركيب هيأت امنا نيز كمك بزرگي براي ايجاد اطمينان در ميان حوزويان به شمار ميرفت. بنابراين، از همان آغاز شخصيتهاي بزرگ حوزه اين حركت را تأييد كردند؛ بهخصوص زماني كه به مرور، كارها آماده ميشد و براي توضيح و تشريح آنها خدمتشان ميرسيديم. با تيمي متشكل از مسئولان گروههاي تحقيقات و فني مركز، مرتب به منازل علما ميرفتيم و اهميت كار و دستاوردهايي را كه از اين گذر نصيب حوزه تحقيق و توسعة علوم در حوزه های علمیه ميشد، تبيين ميكرديم. همكاران بنده تلاش فراواني را براي جا انداختن فكر استفاده از كامپيوتر در حوزه علميه به كار بردند و سرانجام هم موفق بوديم. در نهايت، سطوح بالاي حوزه نيز از اين كار استقبال كرد و حتي بعضي از مراجع كه هنوز كامپيوتر تهيه نكرده بودند، در ارتباطي كه مسئولان بانكهاي اطلاعاتي ما با آنها برقرار كرده بودند، نياز آنها را اخذ نموده و در كوتاهترين زمان ممكن اطلاعات را در اختيارشان قرار دادند و اين مقدمه يك اعتماد بزرگ در حوزه شد. البته شروع گسترده آموزش كامپيوتر در ميان طلاب جوان نيز كمك كرد كه مركز به عنوان يك ضرورت در درون نهاد حوزه جا بيفتد. مراجع معظم تقليد و علما خيلي زود نسبت به اين كار اساسي و مهم واكنش مثبت نشان دادند. روشن است كه حوزههاي ديني حصون اسلاماند و مراجع عظام پاسداران حقيقي آن هستند كه با چشماني آيندهنگر نسبت به تحولات حوزهها حساسيت دارند؛ اما اين به معناي آن نيست كه اجازه تحول و به روز شدن حوزهها را ندهند. ما آن زمان وقتي به نزد هر كدام از مراجع شرفياب ميشديم و برنامهها را توضيح ميداديم، از سوي ايشان استقبال ميشديم. البته اينكه به منازل يكايك مراجع و علما برويم و برنامهها و اهداف مركز را تشريح كنيم، بنا به توصية مقام معظم رهبري ـ حفظه الله ـ بود. ايشان ميفرمودند به هيچ وجه ارتباطتان را با بيوت و مراجع و علما قطع نكنيد و ما هم بر همين اساس، برنامهريزي كرده بوديم و خوشبختانه برنامههاي نرمافزاري تهيه شده در مركز ناظر به همة شقوق علمي و مبتلابه همة شخصيتهاي علمي بود. به همين جهت، فقها، فلاسفه، اصوليون، عرفا، مفسران، رجاليون، محدثان، تاريخدانان و حتي ادبا و شعراي گرانقدر حوزه از آن استقبال ميكردند؛ چون مطابق نياز تمامي اين صاحبان علوم برنامه تهيه ميشد و در اختيار آنان قرار ميگرفت. وقتي اقبال مراجع و علما توسط طلاب جوان مشاهده ميشد، بديهي بود كه رغبت آنها براي آموزش و استفاده از برنامههاي مركز صد چندان شود و اين مهمترين رمز موفقيت و جا افتادن اين مقوله مهم در حوزه علميه قم و سپس در حوزههاي شهرستاني بود.
تجهيزات سختافزاري و فني مركز در اوايل كار چه وضعيتي داشت؟ از نظر وضعيت سختافزاري در آغاز راه بوديم و امكاناتمان بسيار محدود بود. در همان بدو امر براي اينكه بتوانيم با سرعت بيشتر منويات مقام معظم رهبري را محقق كنيم، اقدام به تأسيس فروشگاهي براي عرضه سختافزار كرديم. اين اقدام دو فايده بزرگ داشت: يكي اينكه به مرور و به صورت منظم نيازهاي سختافزاري مركز به تناسب توسعة كار تأمين ميشد و دوم آنكه فكر كرديم براي اينكه طلاب جوان بتوانند دستگاه كامپيوتر تهيه كرده و به صورت شخصي در منازل و در ساعات فراغت حداكثر استفاده را از برنامهها ببرند، بايد كامپيوتر را با قيمت ارزان در اختيار آنها قرار داد. پيشنهاد را خدمت رياست عاليه مرکز مطرح كرديم و حضرت ايشان هم با استقبال دستور دادند كه بيست و سه ميليون تومان در اختيار فروشگاه قرار گيرد تا پس از وارد كردن قطعات و اسمبل كردن آنها با قيمت نقد و اقساط بدون حتي يك ريال سود در اختيار طلاب و فضلا قرار گيرد. و اين نقطة آغاز يك تحول بزرگ در خصوص ورود كامپيوتر به حوزه بود. از نظر فضاي كاري نيز بسيار در مضيقه بوديم. يك ساختمان در خيابان معلم به صورت اجاره در اختيار داشتيم كه ساختمان اصلي مركز بود؛ اما به هيچ وجه كفاف نيازهاي ما را نميداد. مدتي بعد بخش فني را به ساختماني در نزديك حرم و پشت مدرسه حجتيه منتقل كرديم و يك ساختمان هم در خيابان صفائيه براي آموزش اجاره نموديم. در خصوص نيروي انساني نيز بايد عرض كنم كه در آغاز تعدادی از محققان و فضلا با مركز همكاري داشتند و همسو با توسعة كار و شكلگيري معاونت تحقيقات، فني و اطلاعرساني نسبت به جذب فضلا و علاقهمندان مورد نياز اقدام كرديم.
رمز موفقيت و پيشرفت مركز را در چه عواملي ميدانيد؟ به تصور من رمز اصلي موفقيت مركز در توليد نرمافزارها، تأسيس گسترده بانكهاي اطلاعاتي جهت استفاده طلاب و برگزاري سمينارها و نمايشگاههاي داخل و خارج كشور بود كه همه اينها به دو عامل مهم باز ميگشت: اول، انگيزه قوي و حمايتهاي مادي و معنوي كه از سوي مقام معظم رهبري صورت ميگرفت. دوم، تلاش مؤمنانه و شبانهروزي نيروهايي بود كه در بخشهاي مختلف مركز مشغول به كار بودند. همه يك دل و يك زبان براي توسعة كار تلاش ميكردند. دوستان ما در معاونت تحقيقات و فني با توجه به علاقهي وافري كه نسبت به كار خود داشتند، بهسرعت آييننامههاي مرتبط را تنظيم و به مرور تكميل كردند. روشهاي موضوعبرداري و هماهنگسازي كه در آغاز خيلي ابتدايي و ساده بود، برابر قابليتهاي فني روزآمد شد. معاجم لفظي بهسرعت حالت تكاملي خود را طي كرد تا اينكه بخش رجال مركز به افقهاي جديدي در به كارگيري قابليتهاي كامپيوتري دست يافت و اينها همه نويد يك تحول بزرگ را در آينده نزديك ميداد. براي نخستين بار از سوي كشور ايران در نمايشگاه جيتكس در كشور امارات شركت كرديم و برخي از برنامههايي را كه آماده شده بود، در معرض نمايش قرار داديم. جالب اين بود كه تا آن زمان برنامههاي علوم اسلامي كه عمدتاً توسط يك شركت عربي از عربستان به نام «صخر» عرضه ميشد، بر روي فلاپي بود و ما برنامه را با CD ارائه كرديم و براي بازديدكنندگان پيشرفتهاي قم قابل توجه بود و تا حدودي هم باور نكردني؛ چون تا آن زمان فقط سيديهايي صوتي وجود داشت كه در دسترس علاقهمندان برنامههاي مذهبي بود. به هر حال، يك قدرت نرمافزاري در جهان اسلام آن هم با برنامههاي اهل البيت(ع) ظهور كرده بود و اين مايه افتخار شيعه بود. بسياري از شيعيان كه به غرفه مركز ميآمدند، احساس غرور ميكردند. اين در حالي بود كه ما نسبت به پيشرفتهاي امروز، در آغاز راه بوديم. در زمستان 70 نيز اولين سمينار كامپيوتر و علوم اسلامي را در ايران و در مجتمع امام خميني قم برگزار كرديم و در كنارش هم نمايشگاهي از محصولات نور عرضه شد. آن زمان، حضرت آيتالله مؤمن مديريت حوزه علميه قم را بر عهده داشتند و در سخنراني افتتاحيه نمايشگاه، ما را بسيار تشويق نمودند. اينگونه حمايتها نيز كه از داخل حوزه صورت ميگرفت، بر اتقان كار ميافزود. معمولاً برنامه نمايشگاهها، سمينارها و تأسيس بانكهاي اطلاعاتي را در برنامههاي ساليانه تنظيم و به دفتر مقام معظم رهبري تقديم ميكرديم و طبق روال از سوي دفتر معظمله تمام برنامهها بررسي شده و به استدلالها توجه ميشد. كارشناسان ميبايست دقيقاً دلايل و مستندات خود را ارائه ميكردند و سرانجام گزارش كار براي تأكيد نهايي به محضر حضرت آقا تقديم ميشد. پس از تأييد معظمله جهت ابلاغ اطلاع داده ميشد. در آن سالها بودجه ما خيلي اندك بود و نيروها وجه دريافتي از مركز را به عنوان تبرك ميديدند و آن را با بركت ميدانستند. در اينجا خوب است يك نكته جالبي را عرض كنم كه شايد براي كساني كه آقا را از نزديك نميشناسند، عجيب باشد. قضيه به بودجه سال 71 مربوط ميشود كه در آن پيشنهاد شركت مركز در يكي از نمايشگاههاي خارجي را داده بوديم؛ به اين معنا كه هر سال در شهر سبيت آلمان نمايشگاهي از آخرين دستاوردهاي نرمافزاري و سختافزاري برگزار شود. اين نمايشگاه در اروپا مقام اول را دارد و در دنيا هم بعد از نمايشگاهي است كه در آمريكا برگزار ميشود. حضور در اين نمايشگاه براي آموزشهاي فني و افزايش قابليتهاي نرمافزاري ما بسيار مفيد بود. دوستان ما در معاونت فني نظير حضرات آقايان: آسياباني، مينايي، حسن آقا و علي آقا شبيري معتقد بودند اين مسافرت در ارتقاي سطح فني مؤثر است. بنده هم همين عقيده را داشتم؛ ولي متأسفانه در هنگام بررسي در دفتر آقا آن را حذف كرده بودند. وقتي برنامه را براي تأييد نهايي خدمت آقا ميبرند، ايشان با قلم مباركشان حضور در نمايشگاه سبيت را اضافه ميكنند و اين به قدري بر روحيه معاونت فني ما اثر گذاشت كه غير قابل توصيف بود. البته اصل سفر خيلي اهميت نداشت كه بخواهد اين همه خوشحال كننده باشد؛ بلكه از اين جهت كه شخص رياست عاليه مركز اين قدر به توسعه فني مركز ميانديشند و به آن توجه دارند، برايمان مهم بود.
در اين مسير با چه مشكلاتي مواجه بوديد؟ در رأس مشكلات ما، مسأله بودجه بود. برنامههاي گستردهاي را تنظيم كرده بوديم و اهداف بلندمدتي طراحي شده بود؛ حتي در همان زمان زمزمة تنظيم برنامههاي ميانمدت و بلندمدت را در داخل مركز مطرح كرديم. البته بايد اذعان كنم كه همكارانم همگي يكدست و همراه بودند و تجربة مديريتي قبلي بنده هم در كنار كارهاي عالمانه و تلاش مجدانه آنها مشكلات را يكي پس از ديگري حل ميكرد. به هر حال، در تمام اين سالها مشكل اصلي ما بودجه بود و چون در آغاز كارمان سيستم مديريتي مركز سهمرحلهاي بود؛ يعني هيأت امنا، هيأت مديره و مدير عامل، همين امر تا حدود زیادي از سرعت كار ميكاست. بديهي است مديريت بر مركزي كه بايد تصميماتش به روز باشد و بعضاً هم بايد آني تصميم ميگرفتيم، دشوار بود و يكي از مصائب بزرگمان، بعضي مخالفتهاي هيأت مديره يا وسواسي بود كه دوستان ما در هيأت مديره داشتند و گاهي اوقات كار را دچار مشكل ميكرد. به ياد دارم كه در برگزاري اولين سمينار كامپيوتر و علوم اسلامي اعضاي محترم هيأت مديره حتي روي نوع غذا نظر ميدانند و حتي جالب بود كه بعضي روي گوشتي هم كه ميخواهد طبخ شود، نظر داشتند. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. وقتي گزارش اينگونه دخالتها در كارها به دفتر مقام معظم رهبري رسيد، با نظر حضرت آقا قرار شد كه هيأت امنا و هيأت مديره با يكديگر ادغام شود و اختيارات مديرعامل افزايش يابد. با اصلاح اساسنامه مركز اين اتفاق افتاد و از آن زمان به بعد، ما در حوزة ادارة امور مركز از اختيارات بيشتري برخوردار شديم و اين يك موفقيت خوب براي توسعه بهتر كار بود. همچنين مشكلات فراوان ديگري هم وجود داشت. از جمله اينكه كمكم سازمانها و مراكز رقيب متولد شدند و كساني بودند كه با مرکز در رقابت شدیدی قرار گرفته بودند؛ ولي بحمدالله همة موانع با اتكال به خداي بزرگ و خلوص نیت همکاران در مرکز برطرف شد.
لطفا خاطره ای شنیدنی در زمان مديرتتان بیان بفرمایید. در خصوص كار با مركز، خاطرات بسياري دارم. قبل از نقل برخي خاطرات، بايد عرض كنم بنده حضرت آقا را از زمان دانشجويي موقعي كه معظم له در تبعيد بود، ميشناختم و با همة وجود به ايشان ارادت داشتم و تا امروز هم اين ارادت روز به روز بیشتر شده است. در تبعيدگاه جيرفت كه اواخر سلطنت پهلوي بود، براي بار دوم با تني چند از دانشجويان و در معيت شهيد حقاني خدمت ايشان رسيدم. در آنجا بود كه عظمت و شخصيت علمي و نگاه بلند و روشنفكرانه او را دريافتم و براي بنده كه با روحانيون بسياري آشنا بودم، يافتن شخصيتي جامع با ابعادي شگرف مغتنم بود و از همان ايام تا امروز مرتباً شكرگذارم كه اين سعادت نصيبم شد. نكتة درسآموز اين است كه شبها مقام معظم رهبري در مسجد جيرفت سخنراني داشتند و ساواك هم بهشدت حساس بود و روي رفت و آمدها كنترل داشت. پاي منبر ايشان بيش از 20 نفر جرأت شركت نداشتند؛ اما امروز هر سخنراني ايشان ميليونها مستمع در داخل و خارج كشور دارد. در طول سالهايي كه ايشان رياست جمهوري را بر عهده داشتند و بنده در شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي مسئوليت داشتم، مرتب خدمت ايشان ميرسيدم و در واقع، نقش يك رابط را داشتم. در عين حال، افتخار حضور در كلاسهاي تفسير قرآن ايشان را نيز داشتم. زمان رياست بنده در مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامی نيز هر وقت مشكلي پيش ميآمد و كار پيچيده ميشد و از حل آن عاجز بودم، خدمتشان ميرسيدم و عمدتاً هم سر نماز ظهر و عصر ايشان وقت ميگذاشتند و چون به اصل كار توجه ويژه داشتند، بنده بهراحتي از عنايت و لطف ايشان برخوردار بودم؛ البته بعضي ديدارها با حضور هيأت امنا و يا هيأت مديره انجام ميشد. از جمله خاطراتي كه اينجا به مناسبت بيستمين سال تأسيس مركز خوب است يادآوري كنم، اين است كه در يكي از ملاقاتها ايشان اصرار داشتند در خصوص آموزش و توليد معاجم لفظي و موضوعي و رجالي به كار سرعت بدهيم. ايشان ميفرمودند: آنچه حوزه را متحول ميكند، همين كار است. در داخل منازل علما حتي جاي كامپيوتر را هم مشخص كنيد و نيرو بفرستيد و به آقايان آموزش بدهيد. اين يك كار اساسي و بنيادي براي به روز شدن تحقيقات اسلامي حوزهاي است. معظمله ميفرمودند: اوايل من خودم عادت نداشتم از كامپيوتر استفاده كنم و ترجيح ميدادم به كتابخانه بروم و به صورت دستي از منابع استفاده نمايم؛ ولي وقتي توانستم با صفحهكليد كار كنم، از كامپيوتر استفاده كردم. ايشان ميفرمود: شما بايد در استفاده علما از برنامهها اصرار بورزيد. اوايل كار ممكن است استقبال چنداني نشود؛ ولي بالاخره همگي پي به اهميت موضوع خواهند برد. خاطره ديگر اينكه وقتي كتاب بحار الأنوار را در قالب معجم لفظي آماده ميكرديم، يك روز كه محضر ايشان بودم، فرمودند: مراقب باشيد از مركز شما نداي تفرقه و اختلاف بين مسلمانان بلند نشود. من حرام ميدانم احاديثي را كه تفرقهانگيز است، در قالب نرمافزار به صورت جهاني عرضه كنيد. اين روايات بيش از هزار سال است كه در داخل كتابها و در كنج كتابخانهها وجود داشتهاند؛ ولي در دسترس عموم بهويژه غرضورزان بدطينت نبوده تا بخواهند آتش اختلاف بين شيعه و سني را شعلهور كنند. اما حالا كه در قالب برنامه نرمافزاري در ميآيد، بهآساني در سراسر جهان قابل پخش است و اين به مغرضان و سوء استفاده كنندگان فرصت آتشافروزي ميدهد. ايشان بارها ميفرمودند: من به مركز شما اميد بستهام. بايد كارهاي بزرگي كنيد. ايشان در عين حال، نسبت به رعايت حال طلاب و آموزش رايگان آنها هم توصيه مينمودند. در بارة آنچه در زمان مديريت اينجانب در مركز روي داده و در قالب خاطره باقي مانده، بايد بگويم كه همة لحظات و ساعاتي كه در مركز بودهام، براي من خاطره است. بنده خيلي جاها مديريت كردهام؛ هم قبل از حضورم در مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي و هم بعد از آن. خدا ميداند كه در هيچ جا صفا، صميميت، يكرنگي و تلاش مخلصانهاي كه بين همكارانم در مركز بود، در جاي ديگر نديدم. هميشه غبطه آن دورة مديريتي را ميخورم. اگر زمان به عقب برگردد و قرار باشد در خدمت مركز باشم، لحظهاي ترديد به خود راه نميدهم. البته الآن نميدانم وضعيت چگونه است؛ اما وضعيت مركز در آن سالها، يعني اواخر سالهاي دهة 60 تا اواسط دهة 70 مركز بيبديلي از نظر صفا و يكرنگي بود.
رمز موفقيت مركز را در چه عواملي ميبينيد؟ اصولاً براي موفقيت يك مجموعه، عوامل متعددي بايد دست به دست هم دهند و اگر يكي از اين مؤلفهها فراهم نباشد، تشكيلات نميتواند به اهداف خود برسد؛ برنامهريزي، مديريت، بودجه، نيروي انساني كارآمد و متخصص، عزم و اراده، ايمان به كار، و دهها مؤلفة ريز و درشت ديگر. در يك نگاه اجمالي، از آغاز تاكنون موارد يادشده در موفقيتهاي مركز نقش بسزايي داشتهاند و هر كدام از اينها به شكل مطلوبي در مركز وجود داشتهاند. برآيند و نتيجه همة اين شاخصههاي مطلوب سبب شده كه امروز مركز يكي از معتبرترين مراكز توليد نرمافزار در جهان اسلام باشد.
ارزيابي شما از بيست سال تلاش مركز چگونه است و آينده آن را چطور ميبينيد؟ ارزيابي بنده اين است كه پيروزي انقلاب اسلامي، اسلام ناب محمدي(ص) و مكتب اهل بيت(ع) را كانون توجه جهانيان قرار داد و باعث شد چشمان مشتاق فراواني به اين نقطة از عالم معطوف گردد. بديهي است با توجه به توسعه علمي در سطح جهان و به كار گيري روشهاي نوين و فناوريهاي پيچيده براي حل مسائل غامض علمي ايران اسلامي نميتوانست و نميبايست در استفاده و بهرهوري از اين ابزار عقب بماند؛ بهويژه حوزههاي علميه كه در حقيقت خاستگاه توليد فكر ديني هستند. امروز انتظار همه از حوزههاي علميه اين است كه با توجه به موضوعات جديد و پيشرفتهاي شگفتانگيز شاخههاي مختلف علوم و نيز وجود يك سيستم سياسي به نام جمهوري اسلامي، به وظيفه تاريخي خود عمل كند. خلأ نظريهپردازي در حيطه حكومت ديني، بزرگترين چالش زمانه است و اين كار اصلي حوزه است؛ اما وظيفهاي كه مركز انجام ميدهد، اين است كه تسهيلات لازم را براي تحقيق بهتر و آماده نمودن شرايط مطلوبتر فراهم سازد و كمك كند تا حوزه علميه به رسالت تاريخي خود عمل كند. امروزه بهاشتباه بعضيها فكر ميكند كار حوزه فقط شبههشناسي و ارائه پاسخ است؛ در حالي كه اين امر فقط يكي از وظايف بزرگ حوزه است. حوزه بايد جلوتر از زمان حركت كند و به تعبير حضرت امام خميني(س) نبض جامعة جهاني را در دست داشته باشد، متناسب با نياز بشر امروزي برنامهريزي كند و بستر مناسب براي ظهور منجي(عج) را مهيا نمايد. به اعتقاد بنده با خدمات و محصولاتي كه مركز توليد كرده، هيچ بهانهاي براي حوزه علميه قم باقي نميماند كه وظيفه خطير خود را انجام ندهد. بنابراين، بنده با ظرفيتي كه از هر نظر در مركز وجود دارد، آينده بسيار روشن و اميدبخشي را فراروي آن ميبينم. البته هنوز كارهاي زمينمانده فراواني براي رسيدن به وضعيت مطلوب و ايدهآل وجود دارد. از طرفي، چون توسعة علوم نرمافزاري و توليد غولهاي سختافزاري روزبهروز شگفتيساز است، مركز نميتواند زماني را متصور شود كه رسالتش به پايان رسيده است. مهم اين است كه حركت مركز و آهنگي كه براي توسعه دارد، رو به جلو و به روز باشد. خوشبختانه با كادر مجربي كه وجود دارد و تخصصهاي بالايي كه امروز در مركز جمع شده و همچنين مديريت خوب برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر شهرياري، اين نويد را ميدهد كه روز به روز موفقيتهاي مركز افزوده ميشود. ما در آرزوي روزي هستيم كه هر فردي در هر نقطهاي از جهان بخواهد دربارة شيعه و اهل بيت(ع) و اصول برنامة زندگي كه در اين مكتب حياتبخش تعبيه شده، مطالبي را بداند، بهراحتي و با زبان بومي خودش قادر باشد نسبت به آن آگاهي لازم را كسب كند. ما معتقديم كه صاحب اين مكتب ظهور ميفرمايد و چه افتخاري از اين بالاتر كه مركز، يكي از مهمترين مراكز آمادهكننده زمينه ظهور باشد و اين، دور از دسترس نيست.
در پايان اگر صحبتي باقيمانده بيان بفرماييد. به دليل اهميت موضوع و حقي كه مركز و همكاران بر گردن من داشتند، با وجود كسالتي كه داشتم، تا جايي كه خاطرهام ياري كرد، به سؤالات شما پاسخ دادم. در خاتمه لازم ميدانم از فرصت استفاده كنم و از اعتمادي كه مقام معظم رهبري ـ مد ظله العالي ـ از آغاز تا كنون به حقير داشتند، سپاسگزاري كنم؛ چه در دورة رياست بر مركز و چه بعد از آن كه بنده به مجلس رفتم و تا امروز نيز با عنايت ايشان افتخار عضويت در هيأت امناي مركز را دارم. بنده هرگز آن عبارت بلند حضرت ايشان را كه در پاسخ به استعفاي اينجانب مرقوم فرمودند، از ياد نخواهم برد: «... تلاشهاي ايشان هرگز از ذهنم محو نخواهد شد.» اين اعلام رضايت ايشان، سرمايهاي است جاوداني براي دنيا و آخرت اين حقير. در پايان، همچنين مراتب قدرداني خود را از مسئولان محترم فصلنامه وزين رهآورد نور اعلام مينمايم.