شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389
منو
تبلیغات

لینک های مرتبط
لينکها
مجلات تخصصی نور


مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی


فاوا نیوز


خبرگذاری قرآنی ایران


فروشگاه اینترنی نورشاپ


پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کتابخانه دیجیتالی نور


پایگاه شبکه اطلاع رسانی نور


پایگاه امام علی(ع)


پایگاه راهنمای پایگاه های اسلامی


پایگاه اطلاع رسانی رسول نور


راهنمای پایگاه های نبی اعظم(ص)


راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)


پایگاه فاضلین نراقی


پایگاه طوبی گرافیک


پایگاه سازمان آموزش نور


پایگاه خبرگان رهبری


پایگاه اطلاع رسانی اندیشوران


پایگاه گرداب


بنیاد ملی بازی های رایانه ای


شورای عالی انقلاب فرهنگی


پایگاه اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی


خبرگزاری فارس


خبرنامه

ایمیل شما::

عضویت لغو عضویت
 
مقالات
فناوری اطلاعات

فضای مجازی، هويت و جامعه


بحران هویت جنسی دختران در فضای مجازی


نگاهی به مفهوم هویت در فضای مجازی


امضاي ديجيتال؛ هويت در فضاي مجازي


جنگ فرکانس‌ها بر مدار خانواده


آرشیو مقالات
گروه مقالهدین،فرهنگ و فناوری اطلاعات 
عنوان مقالهتوانمندسازي والدين مؤثرترين عامل در ايجاد فرهنگ صحيح استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات
نویسندهمحمد جامعی ندوشن
بازدید237
تاریخ انتشار1388-09-25
فایل مطلب
متن مقاله
چكيده
در اين مقاله، وضعيت كنوني ايران و مشكلات پيش ‌روي آن به عنوان جامعه‌اي در حال توسعه در مواجهه با فناوري اطلاعات و ارتباطات بررسي شده و تلاش شده تا نقش مؤثر والدين در مسير توسعه جامعه و تعليم و تربيت نسل آينده را نشان دهيم. كساني كه مي‌توانند به‌شدت از فرزندانشان در برابر آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي استفاده از فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات حفاظت كنند و فرهنگ استفاده صحيح از ابزار فناوري را براي نسل‌هاي آينده به‌ وجود آورند. اين امر زماني تحقق مي‌يابد كه والدين آموزه‌هاي لازم را بدانند و بتوانند آن‌ها را به‌كار ببرند. بر اين اساس، آموزش والدين به عنوان يكي از اصلي‌ترين اقداماتي كه در ايجاد آمادگي الكترونيكي مؤثر است، بايد مورد توجه قرار گيرد. البته صرفاً آموزش‌هاي فني در اين باره مد نظر نيست و بايد تمام جنبه‌ها را در نظر گرفت.
در صورت تحقق اين آموزش‌ها براي والدين مي‌توان جامعه‌اي را متصور بود كه مي‌تواند همگام با تغييرات نوين فناوري و اجتماعي و فرهنگي در جامعه حركت كرده و در عين حال، از جنبه‌هاي مثبت فناوري به شكل مفيد استفاده كند و از آسيب‌ها و آثار منفي و مخرب آن كمترين آسيب‌ها را دريافت نمايد. جامعه‌اي با خانواده‌هايي پويا كه از فناوري در جهت بهتر زندگي كردن استفاده مي‌كنند و فناوري را به خدمت مي‌گيرند تا در جهت رفع نيازهايشان از آن استفاده كنند.

واژگان كليدي: فناوري اطلاعات و ارتباطات، رايانه، اينترنت، آمادگي الكترونيكي، توانمندسازي، خانواده، والدين، استاندارد آموزشي، مدرسه.
1. مقدمه
در اين مقاله نقش والدين در جوامع اطلاعاتي را بررسي كرده و تأثير آن‌ها را در تشكيل جامعه‌اي پيشرفته كه فرهنگ صحيح استفاده از ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات را دارد، نمايان مي‌كنيم.
در فرهنگ‌سازي استفاده از فناوري بايد توجه ويژه‌اي به خانواده و والدين داشت و آموزش آن‌ها بايد يكي از كانون‌هاي توجه جامعه در حال رشد قرار گيرد. از اين‌رو، سعي شده تا در بخش‌هاي مختلف اين مقاله به اين نكته دست يابيم كه ارائه فرهنگ صحيح استفاده از ابزار فناوري به جامعه، از طريق والدين بسيار كاراتر و مؤثرتر است و در اين راه، آموزش از اصلي‌ترين نيازها است.
در موضوع آسيب‌ها و پيامدهاي استفاده غلط از فناوري، اساتيد و محققان كشور كتاب‌ها و مقالات بسياري را تأليف و منتشر كرده‌اند. آسيب‌هاي اجتماعي و فرهنگي فناوري اطلاعات و ارتباطات به خصوص رايانه و اينترنت مورد بررسي قرار گرفته، حتي مشكلات و آسيب‌هاي خانواده در تقابل با اين فناوري‌ها بيان شده است؛ اما نكته‌اي كه شايد بتوان گفت در تمام اين بحث‌ها و گفته‌ها كمتر به آن پرداخته شده و يا شايد به شكل حاشيه‌اي و امري فرعي نگاه شده، بحث آموزش والدين در اين باره مي‌باشد. تنها كاري كه صورت گرفته اين است كه در انتهاي مقالات والدين را به يادگيري مطالب مرتبط با فناوري‌هاي روز دعوت كرده و يا اگر در اين خصوص كتاب و مقاله‌اي در جهت آموزش والدين به چاپ رسيده، جز ترجمه راهكارهاي كشورهاي خارجي نبوده و آن هم با كمي و كاستي روبه‌رو بوده كه از اين نگاه به‌شدت نيازمند بحث و گفتگو در اين مورد هستيم. طرحي كه مدّ نظر است، ايجاد استاندارد آموزشي بومي و خاص كشور خودمان در جهت آموزش‌هاي فناوري و شيوه‌هاي مراقبتي و مصونيت‌بخشي فرزندان به والدين است. و بعد اين استاندارد را به صورت دوره‌هاي آموزشي و آكادميك در اختيار والدين قرار داد تا بتوانند اين مباحث را آموخته و در خانواده و زندگي خويش از آن‌ها بهره ببرند.
در اين مقاله، جزئيات طرح به شكل مفصل بيان نشده و فقط كليات مدّ نظر در اين استاندارد آموزشي گفته شده است؛ زيرا بحث در اين باره بسيار گسترده است و در چنين مقاله‌اي مجالي براي بحث بر روي تمام جنبه‌هاي آن نمي‌باشد؛ اما تلاش بر اين بوده تا اهميت پرداختن به موضوع توانمندسازي والدين در برخورد با فناوري‌ها هرچه بيشتر مورد توجه قرار گيرد. سعي شده تا در گردآوري مطالب مورد نياز اين مقاله تمام اطلاعات مربوط به اين بحث از مجلات، روزنامه‌ها و پايگاه‌‌هاي اينترنتي جمع‌آوري شود و از مطالب آن‌ها در تهيه اين مقاله استفاده شود. در كنار اين مطالعه و بررسي براي دستيابي به اطلاعاتي دقيق‌تر از ديدگاه‌هاي والدين و اطلاعات آن‌ها در مورد فناوري اطلاعات و ارتباطات، اقدام به توزيع پرسش‌نامه‌هايي در ميان والدين هنرستان نمونه دولتي فني آزادي فلسطين واقع در منطقه 7 آموزش و پرورش شهر تهران گرديد كه از اطلاعات به‌ دست آمده از اين پرسش‌نامه‌ها در طول مقاله استفاده شده است. جزئيات اين تحقيق در بخش ضمايم آورده شده است.

2. ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات
نيمه دوم قرن بيستم كه با رشد و شكوفايي دنياي الكترونيك و با اختراع رايانه‌ها همراه شد، باعث گرديد تا دنيا عصر جديدي را پيش ‌روي خود ببيند. گسترش رايانه‌ها و كاربردهايشان، به‌ وجود آمدن ماهواره‌ها، گسترش رسانه‌هاي ارتباط جمعي، ارزش پيدا كردن اطلاعات و انتقال آن‌ها باعث شد تا عصر جديد را عصر اطلاعات و ارتباطات بنامند. انسان در دنياي كنوني جامعه‌اي جديد مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات را تجربه مي‌كند كه از ويژگي‌هاي به‌خصوصي برخوردار است. در جامعه‌ اطلاعاتي كه بنيان و اساس آن مبتني بر اطلاعات و بهره‌گيري از فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات است، امروزه مفاهيمي چون: اقتصاد، آموزش، كسب و كار، مديريت و تجارت با مفاهيم جامعه‌هاي سنتي تا قبل از آن متفاوت مي‌باشد.
هر فناوري خود را با ابزاري به دنيا معرفي كرده و از اين طريق با انسان ارتباط برقرار مي‌كند. فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات نيز از اين قاعده مستثنا نيستند و ما اين فناوري‌ها را از ابزارهايي كه در اختيار ما قرار داده است مي‌شناسيم. تلفن، راديو، تلويزيون، رايانه، شبكه‌هاي ماهواره‌اي، تلفن همراه و بالاخره شبكه جهاني اينترنت همگي محصول پيشرفت ICT در ساليان اخير است.
هر يك از اين ابزارها و فناوري‌ها در ورود خود به جوامع تحولاتي را ايجاد كرده‌اند؛ به عبارت ديگر «ظهور هر فناوري سبب‌ساز تغييراتي در خواسته‌ها و نيازهاي جامعه است.» (سرور، اسفنديار، خانواده در كوچه پس‌ كوچه‌هاي اينترنت)
در اين تحقيق سعي شده تا بيشتر در مورد دو ابزار رايانه و اينترنت به عنوان اصلي‌ترين دستاوردهاي ICT صحبت شود و تأثيرات آن در جوامع بررسي شود؛ زيرا بيشتر طرح‌ها و ايده‌هاي زندگي‌هاي نوين در عصر اطلاعات مبتني بر اين دو ابزار مي‌باشد و با نبود اين‌ها هيچ‌يك از اين طرح‌ها تحقق نخواهد يافت. طرح‌هايي چون دهكده جهاني و فضاي مجازي، دولت الكترونيك و بانك‌داري الكترونيك بدون رايانه و اينترنت مفهوم خود را از دست خواهند داد.
بر اساس توضيحات ارائه شده، در ادامه اين مقاله هرگاه از فناوري به‌تنهايي استفاده شد، منظور همان فناوري اطلاعات و ارتباطات يا همان ICT است و منظور از ابزار فناوري، رايانه و اينترنت است.

3. ICT  و جوامع در حال توسعه
بشر در طي ساليان زندگي خود بر روي زمين تمدن‌ها و اجتماع‌هاي بسياري را تجربه كرده است. اين جوامع در طول ساليان دراز تغييرات شگرفي به خود ديده كه حاصل اختراعات و تحولاتي بوده كه افراد آن جوامع در درون آن‌ها پديد آورده‌اند و باعث حركت جوامع در جهت تكامل و ايجاد رفاه و آسايش در زندگي اقشار مختلف جامعه شده‌اند. سرعت اين تغيير و تحولات در نوع زندگي مردم جهان چه از نظر فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و چه به لحاظ فناوري در قرن اخير به‌شدت زياد شده و اين تغيير و تحول مرهون اتفاقات و اختراعات بنيادين و اساسي به‌ وقوع پيوسته است. يكي از اين اختراعات، ساخت رايانه‌ها است كه با گسترش روزافزون استفاده از آن در زندگي روزمره مردم، تغيير شگرفي در ساختار جوامع دنيا به‌ وجود آمده است. شايد مخترعان رايانه خود نيز نمي‌پنداشتند كه روزي گستره استفاده از اين وسيله به قدري زياد شود كه ابعاد مختلف زندگي افراد جامعه را تحت تأثير خود قرار دهد.
بعد از اختراع رايانه‌ها به عنوان وسيله محاسباتي، كاربرد رايانه از شكل محاسباتي خود فاصله گرفت و كاربردهاي جديدي براي آن به‌ وجود آمد، ارتباط و تبادل اطلاعات ضرورت پيدا كرد و در نتيجه، شبكه‌هاي رايانه‌اي جهت ارتباط و انتقال اطلاعات تشكيل شد.
گسترش اين شبكه‌ها باعث به‌ وجود آمدن شبكه جهاني اينترنت گرديد و گسترس اينترنت به عنوان يك رسانه باعث شده تا به‌سرعت طي ساليان اخير در تمام نقاط جهان نفوذ كند. اينترنت هم به همراه خود كاربردها و مفاهيم مختلفي چون زندگي الكترونيك و بانك‌داري الكترونيك و تجارت الكترونيك را به‌ وجود آورد كه نتيجه آن ورود اين وسيله و فناوري‌هاي مرتبط با آن به زندگي عادي مردم شد. كم‌كم اطلاعات، ارزشمند، تأثيرگذار و نقش‌آفرين شدند، كاربرد اطلاعات به همراه استفاده از فناوري در بخش‌هاي مختلف جامعه ضروري به نظر مي‌رسيد و درآمدزايي از طريق آن‌ها باعث شد تا شكل جوامع دست‌خوش تحولاتي شود. اين تغيير و تحولات در جوامع باعث پيدايش جوامعي بر محور اطلاعات و فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات شد به نام جوامع اطلاعاتي؛ جوامعي كه در شكل آرماني خود مي‌تواند با استفاده از فناوري بهترين شرايط را براي زندگي مردم به‌ وجود آورد.
جامعه‌اي چون جامعه امروز ايران كه جزو جوامع در حال توسعه مي‌باشد، نيازمند اين است كه بتواند هرچه سريع‌تر خود را به جوامع پيشرفته نزديك‌تر سازد و عقب‌ماندگي‌هاي خود را جبران كند. از اين‌رو، هر فناوري جديدي را سريعاً به خدمت مي‌گيرند، بدون اين‌كه به اين نكته توجه داشته باشند كه هر فناوري براساس يك نياز به‌ وجود آمده و استفاده از آن‌ها به صورت فراگير و عام در جامعه مستلزم احساس نياز توسط مردم و به‌ وجود آوردن زمينه‌هاي ورود آن در جامعه مي‌باشد. مي‌توان گفت براي به‌كار بردن هر فناوري بايد فرهنگ استفاده از آن را داشت. حال اگر جامعه بدون در نظر گرفتن تأثيرات فناوري بر روي افراد جامعه و بدون زمينه‌سازي و فرهنگ‌سازي در مورد كاربردهاي فناوري آن را وارد اجتماع كند، باعث مي‌شود تا درك فضاي جديد براي اين چنين جوامعي همراه با پذيرش فرهنگ و ساختار جوامع صنعتي و پيشرفته نباشد و لزوماً برخي از نهادهاي اجتماعي به خودي خود دچار فرآيند از خود بيگانگي و سردرگمي و به نوعي بيهودگي خواهند شد. در جوامع پيشرفته احساس نياز به‌ وجود آمده و براي رفع مشكل و نياز اقدام به استفاده از فناوري نموده‌اند و فناوري را بر طبق آيين آداب و سنن خود وارد جامعه‌شان كرده‌اند. بنابراين، در زماني‌ كه ما اين فناوري‌ها را در اختيار داريم، نيازمند هستيم كه جامعه خود را با فناوري‌ها تعديل كنيم و فناوري را مطابق شرايط جامعه خويش ساخته و به‌كار گيريم. به اين ترتيب، مي‌توانيم فضاي جامعه را براي پذيرش از فناوري آماده سازيم. ايجاد فرهنگ استفاده صحيح از فناوري‌ها باعث مي‌شود تا بهترين بهره‌برداري از آن را در جامعه داشت و آسيب‌هاي مخرب فرهنگي و اجتماعي آن را به حداقل رساند.

4. پيامدهاي ICT
با ورد رايانه و اينترنت در جوامع و استفاده گسترده توسط افراد جامعه و به‌كارگيري از آن در زندگي روزمره خود طي ساليان گذشته ابعاد مثبت و منفي از تأثيرات اين فناوري‌ها بر افراد و ساختار جامعه مشخص گشته است. و بر مبناي همين تأثيرات مثبت و منفي و تجربيات مختلف در جوامع گوناگون طرح‌ها و تصميمات خاصي مطابق شرايط و افراد همان جامعه در جهت رفع اين مشكلات و آسيب‌ها اتخاذ شده است.
كافي است به اطرافمان بنگريم كه چگونه زندگي الكترونيكي همه عرصه‌هاي زندگي بشري را يكي پس از ديگري به احاطه خود درآورده و به همراه ويژگي‌هاي مثبت و منفي خود اثرات سوء و مخربي را به دنبال آورده است. تقريباً همگان آثار مثبت استفاده از رايانه و اينترنت را مي‌دانند و يك جامعه براي پيشرفت خود قطعاً روي به استفاده از اين ابزارها خواهد آورد و مردم از آن‌ها در جهت مناسب بهره‌ خواهند برد؛ اما آنچه بيشتر در نظر داريم، آسيب‌شناسي استفاده از رايانه و اينترنت است. مي‌خواهيم بدانيم تأثيرات منفي اين ابزار چيست و چه مشكلاتي را به همراه مي‌آورد؟
در زير تأثيرات و آسيب‌هاي اين دو ابزار به شكل خلاصه آورده شده است:
•دكوراژه الكترونيك؛
•انزواي الكترونيك؛
•بمباران اطلاعات الكترونيك؛
•خشونت الكترونيك؛
•پورنوگرافي الكترونيك؛
•اعتياد الكترونيك.
خوب اين آسيب‌ها طي طرح‌هاي پژوهشي به‌دست آمده و در باره آن‌ها كتاب‌ها و مقالات بسياري تأليف شده و تقريباً در تمام آن‌ها مي‌توان عناوين بالا را به ‌دست آورد و به طبع تعاريف مفصل، جامع و كاملي در خصوص هر كدام ارائه شده است.
مي‌بينيم كه آسيب‌هاي اين دو ابزار در قبال استفاده نادرست مي‌تواند لطمات جدي را براي هر فرد ايجاد كند و در نهايت مي‌تواند ارزش‌ها و بنيادهاي يك جامعه را متزلزل سازد. بايد اين آسيب‌ها را به‌خوبي شناخت، علل شكل‌گيري آن‌ها را واكاوي كرد و راهكارهاي متناسب براي آن را يافت و براي اجراي آن‌ها طرح و برنامه‌ريزي كرد.

5. خانواده و جريان فناوري
اگر بپذيريم كه روند زندگي در قرن حاضر به سوي هرچه الكترونيكي شدن است و زندگي الكترونيكي را يك واقعيت در حال به وقوع پيوستن بدانيم، آن‌گاه در خواهيم يافت كه هيچ وجهي از وجوه زندگي بشري از تأثيرات اين پديده، يعني الكترونيكي شدن دور نخواهند ماند.
خانواده، اصلي‌ترين ركن يك جامعه، در عصر اطلاعات از اين تغيير و تحولات به دور نمانده و گسترش روز‌افزون فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات باعث شده تا سبك زندگي‌ها، ارتباطات فردي و اجتماعي و ابعاد گوناگون در يك خانواده دگرگون شود و دستخوش تغيير و تحول قرار گيرد. والدين به عنوان سكان‌داران يك خانواده وظيفه هدايت، رشد و توسعه اعضاي خانواده را در تمامي ابعاد آن اعم از فرهنگي، مذهبي، اجتماعي و اقتصادي بر عهده دارند. بر همين اساس، والدين در عصر جديد بايد خود را با تغييرات جديد همگام و همسو سازند تا بتوانند از فرصت‌هايي كه فناوري‌هاي نوين براي آن‌ها فراهم مي‌نمايد، به گونه‌اي احسن و در جهت پيشرفت خانواده استفاده كنند. به اين ترتيب، خانواده از پيامدها و آثار مثبت فناوري بهره مي‌برند و اين تأثير مستقيمي در كيفيت زندگي خانواده‌ها دارد.
اما متأسفانه تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد كه در بيشتر موارد ميزان اطلاع والدين از فناوري‌هاي نوين كمتر از فرزندانشان است و به‌خصوص آن‌ها نمي‌دانند كه فرزندانشان چه استفاده‌اي از اين فناوري‌ها مي‌كنند، چه كارهايي انجام مي‌دهند و چه خطراتي آن‌ها را تهديد مي‌كند.
رعايت نكردن در استفاده صحيح از ابزار فناوري و آگاهي نداشتن نسبت به آن‌ها و نهادينه نشدن و فرهنگ‌سازي نشدن استفاده صحيح از اين ابزار مي‌تواند باعث آسيب‌هايي بر افراد و خانواده‌ها و جوامع شود كه هم به خود افراد جامعه و هم به خانواده صدمه وارد مي‌شود و در ادامه اين روند، خود جامعه با مشكلات و تهديدات اساسي در خصوص فرهنگ و زندگي و هنجارهاي اجتماعي مواجه خواهد شد.
اما علت مشكلاتي كه براي خانواده‌ها در جريان پيشرفت فناوري به‌ وجود خواهد آمد، چيست؟ شايد بتوان بخشي اعظمي از آن را در نبود و نداشتن اطلاعات ناكافي والدين دانست. به طبع در خانواده‌اي كه به ابزار فناوري به عنوان سرگرمي نگاه مي‌شود و والدين از آن اطلاع چنداني نداشته و از آن استفاده نمي‌كنند، اين فرزندان هستند كه نسبت به فناوري علاقه نشان داده و به سبب جذابيت‌هايي كه براي آن‌ها دارد، جذب آن‌ها شده و از آن‌ها استفاده مي‌كنند؛ بدون اين‌كه تحت كنترل باشند و يا اين‌كه راهنمايي‌هايي در اين باره دريافت كنند و يا به ‌طور هدفمند از آن‌ها استفاده نمايند.
«گروهي از والدين به دلايل مختلف از جمله كمك به فراگيري علمي، ميل آشنايي فرزندان با دنياي ارتباطات، پركردن اوقات فراغت و ايجاد سرگرمي، دنياي اينترنت و ديگر ابزار فناوري را به فرزندان خود هديه مي‌دهند؛ بدون آن‌كه خود در اين دنيا وارد شده باشند و يا آن‌كه حداقل بلوغ عقلي و اعتماد به نفس فرهنگي فرزند خود را تقويت كرده باشند. والدين بسياري از تأثير رايانه و اينترنت بر روي فرزندان خود در خانواده آگاهي ندارند.» (قاسمي، مهري، قديمي، اكرمي، تهديد فناوري‌هاي ارتباطي بر خانواده در هزاره سوم)
آسيب‌هاي مخرب فناوري در برخورد اشتباه و فرهنگ غلط در استفاده از فناوري مي‌تواند باعث شود تا فرزندان دچار مشكلات اساسي در خانواده و اجتماع شوند. از دست دادن خلاقيت و عدم توانايي در برخوردهاي اجتماعي از آثار استفاده نادرست از فناوري براي فرزندان است.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد جوامع پيشرفته كمتر با چنين مشكلاتي مواجه هستند و اين جوامع در حال توسعه هستند كه در استفاده از فناوري دچار مشكل مي‌باشند. خانواده‌ها در گذر از سبك سنتي به مدرن از خود واكنش نشان داده و نمي‌توانند به توازن لازم دست يابند.
آسيب‌هايي كه فناوري در خانواده ايجاد مي‌كند، عبارت است از:
•آسيب‌هاي اخلاقي؛
•آسيب‌هاي پزشكي؛
•آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي. (ر. ك: احمدي، جمشيد، اينترنت قاره ششم)
واقعيت اين است كه از مهم‌ترين وظايف والدين، تربيت فرزندان و تأمين سلامت جسمي و روحي آنان است. با توجه به اين موضوع به‌جا است والدين از آنچه در دنياي ديجيتال و فناوري مي‌گذرد، مطلع شوند تا هم خود از اين ابزارها استفاده درست كنند و هم با اتخاذ تدابير خردمندانه وظيفة تربيتي خود در خانواده را انجام دهند و سعي نمايند به جاي ايستادگي در برابر فناوري جديد آن را به وسيله‌اي مفيد در تحكيم روابط خانوادگي مبدل سازند.

6. بررسي اقدامات صورت گرفته
مسئولان هر جامعه در قبال مردم خود مسئوليت دارند. در عصر فناوري اطلاعات جامعه در حال رشد و پيشرفت، براي به كارگيري از ابزارهاي فناوري اطلاعات نياز به ايجاد آمادگي الكترونيكي در جامعه خويش دارد. آمادگي الكترونيكي به عنوان يك مقوله كلي داراي معيارها و شاخص‌هاي گوناگون براي سنجش و تشخيص است؛ اما يكي از اصلي‌ترين اين معيارها ظرفيت انساني به معناي سطح سواد، سطح توانمندي‌ IT و آموزش‌هاي كاري مي‌باشد.
اگر شما در يك جامعه تمام شاخصه‌هاي آمادگي الكترونيكي را فراهم كنيد، اما مردم جامعه سواد و توانمندي استفاده صحيح از آن‌ها را نداشته باشند، عملاً نمي‌توان گفت اين چنين جامعه‌اي از نظر آمادگي الكترونيكي در سطح بالايي است. در واقع آن جامعه نمي‌تواند از مزاياي فناوري اطلاعات و ارتباطات بهره‌برداري مناسب نمايد.
در دنيا براي ايجاد اين آمادگي در بعد ظرفيت انساني اقدامات بسياري صورت گرفته است آموزش، اصلي‌ترين راهكار ايجاد توانمندي است و بهترين راه انتقال آموزه‌هاي لازم در استفاده از ابزار فناوري و فرهنگ‌سازي آن، آموزش است. آموزش فراگير در قالب استانداردهاي مشخص و معين بهترين راهكار مي‌باشد. در اين باره استانداردهاي آموزشي بين‌المللي ايجاد شده كه در ادامه به معرفي آن‌ها پرداخته مي‌شود:
استاندارد كاربري رايانه (ICDL): استانداردي كه بيشتر در جهت آموزش‌هاي كاري كاربرد پيدا كرده و مي‌تواند اطلاعات مباني رايانه و اينترنت را به فراگيرش بياموزد و چگونگي كار با چند نرم‌افزار كاربردي براي تسهيل در انجام كارها را آموزش مي‌دهد.
استاندارد شهروند الكترونيك: به كسي كه در يك جامعه اطلاعاتي و الكترونيكي زندگي مي‌كند، شهروند الكترونيكي مي‌گويند. اما اين شهروند بايد آموزه‌هايي را بداند تا بتواند در اين جامعه زندگي راحتي داشته باشند. اين استاندارد بسيار كاربردي تهيه شده و فراگيري آن براي هر فرد در هر سن و موقعيتي ممكن مي‌باشد. اين استاندارد از استاندارد ICDL جديدتر است؛ ولي هنوز نتوانسته به شكلي فراگير خود را در جوامع معرفي كند.
به غير از اين دو دوره هيچ استانداردي ديگري در آموزش همگاني ابزارهاي فناوري اطلاعات وجود ندارد. در ايران هم استاندارد اول كاملاً جنبه‌هاي كاري به خود گرفته و دوره دوم هنوز فراگير نشده و آشنايي مردم با آن كم مي‌باشد. به نظر مي‌رسد با ايجاد فضاي بيشتر در ارائه اين استاندارد مي‌توان بخشي از نيازها را در حوزه الكترونيكي برطرف نمود.
جوامع پيشرفته با استفاده از اين دو استاندارد توانسته‌اند تا حد بسياري زمينه توانمندسازي مردم را براي زندگي الكترونيكي  فراهم آورند؛ اما در جوامعي كه توسعه آن‌ها همسو و همزمان با پيشرفت فناوري نبوده، شرايط متفاوت‌تر است. در جوامع پيشرفته هر فرد در خانواده چه در نقش والدين و چه در نقش فرزند اطلاعات لازم در مورد فناوري را كه بايد از آن استفاده كند، مي‌داند. همچنين مي‌داند كه بايد چه كاري انجام دهد، چه استفاده‌اي از فناوري ببرد و در چه راستايي استفاده نمايد و از وظايف خود نسبت به اين فناوري آگاه است. اما در جوامع در حال توسعه به علت عقب‌ماندگي به‌ وجود آمده، غالباً جوانان آن جامعه هستند كه پس از ورود فناوري به جامعه به سوي آن‌ها حركت مي‌كنند و از آن‌ها استقبال مي‌كنند. در مقابل فرزندان، والدين و نسل گذشته آن جامعه در قبال تغييرات به‌ وجود آمده واكنش‌هاي مناسب را از خود نشان نمي‌دهند. در چنين وضعيتي بيشتر جوانب منفي اين فناوري‌ها براي اين دسته از افراد نمايان مي‌شود و غالباً در مورد آن‌ها تصميمات نادرستي اتخاذ مي‌گردد.
و اين به جهت همان عدم احساس نياز به استفاده از فناوري است كه براي مردم به‌ وجود آمده و جوانان هم بيشتر براي سرگرمي و انجام امور تفريحي از فناوري استفاده مي‌كنند. در چنين جوامعي ابتدا جنبه‌هاي سرگرمي و تفريحي فناوري كاربرد پيدا مي‌كند و بعد كاربردهاي ديگر آن‌كه مهم‌تر نيز مي‌باشد، نمايان مي‌شود. همين ايجاد فاصله بين نسل جوان و گذشته جامعه در استفاده از فناوري، منجر به ايجاد شكاف فرهنگي و اجتماعي مي‌شود. فرهنگ‌سازي و آموزش در چنين جوامعي بيشتر از جوامع ديگر ضرورت دارد. اگرچه اين كار در اين جوامع صورت گرفته، اما اين آموزش‌ها در جهت حذف اين شكاف نبوده و اگر نگوييم اين فاصله را بيشتر كرده، قطعاً كمتر نكرده است؛ زيرا غالب كساني كه مورد آموزش قرار گرفته‌اند، باز هم جوانان بوده‌اند؛ نه تمام اقشار جامعه در هر موقعيت و سني. اين جوامع اگر مي‌خواهند هرچه‌زودتر خود را در جمع جوامع پيشرفته ببينند، نمي‌توانند صبر كنند تا نسل‌هاي گذشته كنار بروند و بعد با نسلي آشنا به فناوري ادامه دهند و خود را جامعه‌اي پيشرفته‌ بدانند؛ زيرا در اين زمان اين شكاف آن ‌قدر نسل جديد را تهديد مي‌كند و آثار مخرب خود را نشان مي‌دهد كه ممكن است پايه‌هاي جامعه را سست كرده و بنيادهاي آن دستخوش تغيير و تحولي اساسي گردد كه خيلي مناسب شرايط آن جامعه نباشد. پس توجه به نسل گذشته بسيار حائز اهميت مي‌باشد؛ نسلي كه هم‌اكنون در جايگاه والدين نسل جديد قرار گرفته‌‌اند. اگر برنامه‌اي براي آن‌ها در نظر نگيريم و آن‌ها را راهنمايي نكنيم، هرگز نخواهند توانست به‌تنهايي خود را با شرايط جامعه جديد وفق دهند و مسئوليت‌هاي خويش را به‌درستي انجام دهند و بتوانند راهنما و تربيت كننده خوبي براي فرزندانشان باشد.
البته جوامع پيشرفته نسبت به والدين و مسئوليت‌هاي آن‌ها در جامعه به عنوان تربيت كننده فرزندان و نسل آينده بي‌تفاوت نبوده‌اند؛ به دليل اين‌كه آن‌ها هم اگر نخواهند آموزه‌هاي لازم در تربيت فرزندان در مورد فناوري را به والدين نياموزند، خود والدين با مشكلاتي روبه‌رو خواهند شد و نمي‌توانند فرزندان خود را در برابر خطرات فناوري راهنمايي كنند و مصونيت ببخشند. ايجاد سامانه‌هاي راهنمايي و اطلاع‌رساني در اين باره، ارائه آموزش‌هاي لازم براي هدايت فرزندان و توليد نرم‌افزارهاي كنترل والدين (Parental Control) كه بر فعاليت‌هاي فرزند در رايانه و اينترنت نظارت دارد، مي‌تواند اطلاعات لازم را در اختيار والدين قرار دهد تا بتوانند در مورد فرزند خود تصميم‌گيري صحيح نمايند.
اما شايد بتوان گفت كه جوامع در حال توسعه تقريباً از مسأله آموزش والدين غافل مانده‌‌اند. بر اساس مطالب گفته شده و آثار و لطماتي كه فناوري و ابزار فناوري مي‌تواند به فرزندان و نسل‌هاي آينده وارد كند، لازم است به مسئوليت‌هاي جديد والدين در جامعه اطلاعاتي توجه اساسي داشت.
اما از ديگر اقداماتي كه در خصوص آگاه‌سازي والدين از ابزار فناوري صورت گرفته، اطلاع‌‌رساني عمومي در مورد مضرات و آسيب‌هاي ابزار فناوري از طريق رسانه‌هاي جمعي چون تلويزيون مي‌باشد. سؤالي كه در اين باره مطرح مي‌شود اين است كه آيا واقعاً اين كار صحيح است؟
مي‌توان گفت اين كار در واقع يك اقدام و تصميم عجولانه جامعه در برخورد با آسيب‌هاي اين فناوري است. زماني كه جامعه آسيب‌هاي فناوري را در خود مشاهده مي‌كند، اقدام به اطلاع‌رساني عمومي در مورد آثار و پيامدهاي منفي فناوري در سطح جامعه مي‌كند و همين امر باعث ترساندن والدين مي‌شود. والديني كه اطلاعات ناكافي در زمينه فناوري دارند، كافي است تا اين آثار را ببينند و كاملاً از فناوري روي‌گردان شوند و مانعي در مقابل استفاده فرزندان شوند كه اين خود آسيب‌ها و خطرات ديگري را به دنبال خواهد داشت.
كاري كه بايد صورت گيرد اين است كه جوامع در حال توسعه نبايد در وهله نخست فناوري را به شكل ابزار سرگرمي به خانواده‌ها معرفي كند؛ كاري كه متأسفانه اتفاق افتاده است. والدين غالباً رايانه و اينترنت را جهت سرگرمي در اختيار فرزندانشان قرار مي‌دهند. اگر ديد ابزاري و كاربردي به رايانه و اينترنت و يا هر فناوري ديگري داده شود و بعد اين ابزار را به عنوان عنصري تأثيرگذار در مسائل خانواده‌ براي والدين معرفي كرد كه با استفاده از آن مي‌توانند بسياري از مشكلات خود اعم از اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و زماني را حل كرده و يا آن‌ها را كاهش دهند، آن‌گاه مي‌توان انتظار داشت كه در خانواده به اين‌ ابزار فناوري به عنوان يك وسيله كاربردي نگاه شود و مورد استفاده قرار گيرد. زماني كه والدين بتوانند هزينه‌هاي خود را با استفاده از رايانه و اينترنت و ديگر ابزار فناوري كاهش دهند و زمان بيشتري در اختيار داشته باشند، قطعاً وقت بيشتري را صرف امور ديگر خود مثل تربيت و مراقبت و نگه‌داري از فرزندان مي‌كنند و اين تفكر به فرزندان هم انتقال پيدا كرده و آن‌ها فقط به چشم سرگرمي به اين وسايل نگاه نخواهند كرد و عملكرد آن‌ها بر محور رفع نيازهايشان از طريق اين وسايل قرار مي‌گيرد.

7. آموزش والدين
ارائه متمركز آموزش‌هاي مرتبط با موضوع و ابزار فناوري در تمام جنبه‌ها به والدين مي‌تواند اقدامي مؤثر در ايجاد آمادگي الكترونيكي والدين در جامعه باشد.
آموزش والدين مي‌تواند به سرعت بخشيدن توسعه و پيشرفت در جامعه بسيار كمك كند؛ ضمن اين‌كه والدين آگاه مي‌توانند نسل‌هاي آينده را به‌خوبي پرورش داده و آن‌ها را آماده قرار گرفتن در جوامع نوين و پيشرفته نمايند.
اطلاعاتي را كه والدين لازم دارند تا در خصوص مسئوليت‌هايشان نسبت به فناوري بدانند، مي‌توان در دو بخش دسته‌بندي نمود:
7-1. آموزه‌هاي مورد نياز خود والدين: در واقع اطلاعاتي است كه هر فرد بايد به عنوان يك شهروند الكترونيكي در جامعه اطلاعاتي داشته باشد و بتواند از آن‌ها استفاده كند. شناخت ابزار و آموزش كاربردهاي اين ابزار در زندگي روزمره كه مي‌تواند همان استاندارد آموزشي شهروند الكترونيك باشد.
7-2. آموزه‌هاي مورد نياز والدين در قبال فرزندان: ارائه راهكارها و طرح‌هاي حفظ و حراست از فرزندان در برابر آسيب‌هاي فناوري و اين‌كه چطور بتوانند فرزندانشان را در استفاده صحيح از ابزار فناوري راهنمايي كنند. اين بخش مي‌تواند از دو منظر ررسي شود:
1. بخش روان‌شناسي فرزند؛ يعني اين‌كه والدين بايد چه برخوردها و رفتارهايي با فرزندانشان در استفاده از فناوري داشته باشند.
2. بخش فني؛ يعني اين‌كه والدين چگونه بتوانند فرزندان خود را در استفاده از ابزار فناوري كنترل كنند. در اين‌جا آموزش نكات ايمني و چگونگي استفاده از نرم‌افزارهاي كنترل والدين بسيار ضروري است.
انتقال اين آموزه‌ها در يك قالب معين به والدين بسيار تأثيرگذار است و از ايجاد پراكندگي مطالب در اين باره مي‌تواند جلوگيري كند. بنابراين، پيشنهاد ايجاد يك استاندارد آموزشي خاص والدين در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات بسيار مؤثر و مفيد مي‌باشد.

8. مدرسه، كانون آموزش
بر اساس اطلاعات دريافت شده از پرسش‌نامه‌هايي كه در تحقيق صورت گرفته از والدين يك هنرستان انجام گرفت، مي‌توان فهميد كه اغلب خانواده‌ها از رايانه و اينترنت به عنوان ابزاري در جهت تسهيل امور در خانواده استفاده نمي‌كنند و غالباً اين ابزار را براي فرزندانشان تهيه كرده‌اند. والدين آشنايي چنداني با مسئوليت‌هايشان در همراهي و نظارت و كنترل بر فرزندانشان در استفاده از ابزار فناوري ندارند. اما بيشتر آن‌ها به يادگيري و شركت در دوره‌هاي آموزشي مرتبط با فناوري تمايل دارند.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه معمول والدين معتقد هستند اولين اقدام براي هدايت فرزندان براي ايجاد فرهنگ استفاده از اين ابزار در زندگي، بايد توسط نهاد خانواده در جامعه صورت گيرد و بعد در كنار آن‌ها مدرسه و رسانه‌ها در درجه اهميت دوم و سوم مي‌باشند.
در پاسخ به اين سؤال كه مدرسه در راهنمايي فرزندان در استفاده از اين ابزار چقدر مي‌تواند مفيد باشد، تمامي والدين بر اين نكته اتفاق نظر داشتند كه مدرسه مكان بسيار مناسبي براي انتقال اطلاعات به فرزندانشان مي‌باشد و مسئولان در مدرسه مي‌توانند فرزندان آن‌ها را به‌خوبي در اين زمينه راهنمايي كنند.
اما از چه ارگان و نهادي مي‌توان استفاده نمود تا آموزه‌هاي لازم براي والدين را كه بر طبق استاندارد تدوين شده است، به والدين منتقل كرد؟ محيط‌هايي چون فرهنگ‌سراها و مؤسسات آموزشي مكان‌هاي خوبي هستند؛ اما بهترين مكان مدارس مي‌باشند. مدرسه مي‌تواند در كنار آموزش فرزندان، والدين آن‌ها را هم آموزش دهد.
اما آموزش والدين در مدارس مقاطع بالا نمي‌تواند تأثير چنداني داشته باشد. ارائه اين استاندارد در مقاطع پايين مثل دبستان كه هم سن والدين كمتر است و هم قدرت يادگيري بيشتري دارند، بسيار تأثيرگذارتر مي‌باشد و هم اين‌كه در مقطع بالا تقريباً فرزند تربيت شده و ديگر با فناوري‌ها درگير شده و شايد آسيب هم ديده باشد. پيشگيري بهتر از درمان است؛ اما از درمان نبايد غافل بود. از اين‌رو، مشاوران مجرب در زمينه‌هاي فناوري و آشنا با مسائل مربوط به آن بايد در هر مقطعي از مدارس حضور داشته باشند تا بتوانند راهنمايي‌ها و مشاوره‌هاي لازم را در اختيار والدين قرار دهند.

9. نتيجه
در اين مقاله، سعي شد تا با روشن كردن وضعيت كشور در زمان فعلي كه در مواجهه با فناوري اطلاعات و ارتباطات است، به اين نتيجه برسيم تا زماني كه مي‌خواهيم آمادگي الكترونيكي را در جامعه‌اي ايجاد كنيم، توجه داشته باشيم كه پرورش ظرفيت‌هاي انساني از اهميت بالايي برخوردار است و يكي از تأثيرگذارترين نهادهاي جامعه، خانواده است. «از آن‌جا كه انسان موجودي اجتماعي است، در درون خانواده متولد مي‌شود و در جامعه رشد مي‌كند. مهم‌ترين عامل اجتماعي شدن هر انسان تجارب كودكي وي در محيط خانواده است. انسان در مقطع جواني داراي خصوصيات و گرايش‌هاي خاصي است كه با دوره‌هاي ديگر زندگي‌اش فرق مي‌كند بلندپروازي، كسب استقلال، هويت‌طلبي، خودنمايي و جلوه‌گري، نمونه‌هايي از اخلاقيات دوره نوجواني و جواني هستند كه اگر در بستر درست و مناسب قرار گيرند، انسان را در جهت رسيدن به قله كمال و رشد ياري مي‌كنند.» (سرور، اسفنديار، خانواده در كوچه پس كوچه‌هاي اينترنت)
بنابراين، اگر خانواده نتواند فرزند را در ارتباط با فناوري راهنمايي و هدايت كند، آسيب‌هاي اجتماعي بسياري منتظر خانواده و جامعه است؛ به بيان ديگر، پايه‌اي‌ترين مركزي كه از طريق آن مي‌توان آگاهي و فرهنگ استفاده صحيح از فناوري را وارد كرد تا نسل‌هاي آينده دچار مشكل نشوند، خانواده است. براي تأثيرگذاري بر اين خانواده بايد اركان آن، يعني پدر و مادر، خود از اين فرهنگ و آشنايي برخوردار باشند.
گفتيم كه اقدامات بازدارنده هرگز نمي‌تواند مؤثر باشد و فقط باعث ترس والدين از اين ابزار مي‌شود. «اين شناخت و آگاهي در برخورد با هر گونه پديده و فرايندي، حرف اول را در تشخيص خوبي و بدي مي‌زند.» (سرور، اسفنديار، خانواده در كوچه پس كوچه‌هاي اينترنت)
اگر ديدگاه والدين نسبت به اين فناوري‌ها ديدگاهي كاربردي در جهت تسهيل امور خانواده‌شان باشد و در كنار آن آموزه‌هاي مراقبتي و هدايتي از فرزندان را بدانند، مي‌توان اميدوار بود كه فرزندان و نسل‌هاي آينده آگاه و داراي فرهنگ صحيح در استفاده از ابزار فناوري خواهيم داشت. پيشنهاد شد تا آموزه‌هاي مورد نياز والدين در ارتباط با فناوري و ابزار آن در قالب يك استاندارد آموزشي و جامع تبيين شود و در قالب دوره‌هاي آموزشي به والدين انتقال داده شود تا بتوان به نقطه‌اي كه مي‌خواهيم، دست يابيم.
ديديم در تحقيق صورت گرفته ميزان شناخت والدين كم است، اما شوق آن‌ها براي يادگيري بسيار است. مدرسه در اين مسير بسيار تأثيرگذار در ارائه آموزش‌ها به والدين است؛ زيرا مركز مناسبي براي تجمع والدين محسوب مي‌شود، كه هم مي‌توان به آن‌ها اطلاعات لازم را انتقال داد و هم تحت پوشش‌هاي حمايتي و مشاوره‌اي قرار داد.
نقاط توسيع اين موضوع، بسيار گسترده است. اين‌كه در تبيين استاندارد آموزشي والدين چه مطالبي بگنجد، نياز به كار تحقيقاتي وسيعي در جنبه‌هاي فني و روان‌شناسي در كنار يكديگر دارد.
كارهاي تحقيقاتي در جهت ايجاد نرم‌افزارهاي كنترل والدين بر فرزندان به صورت فارسي براي والدين كاري مناسب مي‌باشد. آسيب‌شناسي ساير ابزارهاي فناوري چون تلفن همراه، كار مناسب تحقيقاتي ديگري مي‌تواند باشد. از آن‌جا كه امروز به كساني كه در دنياي فناوري از اطلاعات لازم در مورد فناوري‌ها برخوردار نيستند، بي‌سواد تلقي مي‌شود، تشكيل نهضت سوادآموزي الكترونيكي يا IT براي آموزش بي‌سوادان فناوري كاري تأثيرگذار در جامعه خواهد بود تا مردم به يادگرفتن و به‌ كار بردن فناوري در زندگي روزمره خود ترغيب شوند؛ زيرا در دنياي امروز بي‌سوادي الكترونيكي، يعني از دست دادن فرصت‌هاي بسيار و هزينه بسيار كردن.

ضمايم
در تحقيقي كه در هنرستان آزادي فلسطين واقع در منطقه 7 آموزش و پرورش شهر تهران صورت گرفت، اقدام به توزيع پرسشنامه براي والدين هنرجويان سال سوم هنرستان گرديد. تعداد 80 پرسشنامه دريافت شد. استخراج اطلاعات از اين پرسشنامه‌ها صورت گرفت كه در زير برخي از نتايج به‌دست آمده به صورت خلاصه ارائه مي‌شود:
•تمامي خانواده‌ها داراي رايانه در منزل مي‌باشند.
•92 درصد از والدين وجود رايانه را براي فرزندانشان مثبت ارزيابي مي‌كنند.
•72 درصد رايانه‌ها به اينترنت متصل مي‌باشد.
•99 درصد والدين بر فعاليت‌هاي فرزندشان نظارت دارند.
•52 درصد از والدين نسبت به اينترنت و مسائل مربوط به آن اظهار بي‌اطلاعي نموده‌اند.
•46 درصد والدين از دسته‌بندي‌هاي بازي‌هاي رايانه‌اي بي‌اطلاع هستند.
•59 درصد از رايانه‌ها در اتاق فرزندان قرار دارد.
•تنها 3 درصد از خانواده‌ها اظهار داشته كه از اينترنت در جهت استفاده بانك‌داري الكترونيك و خريد الكترونيكي استفاده مي‌كنند.
•بيش از 70 درصد والدين گفته‌اند كه از اينترنت بيشتردر جهت جستجو و دريافت اطلاعات استفاده مي‌كنند.
•59 درصد از طريق رايانه‌ها به تماشاي فيلم مي‌پردازند.
•95 درصد مايل به يادگيري مطالب مورد نياز در ارتباط با ابزارهاي فناوري هستند.
•94 درصد به شركت در دوره‌هاي آموزشي اطلاع‌رساني در اين باره تمايل دارند. ■
منابع
1. شرودر، كيت، كليدهاي همراهي و مراقبت از نوجوانان در اينترنت، ترجمة فرود، فرناز، ويراستة فلاح، مهرداد، چاپ چهارم، تهران، نشر صابرين، كتاب‌هاي دانه، 1383.
2. معاونت امر به معروف و نهي از منكر دايره تحقيق و پژوهش، خانواده، پيامدهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات (تعاملات مجازي)، ويراستة سليقه‌دار، آمنه، معاونت امر به معروف و نهي از منكر نيروي مقاومت بسيج، 1386.
3. بيانگرد، اسماعيل، فرزند من و رسانه، تهران، رياست جمهوري، مركز امور زنان و خانواده، 1387.
4. وارتز، استفان، اينترنت و ناهنجاري‌هاي اجتماعي آن، ترجمة مشايخ، مريم، تهران، شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي: اميركبير، 1385.
5. برتون، فليپ، آيين اينترنت، تهديدي براي پيويند اجتماعي؟، ترجمة سرحدي، علي‌اصغر، جمشيدي، تهران، اميركبير، 1382.
6. متواضع، مرتضي، شهروند الكترونيكي e-Citizen (خودآموز مهارت‌هاي زندگي (Online، تهران، مؤسسه فرهنگي هنري ديباگران تهران، 1385.
7. سرور، اسفنديار، «خانواده در كوچه پس كوچه‌هاي اينترنت»، مجله پيام، سال 16، ش 7، ص 40 - 49، تهران.
8. احمدي، جمشيد، «اينترنت قاره ششم!»، مجله پيوند، مهر 1386، ش 336، ص 39 - 44، تهران.
9. قاسمي، مهري، قديمي، اكرم، «تهديد فناوري‌هاي ارتباطي بر خانواده در هزاره سوم»، مجموعه مقالات چالش‌هاي فراروي خانواده در قرن بيست و يكم، ص 43 - 55.


بازگشت