ضرورتها امروزه در شرايطى كه از يك سو نظام مسلّط بر جامعه بين الملل، فرهنگ مورد نظر خود را در شئون مختلف زندگى بشرى، بر جوامع تحميل مىكند و از سوى ديگر، دشمنان اسلام نابودى فرهنگ اسلام به خصوص فرهنگ شيعى را در رأس اهداف خود قرار دادهاند و در زمانى كه نظام اسلامى انگيزه پياده كردن احكام نورانى اسلام را دارد، بيش از هر زمان ديگرى نيازمند ترسيم الگوى جامع دينى در عرصههاى مختلف سياسى، اقتصادى و فرهنگى هستيم. بى شك براى رسيدن به چنين هدفى، پژوهش و اطلاعرسانى مناسب در شاخههاى گوناگون علوم دينى ضرورتى انكارناپذير است. اما از آنجا كه نظام اسلامى در عرصه عمل، بر فقه اسلامى تكيه دارد، تحقيق و اطلاعرسانى در فقه اسلامى ضرورتى دو چندان مىيابد. از اين رو، تدوين «فرهنگ فقه» به وسيله مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى در كنار تدوين «موسوعة الفقه الاسلامى»، به عنوان نخستين فرهنگ فقه شيعى به زبان فارسى، گامى مؤثر در تحقق اهداف و ضرورتهاى يادشده است. فرهنگ فقه با بيش از شش هزار عنوان فقهى و نيز پشتوانه علمى بيش از 200 منبع معتبر فقهى، فرهنگى جامع، موثق و مستند با نثرى ساده و روان و مطالبِ دستهبندى شده است كه علاوه بر اهل فن براى عموم فقه پژوهان نيز قابل استفاده است. هدف از تدوين اين مجموعه سترگ، در گام نخست تسهيل و تعميق در پژوهشهاى دينى در حوزه فقه شيعى و سپس زمينهسازى براى جامعنگرى در تدوين قوانين و برنامههاى نظام اسلامى است.
عناوين فرهنگ فقه، فرهنگى تخصصى است كه در آن، عناوين فقهى به همراه معنا و توضيحات لازم و مستند گرد آمده است. عناوين فقهى، واژگانىاند كه در فقه كاربرد دارند؛ خواه در شمار اصطلاحات فقهى كه در فقه معنايى خاص يافتهاند، باشند يا نباشند. از اين رو، عناوين فقهى، اعم از اصطلاحات فقهىاند. عناوينى كه به عنوان مدخلهاى فرهنگ فقه قرار گرفتهاند، يا از قبيل موضوع متعلق احكام شرعى هستند مانند: نماز، زكات، حج و صوم، يا از نوع قيد و وصف موضوعات فقهى مىباشند نظير: واژه «سائمه» در تركيب غنم سائمه و واژه «مضاف» در تركيب آب مضاف، يا از قبيل احكام شرعى هستند: مانند وجوب و حرمت و استحباب، يا از جمله قواعد فقهى مىباشند همچون: قاعده يد و قاعده اتلاف، يا از قبيل اسامى مكانها و زمانهايى است كه به نحوى مرتبط با حكم يا موضوع فقهىاند مثل: عرفات، حرم، اضحى و ايام تشريق، يا از قبيل ديگر اصطلاحاتى هستند كه در علم فقه و علوم وابسته به آن متداول است مانند: خبر، اجماع، شهرت، اصول عمليه، برائت، نص و ظاهر.
منابع به منظور اتقان و جامعيت فرهنگ فقه، بيش از 200 منبع فقهى معتبر از منابع استدلالى و فتوايى مفصل و مختصر، در تدوين فرهنگ فقه مورد استفاده قرار گرفته است. از آنجا كه جواهر الكلام گستردهترين و جامعترين متن استدلالى و تفريعى فقه شيعه است و از اعتبار بالايى برخوردار مىباشد، به عنوان منبع اصلى مورد استفاده قرار گرفته است. اما بى گمان تدوين فرهنگى در باره فقه شيعه بدون بهرهگيرى از ديگر منابع معتبر فقهى، كارى سنجيده و علمى نخواهد بود. از اين رو، از ديگر منابع معتبر نيز استفاده شده است كه مهمترين آنها عبارتاند از: المبسوط، الخلاف، شرائع الاسلام، تحرير الأحكام، منتهى المطلب، جامع المقاصد، الروضة البهية، مالك الأفهام، مجمع الفائدة و البرهان، مدارك الأحكام، الحدائق الناضرة، مفتاح الكرامة، العروة الوثقى و شروح معروف آن (مانند: مستمسك، التنقيح و مهذب الأحكام)، تحرير الوسيله، منهاج الصالحين و توضيح المسائل مراجع تقليد.
ساختار مقالات در فرهنگ فقه مطالب ذيل هر مدخل از چند بخش تشكيل شده است: 1.شناسه: تعريفى كوتاه با عبارتى غالباً بدون فعل. در شناسه تنها معناى كاربردى در فقه بيان مىشود. 2.موطن مدخل: جايگاه بحث از مدخل در فقه و ذكر ابواب فقهى مربوط به مدخل. 3.احكام: مهمترين احكام هر مدخل به صورت دستهبندى شده بيان مىگردد و همچنين به اتفاق يا اختلاف فقها در هر حكم يا شهرت آن اشاره مىشود. 4.ارجاعات: گاهى براى تكميل اطلاعات، در شناسه و بيشتر در بدنه مقاله به مدخلهاى ديگر ارجاع داده مىشود. 5.پىنوشت: نشانى منابع احكام در هر مدخل در پايان مقاله ذكر مىشود. به عنوان نمونه مقاله «آرامش» را در فرهنگ فقه ملاحظه نماييد: «آرامش» آرامش: سكون و طمأنينه احكام آن در باب صلات آمده است. آرامش بدن در نماز: آرامش بدن در اذكار و افعال واجب نماز، واجب است امّا از اركان نيست تا ترك آن از روى سهو يا فراموشى موجب بطلان نماز شود آرامش بدن در اذكار مطلق (ذكرهايى كه استحباب آن اختصاص به نماز ندارد) واجب نيست و در اذكار مستحبِ نماز، مورد اختلاف است در وجوب آرامش مأموم در حال قرائت امام جماعت نيز اختلاف است. آرامش بدن در غير نماز: در وجوب آرامش بدن در غير حال نماز مانند حال گفتن ذكر در دو سجده سهو ( سجده سهو) و نشستن ميان آن دو5 و خواندن خطبه نماز جمعه و نشستن ميان آن دو، محل بحث است. 1.العروة الوثقى، ج 1، ص 641. 2.جواهرالكلام، ج 9، ص 245. 3.العروة الوثقى، ج 1، ص 642 - 640. 4.همان، ج 4، ص 785. 5.جواهر الكلام، ج 12، ص 450. 6.همان، ج 11، ص 230. 7.همان، ص 234.
مراحل تدوين در مرحله اوّل تدوين فرهنگ فقه، تنها عناوين فقهى كه داراى احكام تكليفى يا وضعى هستند، و يا در فقه استدلالى به كار مىورند، قواعد فقهى، اصطلاحات اصولى و رجالى، تدوين مىگردد. در مرحله دوم، افزون بر كامل كردن مدخلهاى مرحله قبل، مدخلهاى مربوط به فقيهان و كتب فقهى اضافه خواهد شد. مراحل نگارش فرهنگ فقه عبارتاند از: 1.مدخل گزينى: گردآورى عناوين فقهى كه صلاحيت مدخل شدن در فرهنگ را دارند. 2.پرونده علمى: تشكيل پرونده علمى براى هر مدخل به منظور خدماتدهى به مقاله نويس. 3.تدوين مقاله: نويسنده مقاله با استفاده از پرونده علمى پس از فيشبردارى از مطالب، مقاله را براساس نظم و ساختار مطلوبِ فرهنگ تدوين مىكند. 4.بررسى مقاله: كارشناس فرهنگ، مقاله تدوين شده را از نظر ساختارى و محتوايى مورد ارزيابى قرار مىدهد. 5.بازنويسى: مقالات پس از بررسى، براى يكسان سازى، چينش مطالب، يكسان كردن و فشردهنويسى، بازنويسى مىشود. 6.نظارت نهايى: مقالههاى بازنويسى شده به لحاظ صحت، جامعيت، تناسب يا حجم و انطباق مطالب با مدخل، به وسيله مسئول مؤسسه دائرة المعارف يا كارشناس مورد تأييد وى بازبينى مىشود. پس از اين مرحله اقدامات نشر همچون: ويرايش، مقابله و سرانجام چاپ پيگيرى مىشود.
مشكلات كار نگاشتن فرهنگى در باره فقه شيعه براى نخستين بار، كارى بس دشوار و طاقتفرسا است. فرهنگ فقه افزون بر مشكلات عمومى فرهنگنويسى، با مشكلاتى ويژه نيز مواجه بوده كه چه بسا به طور ناخواسته، كاستىهايى را در پى داشته است. برخى مشكلات كه گروه تدوين فرهنگ فقه با آن روبه رو بوده است، از اين قرار مىباشد: يك - مهمترين مشكل تدوين فرهنگ فقه، كمبود متخصصان فرهنگنويس در حوزه فقه است. هر چند در حوزههاى علميه به ويژه حوزه پربركت قم، عالمان و فرهيختگانى كه فقه را به خوبى مىدانند و عمرى را در پژوهشهاى فقهى سپرى كردهاند، بسيارند، امّا آنان كه با شيوههاى فرهنگنويسى يا دائرة المعارفنويسى آشنا باشند يا به اين كار رغبت نشان دهند، اندكاند. گروه فرهنگ فقه براى تأمين نيروى مورد نياز خود، اقدام به جذب طلبههاى فاضل، مشتاق و مستعد فراگيرى فرهنگنويسى كرد. اين كار هرچند در ابتدا پيشرفت كار را با كندى روبروى ساخت، امّا به مرور زمان و با ورزيدگى و تلاش محققان، بر سرعت و كيفيّت كار افزوده شد. دو - نگاشتن فرهنگ فقه به زبان فارسى در حالى كه تقريباً تمامى متون و منابع فقه به زبان عربى است و معادليابى فارسى براى اصطلاحات و عناوين فقهى از مشكلات تدوين فرهنگ فقه بوده است، تلاش شده با جستجوى فراوان در واژهنامههاى متعدّد عربى به فارسى، اين مشكل تا اندازه زيادى مرتفع شود. سه - استفاده از تمامى متون فقهى براى تدوين فرهنگ فقه ضرورت نداشت. همين امر، گزينش منابعى از انبوه متون فقهى را ناگزير مىساخت و چنين گزينشى چندان آسان نبود. مىبايست منابعى انتخاب مىشدند كه افزون بر غنا و جامعيّت فقهى، نشانگر مراحل مختلف و تحولات فقه شيعى نيز باشند. چهار - ارتباط تنگاتنگ برخى عناوين با يكديگر و تكرار و درهم تنيده شدن مباحث و مطالب مربوط به اين عناوين در ابواب مختلف متون فقهى، جدا كردن دقيق مباحث هر عنوان را از عنوان ديگر دشوار مىساخت. تلاش بر اين بوده كه مباحث اصلى مربوط به هر عنوان در ذيل همان عنوان بيايد و در صورت نياز، به عناوين مرتبط و مطالب مكمّل ارجاع داده شود. پنج - فزونى و فراوانى مباحث مربوط به برخى عناوين از يك سو و نبود يا كاستى مباحث مربوط به برخى عناوين همچون عناوين مستحدثه از سوى ديگر، از مشكلات كار بوده است. از آنجا كه فرهنگ فقه در صدد طرح همه مباحث و فروع فقهى مربوط به يك عنوان نمىباشد، ناگزير از ميان مباحث فراوان و انبوه، دست به گزينش و تلخيص مطالب درخور فرهنگ فقه زده و مهمترين مباحث و احكام آن آورده شده است.