شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389
منو
تبلیغات

لینک های مرتبط
لينکها
مجلات تخصصی نور


مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی


فاوا نیوز


خبرگذاری قرآنی ایران


فروشگاه اینترنی نورشاپ


پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کتابخانه دیجیتالی نور


پایگاه شبکه اطلاع رسانی نور


پایگاه امام علی(ع)


پایگاه راهنمای پایگاه های اسلامی


پایگاه اطلاع رسانی رسول نور


راهنمای پایگاه های نبی اعظم(ص)


راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)


پایگاه فاضلین نراقی


پایگاه طوبی گرافیک


پایگاه سازمان آموزش نور


پایگاه خبرگان رهبری


پایگاه اطلاع رسانی اندیشوران


پایگاه گرداب


بنیاد ملی بازی های رایانه ای


شورای عالی انقلاب فرهنگی


پایگاه اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی


خبرگزاری فارس


خبرنامه

ایمیل شما::

عضویت لغو عضویت
 
مقالات
فناوری اطلاعات

فضای مجازی، هويت و جامعه


بحران هویت جنسی دختران در فضای مجازی


نگاهی به مفهوم هویت در فضای مجازی


امضاي ديجيتال؛ هويت در فضاي مجازي


جنگ فرکانس‌ها بر مدار خانواده


آرشیو مقالات
گروه مقالهنرم افزارهای اسلامی 
عنوان مقالهآيا مى‏توان از هوش مصنوعى در استنباط فقهى استفاده كرد امكان سنجى ايجاد سيستم خبره فقهى
نویسندهاحمد مینایی
بازدید110
تاریخ انتشار1382-11-15
فایل مطلب
متن مقاله
طراحى و توليد نرم‏افزارى كه توانائى ارائه مشاوره فقهى به مجتهدان را در فرآيند استنباط حكم شرعى داشته باشد، يكى از بايسته‏ها و بلكه آرزوهاى طراحان نرم‏افزارهاى اسلامى است. در چنين نرم‏افزارى بايد سيستمى به عنوان مشاور فقيه ايجاد گردد كه منابع استنباط حكم را بشناسد و با عرضه هر پرسشى اوّلاً سؤال را بفهمد و ثانياً در مسير درك و استنباط حكم با توجه به مبانى خاص آن فقيه، مشاوره فقهى لازم و دانش ذخيره شده خود را به نمايش گذارد. سيستم پس از تصميم‏گيرى نهايى فقيه نيز بايد قابليت تصحيح و افزايش دانش خود را داشته باشد.
سيستم خبره پيشنهادى به دو گونه قابل تصور است:
1. سيستم مشاور كه به عنوان ابزارى در خدمت فقيهى خاص قرار مى‏گيرد و تا مراحل خاصى توانايى كمك و ارائه مشورت‏هاى لازم راجع به مورد درخواستى فقيه را دارد؛ مشاورى كه با كار بيشتر با آن كامل‏تر و دقيق‏تر مى‏شود.
2. سيستم تصميم گيرنده كه جانشين فقيه مى‏شود و همانند فقيه به استنباط حكم مى‏پردازد. اين قسم دوم، مراد و مقصود ما نمى‏باشد.
در اين نوشتار اهميت و چگونگى طرّاحى چنين نرم‏افزارى بررسى مى‏گردد تا بسترى براى طرح نظرات جديد در اين باب باشد.
 
 ضرورت، اهميت و كاربرد
ايجاد سيستم خبره فقه چه ضرورتى دارد؟ چرا بايد چنين سيستمى ايجاد گردد؟ صرف وقت و هزينه براى ايجاد اين سيستم در مقابل دستيابى به چه نتيجه‏اى است؟ در باب ضرورت و اهميت ايجاد اين سيستم مى‏توان به چند دليل يا نكته اشاره نمود:
بالا بردن سرعت و دقت در استنباط حكم
فقها در مسير استنباط حكم خدا هر آنچه را موجب شود كه فقيه بهتر و دقيق‏تر به حكم واقعى دست يابد، دستيابى به آن را واجب مى‏شمرند و در اصطلاح فقها، دايره مناط وجوب فحص شامل آن مى‏گردد. استفاده از پايگاه‏هاى اطلاعاتى رايانه‏اى كه اطلاعات حجيم روايى، فقهى و رجالى را به طور سريع و دقيق در اختيار فقيه مى‏گذارد، در اين مقوله مى‏گنجد. حال اگر بتوان سيستم خبره‏اى ايجاد نمود كه تذكر دهنده مبانى خاص فقيه باشد و موارد خطاى او را به او يادآور شود، مشمول مناط جواب فحص مى‏گردد؛ بلكه استفاده از اين سيستم بر فقيه واجب مى‏گردد؛ به دليل اينكه درصد خطاى فقيه با داشتن چنين سيستمى به مراتب كاهش مى‏بايد.
رفع اشتباهات ناشى از غفلت از مبانى
در موارد بسيارى فقيه به علت كثرت اشتغالات و زياد بودن مبانى به هنگام فتوا دادن از بعضى از مبانى خود غافل مى‏شود. سيستم خبره فقه مى‏تواند در تمامى موارد افتا، تمام مبانى فقيه را نزد او حاضر نمايد و دانش موجود خود را به نمايش گذارد تا فقيه با بصيرت كامل به صدور فتوا بپردازد با توجه به اين مطالب، فايده ديگرى براى اين سيستم مى‏توان تصور نمود كه در بند بعد توضيح داده مى‏شود.
تبيين تهافت بين فتاواى فقيه از نظر مبانى
سيستم مى‏تواند با صدور هر فتوايى و گرفتن مبانى آن، رابطه منطقى بين اين مبانى و مبانى قبلى پذيرفته شده فقيه را در مسائل ديگر، با يكديگر مقايسه نمايد و در صورت وجود تضاد و تناقضى ميان اين مبانى، گزارش‏هاى لازم را به فقيه ارائه نمايد.
سهولت پيگيرى ريشه اختلاف فقها
اگر در هر فتوايى مشخص گردد كه بر چه امرى استوار است، منشا اختلاف فقها در يك مسئله مشخص مى‏شود كه اختلاف »بنايى« است يا «مبنايى» و معلوم مى‏گردد كه محور اختلاف فقها در چيست و راه براى بحث‏هاى بعدى گشوده مى‏شود.
نظام‏مند كردن فرآيند فقاهت و اجتهاد
فقهاى شيعه از عصر معصومين‏عليهم السلام تاكنون در پيشبرد فقه و علوم جانبى آن زحمات زيادى كشيده‏اند، اما متأسفانه فلسفه‏اى براى فقه و روش‏هاى فقهى فقها تدوين نشده است؛ يعنى عده‏اى از فقهاى برجسته در صدد اين برنيامده‏اند كه نگاهى از بيرون به فقه داشته باشند و روش‏هاى فقهى و اختلافات كليدى آنها و اصول موضوعه و پيش‏فرض‏هاى ادبى، كلامى و اصولى فقه را مشخص نمايند. بدين جهت مشاهده مى‏شود كه عده‏اى از فقها در «اصول فقه» مبانى خاصى را اتخاذ مى‏نمايند كه در مقام افتا به آن پايبند نيستند و اين به دليل اصول و پيش‏فرضهاى ديگرى است كه تدوين نشده است و مورد بررسى جدى قرار نگرفته است. ايجاد سيستم خبره فقه تنها در صورتى ميسر است كه فلسفه فقه تدوين شده باشد. از فوائد تدوين اين نظام، سازگارى بين فقه و اصول خواهد بود.
سهولت تغيير فتاوا بعد از تغيير مبنا
موارد زيادى اتفاق مى‏افتد كه يكى از مبانى فقيه در اصول يا رجال عوض مى‏شود. در نتيجه، فقيه بايد مراجعه مجددى به فقه از ابتدا تا انتها داشته باشد تا ملاحظه نمايد كه اين تغيير مبنا در كداميك از فتاواى وى تأثير مى‏گذارد. و اين امر نيازمند صرف وقت بسيار زيادى است و چه بسا كه بايگانى مستندات فتاواى قبلى فقه در اختيار وى نباشد؛ به عنوان مثال مبناى آية اللَّه خويى‏قدس سره در اواخر عمر در يكى از مباحث كليات رجال عوض شد، اما اعمال اين تغيير مبنا در جميع فتاواى ايشان در اين شرايط امر محالى مى‏نمود. در حالى كه اگر سيستم خبره فقه پيشنهادى وجود مى‏داشت، اعمال اين تغيير مبنا بسيار ساده بود و نيازمند هيچ صرف وقت و هزينه‏اى نبود و اين تغييرات به صورت خودكار توسط ماشين انجام مى‏گرفت.
ابزار كمكى براى يادگيرى و امتحان گرفتن از مدعيان اجتهاد
دانشجويان فقه پس از ممارست زياد در فقه و اصول، توانايى استنباط حكم را دارا مى‏شوند، سيستم خبره فقه مى‏تواند با طرح پرسش‏هايى در رجال، اصول و فقه و ارزيابى پاسخ‏هاى دانشجو در اتخاذ مبانى اوّليه و يافتن تناقض‏هاى احتمالى بين مبانى پذيرفته شده، توانايى دانشجو را محك بزند. بنابراين، از اين سيستم در ارتقاى كيفيت آموزشى طلاب نيز مى‏توان بهره گرفت.
 
 مراحل توليد سيستم‏هاى مبتنى بر پايگاه دانش
مراحل اساسى توليد سيستم خبره را مى‏توان در سه مرحله كلى خلاصه نمود:
1.توليد پايگاه دانش
2.ايجاد رابط كاربر مناسب
3.ايجاد موتور استتناج مناسب
همان طور كه در شكل شماره (1) نشان داده شده است، براى ايجاد يك سيستم مبتنى بر پايگاه دانش در ابتدا محيط مسئله مورد بررسى قرار مى‏گيرد. در اين مرحله نيازمندى‏هاى مسئله مورد بررسى و تحليل قرار مى‏گيرند. در مرحله بعد با توجه به شناخت مفهومى سيستم به مدل‏سازى دانش موجود پرداخته مى‏شود. آنگاه يك سيستم تهى و ميانجى كاربر مناسبى فراهم مى‏گردد كه فرآيند اخذ دانش را انجام مى‏دهد و سپس با توجه به دانش اخذ شده يك الگو و نمونه عملى از سيستم ايجاد مى‏گردد. آنگاه اين الگوى عملى مورد ارزيابى و آزمون قرار مى‏گيرد. با توجه به نقايصى كه در اين الگو مشاهده مى‏شود، گاه ضرورى است كه عمليات اخذ دانش مجدداً تكرار گردد يا اينكه برداشت‏هاى اشتباه و ناقص از محيط تكميل گردند و به تناسب نوع اشكال، مراحل قبلىِ طى شده، تكرار عمليات طراحي بازگشتي گردندانده شوند تا سيستم طراحي بازگشتي آن قدر تكرار گردند. در ارزيابى و آزمون توسط خبره‏هاى فن، مورد قبول واقع شود. در اينجاست كه سيستم مبتنى بر پايگاه دانش را مى‏توان ايجاد نمود(1).
بنابراين، براى توليد پايگاه دانش ابتدا بايستى محيط دانش شناخته شود و دانش محيط استخراج و مدل‏سازى گردد. اخذ دانش در توليد پايگاه نقش بسيار مهمى دارد.
حال در مسئله مورد بحث، يعنى فقه، منابع اخذ دانش كدام‏اند؟ به طور معمول گفته مى‏شود كه منابع دانش فقه عبارت‏اند از:
1.ادبيات زبان عربى
2.منطق
3.تفسير قرآن
4.مباحث رجالى
5.اصول فقه (منطق فقه)
6.سيره عرفى عقلا
روشها و ابزارهايى براى اخذ دانش وجود دارند كه عملكرد و توانايى آنها در محيط دانش؛ يعنى علم فقه بايد مورد بررسى قرار گيرند. (2)
 
سيستم‏هاى مبتنى بر پايگاه دانش
چند نمونه از روش‏ها و ابزارهاى اخذ دانش عبارت است از:
Tekrtonix Methodology
Greenwell’s Methodology
POLITE Methodology
REC Methodology
DOD Methodology
ESDM Methodology
RUD Methodology
KADS Methodology
ESA Methodology
اما شايد هيچ‏كدام از اينها چون در حوزه علوم انسانى به كار گرفته نشده‏اند، مناسب مسئله مورد بحث ما نباشند، اما قدر مسلم آن است كه استفاده از ابزارهايى چون ID3 كه از راه استقرا در مثال‏هاى متعدد به يادگيرى و اخذ دانش و كشف قوانين زير بنايى سيستم مى‏پردازد، مفيد مى‏باشند و با تركيب آن با روش‏هاى ديگر شايد بتوان روش‏هاى جديدى را ابداع نمود.
يكى از مراحل اساسى ايجاد سيستم خبره فقه، ايجاد رابط كاربر مناسب با فقها و زبان فقهى آنان است. پردازش زبان طبيعى در قلمرو فقه از جهت آنكه كلمات، جنبه تخصصى دارند و يافتن معناى كلمات مشترك لفظى ساده‏تر است، آسان‏تر از زبان طبيعى مى‏باشد. اما از جهت ديگر چون با متون روايى و آيات سروكار دارد، بسيار مشكل مى‏باشد. دليل مشكل بودن فهم آيات و روايات به تفصيل مورد بررسى قرار خواهد گرفت. يكى از پارامترهاى مهم اين رابط كاربر استفاده از تكنيك‏هاى بازنمايى و نمايش دانش به كاربر مى‏باشد.
بعضى از اين تكنيك‏ها عبارت‏اند از:
قاب‏ها (Frames) ، نبشتارها (Scripts)، رويه‏ها (Procedures) ، شبكه‏هاى معنايى Semantic) (Nets ،
 درخت‏هاى تصميم‏گيرى (Decision Tress) ، قوانين (Rules) و منطق (Logic) .
مقايسه و بررسى خصوصيات ويژه هر يك از روش‏ها مجال مفصل‏ترى را مى‏مطلبد، اما به طور اختصار مى‏توان گفت:
در مواردى از فقه يا اصول كه نياز به بحث استدلالى محض وجود دارد، از »منطق« استفاده مى‏شود. از ويژگى‏هاى اين روش، دقت در بيان، امكان استنتاج ماشينى، كامل بودن نتايج و سازگارى بين نتايج در صورت افزايش حجم دانش مى‏باشد. استفاده از »نبشتارها« در مباحث ادبيات و حل مشكلات و بازنمايى دانش زبان طبيعى خاص به فقه توصيه مى‏گردد. در بسيارى از مسائل رجال احاديث و موارد پيچيده فقه، بهره‏جويى از روش رويه‏اى ضرورى است؛ به دليل اينكه كارآيى سيستم در حل مسئله با اين روش افزايش مى‏يابد و امكان انتقال ابداع و ابتكار به مسئله وجود دارد. درخت‏هاى تصميم‏گيرى در مواردى كه مسير واضح است، مى‏توانند سير تفكر فقيه را بازنمايى نمايند. شبكه معنايى روشى است كه در آن هر مفهوم ساده به صورت يك گره و رابطه بيان مفاهيم به صورت كمان‏هايى نشان داده مى‏شوند. شبكه معناى امكان جستجو در پايگاه هاي داده‏اى كوچك و به آزمون نهادن درستى واقعيت‏ها را فراهم مى‏آورد.
اين روش‏ها، شيوه‏هاى مختلف بازنمايى و سازمان‏دهى اطلاعات مى‏باشد. در بعضى از موارد بايد با تركيب چند روش و يا حتى ابداع شيوه‏اى جديد خاص به فقه و علوم اسلامى براى بازنمايى دانش بهره جست.
موتور استنتاجى كه در مسير توليد سيستم خبره فقه ايجاد مى‏گردد، در بسيارى از موارد، دانش آن قطعى و در موارد زياد ديگرى دانش سيستم غير قطعى مى‏باشد. سيستم در موارد قطعيت، نيازمند مهندسى اطلاعات و در موارد غير قطعى نيازمند مهندسى دانش مى‏باشد. در هر صورت، دانش محيط بايد بطور كامل جمع‏آورى و مدل‏سازى شود. در بسيارى از موارد مانند علم رجال از به هم پيوستن دانش قطعى و غير قطعى، استنتاج و نتيجه‏گيرى ميسّر خواهد بود. وضعيت دانش در اصول فقه و ادبيات نيز به همين صورت است. در مواردى كه دانش سيستم غير قطعى است، بايد از اصول سيستم‏هاى فازى (شولا) و قوانين حساب احتمالات و دستورات نيز در جهت توليد و توسعه سيستم استفاده نمود.
 
 مراحل ايجاد سيستم خبره فقه
براى رسيدن به هدف بلند مدت سيستم خبره فقه لازم است كه گام به گام مراحلى را پشت‏سر گذاشت و تا اين منزل‏ها طى نشود، رسيدن به اين هدف ميسّر نمى‏گردد.
1.ايجاد پايگاه اطلاعاتى از منابع دانش
در اين مرحله ضرورى است كليه اطلاعات حوزه فقه و علوم مقدماتى آن طبقه‏بندى شود و به صورت پايگاه‏هاى اطلاعاتى ارائه گردند. اين پايگاه‏ها در بردارنده جستجوهاى لفظى و موضوعى مى‏باشند. (3)
2.نمايه‏زنى بر متون
تمام مدخل‏هاى تحقيقاتى در علوم مقدماتى فقه به بهترين شيوه نمايه‏زنى (تركيبى از شيوه‏هاى پيش همآرا و پس همآرا) مرتب مى‏گردند و محقق مى‏تواند در كوتاه‏ترين زمان تمامى مراحل تحقيقاتى مورد نياز خود را توسط سيستم انجام دهد.(4)
3.بهينه‏سازى روش‏هاى جستجو در بانك‏هاى اطلاعاتى
از آخرين تكنيك‏هاى جستجو در بازيابى اطلاعات از پايگاه‏هاى اطلاعاتى استفاده مى‏شود. علاوه بر ويژگى جستجوى واژه واحد بايد امكان تركيب واژه‏هاى مختلف با عملگرهاى منطقى مختلف وجود داشته باشد. بخشى از عملگرها مانند عملگر نفى (NOT) تك عملوندى است و بعضى ديگر مانند عملگر «و« (AND) و «يا« (OR) دو عملوندى مى‏باشند. پسنديده است كه امكان تعريف عملگردهاى جديد در سيستم بر طبق نياز كاربر وجود داشته باشد(5) و در تركيب اين عملگرها نبايد هيچ محدوديتى وجود داشته باشد. در نتيجه، براى اينكه درخت جستجو به صورت صحيح تشكيل گردد، به يك تحليلگر نحوى نيازمند مى‏باشيم تا قبل از انجام جستجو از صحت منطقى درخت جستجو اطمينان حاصل نمايد.
4.نمايه‏سازى ماشينى متون حجيم فقهى
با توجه به بند اوّل تا سوم، شيوه‏هاى اطلاع‏رسانى نوينى براى فقه و علوم وابسته به آن ايجاد مى‏گردد؛ به عبارت ديگر اطلاعات كليدى فقهى و اصولى به سيستم منتقل مى‏شود. با ضميمه كردن نظام مترادفات و مشتركات و مرتبطات، يك زبان ميانى ايجاد مى‏شود كه پرسش‏هايى كه بصورت فرم‏هاى ميانى منطقى براى سيستم مطرح مى‏شود، به طور خودكار توسط سيستم پاسخ داده مى‏شود.
5.پردازش زبان طبيعى فقه
در گام بعدى به موتورى در مقوله پردازش زبان طبيعى نياز داريم كه سؤال محاوره‏اى كاربر را بفهمد و قادر باشد جملات زبان طبيعى را از حالت غير استاندارد به فرم ميانى منطقى و استاندارد شده تبديل نمايد.(6)
به دليل الزام خود در به كارگيرى سيستم مورد نظر براى تمامى مبانى فقهى، فراهم كردن امكان پرسش و پاسخ محاوره‏اى توسط سيستم الزامى است.
همان‏طور كه در بند دوم گذشت، ايجاد اصطلاح‏نامه يا تزاروس خاصّ علوم فقهى براى حل اين مشكل ضرورى و راهگشاست.(7)
6.اخذ دانش و ايجاد پايگاه دانش اوّليه
تمامى شيوه‏هاى اخذ دانش مانند: توزيع فرم‏هاى ويژه، مصاحبه، بررسى يك يا چند متن فقهى ساده به طور دقيق و كامل، همدلى كردن و شركت در دروس خارج فقه و اصول، در اين مرحله به محك گذاشته مى‏شود.
و احتمالاً با تركيبى از شيوه‏هاى مرسوم مى‏توان به ابداع شيوه‏هاى جديدى در اخذ دانش كه خاص علوم اسلامى و فقهى است دست يافت.
7.ايجاد رابط كاربر مناسب و نمايش دانش
از شيوه‏هاى نمايش دانش و تكنيك‏هاى رايج سود مى‏جوييم. بهره‏جويى از تكنيك نبشتارى (Scripts) و تكنيك رويه‏اى (Procedures) شايد مناسب‏تر باشد؛ چون در اين روش‏ها امكان انتقال ابتكارها و ابداعات (Heuristic) بيشتر وجود دارد. استفاده از شبكه‏هاى معنايى نيز مفيد و مؤثر مى‏باشند.

 نتيجه امكان سنجى
آنچه را به عنوان نتيجه اين مطالعه و بررسى مى‏توان اعلام نمود اين است كه سيستم خبره فقه امكان‏پذير است، اما راه طولانى بايد پيموده شود تا سيستم ايده‏آل مشاور فقيه به دست آيد. براى رسيدن به اين نقطه بايد گام‏هاى بلندى برداشته شود كه عبارت‏اند از:
تدوين فلسفه فقه 
ايجاد پايگاه‏هاى اطلاعاتى از منابع دانش و بهينه‏سازى جستجو در اين منابع
ايجاد اصطلاح‏نامه ويژه منابع دانش فقه
نمايه‏زنى بر متون و طبقه‏بندى اطلاعات
توليد سيستم خبره‏هاى مقدماتى از منابع دانش فقه
توليد سيستم خبره فقه به عنوان مشاور فقه
براى هر يك از علوم مقدماتى فقه، سيستم خبره خاصى لازم مى‏باشد:
1.سيستم خبره‏هايى كه در مورد ادبيات و زبان عربى تصور مى‏شود عبارت‏اند از: سيستمى كه علم صرف را شبيه‏سازى مى‏نمايد و مى‏تواند هر واژه عربى را تجزيه نمايد و فعل و حرف و اسم بودن كلمه و نوع آن را تشخيص دهد؛ معانى ويژه هر باب اعم از اسم و فعل و معانى مختلف حروف در جايگاه‏هاى ويژه خود را تعيين نمايد؛ در مورد هر واژه‏اى ريشه‏يابى كند و مشتقات ديگر كلمه را ارائه نمايد و نيز سيستمى كه علم نحو را شبيه‏سازى كند و بتواند جملات عربى و نقش كلمات را در جمله معين نمايد.
اين سيستم‏ها مى‏توانند پايه‏هايى براى سيستم اعراب‏گذارى ماشينى جملات عربى و سيستم مترجم ماشينى از عربى به هر زبانى و بالعكس باشند.
2.در مورد منطق و نحوه استدلال، اَشكال مختلف قياس‏هاى معتبر و منطق جمله‏ها و منطق محمولات درجه اوّل و دوم به سادگى قابل پياده‏سازى مى‏باشند. نمونه‏هايى از منطق صورى در زبانPrologپياده‏سازى شده است. (8)
3.سيستم خبره‏اى كه براى تفسير قرآن و متن احاديث در نظر گرفته مى‏شود، از يك نظر با مباحث هرمونتيك پيوند دارد، و از سويى مقوله‏اى ويژه در پردازش زبان طبيعى قرآن و حديث طلب مى‏نمايد.
4.مباحث راوى‏شناسى و روايت‏شناسى را مى‏توان در پايگاه اطلاعاتى خبره علم رجال به نحو بسيار مطلوب و كاملى پياده‏سازى نمود.
5.آنچه كه مى‏تواند محور بسيار با ارزشى در سيستم خبره فقه محسوب شود، سيستم خبره‏اى است كه مباحث اصول فقه را به نحو پويايى پياده‏سازى نمايد. اين سيستم يكى از نيازمندى‏هاى اساسى سيستم خبره فقه مى‏باشد. ريز كردن بحث در اينجا، مجال بسيار گسترده‏اى را مى‏طلبد.
6.6 . با توجه به ديد جامع و بالا به پايينى كه در مراحل قبل از كل سيستم دريافت مى‏شود با نگرش كاربردى در مقام اجرا، كار از جاى كوچكى به شيوه پايين به بالا كار آغاز مى‏شود. هر يك از سيستم‏هاى مقدماتى را مى‏توان به صورت جعبه سياه (Black Box) و اصل موضوعه فرض نمود و در مقام عمل، هسته مركزى سيستم خبره فقه را به صورت تدريجى پياده‏سازى نمود. هر چند كار روى زبان طبيعى به صورت جعبه سياه در نظر گرفته شود، اما بايد ببينيم كه زبان طبيعى در اين مجموعه و سيستم مورد نظر چه جايگاهى دارد.
ايجاد يك سيستم هوشمند مشاور فقيه جز در سايه كشف الگوهاى اجتهاد ممكن نمى‏باشد. اگر كسى بگويد اجتهاد الگو ندارد، معنايش اين است كه نمى‏توان سيستم خبره فقه را ايجاد نمود. اما با دقت مى‏توان الگوهاى اجتهاد را كشف نمود. اين الگوها پيچيده‏اند و مركب از شبكه‏اى از الگوهاى كوچك مى‏باشند. اين الگوهاى كوچك مركب از الگوهاى ديگرى هستند كه ارتباط خاصى با هم دارند. الگوهاى منطقه‏اى با تركيب در يك شبكه، الگوهاى بزرگ‏ترى را مى‏سازند كه براى شناخت آنها بايد اين الگوهاى درهم تنيده را از هم باز كنيم تا خرده الگوها و عناصر اساسى آنها را بشناسيم. هنگامى كه فقيه اجتهاد مى‏كند، ده‏ها الگو را با هم تركيب مى‏كند و اجتهاد را انجام مى‏دهد در هر قسمت كار ممكن است چند الگوى كوچك‏تر را به كار گيرد.
به اين جهت، در وهله اوّل بايد الگوى بسيار ساده‏اى را در نظر گرفت، گرچه اين الگو ممكن است نسبت به بيشتر موارد قبلى سيستم‏هاى خبره پيچيده‏تر باشد. الگوى اجتهادى شهيد ثانى در 400 سال قبل بسيار ساده‏تر از الگوى اجتهادى شيخ انصارى و صاحب جواهر در 100 سال قبل مى‏باشد. يا الگوى فقه آية الله خويى رياضى وارتر و ساده‏تر از الگوى فقهى مرحوم آية الله بروجردى مى‏باشد. حتى در مسائل اصول فقه و يا كليات فقه باز كار را مى‏توان از مسائل رياضى‏وارتر آغاز نمود؛ به عنوان مثال مباحث فروع علم اجمالى كه داراى فروعات بسيار متعددى است و بيش از 60 فرع آن در عروة الوثقى مرحوم سيد يزدى آمده است(9)، پياده‏سازى ساده‏ترى نسبت به مسائل ظهور و استظهارات متون روايى دارد. از اين‏رو، كار را از جايى مانند بحث فروع علم اجمالى مى‏توان آغاز كرد؛ سيستمى ايجاد مى‏نماييم كه بتواند فروع را بشناسد و فروع جديدى را كه شايد به ذهن فقها نرسيده است، استخراج نمايد. سپس سيستم در معرض تصحيح چندين فقيه قرار مى‏گيرد.
به هر حال، هدف نهايى سيستم خبره‏اى است كه تمامى مبانى پيدا و ناپيداى اجتهاد در آن پيدا باشد و گام به گام مبانى فقيه را از او سؤال نمايد و مجتهد مبانى منتخب خود را به سيستم پاسخ دهد؛ به عنوان مثال فقيه هزار پرسش مشترك در فقه و اصول و رجال را تنها يك بار پاسخ مى‏دهد و در هر مسئله خاص نيز حدود مثلاً صد سؤال خاص را جواب مى‏دهد تا اينكه سيستم برطبق مبانى اين مجتهد تنظيم شده، آماده مشاوره با اين فقيه بر طبق مبانى خودش مى‏گردد.

پی نوشت
1. Govanni guida and carb Tasso, Deaign andDevelopment of Knowlode-based systems: from lifecyde to Methodology, Johnwiely, 1999.
2. ر.ك: امام خمينى(ره)، الرسائل، الاجتهاد و التقليد، ص 97.
ر.ك: آية اللَّه خويى، التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج 1، ص 25.
3. معجم‏هاى لفظى كتب احاديث شيعه به صورت پايگاه اطلاعاتى متن در ديسك‏هاى نورى فشرده (CD) نور و نورالعترة و نور 2 توسط مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى در سال‏هاى 1373 و 1376 و 1379 عرضه شده است.
4. معجم‏هاى موضوعى فقه و علوم عقلى در دو CD نورالفقاهة و نورالحكمة نمونه‏هايى از نمايه‏زنى بر متون فقهى و عقلى مى‏باشند كه توسط مركز تحقيقات كامپيوترى علوم سلامى در سال 1357 عرضه شده‏اند.
براى مطالعه بيشتر شيوهاى نمايه‏زنى پيش همآرا و پس همآرا رجوع كنيد به:
دكتر حُرى، عباس، مقاله «نظام چند سطح در ذخيره و بازيابى رايانه‏اى اطلاعات اسلامى»، مجموعه مقالات سومين سمينار سراسرى نرم‏افزار علوم اسلامى 29 آذر 1375.
و نيز رجوع كنيد به: سميعى، محمد، مقاله «نمايه‏سازى همآرا»، مجموعه مقالات سومين سمينار سراسرى نرم‏افزار علوم اسلامى 29 آذر 1375.
5. به عنوان نمونه به عملگر «ترتيب« (Orderd And) و يا«ياى مانعة الجمع« (Exclasive OR) و يا عبارت (Phrase) مى‏توان اشاره نمود. علاوه بر اين، امكان جستجوى حروف مبهم و نامتعين و قابليت دامنه‏هاى توصيفى از امكاناتى است كه شرح آنها در مقالات پيشين مجله تحت عنوان «افزايش توان موتور جستجوى نور» آمده است.

 6. Gilbert k. Krulee, computer processing of Nataral Language, prentice Hall [99].
7. ر.ك: يعقوب‏نژاد، محمدهادى، مرورى بر مبانى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى، سومين سمينار سراسرى كامپيوترى علوم اسلام، آذر ماه 1375.

 8. Peter Fich, Simply Logical, Intelligent Resoning, John Wieley, 1994.
9. سيد كاظم يزدى(ره)، العروة الوثقى، ج 2، مباحث شك، ص 59-105.


بازگشت