|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | نرم افزارهای اسلامی | |
| عنوان مقاله | آيا مىتوان از هوش مصنوعى در استنباط فقهى استفاده كرد امكان سنجى ايجاد سيستم خبره فقهى | | نویسنده | احمد مینایی | | بازدید | 110 |
| تاریخ انتشار | 1382-11-15 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | طراحى و توليد نرمافزارى كه توانائى ارائه مشاوره فقهى به مجتهدان را در فرآيند استنباط حكم شرعى داشته باشد، يكى از بايستهها و بلكه آرزوهاى طراحان نرمافزارهاى اسلامى است. در چنين نرمافزارى بايد سيستمى به عنوان مشاور فقيه ايجاد گردد كه منابع استنباط حكم را بشناسد و با عرضه هر پرسشى اوّلاً سؤال را بفهمد و ثانياً در مسير درك و استنباط حكم با توجه به مبانى خاص آن فقيه، مشاوره فقهى لازم و دانش ذخيره شده خود را به نمايش گذارد. سيستم پس از تصميمگيرى نهايى فقيه نيز بايد قابليت تصحيح و افزايش دانش خود را داشته باشد. سيستم خبره پيشنهادى به دو گونه قابل تصور است: 1. سيستم مشاور كه به عنوان ابزارى در خدمت فقيهى خاص قرار مىگيرد و تا مراحل خاصى توانايى كمك و ارائه مشورتهاى لازم راجع به مورد درخواستى فقيه را دارد؛ مشاورى كه با كار بيشتر با آن كاملتر و دقيقتر مىشود. 2. سيستم تصميم گيرنده كه جانشين فقيه مىشود و همانند فقيه به استنباط حكم مىپردازد. اين قسم دوم، مراد و مقصود ما نمىباشد. در اين نوشتار اهميت و چگونگى طرّاحى چنين نرمافزارى بررسى مىگردد تا بسترى براى طرح نظرات جديد در اين باب باشد. ضرورت، اهميت و كاربرد ايجاد سيستم خبره فقه چه ضرورتى دارد؟ چرا بايد چنين سيستمى ايجاد گردد؟ صرف وقت و هزينه براى ايجاد اين سيستم در مقابل دستيابى به چه نتيجهاى است؟ در باب ضرورت و اهميت ايجاد اين سيستم مىتوان به چند دليل يا نكته اشاره نمود: بالا بردن سرعت و دقت در استنباط حكم فقها در مسير استنباط حكم خدا هر آنچه را موجب شود كه فقيه بهتر و دقيقتر به حكم واقعى دست يابد، دستيابى به آن را واجب مىشمرند و در اصطلاح فقها، دايره مناط وجوب فحص شامل آن مىگردد. استفاده از پايگاههاى اطلاعاتى رايانهاى كه اطلاعات حجيم روايى، فقهى و رجالى را به طور سريع و دقيق در اختيار فقيه مىگذارد، در اين مقوله مىگنجد. حال اگر بتوان سيستم خبرهاى ايجاد نمود كه تذكر دهنده مبانى خاص فقيه باشد و موارد خطاى او را به او يادآور شود، مشمول مناط جواب فحص مىگردد؛ بلكه استفاده از اين سيستم بر فقيه واجب مىگردد؛ به دليل اينكه درصد خطاى فقيه با داشتن چنين سيستمى به مراتب كاهش مىبايد. رفع اشتباهات ناشى از غفلت از مبانى در موارد بسيارى فقيه به علت كثرت اشتغالات و زياد بودن مبانى به هنگام فتوا دادن از بعضى از مبانى خود غافل مىشود. سيستم خبره فقه مىتواند در تمامى موارد افتا، تمام مبانى فقيه را نزد او حاضر نمايد و دانش موجود خود را به نمايش گذارد تا فقيه با بصيرت كامل به صدور فتوا بپردازد با توجه به اين مطالب، فايده ديگرى براى اين سيستم مىتوان تصور نمود كه در بند بعد توضيح داده مىشود. تبيين تهافت بين فتاواى فقيه از نظر مبانى سيستم مىتواند با صدور هر فتوايى و گرفتن مبانى آن، رابطه منطقى بين اين مبانى و مبانى قبلى پذيرفته شده فقيه را در مسائل ديگر، با يكديگر مقايسه نمايد و در صورت وجود تضاد و تناقضى ميان اين مبانى، گزارشهاى لازم را به فقيه ارائه نمايد. سهولت پيگيرى ريشه اختلاف فقها اگر در هر فتوايى مشخص گردد كه بر چه امرى استوار است، منشا اختلاف فقها در يك مسئله مشخص مىشود كه اختلاف »بنايى« است يا «مبنايى» و معلوم مىگردد كه محور اختلاف فقها در چيست و راه براى بحثهاى بعدى گشوده مىشود. نظاممند كردن فرآيند فقاهت و اجتهاد فقهاى شيعه از عصر معصومينعليهم السلام تاكنون در پيشبرد فقه و علوم جانبى آن زحمات زيادى كشيدهاند، اما متأسفانه فلسفهاى براى فقه و روشهاى فقهى فقها تدوين نشده است؛ يعنى عدهاى از فقهاى برجسته در صدد اين برنيامدهاند كه نگاهى از بيرون به فقه داشته باشند و روشهاى فقهى و اختلافات كليدى آنها و اصول موضوعه و پيشفرضهاى ادبى، كلامى و اصولى فقه را مشخص نمايند. بدين جهت مشاهده مىشود كه عدهاى از فقها در «اصول فقه» مبانى خاصى را اتخاذ مىنمايند كه در مقام افتا به آن پايبند نيستند و اين به دليل اصول و پيشفرضهاى ديگرى است كه تدوين نشده است و مورد بررسى جدى قرار نگرفته است. ايجاد سيستم خبره فقه تنها در صورتى ميسر است كه فلسفه فقه تدوين شده باشد. از فوائد تدوين اين نظام، سازگارى بين فقه و اصول خواهد بود. سهولت تغيير فتاوا بعد از تغيير مبنا موارد زيادى اتفاق مىافتد كه يكى از مبانى فقيه در اصول يا رجال عوض مىشود. در نتيجه، فقيه بايد مراجعه مجددى به فقه از ابتدا تا انتها داشته باشد تا ملاحظه نمايد كه اين تغيير مبنا در كداميك از فتاواى وى تأثير مىگذارد. و اين امر نيازمند صرف وقت بسيار زيادى است و چه بسا كه بايگانى مستندات فتاواى قبلى فقه در اختيار وى نباشد؛ به عنوان مثال مبناى آية اللَّه خويىقدس سره در اواخر عمر در يكى از مباحث كليات رجال عوض شد، اما اعمال اين تغيير مبنا در جميع فتاواى ايشان در اين شرايط امر محالى مىنمود. در حالى كه اگر سيستم خبره فقه پيشنهادى وجود مىداشت، اعمال اين تغيير مبنا بسيار ساده بود و نيازمند هيچ صرف وقت و هزينهاى نبود و اين تغييرات به صورت خودكار توسط ماشين انجام مىگرفت. ابزار كمكى براى يادگيرى و امتحان گرفتن از مدعيان اجتهاد دانشجويان فقه پس از ممارست زياد در فقه و اصول، توانايى استنباط حكم را دارا مىشوند، سيستم خبره فقه مىتواند با طرح پرسشهايى در رجال، اصول و فقه و ارزيابى پاسخهاى دانشجو در اتخاذ مبانى اوّليه و يافتن تناقضهاى احتمالى بين مبانى پذيرفته شده، توانايى دانشجو را محك بزند. بنابراين، از اين سيستم در ارتقاى كيفيت آموزشى طلاب نيز مىتوان بهره گرفت. مراحل توليد سيستمهاى مبتنى بر پايگاه دانش مراحل اساسى توليد سيستم خبره را مىتوان در سه مرحله كلى خلاصه نمود: 1.توليد پايگاه دانش 2.ايجاد رابط كاربر مناسب 3.ايجاد موتور استتناج مناسب همان طور كه در شكل شماره (1) نشان داده شده است، براى ايجاد يك سيستم مبتنى بر پايگاه دانش در ابتدا محيط مسئله مورد بررسى قرار مىگيرد. در اين مرحله نيازمندىهاى مسئله مورد بررسى و تحليل قرار مىگيرند. در مرحله بعد با توجه به شناخت مفهومى سيستم به مدلسازى دانش موجود پرداخته مىشود. آنگاه يك سيستم تهى و ميانجى كاربر مناسبى فراهم مىگردد كه فرآيند اخذ دانش را انجام مىدهد و سپس با توجه به دانش اخذ شده يك الگو و نمونه عملى از سيستم ايجاد مىگردد. آنگاه اين الگوى عملى مورد ارزيابى و آزمون قرار مىگيرد. با توجه به نقايصى كه در اين الگو مشاهده مىشود، گاه ضرورى است كه عمليات اخذ دانش مجدداً تكرار گردد يا اينكه برداشتهاى اشتباه و ناقص از محيط تكميل گردند و به تناسب نوع اشكال، مراحل قبلىِ طى شده، تكرار عمليات طراحي بازگشتي گردندانده شوند تا سيستم طراحي بازگشتي آن قدر تكرار گردند. در ارزيابى و آزمون توسط خبرههاى فن، مورد قبول واقع شود. در اينجاست كه سيستم مبتنى بر پايگاه دانش را مىتوان ايجاد نمود(1). بنابراين، براى توليد پايگاه دانش ابتدا بايستى محيط دانش شناخته شود و دانش محيط استخراج و مدلسازى گردد. اخذ دانش در توليد پايگاه نقش بسيار مهمى دارد. حال در مسئله مورد بحث، يعنى فقه، منابع اخذ دانش كداماند؟ به طور معمول گفته مىشود كه منابع دانش فقه عبارتاند از: 1.ادبيات زبان عربى 2.منطق 3.تفسير قرآن 4.مباحث رجالى 5.اصول فقه (منطق فقه) 6.سيره عرفى عقلا روشها و ابزارهايى براى اخذ دانش وجود دارند كه عملكرد و توانايى آنها در محيط دانش؛ يعنى علم فقه بايد مورد بررسى قرار گيرند. (2) سيستمهاى مبتنى بر پايگاه دانش چند نمونه از روشها و ابزارهاى اخذ دانش عبارت است از: Tekrtonix Methodology Greenwell’s Methodology POLITE Methodology REC Methodology DOD Methodology ESDM Methodology RUD Methodology KADS Methodology ESA Methodology اما شايد هيچكدام از اينها چون در حوزه علوم انسانى به كار گرفته نشدهاند، مناسب مسئله مورد بحث ما نباشند، اما قدر مسلم آن است كه استفاده از ابزارهايى چون ID3 كه از راه استقرا در مثالهاى متعدد به يادگيرى و اخذ دانش و كشف قوانين زير بنايى سيستم مىپردازد، مفيد مىباشند و با تركيب آن با روشهاى ديگر شايد بتوان روشهاى جديدى را ابداع نمود. يكى از مراحل اساسى ايجاد سيستم خبره فقه، ايجاد رابط كاربر مناسب با فقها و زبان فقهى آنان است. پردازش زبان طبيعى در قلمرو فقه از جهت آنكه كلمات، جنبه تخصصى دارند و يافتن معناى كلمات مشترك لفظى سادهتر است، آسانتر از زبان طبيعى مىباشد. اما از جهت ديگر چون با متون روايى و آيات سروكار دارد، بسيار مشكل مىباشد. دليل مشكل بودن فهم آيات و روايات به تفصيل مورد بررسى قرار خواهد گرفت. يكى از پارامترهاى مهم اين رابط كاربر استفاده از تكنيكهاى بازنمايى و نمايش دانش به كاربر مىباشد. بعضى از اين تكنيكها عبارتاند از: قابها (Frames) ، نبشتارها (Scripts)، رويهها (Procedures) ، شبكههاى معنايى Semantic) (Nets ، درختهاى تصميمگيرى (Decision Tress) ، قوانين (Rules) و منطق (Logic) . مقايسه و بررسى خصوصيات ويژه هر يك از روشها مجال مفصلترى را مىمطلبد، اما به طور اختصار مىتوان گفت: در مواردى از فقه يا اصول كه نياز به بحث استدلالى محض وجود دارد، از »منطق« استفاده مىشود. از ويژگىهاى اين روش، دقت در بيان، امكان استنتاج ماشينى، كامل بودن نتايج و سازگارى بين نتايج در صورت افزايش حجم دانش مىباشد. استفاده از »نبشتارها« در مباحث ادبيات و حل مشكلات و بازنمايى دانش زبان طبيعى خاص به فقه توصيه مىگردد. در بسيارى از مسائل رجال احاديث و موارد پيچيده فقه، بهرهجويى از روش رويهاى ضرورى است؛ به دليل اينكه كارآيى سيستم در حل مسئله با اين روش افزايش مىيابد و امكان انتقال ابداع و ابتكار به مسئله وجود دارد. درختهاى تصميمگيرى در مواردى كه مسير واضح است، مىتوانند سير تفكر فقيه را بازنمايى نمايند. شبكه معنايى روشى است كه در آن هر مفهوم ساده به صورت يك گره و رابطه بيان مفاهيم به صورت كمانهايى نشان داده مىشوند. شبكه معناى امكان جستجو در پايگاه هاي دادهاى كوچك و به آزمون نهادن درستى واقعيتها را فراهم مىآورد. اين روشها، شيوههاى مختلف بازنمايى و سازماندهى اطلاعات مىباشد. در بعضى از موارد بايد با تركيب چند روش و يا حتى ابداع شيوهاى جديد خاص به فقه و علوم اسلامى براى بازنمايى دانش بهره جست. موتور استنتاجى كه در مسير توليد سيستم خبره فقه ايجاد مىگردد، در بسيارى از موارد، دانش آن قطعى و در موارد زياد ديگرى دانش سيستم غير قطعى مىباشد. سيستم در موارد قطعيت، نيازمند مهندسى اطلاعات و در موارد غير قطعى نيازمند مهندسى دانش مىباشد. در هر صورت، دانش محيط بايد بطور كامل جمعآورى و مدلسازى شود. در بسيارى از موارد مانند علم رجال از به هم پيوستن دانش قطعى و غير قطعى، استنتاج و نتيجهگيرى ميسّر خواهد بود. وضعيت دانش در اصول فقه و ادبيات نيز به همين صورت است. در مواردى كه دانش سيستم غير قطعى است، بايد از اصول سيستمهاى فازى (شولا) و قوانين حساب احتمالات و دستورات نيز در جهت توليد و توسعه سيستم استفاده نمود. مراحل ايجاد سيستم خبره فقه براى رسيدن به هدف بلند مدت سيستم خبره فقه لازم است كه گام به گام مراحلى را پشتسر گذاشت و تا اين منزلها طى نشود، رسيدن به اين هدف ميسّر نمىگردد. 1.ايجاد پايگاه اطلاعاتى از منابع دانش در اين مرحله ضرورى است كليه اطلاعات حوزه فقه و علوم مقدماتى آن طبقهبندى شود و به صورت پايگاههاى اطلاعاتى ارائه گردند. اين پايگاهها در بردارنده جستجوهاى لفظى و موضوعى مىباشند. (3) 2.نمايهزنى بر متون تمام مدخلهاى تحقيقاتى در علوم مقدماتى فقه به بهترين شيوه نمايهزنى (تركيبى از شيوههاى پيش همآرا و پس همآرا) مرتب مىگردند و محقق مىتواند در كوتاهترين زمان تمامى مراحل تحقيقاتى مورد نياز خود را توسط سيستم انجام دهد.(4) 3.بهينهسازى روشهاى جستجو در بانكهاى اطلاعاتى از آخرين تكنيكهاى جستجو در بازيابى اطلاعات از پايگاههاى اطلاعاتى استفاده مىشود. علاوه بر ويژگى جستجوى واژه واحد بايد امكان تركيب واژههاى مختلف با عملگرهاى منطقى مختلف وجود داشته باشد. بخشى از عملگرها مانند عملگر نفى (NOT) تك عملوندى است و بعضى ديگر مانند عملگر «و« (AND) و «يا« (OR) دو عملوندى مىباشند. پسنديده است كه امكان تعريف عملگردهاى جديد در سيستم بر طبق نياز كاربر وجود داشته باشد(5) و در تركيب اين عملگرها نبايد هيچ محدوديتى وجود داشته باشد. در نتيجه، براى اينكه درخت جستجو به صورت صحيح تشكيل گردد، به يك تحليلگر نحوى نيازمند مىباشيم تا قبل از انجام جستجو از صحت منطقى درخت جستجو اطمينان حاصل نمايد. 4.نمايهسازى ماشينى متون حجيم فقهى با توجه به بند اوّل تا سوم، شيوههاى اطلاعرسانى نوينى براى فقه و علوم وابسته به آن ايجاد مىگردد؛ به عبارت ديگر اطلاعات كليدى فقهى و اصولى به سيستم منتقل مىشود. با ضميمه كردن نظام مترادفات و مشتركات و مرتبطات، يك زبان ميانى ايجاد مىشود كه پرسشهايى كه بصورت فرمهاى ميانى منطقى براى سيستم مطرح مىشود، به طور خودكار توسط سيستم پاسخ داده مىشود. 5.پردازش زبان طبيعى فقه در گام بعدى به موتورى در مقوله پردازش زبان طبيعى نياز داريم كه سؤال محاورهاى كاربر را بفهمد و قادر باشد جملات زبان طبيعى را از حالت غير استاندارد به فرم ميانى منطقى و استاندارد شده تبديل نمايد.(6) به دليل الزام خود در به كارگيرى سيستم مورد نظر براى تمامى مبانى فقهى، فراهم كردن امكان پرسش و پاسخ محاورهاى توسط سيستم الزامى است. همانطور كه در بند دوم گذشت، ايجاد اصطلاحنامه يا تزاروس خاصّ علوم فقهى براى حل اين مشكل ضرورى و راهگشاست.(7) 6.اخذ دانش و ايجاد پايگاه دانش اوّليه تمامى شيوههاى اخذ دانش مانند: توزيع فرمهاى ويژه، مصاحبه، بررسى يك يا چند متن فقهى ساده به طور دقيق و كامل، همدلى كردن و شركت در دروس خارج فقه و اصول، در اين مرحله به محك گذاشته مىشود. و احتمالاً با تركيبى از شيوههاى مرسوم مىتوان به ابداع شيوههاى جديدى در اخذ دانش كه خاص علوم اسلامى و فقهى است دست يافت. 7.ايجاد رابط كاربر مناسب و نمايش دانش از شيوههاى نمايش دانش و تكنيكهاى رايج سود مىجوييم. بهرهجويى از تكنيك نبشتارى (Scripts) و تكنيك رويهاى (Procedures) شايد مناسبتر باشد؛ چون در اين روشها امكان انتقال ابتكارها و ابداعات (Heuristic) بيشتر وجود دارد. استفاده از شبكههاى معنايى نيز مفيد و مؤثر مىباشند.
نتيجه امكان سنجى آنچه را به عنوان نتيجه اين مطالعه و بررسى مىتوان اعلام نمود اين است كه سيستم خبره فقه امكانپذير است، اما راه طولانى بايد پيموده شود تا سيستم ايدهآل مشاور فقيه به دست آيد. براى رسيدن به اين نقطه بايد گامهاى بلندى برداشته شود كه عبارتاند از: تدوين فلسفه فقه ايجاد پايگاههاى اطلاعاتى از منابع دانش و بهينهسازى جستجو در اين منابع ايجاد اصطلاحنامه ويژه منابع دانش فقه نمايهزنى بر متون و طبقهبندى اطلاعات توليد سيستم خبرههاى مقدماتى از منابع دانش فقه توليد سيستم خبره فقه به عنوان مشاور فقه براى هر يك از علوم مقدماتى فقه، سيستم خبره خاصى لازم مىباشد: 1.سيستم خبرههايى كه در مورد ادبيات و زبان عربى تصور مىشود عبارتاند از: سيستمى كه علم صرف را شبيهسازى مىنمايد و مىتواند هر واژه عربى را تجزيه نمايد و فعل و حرف و اسم بودن كلمه و نوع آن را تشخيص دهد؛ معانى ويژه هر باب اعم از اسم و فعل و معانى مختلف حروف در جايگاههاى ويژه خود را تعيين نمايد؛ در مورد هر واژهاى ريشهيابى كند و مشتقات ديگر كلمه را ارائه نمايد و نيز سيستمى كه علم نحو را شبيهسازى كند و بتواند جملات عربى و نقش كلمات را در جمله معين نمايد. اين سيستمها مىتوانند پايههايى براى سيستم اعرابگذارى ماشينى جملات عربى و سيستم مترجم ماشينى از عربى به هر زبانى و بالعكس باشند. 2.در مورد منطق و نحوه استدلال، اَشكال مختلف قياسهاى معتبر و منطق جملهها و منطق محمولات درجه اوّل و دوم به سادگى قابل پيادهسازى مىباشند. نمونههايى از منطق صورى در زبانPrologپيادهسازى شده است. (8) 3.سيستم خبرهاى كه براى تفسير قرآن و متن احاديث در نظر گرفته مىشود، از يك نظر با مباحث هرمونتيك پيوند دارد، و از سويى مقولهاى ويژه در پردازش زبان طبيعى قرآن و حديث طلب مىنمايد. 4.مباحث راوىشناسى و روايتشناسى را مىتوان در پايگاه اطلاعاتى خبره علم رجال به نحو بسيار مطلوب و كاملى پيادهسازى نمود. 5.آنچه كه مىتواند محور بسيار با ارزشى در سيستم خبره فقه محسوب شود، سيستم خبرهاى است كه مباحث اصول فقه را به نحو پويايى پيادهسازى نمايد. اين سيستم يكى از نيازمندىهاى اساسى سيستم خبره فقه مىباشد. ريز كردن بحث در اينجا، مجال بسيار گستردهاى را مىطلبد. 6.6 . با توجه به ديد جامع و بالا به پايينى كه در مراحل قبل از كل سيستم دريافت مىشود با نگرش كاربردى در مقام اجرا، كار از جاى كوچكى به شيوه پايين به بالا كار آغاز مىشود. هر يك از سيستمهاى مقدماتى را مىتوان به صورت جعبه سياه (Black Box) و اصل موضوعه فرض نمود و در مقام عمل، هسته مركزى سيستم خبره فقه را به صورت تدريجى پيادهسازى نمود. هر چند كار روى زبان طبيعى به صورت جعبه سياه در نظر گرفته شود، اما بايد ببينيم كه زبان طبيعى در اين مجموعه و سيستم مورد نظر چه جايگاهى دارد. ايجاد يك سيستم هوشمند مشاور فقيه جز در سايه كشف الگوهاى اجتهاد ممكن نمىباشد. اگر كسى بگويد اجتهاد الگو ندارد، معنايش اين است كه نمىتوان سيستم خبره فقه را ايجاد نمود. اما با دقت مىتوان الگوهاى اجتهاد را كشف نمود. اين الگوها پيچيدهاند و مركب از شبكهاى از الگوهاى كوچك مىباشند. اين الگوهاى كوچك مركب از الگوهاى ديگرى هستند كه ارتباط خاصى با هم دارند. الگوهاى منطقهاى با تركيب در يك شبكه، الگوهاى بزرگترى را مىسازند كه براى شناخت آنها بايد اين الگوهاى درهم تنيده را از هم باز كنيم تا خرده الگوها و عناصر اساسى آنها را بشناسيم. هنگامى كه فقيه اجتهاد مىكند، دهها الگو را با هم تركيب مىكند و اجتهاد را انجام مىدهد در هر قسمت كار ممكن است چند الگوى كوچكتر را به كار گيرد. به اين جهت، در وهله اوّل بايد الگوى بسيار سادهاى را در نظر گرفت، گرچه اين الگو ممكن است نسبت به بيشتر موارد قبلى سيستمهاى خبره پيچيدهتر باشد. الگوى اجتهادى شهيد ثانى در 400 سال قبل بسيار سادهتر از الگوى اجتهادى شيخ انصارى و صاحب جواهر در 100 سال قبل مىباشد. يا الگوى فقه آية الله خويى رياضى وارتر و سادهتر از الگوى فقهى مرحوم آية الله بروجردى مىباشد. حتى در مسائل اصول فقه و يا كليات فقه باز كار را مىتوان از مسائل رياضىوارتر آغاز نمود؛ به عنوان مثال مباحث فروع علم اجمالى كه داراى فروعات بسيار متعددى است و بيش از 60 فرع آن در عروة الوثقى مرحوم سيد يزدى آمده است(9)، پيادهسازى سادهترى نسبت به مسائل ظهور و استظهارات متون روايى دارد. از اينرو، كار را از جايى مانند بحث فروع علم اجمالى مىتوان آغاز كرد؛ سيستمى ايجاد مىنماييم كه بتواند فروع را بشناسد و فروع جديدى را كه شايد به ذهن فقها نرسيده است، استخراج نمايد. سپس سيستم در معرض تصحيح چندين فقيه قرار مىگيرد. به هر حال، هدف نهايى سيستم خبرهاى است كه تمامى مبانى پيدا و ناپيداى اجتهاد در آن پيدا باشد و گام به گام مبانى فقيه را از او سؤال نمايد و مجتهد مبانى منتخب خود را به سيستم پاسخ دهد؛ به عنوان مثال فقيه هزار پرسش مشترك در فقه و اصول و رجال را تنها يك بار پاسخ مىدهد و در هر مسئله خاص نيز حدود مثلاً صد سؤال خاص را جواب مىدهد تا اينكه سيستم برطبق مبانى اين مجتهد تنظيم شده، آماده مشاوره با اين فقيه بر طبق مبانى خودش مىگردد.
|
| پی نوشت | 1. Govanni guida and carb Tasso, Deaign andDevelopment of Knowlode-based systems: from lifecyde to Methodology, Johnwiely, 1999.
2. ر.ك: امام خمينى(ره)، الرسائل، الاجتهاد و التقليد، ص 97.
ر.ك: آية اللَّه خويى، التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج 1، ص 25.
3. معجمهاى لفظى كتب احاديث شيعه به صورت پايگاه اطلاعاتى متن در ديسكهاى نورى فشرده (CD) نور و نورالعترة و نور 2 توسط مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى در سالهاى 1373 و 1376 و 1379 عرضه شده است.
4. معجمهاى موضوعى فقه و علوم عقلى در دو CD نورالفقاهة و نورالحكمة نمونههايى از نمايهزنى بر متون فقهى و عقلى مىباشند كه توسط مركز تحقيقات كامپيوترى علوم سلامى در سال 1357 عرضه شدهاند. براى مطالعه بيشتر شيوهاى نمايهزنى پيش همآرا و پس همآرا رجوع كنيد به: دكتر حُرى، عباس، مقاله «نظام چند سطح در ذخيره و بازيابى رايانهاى اطلاعات اسلامى»، مجموعه مقالات سومين سمينار سراسرى نرمافزار علوم اسلامى 29 آذر 1375. و نيز رجوع كنيد به: سميعى، محمد، مقاله «نمايهسازى همآرا»، مجموعه مقالات سومين سمينار سراسرى نرمافزار علوم اسلامى 29 آذر 1375. 5. به عنوان نمونه به عملگر «ترتيب« (Orderd And) و يا«ياى مانعة الجمع« (Exclasive OR) و يا عبارت (Phrase) مىتوان اشاره نمود. علاوه بر اين، امكان جستجوى حروف مبهم و نامتعين و قابليت دامنههاى توصيفى از امكاناتى است كه شرح آنها در مقالات پيشين مجله تحت عنوان «افزايش توان موتور جستجوى نور» آمده است.
6. Gilbert k. Krulee, computer processing of Nataral Language, prentice Hall [99].
7. ر.ك: يعقوبنژاد، محمدهادى، مرورى بر مبانى اصطلاحنامه علوم اسلامى، سومين سمينار سراسرى كامپيوترى علوم اسلام، آذر ماه 1375.
8. Peter Fich, Simply Logical, Intelligent Resoning, John Wieley, 1994.
9. سيد كاظم يزدى(ره)، العروة الوثقى، ج 2، مباحث شك، ص 59-105. |
 بازگشت | |
|
|