|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | دین،فرهنگ و فناوری اطلاعات | |
| عنوان مقاله | پيشنيازهاى گسترش جامعه اطلاعاتى در ايران | | نویسنده | انتخاب کنید | | بازدید | 79 |
| تاریخ انتشار | 1382-12-17 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | جامعه اطلاعاتى چيست؟ در واژهنامه ارتباطات آوردهاند: «جامعه اطلاعاتى به جامعهاى گفته مىشود كه در آن بيشترين سهم توليد ناخالص ملى، از كالاها و خدمات مربوط به اطلاعات و اطلاعرسانى حاصل مىشود.» با گسترش اينترنت و فنّاورى نوين، تبادل اطلاعات به صورت نيازى دائمى درآمده است. بر همين مبنا، دنيا در حال گذر از جامعه صنعتى به جامعه اطلاعاتى است. كارشناسان پيشبينى كردهاند كه در سال 2005م اوّلين كشورها وارد جامعه اطلاعاتى مىشوند. در آيندهاى نه چندان دور، علم و دانش سرمايه هر كشورى خواهد بود. بنابراين، كشورها سعى مىكنند خود را براى ورود به اين جامعه آماده كنند. ضمن اينكه جهانى شدن نيز اين امر را تشديد مىكند. ظهور و گسترش «اينترنت»، در ايجاد شرايط گذر از «جامعه صنعتى» به «جامعه اطلاعاتى» اثر شايستهاى داشته است. «اينترنت» كه اكنون به قول برخى از محققان ارتباطى، ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتى سراسرى كره زمين و به عبارت ديگر، «شبكه مادر شبكههاى اطلاعرسانى» جهان شناخته مىشود، معرف ساختار تحول يافته شبكه اطلاعاتى وزارت دفاع آمريكاست. جامعه اطلاعاتى در ايران نيز لاجرم شكل مىگيرد و به موازات مشكلاتى كه براى نشريات چاپى وجود دارد، بر تعداد كاربران اينترنت افزوده مىشود. گسترش سايتها و وبلاگها در اينترنت باعث شده تا محتواى فارسى در رده چهارم زبانهاى دنيا قرار گيرد. اما اين موقعيت باعث نشده كه ايران در جامعه اطلاعاتى حضورى چشمگير داشته باشد. پيشنيازهاى جامعه اطلاعاتى 1.از منظر فنى، آنچه زير بناى جامعه اطلاعاتى است و به عبارتى جزء لازم آن مىباشد، شبكه اطلاعاتى است تا امكان عرضه و تبادل سريع اطلاعات را فراهم كند. اين شبكه به طور ساده از رايانههاى متصل به هم تشكيل شده است. ممكن است اين رايانهها به جاى اينكه در قالب شبكههاى محلى شكل گرفته باشند، به شبكه جهانى اينترنت متصل باشند. به هر حال، در تعريف جامعه اطلاعاتى اين وسوسه وجود دارد كه بتوان گفت كه در اين جامعه شبكه اطلاعرسانى وجود دارد و كاربران به آن شبكه - در هر سطحى از امكانات كه باشد - دسترسى دارند. در اين صورت، مىتوان گفت جامعه اطلاعاتى شكل گرفته است؛ يعنى تكيه بر بسترى كه امكان تبادل اطلاعات را فراهم مىكند. اما آيا صرف وجود يك شبكه ارتباطى براى سخن گفتن از جامعه اطلاعاتى «كافى» هم هست؟ پاسخ كوتاه اين است كه: نه! 2.آنچه شالوده جامعه اطلاعاتى است، همانطور كه از اين واژه بر مىآيد، «اطلاعات» است و براى پاسخ دادن به جايگاه ايران در جامعه اطلاعاتى بايد قبل از هر چيز به ميزان توليد اطلاعات در كشور توجه كرد. منظور از اطلاعات، اطلاعات مبتنى بر مطالعات منظم و پژوهشهاى علمى و نيز آمار است كه به طور منظم گردآورى و به روز مىشوند. در بيشتر كشورها وظيفه گردآورى و انتشار اين اطلاعات، برعهده مراكز تحقيقاتى و پژوهشى است كه بايد فارغ از جهتگيرىهاى سياسى يا ملاحظات اجرايى كه كم و بيش مدّ نظر مديران اجرايى قرار مىگيرد، نسبت به جمعآورى اطلاعات و تحليل و طبقهبندى آن اقدام كنند و ضعف كشور در اين زمينه بارها مورد تأكيد قرار گرفته است. هر چند اخيراً تعداد سايتهاى اطلاعاتى فارسى رشد بسزايى يافته است، كه خود مرهون پشتيبانى از زبان عربى و فارسى توسط شركت مايكروسافت و وضع استانداردهاي مناسب در اين زمينه است. از جمله مىتوان به رشد انفجارى وبلاگهاى فارسى اشاره كرد، اما اطلاعات غير مستند و ويرايش نشده كه گرچه مىتواند به عنوان بخشى از جريان جامعه اطلاعاتى محسوب شود، ولى نهايتاً نمىتواند مبناى جامعه اطلاعاتى قرار گيرد. همچنان كه در آمريكاى شمالى نيز جامعه اطلاعاتى به جهت وجود وبلاگها پديد نيامده است. 3.بحث ديگر در خصوص حوزه اطلاعات و جامعه اطلاعاتى، ميزان اعتماد كاربران به اطلاعات است و اين اعتماد به دست نمىآيد مگر در طىّ يك فرايند طولانى به همراه تجارب مثبت؛ به عنوان مثال، اگر غالب اطلاعات منتشر شده در يك سايت اينترنتى حاوى تلفن و نشانى، قديمى باشند، كمتر كسى به استفاده از آن تمايل نشان خواهد داد. اين امر در مورد مقولههاى اجتماعى و خبرى از حساسيت بيشترى برخوردار است؛ زيرا به هر حال، نظارت در دنياى ديجيتال به اندازه شيوههاى سنتى نيست و به راحتى مىتوان در عرض مدت كوتاهى با ارائه اخبار ضدّ و نقيض، اعتماد مخاطبان را زايل كرد. اين امر در كشورهايى كه عموماً داراى خدمات اطلاعرسانى بسته هستند، بيشتر رخ مىدهد و غالباً كاربران با پيش فرض منفى به سراغ رسانههاى غير رسمى مىروند. 4.عنصر ديگر، فرهنگ به اشتراك گذاشتن اطلاعات است. در حالى كه در بيشتر كشورهاى جهان، اسم و مشخصات و تلفن افراد حقيقى نيز در اختيار همه است، در ايران اطلاعات اصولاً مقولهاى امنيتى محسوب مىشود. 5.ميزان كارآيى اطلاعات در روند تصميمگيرى و موفقيت، موضوع ديگرى است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. دسترسى به اطلاعات با فرض اينكه اطلاعات دقيق توليد شود و در اختيار قرار گيرد، تا چه حد در ميزان موفقيت يك تصميمگيرى مؤثر است؟ فرض كنيد كه شركتى بتواند به موقع اطلاعات مناسب يك فعاليت تجارى، مانند بازاريابى محصولات خود را به دست آورد. در عمل، بهرهمندى از اين اطلاعات تا چه حد در ميزان موفقيت آن در بازار رقابت مؤثر مىباشد؟ نگاهى به عوامل بازدارنده همچون: ناپايدارى مقررات و قوانين، يارانهها، رقبايى كه با رانتهاى دولتى در بازار وجود دارند و موانع سرمايهگذارى، پاسخى درخور براى اين پرسش فراهم مىكند؛ زيرا وقتى اين عوامل دست به دست هم مىدهند، عملاً نقش اطلاعات را در روند تصميمگيرى و موفقيت كمتر و كمرنگتر مىكنند. 6.محصولات نرمافزارى يكى از چند عنصر اصلى در ايجاد جامعه اطلاعاتى هستند؛ چرا كه تنها با به كارگيرى اين محصولات در بستر شبكه است كه مىتوان به امر گردآورى و توزيع اطلاعات پرداخت. در بازار ايران، تكليف بنگاههاى تجارى و اقتصادى كوچك خصوصى مثل مغازهها و توليدىهاى كوچك، معلوم است؛ در بسيارى از آنها حتى به سختى مىتوان يك دستگاه نمابر (فكس) پيدا كرد. آنچه باقى مىماند، شركتهاى بزرگ و مهمتر از همه دولت است. يك شركت نرمافزارى وقتى مىتواند شكل بگيرد يا به حيات خود ادامه دهد كه قراردادى از دولت به دست آورد و گرنه هيچگاه نمىتواند در وضعيت مناسب و لازم براى توليد يك «محصول» به معناى دقيق كلمه ظاهر شود. اين در حالى است كه سازمانها و شركتهاى دولتى عملاً از تنظيم و اجراى يك قرارداد كوچك عاجزند. براى اجراى يك قرارداد سه ماهه، پيمانكار بايد چهار ماه منتظر بماند تا قسطّ اول قرارداد را دريافت كند و البته پس از شروع كار تازه كارفرما پى برده است كه چه چيزى مدّ نظرش بوده است. ضمن اينكه چيزى حدود دو برابر مدت قرارداد طول مىكشد تا يك رايانه براى نصب برنامه خريدارى شود يا فرد رابط براى تحويل برنامه تعيين گردد. پس تا زمانى كه همچنان هر طرح بزرگى به نحوى به دولت بر مىگردد و وابستگى شركتهاى نرمافزارى به طور عام به دولت باقى است، موتور محركه ايجاد جامعه اطلاعاتى شكننده و تأثيرپذير باقى مىماند؛ زيرا هيچ وقت نمىتوانند توليد كننده فنّاورى لازم و مطلوب باشند. مگر آنكه در شيوههاى مديريت دولتى تحول چشمگيرى رخ دهد تا هنگامى كه با يك دستگاه دولتى سر و كار دارند، برنامهريزى معنادار باشد. 7.يكى ديگر از لوازم توسعه در حوزه فنّاورىهاى اطلاعاتى، بخشهاى متولى در دولتهاست؛ به عنوان مثال، در همه جاى دنيا مخابرات كشورها صرفاً نقش فراهم كردن بسترهاى ارتباطى را بر عهده دارند و نه محتواى اطلاعاتى را. اين در حالى است كه هنوز در كشور ما چنين تفكيكِ وظيفه سادهاى صورت عملى به خود نگرفته است. مخابرات از طرفى خود را در رقابت با آى.اس.پىها (شركتهاى فراهمآور خدمات اينترنت) مىبيند و از طرفى نمىتواند از دلبستگى خود در نقش ناظم اخلاقى جامعه دست بشويد. طبق معمول نيز براى حل مشكلات مشابه، كميتههاى عالى و سياستگذارى تشكيل مىشود كه به وجود نهادهاى موازى مىانجامد و امر سياستگذارى را بيش از پيش به كلافى سر در گم تبديل مىكند. قوانين دقيق با پشتوانه اجرايى، مهمترين پيشنياز اين بخش است و كاربران بيش از آنكه مخابرات را به عنوان نهاد مسدود كننده، بشناسند از آن انتظار فراهم كردن زيربناهاى قوى ارتباطى را دارند. نتيجه آنچه گفته شد تنها بخشى از سرفصلهاى مهم به عنوان پيشنيازهاى يك جامعه اطلاعاتى است. امروز حدود سيزده سال از برقرارى اوّلين ارتباط اينترنتى كشور توسط مركز تحقيقات فيزيك نظرى و رياضيات، و نيز تولد اوّلين شبكه ارتباطى فرامرزى در كشور مىگذرد و اين زمان در مقياس فنّاورى اطلاعاتى معادل يكصد و سى سال در صنايع خودروسازى است. گرچه زمان بسيارى براى به سامان آوردن مقوله فنّاورى اطلاعاتى در كشور از دست رفته است، اما با نگاهى واقعبينانه مىتوان گامهاى مؤثرى براى «فراهم كردن پيشنيازهاى جامعه اطلاعاتى» در كشور برداشت. در عين حال، خطر آنجاست كه بدون وجود حداقلى از پيشنيازها توهم وجود جامعه اطلاعاتى در كشور پديد آيد. بنابراين، صرف اينكه چند صد ميليارد تومان در سال صرف چت كردن مىشود يا جوانان ما در خلأ امكانات فرهنگى و تفريحى به شبكه به عنوان ابزاري براي تفريح و صرف وقت روى آوردهاند، نمىتوان تصور كرد كه در مسير جامعه اطلاعاتى گام بر مىداريم. ورود به جامعه اطلاعاتى نيازمند فراهم كردن پيشنيازهايى است كه خود اساساً از مقوله فنّاورى نيستند.
|
| منابع | iranian Futurist.htm
|
 بازگشت | |
|
|