|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | دین،فرهنگ و فناوری اطلاعات | |
| عنوان مقاله | موسوعههاى حديثى و چالشهاى جوامع معاصر | | نویسنده | خلیل منصوری | | بازدید | 89 |
| تاریخ انتشار | 1382-12-17 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | زنده نگهداشتن ميراث فرهنگ اسلامى و بازآفرينى آن و همتراز قراردادنش با دانشهاى ديگر، كار ساده و كوچكى نيست و به ثمر نشاندن آن تنها با تشكيل همايش و گردهمايىهاى علمى و كارهاى سريع و زود ممكن نمىشود؛ بلكه نيازمند كار سترگ تاريخى است كه تلاش پيوسته و خستگىناپذير به دنبال داشته باشد تا از اين راه بتوان غبار كهنگى سدههاى گذشته را زدود. از مهمترين طرحهاى بزرگ و تاريخى، تدوين و نگارش دانشنامهها و دائرة المعارفهاست كه امروزه بسيار مورد توجه و عنايت قرار گرفته است. شيوه دائرة المعارفنويسى يكى از شيوههاى ارزندهاى است كه در نشر فرهنگ و دانش در قطع گسترده مورد توجه است؛ زيرا به علت فراوانى و گسترش و تحول سريع علوم، آگاهى از آنها براى هر كسى آسان نيست. با نگرشى بر موسوعهها و دانشنامههاى تخصصى كه در طول زمانهاى گذشته نگارش شده، به نكتههايى مىرسيم كه به ظاهر، در نگارش و تدوين دانشنامههاى امروزى مورد غفلت قرار گرفته و يا كمتوجهى مىشود. در هر دوره، دانشنامهها براساس نيازهاى زمان و مقتضيات عصر تهيه و تدوين مىگشت. در حقيقت، با توجه به موضوعات و مفاهيم و نيز زبان و نيازهاى زمان در راستاى پاسخگويى به آنها اين دانشنامهها تهيه و تدوين مىشد. نگاهى به مجموعههاى حديثى كهن با نگاهى به مجموعههاى تدوين شده كهن در مىياييم كه بيشتر آنها در راستاى پاسخگويى به پرسشها و نيازهاى زمان و مقتضيات عصر خود تأليف شدهاند. نگارش كتابها گاه به درخواست فرد يا افرادى صورت مىگرفت كه در مسئله يا مسائلى دچار بحران اعتقادى و شبهات دينى يا گرفتار پرسشهايى در ميدان عمل و زندگى روزمره بودهاند. از اين رو، نام بسيارى از رسالهها و نوشتارها به نام «مسائل» منسوب به فرد يا منطقه يا شهرى بوده و حتى موسوعه شريف كافى در پاسخ به پرسشها و خواستههاى يك فرد تأليف شده است؛ چنانكه در مقدمه كافى به صراحت آمده، پرسشگرى از جناب ثقة الاسلام كلينىقدس سره مىخواهد تا كتابى جامع را تأليف نمايد كه فرد بتواند براي همة پرسش هاي اعتقادي و عملي خود بر پاية روايات اهل بيت(ع) پاسخ كاي دريافت كند. از طرفي اصول چهارصدگانه به جهت پراكندگي و عدم موضوع نگاري و فهرست بندي دقيق، طالب حق را سرگردان مىكرد. افزايش احتجاجات و مجادلههاى كلامى و اعتقادى و گفتمان تند و شديد معتزله و اشاعره، مىطلبيد تا موضع اهلبيتعليهم السلام در اين گونه امور به خوبى نمايان شود. از اين رو، مىبينيم كه ثقة الاسلام كلينىقدس سره در تبويب كتاب به مسائل روز و مبتلا به فرد و اجتماع توجه داشته و به مطالب مهمى چون: عقل و جهل، كفر و فسق، جبر و تفويض و عدل و ظلم پرداخته و توجه ويژهاى به آنها مبذول نموده است. بنابراين، تدوين كتاب و موسوعه بر پايه فرضيات صرف و مجادلات و مباحثات درونى بدون ارتباط به فرد و اجتماع نبوده؛ بلكه هدف از تأليف، حلّ مشكلات فردى و اجتماعى و پاسخگويى به نيازهاى عصر و زمان بوده است. از اين رو، مىبينيم كه كتابها از جايگاه ارزنده و نقش و كاركردى مهم برخوردار مىباشند. در دورههاى بعد نيز ما با چنين رويكردى مواجه هستيم. شيخ حرّ عاملىقدس سره نيز براى پاسخگويى به نيازهاى زمان و پرسشهاى روز، موسوعهاى حديثى به نام «وسائل الشيعة» را گردآورى و فراهم مىآورد. مؤلف در اين موسوعهنگارى حديثى به جهت گرايش اخبارى، مىكوشد تا پاسخهاى روايى را جهت حلّ مسائل مبتلابه فرد و اجتماعش به دست دهد، به گونهاى كه ديگر نياز به كتابهاى غير حديثى پيدا نشود. پس نگارنده اين اثر با توجه به برداشتهاى حديثى خود و در پاسخ به نيازها و پرسشها فتوا مىدهد و در تبويب كتاب به اين مهم توجه كافى دارد. موضوع و فهرستنگارى كتاب در آن حدّ و اندازه است كه براى نسلهاى بعد نيز از تازگى برخوردار است. موسوعههاى حديثى جديد شايد در آن زمان كه تعاملات فرهنگى ميان اقوام و ملتها كمتر بود و پرسشهاى تازه و موضوعات نو دير هنگام پديد مىآمد، موسوعههاى حديثى چون اصول كافى يا وسائل الشيعه تازگى خود را از دست نمىدادند، ولى از آنجايى كه در جهان حاضر به سبب گسترش فنّاورىهاى ارتباطى و تعاملات فرهنگى بسيار گسترده، موضوعات جديد به سرعت خود را مىنماياند، ما هر روز به نگارش و بازنگرى نياز داريم تا بتوانيم همگام با روز و موضوعات جديد و مسائل و شبهات آن حركت كنيم و با توجه به مقتضيات زمان به تبويب، فهرست و موضوعنگارى و حتى مفاهيمسازى اقدام نماييم. بنابراين، نمىتوان به موضوعات و باببندى گذشتگان بسنده كرد. موسوعه حديثى ميزان الحكمة، هر چند تلاشي در جهت برآورد نيازهاي روز جامعه و در راستاي پاسخگويي به مقتضيات و پرسش هاي عصر بوده، ولي با نگاهي اجمالي به فهرست آن مي توان دريافت كه توفيق چنداني نيافته است. اين مجموعه چنان است كه به جز برخي از عناوين و موضوعاتش و نحوة گردآوري و دستهبندى، هيچ چيز نو و تازهاى ندارد و گويى در دورههاى گذشته گردآورى و فراهم آمده است. مؤلف نخواسته و يا نتوانسته است با توجه به متقضيات عصر به موضوعات و مفاهيم نو بپردازد و خواننده را با يك بازخوانى جهان بر پايه روايات و آيات رو به رو نمىسازد. اما مجموعه حديثى «الحياة» تدوين حكيمىها، گامى در راستاى نيازهاى روز بوده است. هدف از تدوين اين مجموعه اين بوده تا دائرةالمعارفى فراهم آيد كه راه زندگى و پيشروى را براى فرد و جامعه نشان دهد، زندگىاى برخاسته از متن مذهب و ارجگذار به ماهيت والاى انسان و شناساى واقعيت متحوّل زمان و گراييده به محتواى جدى زندگى و حيات. (1) مؤلفان كوشيدهاند با جستجوى آيات و احاديث و دريافت موضوعى و مجموعى آنها، مسائل بشرى و موضوعات زندگى و آگاهى و تكليف را مطرح سازند و پاسخ آنها را از دو منبع اصلى ياد شده در چارچوب يك دستگاه منسجم عرضه بدارند تا در خلال اين شناخت و دريافت و اين گزينش و تدوين و عرضه، هم اسلام بهتر و جامعتر و تحول آفرينتر شناخته شود، هم زمان و هم زندگى و حيات بهتر درك شود.(2) در حقيقت، الحياة مجموعهاى است دائرة المعارفگونه كه منعكس كننده يك نظام فكرى - عملىِ به دست آمده از متن اسلام، شامل پاسخ به بسيارى از مسائل زندگى متحول انسانى بر پايه پىريزى حاكميتى درست مىباشد.(3) اين كار، در واقع يك رجوعى مجدد و عرضهاى مجدد است تا واقعيت متحول و سرشار زمان فهم شود و در ارائه دوباره اسلام زمينههاى شناختى، فكرى و احساسى مردمان و ملتها در نظر گرفته شود. اين كوشش بر آن بوده تا از متون كهن در تنظيم مبانى شناختى، سياسى، اقتصادى و تربيتى مدد گيرد و دست انسان مضطرب قرن حاضر را با تعليم معارف زلال دين بگيرد. روشى كه مؤلفان در الحياة پيش گرفتهاند، مىتواند نمونهاى از نگارش موسوعهها با توجه به نيازهاى روز و چالشهاى آن باشد. شناخت و دستهبندى چالشهايى فراروى اسلام در نتيجه جهانى شدن و فزونىيابى سرعت انتقال اطلاعات در عصر اينترنت، درسى است كه بايد در موسوعهها به آن توجه شود. جهانى شدن و موضوعات نوپيدا موضوعات دوران جهانىشدن ويژگىهاى چندى دارد كه بسيارى از آنها در گذشته وجود خارجى نداشت. در عصر جهانى شدن موضوعات به سرعت شكل مىگيرند و با شتاب خود را به صحنه اجتماع مىرساند و پرسشهايى را به همراه مىآورند. اكنون چالشى كه فرا روى ساز و كارهاى شناخت موضوع در جامعه اسلامى است، وضعيت ناگوارى را ترسيم مىكند. موضوعاتى پيش مىآيد كه هيچگونه آزمون و تجربه بومى ندارد. اين موضوعات غير بومى و غير عرفى و شرعى نياز به شناخت و پاسخ دارند و ديگر نمىتوان به تخصصهاى پيشين بسنده كرد؛ چه اينكه اين موضوعات با چنان سطحى از تخصصگرايى همراه است كه جامعه يا عرف از شناخت آن ناتوان است. به اين ترتيب، ساز و كارهاى گذشته نيازمند بازبينى است تا توان پرتو افكندن بر اين موضوعات جديد را بيابد. افزون بر اين، موضوعات هويت خود را در سايه پيوندى كه با يكديگر دارند، در مىيابند و نيز همانگونه كه بيان شد موضوعات عصر جهانى شدن در دايره بى بازگشت تحول و تغيير شتابآورى افتادهاند. پيداست كه آگاهىيابى از تحول پر شتابى كه دامنگير موضوعات شده و مقابله با آنها در حيطه روشهاى گذشته ميسر نيست. شناخت موضوع، خود نيازمند ساز و كارهاى تازهاى است كه نبايد از آن غافل شد. از اينرو، موضوعشناسى در يافتن ساز و كارهاى نوين به عنوان يك چالش در پيش روى جوامع امروزى مطرح است. هماينك ما با نظامهاى ديگرى چون نظام حقوقى و سياسى و مانند آن رو به رو هستيم. اين نظامهاى جديد موجب مىشود تا به بازبينى روابط ميان نظامها نيز توجه نماييم؛ يعنى افزون بر موضوعات و مفاهيم جديد با نظامهاى ديگرى رو به رو مىباشيم كه بر جامعه و انديشه و رفتارهايشان تأثيرگذار هستند و موجب تحول شگرف و ژرفى در جامعه مىگردند. بنابراين، كاركردهاى نظامهاى كنونى و ابزارهاى آن بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد تا ظرفيتهاى خود را افزايش دهد. نتيجه اين سخن آن است كه اگر ما معتقديم اسلام ناب محمدى پاسخگوى نيازهاى انسان امروز است، بايد موسوعهها مطابق با انتظار و خواست جوامع كنونى سامان پذيرد و به باورسازى و بهرهبردارى از زمينهها و توانمندىهاى اسلام توجه داده شود. پس نبايد موسوعهها بدون از توجه به واقعيات و پيوندهاى اجتنابناپذير آن با محيط پيرامونى خود شكل گيرد. لازم است با بهرهگيرى از فرصتهاى برآمده از فضاى جديد، نه تنها هماهنگى با محيط؛ بلكه به خصيصه «تأثيرگذارى» به عنوان يك هدف مهم در موسوعه و دانشنامهنگارى توجه شود تا نيازهاى هماهنگ دوران خود را پاسخ مناسب دهد و بخشى از مشكلات جامعه و زندگى بشرى را حل كند. توجه به مفاهيمى چون اخلاق عمومى و اجتماعى و روابط ميان خدا و نيز مباحث كلامى، فلسفى، اعتقادى، اقتصادى، سياسى، مديريتى، نظامى، پزشكى، روانشناسى و جامعهشناسى در نگارش دانشنامهها ضرورى و بايسته است؛ روشى كه مرحوم حجت الاسلام و المسلمين محمد دشتى به خوبى در ترجمه و ويراستارى نهجالبلاغه برگزيد تا ما را با مفاهيم و موضوعات جديدى از متون اصيل و قويم اسلامى آشنا سازد. برخوردارى اين نگارش از فهرست موضوعى جامع و به روز، يكى از ويژگىهاى برجسته آن است كه مىبايد در همه متون مرجع و منابع اسلامى مورد توجه قرار گيرد. در نگارش موسوعهها نبايد به مخاطب شيعى بسنده كرد؛ بلكه حتى نبايد به مخاطب مسلمان بسنده نمود؛ زيرا كتابها در عصر ارتباطات براى جهانيان نگاشته مىشود. افزون بر اين، بايد به افكار و شبهات جديد توجه داشت و به ارائه بيانها و تحليلهاى لازم اقدام نمود. ضمن اينكه سبك نگارش موسوعهها در همان آغاز بايد به گونهاى تنظيم گردد كه قابليت پردازش نرمافزارى آن وجود داشته باشد. عدم توجه به اين مهم نه تنها ما را از دسترسى به متون باز مىدارد؛ بلكه موجب مىشود كه از هدف اصلى؛ يعنى تبليغ اسلام و تعليم و تربيت نسل امروز باز بمانيم و اگر بخواهيم به شيوه گذشتگان دست به نگارش جديد بزنيم، هم زمان زيادى را از دست دادهايم و هم هزينههاى هنگفت ديگرى را بر مجموعه اقتصاد جامعه اسلامى تحميل كردهايم. |
| پی نوشت | 1 و 2 و 3. ر.ك : مقدمه الحياة.
|
 بازگشت | |
|
|