شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389
منو
تبلیغات

لینک های مرتبط
لينکها
مجلات تخصصی نور


مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی


فاوا نیوز


خبرگذاری قرآنی ایران


فروشگاه اینترنی نورشاپ


پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کتابخانه دیجیتالی نور


پایگاه شبکه اطلاع رسانی نور


پایگاه امام علی(ع)


پایگاه راهنمای پایگاه های اسلامی


پایگاه اطلاع رسانی رسول نور


راهنمای پایگاه های نبی اعظم(ص)


راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)


پایگاه فاضلین نراقی


پایگاه طوبی گرافیک


پایگاه سازمان آموزش نور


پایگاه خبرگان رهبری


پایگاه اطلاع رسانی اندیشوران


پایگاه گرداب


بنیاد ملی بازی های رایانه ای


شورای عالی انقلاب فرهنگی


پایگاه اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی


خبرگزاری فارس


خبرنامه

ایمیل شما::

عضویت لغو عضویت
 
مقالات
فناوری اطلاعات

فضای مجازی، هويت و جامعه


بحران هویت جنسی دختران در فضای مجازی


نگاهی به مفهوم هویت در فضای مجازی


امضاي ديجيتال؛ هويت در فضاي مجازي


جنگ فرکانس‌ها بر مدار خانواده


آرشیو مقالات
گروه مقالهدین،فرهنگ و فناوری اطلاعات 
عنوان مقالهموسوعه‏هاى حديثى و چالش‏هاى جوامع معاصر
نویسندهخلیل منصوری
بازدید89
تاریخ انتشار1382-12-17
فایل مطلب
متن مقاله
زنده نگه‏داشتن ميراث فرهنگ اسلامى و بازآفرينى آن و هم‏تراز قراردادنش با دانش‏هاى ديگر، كار ساده و كوچكى نيست و به ثمر نشاندن آن تنها با تشكيل همايش و گردهمايى‏هاى علمى و كارهاى سريع و زود ممكن نمى‏شود؛ بلكه نيازمند كار سترگ تاريخى است كه تلاش پيوسته و خستگى‏ناپذير به دنبال داشته باشد تا از اين راه بتوان غبار كهنگى سده‏هاى گذشته را زدود.
از مهم‏ترين طرح‏هاى بزرگ و تاريخى، تدوين و نگارش دانش‏نامه‏ها و دائرة المعارف‏هاست كه امروزه بسيار مورد توجه و عنايت قرار گرفته است. شيوه دائرة المعارف‏نويسى يكى از شيوه‏هاى ارزنده‏اى است كه در نشر فرهنگ و دانش در قطع گسترده مورد توجه است؛ زيرا به علت فراوانى و گسترش و تحول سريع علوم، آگاهى از آنها براى هر كسى آسان نيست.
با نگرشى بر موسوعه‏ها و دانش‏نامه‏هاى تخصصى كه در طول زمان‏هاى گذشته نگارش شده، به نكته‏هايى مى‏رسيم كه به ظاهر، در نگارش و تدوين دانش‏نامه‏هاى امروزى مورد غفلت قرار گرفته و يا كم‏توجهى مى‏شود. در هر دوره، دانش‏نامه‏ها براساس نيازهاى زمان و مقتضيات عصر تهيه و تدوين مى‏گشت. در حقيقت، با توجه به موضوعات و مفاهيم و نيز زبان و نيازهاى زمان در راستاى پاسخگويى به آنها اين دانش‏نامه‏ها تهيه و تدوين مى‏شد.
 
 نگاهى به مجموعه‏هاى حديثى كهن
با نگاهى به مجموعه‏هاى تدوين شده كهن در مى‏ياييم كه بيشتر آنها در راستاى پاسخگويى به پرسش‏ها و نيازهاى زمان و مقتضيات عصر خود تأليف شده‏اند. نگارش كتاب‏ها گاه به درخواست فرد يا افرادى صورت مى‏گرفت كه در مسئله يا مسائلى دچار بحران اعتقادى و شبهات دينى يا گرفتار پرسش‏هايى در ميدان عمل و زندگى روزمره بوده‏اند. از اين رو، نام بسيارى از رساله‏ها و نوشتارها به نام «مسائل» منسوب به فرد يا منطقه يا شهرى بوده و حتى موسوعه شريف كافى در پاسخ به پرسش‏ها و خواسته‏هاى يك فرد تأليف شده است؛ چنان‏كه در مقدمه كافى به صراحت آمده، پرسشگرى از جناب ثقة الاسلام كلينى‏قدس سره مى‏خواهد تا كتابى جامع را تأليف نمايد كه فرد بتواند براي همة پرسش هاي اعتقادي و عملي خود بر پاية روايات اهل بيت(ع) پاسخ كاي دريافت كند. از طرفي اصول چهارصدگانه به جهت پراكندگي و عدم موضوع نگاري و فهرست بندي دقيق، طالب حق را سرگردان مى‏كرد. افزايش احتجاجات و مجادله‏هاى كلامى و اعتقادى و گفتمان تند و شديد معتزله و اشاعره، مى‏طلبيد تا موضع اهل‏بيت‏عليهم السلام در اين گونه امور به خوبى نمايان شود. از اين رو، مى‏بينيم كه ثقة الاسلام كلينى‏قدس سره در تبويب كتاب به مسائل روز و مبتلا به فرد و اجتماع توجه داشته و به مطالب مهمى چون: عقل و جهل، كفر و فسق، جبر و تفويض و عدل و ظلم پرداخته و توجه ويژه‏اى به آنها مبذول نموده است.
بنابراين، تدوين كتاب و موسوعه بر پايه فرضيات صرف و مجادلات و مباحثات درونى بدون ارتباط به فرد و اجتماع نبوده؛ بلكه هدف از تأليف، حلّ مشكلات فردى و اجتماعى و پاسخگويى به نيازهاى عصر و زمان بوده است. از اين رو، مى‏بينيم كه كتاب‏ها از جايگاه ارزنده و نقش و كاركردى مهم برخوردار مى‏باشند.
در دوره‏هاى بعد نيز ما با چنين رويكردى مواجه هستيم. شيخ حرّ عاملى‏قدس سره نيز براى پاسخگويى به نيازهاى زمان و پرسش‏هاى روز، موسوعه‏اى حديثى به نام «وسائل الشيعة» را گردآورى و فراهم مى‏آورد. مؤلف در اين موسوعه‏نگارى حديثى به جهت گرايش اخبارى، مى‏كوشد تا پاسخ‏هاى روايى را جهت حلّ مسائل مبتلابه فرد و اجتماعش به دست دهد، به گونه‏اى كه ديگر نياز به كتاب‏هاى غير حديثى پيدا نشود. پس نگارنده اين اثر با توجه به برداشت‏هاى حديثى خود و در پاسخ به نيازها و پرسش‏ها فتوا مى‏دهد و در تبويب كتاب به اين مهم توجه كافى دارد. موضوع و فهرست‏نگارى كتاب در آن حدّ و اندازه است كه براى نسل‏هاى بعد نيز از تازگى برخوردار است.
 
 موسوعه‏هاى حديثى جديد
شايد در آن زمان كه تعاملات فرهنگى ميان اقوام و ملت‏ها كمتر بود و پرسش‏هاى تازه و موضوعات نو دير هنگام پديد مى‏آمد، موسوعه‏هاى حديثى چون اصول كافى يا وسائل الشيعه تازگى خود را از دست نمى‏دادند، ولى از آنجايى كه در جهان حاضر به سبب گسترش فنّاورى‏هاى ارتباطى و تعاملات فرهنگى بسيار گسترده، موضوعات جديد به سرعت خود را مى‏نماياند، ما هر روز به نگارش و بازنگرى نياز داريم تا بتوانيم همگام با روز و موضوعات جديد و مسائل و شبهات آن حركت كنيم و با توجه به مقتضيات زمان به تبويب، فهرست و موضوع‏نگارى و حتى مفاهيم‏سازى اقدام نماييم. بنابراين، نمى‏توان به موضوعات و باب‏بندى گذشتگان بسنده كرد. موسوعه حديثى ميزان الحكمة، هر چند تلاشي در جهت برآورد نيازهاي روز جامعه و در راستاي پاسخگويي به مقتضيات و پرسش هاي عصر بوده، ولي با نگاهي اجمالي به فهرست آن مي توان دريافت كه توفيق چنداني نيافته است. اين مجموعه چنان است كه به جز برخي از عناوين و موضوعاتش و نحوة گردآوري و دسته‏بندى، هيچ چيز نو و تازه‏اى ندارد و گويى در دوره‏هاى گذشته گردآورى و فراهم آمده است.
مؤلف نخواسته و يا نتوانسته است با توجه به متقضيات عصر به موضوعات و مفاهيم نو بپردازد و خواننده را با يك بازخوانى جهان بر پايه روايات و آيات رو به رو نمى‏سازد.
اما مجموعه حديثى «الحياة» تدوين حكيمى‏ها، گامى در راستاى نيازهاى روز بوده است. هدف از تدوين اين مجموعه اين بوده تا دائرةالمعارفى فراهم آيد كه راه زندگى و پيشروى را براى فرد و جامعه نشان دهد، زندگى‏اى برخاسته از متن مذهب و ارج‏گذار به ماهيت والاى انسان و شناساى واقعيت متحوّل زمان و گراييده به محتواى جدى زندگى و حيات. (1)
مؤلفان كوشيده‏اند با جستجوى آيات و احاديث و دريافت موضوعى و مجموعى آنها، مسائل بشرى و موضوعات زندگى و آگاهى و تكليف را مطرح سازند و پاسخ آنها را از دو منبع اصلى ياد شده در چارچوب يك دستگاه منسجم عرضه بدارند تا در خلال اين شناخت و دريافت و اين گزينش و تدوين و عرضه، هم اسلام بهتر و جامع‏تر و تحول آفرين‏تر شناخته شود، هم زمان و هم زندگى و حيات بهتر درك شود.(2)
در حقيقت، الحياة مجموعه‏اى است دائرة المعارف‏گونه كه منعكس كننده يك نظام فكرى - عملىِ به دست آمده از متن اسلام، شامل پاسخ به بسيارى از مسائل زندگى متحول انسانى بر پايه پى‏ريزى حاكميتى درست مى‏باشد.(3)
اين كار، در واقع يك رجوعى مجدد و عرضه‏اى مجدد است تا واقعيت متحول و سرشار زمان فهم شود و در ارائه دوباره اسلام زمينه‏هاى شناختى، فكرى و احساسى مردمان و ملت‏ها در نظر گرفته شود. اين كوشش بر آن بوده تا از متون كهن در تنظيم مبانى شناختى، سياسى، اقتصادى و تربيتى مدد گيرد و دست انسان مضطرب قرن حاضر را با تعليم معارف زلال دين بگيرد.
روشى كه مؤلفان در الحياة پيش گرفته‏اند، مى‏تواند نمونه‏اى از نگارش موسوعه‏ها با توجه به نيازهاى روز و چالش‏هاى آن باشد.
شناخت و دسته‏بندى چالش‏هايى فراروى اسلام در نتيجه جهانى شدن و فزونى‏يابى سرعت انتقال اطلاعات در عصر اينترنت، درسى است كه بايد در موسوعه‏ها به آن توجه شود.
 
 جهانى شدن و موضوعات نوپيدا
موضوعات دوران جهانى‏شدن ويژگى‏هاى چندى دارد كه بسيارى از آنها در گذشته وجود خارجى نداشت. در عصر جهانى شدن موضوعات به سرعت شكل مى‏گيرند و با شتاب خود را به صحنه اجتماع مى‏رساند و پرسش‏هايى را به همراه مى‏آورند.
اكنون چالشى كه فرا روى ساز و كارهاى شناخت موضوع در جامعه اسلامى است، وضعيت ناگوارى را ترسيم مى‏كند. موضوعاتى پيش مى‏آيد كه هيچ‏گونه آزمون و تجربه بومى ندارد. اين موضوعات غير بومى و غير عرفى و شرعى نياز به شناخت و پاسخ دارند و ديگر نمى‏توان به تخصص‏هاى پيشين بسنده كرد؛ چه اينكه اين موضوعات با چنان سطحى از تخصص‏گرايى همراه است كه جامعه يا عرف از شناخت آن ناتوان است. به اين ترتيب، ساز و كارهاى گذشته نيازمند بازبينى است تا توان پرتو افكندن بر اين موضوعات جديد را بيابد.
افزون بر اين، موضوعات هويت خود را در سايه پيوندى كه با يكديگر دارند، در مى‏يابند و نيز همان‏گونه كه بيان شد موضوعات عصر جهانى شدن در دايره بى بازگشت تحول و تغيير شتاب‏آورى افتاده‏اند. پيداست كه آگاهى‏يابى از تحول پر شتابى كه دامنگير موضوعات شده و مقابله با آنها در حيطه روش‏هاى گذشته ميسر نيست. شناخت موضوع، خود نيازمند ساز و كارهاى تازه‏اى است كه نبايد از آن غافل شد. از اين‏رو، موضوع‏شناسى در يافتن ساز و كارهاى نوين به عنوان يك چالش در پيش روى جوامع امروزى مطرح است.
هم‏اينك ما با نظام‏هاى ديگرى چون نظام حقوقى و سياسى و مانند آن رو به رو هستيم. اين نظام‏هاى جديد موجب مى‏شود تا به بازبينى روابط ميان نظام‏ها نيز توجه نماييم؛ يعنى افزون بر موضوعات و مفاهيم جديد با نظام‏هاى ديگرى رو به رو مى‏باشيم كه بر جامعه و انديشه و رفتارهايشان تأثيرگذار هستند و موجب تحول شگرف و ژرفى در جامعه مى‏گردند. بنابراين، كاركردهاى نظام‏هاى كنونى و ابزارهاى آن بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد تا ظرفيت‏هاى خود را افزايش دهد.
نتيجه اين سخن آن است كه اگر ما معتقديم اسلام ناب محمدى پاسخگوى نيازهاى انسان امروز است، بايد موسوعه‏ها مطابق با انتظار و خواست جوامع كنونى سامان پذيرد و به باورسازى و بهره‏بردارى از زمينه‏ها و توانمندى‏هاى اسلام توجه داده شود. پس نبايد موسوعه‏ها بدون از توجه به واقعيات و پيوندهاى اجتناب‏ناپذير آن با محيط پيرامونى خود شكل گيرد. لازم است با بهره‏گيرى از فرصت‏هاى برآمده از فضاى جديد، نه تنها هماهنگى با محيط؛ بلكه به خصيصه «تأثيرگذارى» به عنوان يك هدف مهم در موسوعه و دانش‏نامه‏نگارى توجه شود تا نيازهاى هماهنگ دوران خود را پاسخ مناسب دهد و بخشى از مشكلات جامعه و زندگى بشرى را حل كند.
توجه به مفاهيمى چون اخلاق عمومى و اجتماعى و روابط ميان خدا و نيز مباحث كلامى، فلسفى، اعتقادى، اقتصادى، سياسى، مديريتى، نظامى، پزشكى، روان‏شناسى و جامعه‏شناسى در نگارش دانش‏نامه‏ها ضرورى و بايسته است؛ روشى كه مرحوم حجت الاسلام و المسلمين محمد دشتى به خوبى در ترجمه و ويراستارى نهج‏البلاغه برگزيد تا ما را با مفاهيم و موضوعات جديدى از متون اصيل و قويم اسلامى آشنا سازد. برخوردارى اين نگارش از فهرست موضوعى جامع و به روز، يكى از ويژگى‏هاى برجسته آن است كه مى‏بايد در همه متون مرجع و منابع اسلامى مورد توجه قرار گيرد.
در نگارش موسوعه‏ها نبايد به مخاطب شيعى بسنده كرد؛ بلكه حتى نبايد به مخاطب مسلمان بسنده نمود؛ زيرا كتاب‏ها در عصر ارتباطات براى جهانيان نگاشته مى‏شود. افزون بر اين، بايد به افكار و شبهات جديد توجه داشت و به ارائه بيان‏ها و تحليل‏هاى لازم اقدام نمود.
ضمن اينكه سبك نگارش موسوعه‏ها در همان آغاز بايد به گونه‏اى تنظيم گردد كه قابليت پردازش نرم‏افزارى آن وجود داشته باشد. عدم توجه به اين مهم نه تنها ما را از دسترسى به متون باز مى‏دارد؛ بلكه موجب مى‏شود كه از هدف اصلى؛ يعنى تبليغ اسلام و تعليم و تربيت نسل امروز باز بمانيم و اگر بخواهيم به شيوه گذشتگان دست به نگارش جديد بزنيم، هم زمان زيادى را از دست داده‏ايم و هم هزينه‏هاى هنگفت ديگرى را بر مجموعه اقتصاد جامعه اسلامى تحميل كرده‏ايم.
پی نوشت
 1 و 2 و 3. ر.ك : مقدمه الحياة.



بازگشت