|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | دین،فرهنگ و فناوری اطلاعات | |
| عنوان مقاله | نگرشى كوتاه بر اصطلاحنامه علوم حديث | | نویسنده | محمد هادی یعقوب نژاد | | بازدید | 129 |
| تاریخ انتشار | 1383-03-23 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | از ديرباز آگاهى از واژهها و اصطلاحات هر علم براى كسانى كه مىخواستند آن را فرا گيرند و يا به ديگران منتقل نمايند، اهميت ويژهاى داشته است و تدوين فرهنگنامهها و دائرة المعارفها در راستاى تأمين همين مهم بوده است. ولى استخراج مجموعه واژگان در هر علم و كشف روابط ميان واژههاى كليدى كه بدنه يك دانش را تشكيل مىدهند و نيز سازماندهى ميان واژگان، از امور اساسى و كليدى است كه كمتر به آن توجه كردهايم. امروزه مسئله سازماندهى اطلاعات علوم و معارف بر پايه واژگان موضوعى، نيازمند نظام اطلاعاتى تحليل شده و به همپيوستهاى است كه قابليت ذخيره و بازيابى و همچنين قدرت توزيع اطلاعات مورد نياز را دارا باشد. پيوستن اطلاعات علوم و معارف اسلامى به مجموعههاى اطلاعات تحليلشده در سطح ملى و جهانى در شكل نظامهاى روشمند، اصولى، ساختارى و قابل انعطاف امرى ضرورى و جدّى است. حجم اطلاعات اسلامى ما به تناسب توليد اطلاعات جهانى با رشدى فزاينده روبهرو شده است. هر نوشتهاى كه مطالب آن به زبان اطلاعاتى مدرن تبديل شود، جزو مجموعهاى قرار مىگيرد كه بى درنگ مىتوان آن را به يكى از نظامهاى اطلاعاتى ملى و جهانى وارد كرد و هر فقره اطلاعات اسلامى كه به يكى از نظامهاى روشمند اطلاعاتى در جايى از جهان وارد شبكه اطلاعرسانى شود، بالقوه در هر جا كه امكان اتصال به نظامهاى اطلاعاتى باشد، قابل بهرهبردارى و توزيع و انتشار خواهد بود. در اين ميان، توجه به فشرده كردن اطلاعات، چنان گسترده و عميق است كه پيوسته بر فنّاورى و روشهاى اطلاعجويى، اطلاع اندوزى و اطلاعيابى تأثير مىگذارد و راههاى انتقال اطلاعات را سادهتر و سريعتر مىكند. مفهوم اصطلاحنامه (Thesaurus) با استفاده از واژهها، و مجموعه اصطلاحات كنترل شده كه رابطه معنايى و سلسله مراتبى آنها به دقّت و به شكلى منطقى بررسى شده است، مىتوان اصلىترين مفاهيم مقالهها را با كوتاهترين و دقيقترين كلمات ممكن بيان داشت. هر متخصص با نگاه كردن به چند واژه تخصصى مربوط به رشته خود، كه در كنار هم قرار گرفته باشد يا به گونهاى - رايانهاى يا دستى - آراسته و تركيب شده باشند، بى درنگ در مىيابد كه بحث اصلى بر چيست؟ اين كليد واژهها كه به شكل خاصى تنظيم و ارائه مىشود، فشردهترين صورت چكيدههاى خلاصه شده است. امروزه رايانهها با سرعتهاى فوقالعاده، ابزارهايى هستند كه به خوبى مىتوانند سنگينى بار اطلاعات را تحمل كرده و فقط آنچه را نياز واقعى و فعلى ماست، برآورده سازند. مآخذى نظير مقالهها و كتابها منابع اطلاعاتى انساناند كه به زبان انسان نوشته شدهاند و نه به زبان رايانه. اگر بخواهيم از حافظه شگفت رايانه و توانايى آن براى ذخيره و بازيابى اطلاعات استفاده كنيم، بايد منابع اطلاعاتى را به زبان رايانه برگردانيم و سپس آنچه را رايانه مىگيرد، مجدداً به زبان انسان برگرداند. بديهى است كه اين فرايند مهم ابزار متناسب خود را مىخواهد و يكى از نخستين گامها، موضوعنگارى، نمايهسازى و ردهبندى موضوعات در حوزههاى تخصصى براساس منطقى نظاممند و استوار است كه زبان رايانه بر مبناى همان منطق طراحى شده و يكى از آثار و اهداف مهم اصطلاحنامهها نيز تأمين همين امر است. ارتباط منطقى ميان اطلاعات فراهم آمده و بازيابى دقيق آنها نيازمند زبانى روشن، مشخّص و رساست كه اين نقش اساسى را اصطلاحنامه بر عهده دارد؛ به بيان ديگر، به دليل اهميت ويژه انتقال صحيح و دقيق مطالب، لازم است مدارك از لحاظ محتوا به دقّت توصيف و ضبط شوند نمايهسازى دقيق و كامل انجام گيرد و براى برآوردن نياز استفادهكنندگان از اطلاعات و مطالب ذخيره شده و تسهيل در بازيابى، وجود اصطلاحات كنترل شده (اصطلاحنامه) به عنوان وسيلهاى براى گشودن اطلاعات به منظور استفاده محققان ضرورت دارد. اطلاعات علوم اسلامى نيز از امر فوق مستثنا نيست و مىتوان گفت «اصطلاحنامه علوم اسلامى» از بهترين شيوهها براى دستيابى به هدف يادشده است. اصطلاحنامه علوم اسلامى تا كنون در رشتههاى تخصصى معارف اسلامى تدوين يافته كه حاصل بخشهايى از آن منتشر شده است(1). يكى از آنها اصطلاحنامه علوم حديث است كه در حال نشر و ارائه به پژوهشگران عرصه دين مىباشد.
اصطلاحنامه علوم حديث اصطلاحنامه علوم حديث، مجموعه اصطلاحات فراهم آمده بر اساس قواعد جهانى اصطلاحنامه نگارى در حوزه علومى است كه به نوعى از «متن» يا «سند» يا «حجّيت حديث» بحث مىكند. اصطلاحنامه يادشده فهرستى منظم از واژههاى كليدى و كاربردى در علم رجال و درايه با روابط معنايى و سلسله مراتبى بين آنها را نشان مىدهد و به شيوههاى: الفبايى، نظاميافته و ترسيمى عرضه مىشود. اين استاندارد، ضمن نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم علوم حديث، طراحى كلى و اصولى از حوزه علم رجال و درايه را در قالب مجموعهاى ساختارى ارائه مىكند و در نهايت، در بخش ترسيمى نظامواره مجموع مصطلحات اين شاخه علمى را به ترسيم مىكشد. قلمرو اصطلاحنامه علوم حديث در اصطلاحنامه علوم حديث تنها اصطلاحات رجالى و درايهاى شناسايى، تنظيم و طبقهبندى شده است و اطلاعات مرتبط »به فقه الحديث« كه توضيح لغات مشكل مربوط به متن روايات را بر عهده دارد، در اين مجموعه نيامده است؛ زيرا اصطلاحنامهها به جمعآورى اصطلاحات علوم و تعيين روابط بين آنها مىپردازد و مباحث مربوط به «فقه الحديث» مباحث متنى و لغوى احاديث است، نه مصطلحات خاصّ علوم حديث. ردههاى اصلى با توجه به اهداف اطلاعرسانى شاخههايى كه در اين اصطلاحنامه مدّ نظر قرار گرفته است، عبارتاند از: 1.علم درايه با زير مجموعههاى: امارات مدح و ذم حديث طرق (شيوههاى فراگيرى و آداب نقل حديث( 2. علم رجال با زير مجموعههاى: راويان طرق مشايخ كليات علم رجال در دو حوزه ياد شده 8100 اصطلاح قرار مىگيرند و در نمايش ترسيمى، ساختار كلى اصطلاحنامه علوم حديث اين چنين شكل گرفته است: طرح شماره (1) علوم حديث علم رواية الحديث علم درايه أنارات مدح و ذم حديث كيفيت تحمل حديث علم رجال راويان طرق مشايخ كليات علم رجال فقه الحديث اهميت تدوين اصطلاحنامه علوم حديث اهميت اصطلاحنامه علوم حديث به جنبههاى مختلفى بر مىگردد كه در حدّ گنجايش اين مقاله به چند مورد اشاره مىكنيم: الف - دسترسى سريع و جامع به مشتركات و مترادفات: آگاهى از اصطلاحات هممعنا در شاخههاى مختلف علوم، در فهم درست مفاهيم آن علم تأثير مىگذارد و اين امر در حديث اهميت فوقالعادهاى دارد. چهبسا دو يا چند اصطلاح داراى مفهوم واحد و يا كاربرد واحدى هستند و مطالب مربوط به هر يك از آنها به ديگرى نيز مربوط است؛ بلكه عين آن است، ولى محقق و يا مراجعهكننده از هممعنا بودن آنها آگاه نيست و به خيال اينكه غيرهماند، نمىتواند اطلاعات آنها را با هم و در كنار هم ببيند و از اينرو، دچار سردرگمى شديد خواهد شد. مسئله رابطه مترادف (رابطه همارز) در اصطلاحنامه جزو روابط منطقى اساسى ميان اصطلاحات است كه در فهم درست و جامع از مفاهيم اصطلاحات و پىجويى اطلاعات و مطالب مربوط به آنها در متن علوم تأثير شگفتى دارد. مثلاً در علوم حديث در رده (شاخه)«راويان» حدود 22000 نام از كتابهاى رجالى استخراج و روابط منطقى آنها مشخّص شده است كه اطلاع از اسامى هممعنا نقش كليدى دارد؛ مثلاً «اديم بن حرّ جعفى» در كتب رجالى توثيق شده است؛ همين شخص اسامى ديگرى نيز دارد كه بعضاً در كتب اصلى رجالى از آن نام نبردهاند، مانند «اديم بيّاع هروى». اين نام در سند بعضى از روايات ذكر شده است، مانند اسم ديگر او كه «اديم بن حرّ خزاعى» است. بنابراين، اين سه نام، اسم يك شخص است كه همان «اديم بن حرّ جعفى» است و در رجال توثيق شده است و در اصطلاحنامه علوم حديث به هنگام نام بردن «ثقات» در زير مجموعه راويان موثق رديف شده است.
ثقات اديم بن حرّ جعفى اگر محقق به اين مسئله توجّه نداشته باشد، ممكن است «اديم بن حرّ خزاعى» و «اديم بن بيّاع هروى» را مجهول انگارد و احاديث منقول از آنها را ضعيف بداند، در حالى كه هر سه يكى و موثق و روايات مشتمل بر آنها قوى خواهد بود نه ضعيف. اديم بن حرّ جعفى بج: اديم بن بياع هروى اديم بن حرّ خزاعى يعنى آن اسم به جاى اين دو و اين دو به جاى آن به كار گرفته شده است و اين هر سه يكى هستند. و يا مانند: محمد بن ابى عمير بج(2): محمد بن زياد ازدى محمد بن زياد بزّاز محمد بن زياد بن عيسى ابن زياد ابن ابى عمير بايد بدانيم كه فراهم آوردن مترادفات امرى مهمّ و دقيق و پر زحمت است و يكى از همّتهاى اساسى اصطلاحنامه نگاران شناسايى اسامى مترادف و شبه مترادف است. ب - طبقهبندى معنايى ميان اصطلاحات هيچ اصطلاحى در علمى به كار نمىرود، مگر اينكه رابطهاى ميان آن با اصطلاحات ديگر وجود دارد؛ يعنى اصطلاحات در هر حوزه معرفتى از يكديگر بيگانه نيستند و مجموعه آنها در كلافى منظّم، اما پيچيده قرار دارند كه كشف آن نظم، در عين پيچيدگى يكى از وظايف عمده و مشكل در تدوين اصطلاحنامههاست و معمولاً بخش نظاميافته و همچنين بخش ترسيمى اصطلاحنامه عهدهدار طرّاحى اين جهت است. اصطلاحاتى را كه اهل فن در هر شاخه معرفتى به كار مىبرند، براى متخصصان همان فن پذيرفته شده و مأنوس است؛ چون اصطلاح مفهومى را در بردارد كه با موضوع علم ارتباطى معنايى داشته و صاحبنظران و آگاهان هر علم به آسانى متوجه معنا شده و ارتباط و يا عدم ارتباط آن را با علم مورد نظر مىفهمند. در اصطلاحنامه تمامى اين روابط در يك نظام معناى بازرسى و با شكلى تعريفشده طراحى و عرضه مىشود؛ به اين معنا كه هر اصطلاح در مجموعه مصطلحات علم ممكن است هممعنا با ديگر اصطلاحات و يا شايد زير مجموعه اصطلاح و يا اصطلاحات ديگر قرار گيرد و يا خود آن نيز زير مجموعههايى داشته باشد. اطلاع از اين نوع ارتباطات معنايى در فهم درست واژگان و تسلط بر مفاهيم علم بسيار كارآمد است. به خصوص، وقتى براساس اين منطق، مستندات، اطلاعات و مطالب مربوط به اصطلاحات در سيستم رايانهاى قرار گيرد، به تناسب سرعت و دقت رايانهاى، تسلط محقّق بر مفاهيم علم و اطلاعات مرتبط كاملتر و سريعتر خواهد شد و به نوعى، دانش در اختيار و سيطره محققان قرار مىگيرد. به عنوان مثال، هرگاه بدانيم «حديث» اقسام متعددى به همراه مستندات و احكام مختلف دارد خواهيم ديد كه همه احاديث از اعتبار واحدى برخوردار نيستند؛ بلكه برخى از آنها فاقد حجيتاند، ترسيم «حديث» به عنوان يك «اصطلاح كليدى» در «علوم حديث» همراه زير مجموعههاى آن، نوعى طبقهبندى معنايى را عرضه مىكند كه محققان به آسانى مىتوانند علاوه بر اطلاع از جايگاه معنايى هر اصطلاح با مراجعه به مستندات آنها روايات معتبر و غير معتبر را بشناسند، مانند: طرح شماره (2) علوم حديث علم رواية الحديث علم درايه حديث خبر متواتر خبر واحد حديث صحيح حديث حسن حديث موثق حديث قوى در ترسيم فوق «خبر واحد» همرديف «خبر متواتر» قرار گرفته؛ يعنى هر دو زير مجموعه »حديث«اند، و »خبر واحد« نيز زير مجموعههايى دارد كه از جهت اعتبار و استناد متفاوت است. و يا مانند: طرح شماره (3) علوم حديث علم رواية الحديث علم رجال طرق مشايخ طرق شيخ صدوق طرق صدوق به علاء بن رزين طرق اوّل صدوق به علاء بن رزين طرق دوم صدوق به علاء بن رزين طرق سوم صدوق به علاء بن رزين طرق چهارم صدوق به علاء بن رزين ج - طرّاحى نظام سازماندهى اطلاعات علوم حديث يكى از جنبههاى مهم و كاربردى در تدوين اصطلاحنامه علوم حديث ايجاد زمينه و زيرساخت اصلى براى بانك اطلاعات تخصصى علوم حديث است كه در سيستم و نظامى تعريفشده، اطلاعات متفرق و متنوّع علوم حديث را سازماندهى مىكند. اين نظام بر اساس ساختار اصطلاحنامه علوم حديث شكل مىگيرد؛ به نوعى كه تمامى اطلاعات و مطالب قابل استفاده در جايگاه منطقى خود كه در ساختار منظم اصطلاحنامه جا گرفتهاند، قرار خواهد گرفت. براى تحقق اين كار بزرگ، علاوه بر استفاده از مستندات اصطلاحنامه علوم حديث، مىبايست منابع علوم حديث موضوعنگارى و نمايهسازى شود و به كمك اصطلاحات كنترلشده اصطلاحنامه مورد نظر تمامى مدخلها (ورودىها) به عنوان كليد واژه گزينش شده و ارتباط ميان اصطلاحنامه و متنهاى كتب و منابع علوم حديث شكل پيدا كند. تمامى آنچه گفته شد بر اساس ساختار اصطلاحنامه و با استفاده از شيوههاى تعريفشده و معيّنى انجام مىشود و در نهايت، تمامى اطلاعات مرتبط با علوم حديث در قالبى نظاممند و با بهرهگيرى از سرعت و دقت رايانهاى ذخيره و بازيابى خواهد شد. در اين صورت، اصطلاحنامه علوم حديث براى محققان، فقط منبعى براى استفاده در تدريس، پژوهش، تدوين طرحهاى تحقيقاتى، پاياننامهها و ردهبندى كتابخانههاى تخصصى علوم حديث نخواهد بود؛ بلكه شيوهاى را در پرداختن به مسائل علوم حديث ارائه خواهد كرد كه تمامى اطلاعات در جايگاه خود قرار گرفته و مباحث متورم از مطالب اساسى كه بايد به آن پرداخته شود باز شناخته شده و تسلّطى نسبى براى محققان بر آنچه كه ديگران در اين حوزه معرفتى انجام دادهاند، حاصل خواهد شد و انديشههاى نو از حرفهاى گذشتگان، مشخص گشته و ميدان گفتگوهاى تازهتر و توليد انديشه و نظريههاى جديد براى اهل نظر و پژوهشگران فرهيخته گشوده خواهد شد. اگر اين فرايند اصولى در ذخيره و بازيابى اطلاعات علوم حديث درست اجرا شود، زيربنايى خواهد شد براى افزودن اطلاعات جديد كه در قالبهاى مختلف نظير: مقاله، كتاب و فيلم عرضه مىشوند و در مجموع، بانك اطلاعات تخصّصى منسجم، جامع و روزآمد تحقق خواهد يافت. روند طرح و تحقيق اصطلاحنامه علوم حديث طراحى اين اثر توسط واحد اصطلاحنامه علوم اسلامى - گروه پژوهشى علوم حديث، در سال 1376 انجام شد و با همكارى اساتيد مشاور و با همت محققان سختكوش و با مسئوليت حجة الاسلام و المسلمين يوسفى پيگيرى و در پايان سال 1382 به ثمر نشست و هماكنون، مراحل چاپ خود را مىگذراند. اين تحقيق با مراجعه به بيش از 120 منبع علوم حديث تهيه شده و با استخراج، شناسايى و تصويب بيش از 8000 اصطلاح در كليات علم رجال و درايه و 22000 اعلام علوم حديث به سه شيوه: الفبايى، نظاميافته و ترسيمى تنظيم شده است كه در مجموع بالغ بر 30000 واژه مىباشد. به منظور پشتيبانى از اصطلاحنامه علوم حديث، براى هر يك از اصطلاحات، اطلاعات كوتاه و مفيدى در برگههاى مستند اصطلاحات ثبت شده است كه پس از بازآرايى به شكل فرهنگنامه تخصصى علوم حديث عرضه خواهد شد. هماكنون كار فهرستبردارى و موضوعنگارى كتابهاى علوم حديث در دستور كار قرار گرفته تا با ايجاد ارتباط ميان اصطلاحات و متون منابع علوم حديث، پژوهشگران بتوانند اطلاعات و مطالب مورد نياز خود را به راحتى از رايانه بهدست آورند.
|
| پی نوشت | 1. اصطلاحنامههاى منتشر شده عبارتاند از: اصطلاحنامه علوم قرآنى، فلسفه اسلامى، اصول فقه و منطق كلام اسلامى، تهيه اصطلاحنامه در باقى رشتههاى علوم اسلامى نيز ادامه دارد كه طبق طرح تا پايان سال 1384 به انجام مىرسد. 2. «بج» علامت اختصارى «بجاى» است؛ يعنى اينكه محمد بن ابى عمير با اسامى ذيل خود هممعناست و اصطلاح مرجّح و متداولتر است و به جاى آنها به كار مىرود. |
 بازگشت | |
|
|