نمايهنامه موضوعى صحيفه سجاديه توسط مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران در دو جلد و مجموعاً 1377 صفحه فراهم آمده است. از آنجا كه در اين اثر ارزشمند براى نخستين بار صحيفه سجاديه نمايهزنى و موضوعبندى شده است، گزارشى از آن، جهت آشنايى خوانندگان ارائه مىگردد.
ضرورتها دعا، بخشى از فرهنگ اسلامى است كه به گونهاى لطيف، دقيق و دلپذير و در لحن مناجات با خدا، به بسيارى از معارف الهيه پرداخته است و دعاهاى منسوب و مأثور از اهلبيت(ع) بدون شك، يكى از ذخاير عظيم و پر ارج فرهنگ شيعى است كه تا به امروز، چندان مورد توجه و دقت نظر قرار نگرفته است. تصور عوام از دعا، صرفاً براى خواندن و تكرار كردن است، نه فهميدن و درك خواص آن. ضمن اينكه در حوزه دعا به عنوان يكى از عميقترين منابع معارف الهى، به پژوهش نپرداختهاند و از اين رو، ستمى فاحش به بخش عظيم و منحصر به فرد فرهنگ اهلبيت(ع) رفته است. بديهى است كه پيشينه تلاش دانشمندان شيعه، نسبت به گسترش عميق و معارفپرور فرهنگ دعا عموماً و صحيفه سجاديه خصوصاً در حدّ و اندازه اين مقوله از معارف شيعه نيست. پس ضرورى است بلندهمتان ظريفنگر و عالمان برجسته و عميقانديش، دعا و فرهنگ آن را به عنوان منبعى غنى و زبانى دلپذير در القاء دقيقترين و لطيفترين معارف الهى، به مردم معرفى كرده و با شرح و بسط آن، ابعاد انديشهاى را كه در قالب دعا و مناجات اشاره شده، تبيين نمايند. معنويت الهى زمانى مؤثر خواهد افتاد كه خواننده به جز تكرار الفاظ اعجازگونه آن، به مضمون بلند آن نيز بينديشد. روشن است كه تبيين و تفسير اين كلمات آسمانى، كار ميدانداران فرهنگ تشيّع است تا ارادتمندان به اهل بيت(ع) را در فضاى معرفتى و معنوى دعا قرار دهند. ترويج و گسترش فرهنگ دعا، نيازمند تمهيدات و مقدماتى است كه عمدهترين آن به عالمان و دانشمندان، مبلغان و گويندگان دينى باز مىگردد. ولى بدان علت كه دستيابى به مضامين و محتواى دعا مشكل است و هيچ مرجع و مأخذ تسهيل كنندهاى وجود ندارد، كمتر نويسنده و يا گويندهاى در مباحث خود از دعا استفاده مىكند. امروزه بهرهبردارى از نهجالبلاغه به علت وجود معاجم و فهرستهاى متنوع، به مراتب بيش از گذشته است، ولى دعا خاصه «صحيفه سجاديه» كمتر مورد بهرهبردارى قرار مىگيرد. بنابراين، اوّلين قدم براى خروج اين كتاب ارزشمند از مظلوميت، تهيه مأخذى به منظور تسريع در دسترسى به محتوا و مضامين آن بود. بر اين اساس، تهيه يك «فرهنگ موضوعى» يا «نمايهنامه موضوعى» يا يك «معجم الفاظ» براى اين كتاب در دستور كار قرار گرفت تا هم راهى براى ورود نويسندگان و گويندگان به مطالب معرفتبخش، و هم بسترى براى مفسران و شارحان آن باشد. اين اثر با عنوان «فرهنگ موضوعى صحيفه سجاديه» به همراه «المعجم المفهرس لمعانى الصحيفة السجادية» عرضه مىشود.
روش تنظيم براى تهيه اين فرهنگ، بدون هيچ قالب پيشساختهاى به اصل متن مراجعه كرديم و كلمات را بررسى كرده، از واژههاى متنى براى تحليل موضوعى استفاده نموديم كه پس از گزينش واژهها، به وسيله رايانه، به صورت الفبايى مرتب گرديد. گفتنى است كه از ابتدا بر اين باور بودهايم كه كار ما تنظيم يك «فرهنگ موضوعى» است نه كشف الالفاظ. به همين جهت، واژههايى را برگزيديم كه داراى بار موضوعى خاصى بوده و محور سخن و يا مطالبى در متن است. واژههايى كه به تنهايى داراى بار موضوعى بوده، ولى در متن صحيفه محور سخنى قرار نگرفته و صرفاً براى تبيين مطالبى ديگر، به كار رفته، گزينش نشدهاند؛ زيرا احتمالاً مراجعه به آنها علاوه بر آنكه گرهاى از كار نمىگشايد، باعث سردرگمى خوانندگان نيز خواهد شد. البته اين احتمال هم وجود دارد كه يك پژوهشگر به دنبال همه واژههاى به كار رفته در كتاب باشد، لذا براى رفع اين نياز كه ممكن است در جاى خود مهم باشد، معجم لفظى اين اثر نيز عرضه گرديده است. ولى به هر حال، فرهنگ موضوعى بايد راهنماى واژههايى باشد كه موضوع بحث متنى قرار گرفته و مراجعه كننده را به مطلبى در اطراف آن راهنمايى كند. مشكلى كه در تنظيم اين فرهنگ وجود داشت، ارجاع دهى به متن اصلى بود؛ چون انتخاب متن در زير واژهها، حجم فرهنگ را به چندين جلد افزايش مىداد و چندان مفيد هم نبود. وضعيت فعلى صحيفه سجاديه يكى از دو راه را مىطلبيد: 1.نشانىها به صورت شماره دعا، شماره صفحه و شماره سطر داده شود؛ 2.متن هر دعا به صورت جدا نيز شمارهگذارى شود و فقط دو شماره: يكى براى دعا و ديگرى براى بخشهاى دعا كفايت كند. در روش اوّل، اگر چه اصل متن چاپ شده محفوظ مىماند، اما تعداد زياد اعداد براى مراجعه كننده دردسر آفرين بود. از اينرو، روش دوم مناسبتر تشخيص داده شد و ضمن شمارهگذارى متن دعاها، متن صحيفه نيز همراه با »فرهنگ موضوعى« به چاپ رسيد تا كاربران، هم فرهنگ و هم متن صحيفه را در يك جلد داشته باشند. شايان ذكر است كه شمارهگذارى داخل دعاها، فقط به منظور كوتاه كردن متن صورت گرفته تا قسمت مورد مراجعه سهلالوصول باشد و ضرورتاً به معناى دقت در محل شمارهگذارى شده نمىباشد و ممكن است مطالب قبل و بعد از يك شماره كاملاً به يكديگر وابسته باشند و شماره لزوماً دليل بر اتمام يا قطع از جهت معنا نيست. ممكن است جاى ديگرى براى شماره مناسبتر باشد كه آن را نيز مىپذيريم، ولى چون عمدةً هدف ما كوتاهتر كردن عبارات و آوردن علامتى خاصى بوده، وقت چندانى براى اين منظور مصروف نگرديده است. بعد از شمارهبندى دعاها، متن دعا مورد بررسى قرار گرفته و واژههايى انتخاب شده و سپس وارد برنامه رايانهاى گرديده است. اين مرحله از كار بيش از يك سال به طول انجاميده و بيشترين وقت را به خود اختصاص داده است. پس از اتمام اين مرحله، واژههاى انتخابى و نشانىهاى ثبت شده، از دستگاه پياده و طى چندين مرحله كنترل، تطبيق و بازنگرى شد و در هر مرحله، اصلاحاتِ انجام شده به رايانه منتقل گرديد. پس از آن، در دو مرحله، كار ارجاعات تكميلى انجام و معادل فارسى برخى از واژهها نيز انتخاب گرديد و در نهايت به تعدادى از صاحبنظران و كاربران داده شد و برخى از نقطهنظرها نيز اعمال گشت. در اين فرهنگ، افزون بر 7500 مدخل اصلى و 3500 مدخل ارجاعى و 800 معادل فارسى گزينش و در مجموع 20/000 مورد، ثبت اطلاعات صورت گرفته است. اين فرهنگ در روش، با دو فرهنگ ياد شده (فرهنگ موضوعى قرآن كريم المعجم المفهرس لمعانى القرآن الكريم) شباهت تام دارد. پيش از انجام اين كار، فوايد هر دو فرهنگ قرآنى تحليل شد ولى در انتخاب واژهها فقط به متن صحيفه متكى بوديم و در حين عمل جز در موارد اندك به آنها مراجعه صورت نگرفت؛ زيرا به علت تفاوت زياد متن صحيفه با قرآن، اصولاً نمىتوانست چنين فرهنگهايى در ساخت و ساز، فرهنگ حاضر را يارى نمايد. سعى نگارنده بر آن بوده است كه اين نمايهنامه ضمن ارائه الگو، براى ساير متون دعاها، در تدوين «فرهنگ موضوعى دعا» مفيد باشد.
روش نمايهزنى تهيه نمايهنامه از وظايف مهم مراكز اسناد و اطلاعات است. نمايهنامهها از ابزارهاى علم پژوهش هستند. نمايهسازى در حقيقت تحليل اطلاعات متن و تبديل آنها به كليدواژه است. نمايهسازى را مىتوان به دو دوره سنتى و نوين تقسيم كرد. در دوره سنتى آثارى مانند كشف الابيات و كشف الفاظ به چاپ رسيده است. در دوره نوين، سازماندهى اطلاعات، با روشى دقيق ارائه شده و در اين دوره ما شاهد پيدايش روشهايى چون: نمايهسازى همآرا، نمايهسازى پرسى و نمايهسازى گردان هستيم. نمايهنامه موضوعى حاضر با روشى نوين و ابتكارى، متن ارزشمند و با شكوه صحيفه سجاديه را براى پژوهشگران قابل دسترسى كرده است. گفتنى است كه در شيوه نمايهسازى همآرا، خواه پيش همآرا و خواه پس همآرا، رابطه كليدواژههاى يك متن با يكديگر به شكل دقيقى بيان نمىشود. از اين جهت، ريزش اطلاعاتْ فراوان به چشم مىخورد. در نمايه نامه حاضر اين مسئله به گونه جالبى حل شده است. در اين نمايهنامه از اصطلاحات رابط مثل: «آثار»، «عوامل» و «موارد» استفاده شده است. مثال: كليدواژههاى الطاعة - آثارُها - الخضوع در صفحه 182 آمده است؛ يعنى از آثار اطاعت، خضوع است. اما همين مجموعه كليدواژهها در صفحه 118 ذيل كليدواژه خضوع بدينصورت آمده است: الخضوع - عوامله - الطاعة؛ يعنى از عوامل خضوع، طاعت است. همانگونه كه ملاحظه مىشود، رابطها طاعت و خضوع در دو جايگاه متفاوت الفبايى با استفاده از واژههاى ميانى »آثارُها« و »عوامله« مشخص شده است. مثال ديگرى كه قدرى پيچيدهتر است و دقت و عمق مفهومى كار را بيان مىكند، مثال زير است: الآخره - طلب البركة فيها (ص 1) همين گروه كليدواژه در صفحه 68 به صورت زير آمده است: البركة - موارد طلبها - الاخره يعنى به خاطر حفظ معنا و ارتباط بين كليدواژهها، به كليدواژه دوتايى و در جايگاه ديگر تبديل به كليدواژه سه تايى شده است. اما جلد دوم كه با عنوان «المعجم المفهرس الفاظ الصحيفة السجادية الجامعة» به چاپ رسيده، بيانگر الفاظ صحيفه سجاديه است كه به شماره دعا و بخشهاى دعا كه در جلد اوّل موجود است، ارجاع مىدهد.