شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389
منو
تبلیغات

لینک های مرتبط
لينکها
مجلات تخصصی نور


مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی


فاوا نیوز


خبرگذاری قرآنی ایران


فروشگاه اینترنی نورشاپ


پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کتابخانه دیجیتالی نور


پایگاه شبکه اطلاع رسانی نور


پایگاه امام علی(ع)


پایگاه راهنمای پایگاه های اسلامی


پایگاه اطلاع رسانی رسول نور


راهنمای پایگاه های نبی اعظم(ص)


راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)


پایگاه فاضلین نراقی


پایگاه طوبی گرافیک


پایگاه سازمان آموزش نور


پایگاه خبرگان رهبری


پایگاه اطلاع رسانی اندیشوران


پایگاه گرداب


بنیاد ملی بازی های رایانه ای


شورای عالی انقلاب فرهنگی


پایگاه اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی


خبرگزاری فارس


خبرنامه

ایمیل شما::

عضویت لغو عضویت
 
مقالات
فناوری اطلاعات

فضای مجازی، هويت و جامعه


بحران هویت جنسی دختران در فضای مجازی


نگاهی به مفهوم هویت در فضای مجازی


امضاي ديجيتال؛ هويت در فضاي مجازي


جنگ فرکانس‌ها بر مدار خانواده


آرشیو مقالات
گروه مقالهپایگاه های اسلامی ومطالعات اینترنتی 
عنوان مقالهتأملى در باره رابطه انسانى از راه اينترنت
نویسندهانتخاب کنید
بازدید102
تاریخ انتشار1383-03-23
فایل مطلب
متن مقاله
بسيارى از فيلسوفانى كه مطالبى در باره اينترنت نوشته‏اند، اين بحث را به ميان كشيده‏اند كه ارتباط افراد از طريق اينترنت به شيوه‏هاى مختلف نسبت به انواع ارتباطهاى معمول و روزمره كه با حضور جسمى افراد همراه است، حالتى تقليل يافته دارد؛ براى مثال، «هيوبرت دريفوس» در كتابش به نام «در باب اينترنت» استدلال مى‏كند:
«درك ما از واقعيت چيزها و افراد و توانايى ما در ارتباط مؤثر با آنهابه شيوه‏اى كه بدن ما به نحوى بى سر و صدا در پس‏زمينه عمل مى‏كند، ارتباط دارد. توانايى بدن ما در دستيابى به چيزها، فراهم آورنده درك ما از واقعيت كارى است كه انجام مى‏دهيم و آماده‏ايم كه انجام دهيم... همه اين امور را بدن ما آن قدر بى دردسر، فراگير و موفق انجام مى‏دهد كه ما ندرتاً متوجه آن مى‏شويم. به همين علت است كه به سادگى بدين نتيجه‏گيرى مى‏رسيم كه در فضاى سيبرنتيكى مى‏توانيم بدون حضور جسمى، ارتباط برقرار كنيم و در واقع، به همين علت است كه امكان ارتباطى كامل از اين نوع  [در فضاى مجازى اينترنت]   ناممكن است.»
فهم اينكه چرا فيلسوفان اين گونه مباحث را مطرح مى‏كنند، آسان است. به نظر مى‏رسد بسيارى از جنبه‏هاى ارتباطهاى شخصى ما به تماس چهره به چهره و مستقيم نياز داشته باشد. دريفوس استدلال مى‏كند كه اعتماد به اشخاص ديگر تا حدى بر اساس اين تجربه است كه آنها از آسيب‏پذيرى ما در يك موقعيت رودررو هنگامى كه فرصت استفاده از آن وجود دارد، بهره نمى‏برند. حتى اگر اين استدلال را نپذيريم، به نظر مى‏آيد كه حقيقتى در اين امر وجود دارد كه ما مى‏توانيم به حدّ معينى از اطمينان به افراد، هنگام ديدار مستقيم و شخصى با آنها دست يابيم كه در روابط online )بر روى شبكه) حتى به صورت ديدارى و شنيدارى، در دسترس نيست.
خاصه اينكه امكان فريبكاري آشكار در يك موقعيت رودررو به حداقل مي رسد. همان طور كه گوردون گراهام و بسياري ديگر اشاره كرده اند، بر روي اينترنت به آساني مي توان افراد را با اختراع كردن شخصيت‏هايى كاملاً تخيلى فريب داد؛ امرى كه در دنياى غير مجازى امكان آن بسيار مشكل‏تر است.
بنابراين، بدين دليل و دلايل مشابه، روابط از طريق اينترنت نسبت به روابط واقعى و همراه با حضور جسمى، روابطى ضعيف هستند. اما پيش از نتيجه‏گيرى نهايى بايد اندكى دقت به خرج داد. يك دليل براى احتياط به خرج دادن در اين امر آن است كه روابط غير مجازى يا واقعى در معرض انواعى از تحريف قرار دارند كه عمدتاً در روابط اينترنتى وجود ندارد. يكى از اين تحريف‏ها به مسئله جذابيت جسمى مربوط مى‏شود. ما بر اساس ادراكمان از جذابيت جسمى افرادى استنباطهاى ناموجهى در باره افراد انجام مى‏دهيم؛ به عنوان مثال، در پيامد آنچه روانشناسان »اثر مثبت هاله‏اى« مى‏نامند، افرادى كه از لحاظ جسمى جذاب‏تر هستند، با هوش‏تر، اخلاقى‏تر، سازگارتر، بهتر و كارآمدتر شمرده مى‏شوند و البته تنها جذابيت جسمى نيست كه بر قضاوت‏هاى ما در باره افراد تأثير مى‏گذارد؛ زيرا در خصوص قضاوتمان در مورد ديگران بر نشانه هاي بسيارى از جمله: سن، جنس، خصوصيات نژادى، سبك لباس پوشيدن، لهجه و طبقه اجتماعى متكى هستيم.
دليل اينكه چنين نشانه‏هايى اغلب باعث قضاوت‏هاى تحريف شده درباره افراد مى‏شود، اين است كه ما از «نظريه‏هاى تلويحى شخصيت» استفاده مى‏كنيم كه بر كليشه‏بردارى تكيه دارند. ميراندا فريكار، فيلسوف معاصر، به نمونه تخيلى جالب توجهى از اين نوع فرآيند اشاره كرده است. در زمان «كشتن مرغ مقلد» كه ماجراى آن در آلباماى آمريكا در دهه 1930 رخ داده، محاكمه مرد سياه‏پوستى جريان دارد. هيئت منصفه‏اى تماماً سفيدپوست، حتى با وجود آنكه روشن است آن مرد حقيقت را مى‏گويد، با اعتماد كامل شهادت او را قبول نمى‏كنند. نكته مهم اين است كه در آن فرهنگ و در آن زمان، سياه‏پوست بودن به نحوى كاملاً اشتباه بيانگر فقدان اعتبار بود. يافتن مثال‏هاى مشابه از زندگى واقعى در مورد كليشه‏بردارى آسان است.
گفتنى است در مورد ارتباط از راه اينترنت، خصوصياتى كه معيار قضاوت ما درباره افراد در دنياى غير مجازى است، در دنياى مجازى اينترنت عمدتاً مشاهده‏ناپذير هستند. طنز قضيه در اين است كه مشخصه ارتباط از راه اينترنت، فقدان رابطه چهره به چهره و نبود حضور جسمى است كه فريبكارى و جعل هويت آشكار را ممكن مى‏كند و در عين حال، مانع گرايش به كليشه‏بردارى و هويت‏سازى مى‏شود.
البته نبايد در مورد اين نتيجه‏گيرى مبالغه كرد. حتى در روابطى كه كاملاً به واسطه كلمات نوشته شده است؛ مثلاً در گپ‏هاى اينترنتى، ما هنوز درباره افراد به داورى‏هايى دست مى‏زنيم كه فراتر از شواهد موجود است. اما به هر حال، اين احتمال وجود دارد كه در اين نوع ارتباطهاى اينترنتى عمدتاً براساس محتواى واقعى ارتباط با يك شخص داورى كنيم كه با احتمال بيشترى بيانگر جنبه‏هايى از شخصيت افراد است؛ جنبه‏هايى كه خودشان آنها را مهم مى‏شمرند.
پيامد اين امر آن است كه ما در ارتباطهايمان از راه اينترنت، بر جنبه‏هايى از شخصيت‏مان كه به ديگران عرضه مى‏كنيم، نظارت بيشترى را نسبت به ارتباطهاى روزمره خود اعمال مى‏نماييم. به همين دليل، در يك رابطه اينترنتى نگرانى بيشترى در مورد فريبكارى وجود دارد. اگر در ارتباطهاى online )بر روى شبكه) با جنبه‏هايى از شخصيتمان بتوانيم از اثرات بدتر گرايشمان به داورى كردن براساس كليشه‏هاى بى دليل اجتناب كنيم، آنگاه امكان دارد ارتباطهاى ما از طريق اينترنت، دست كم در برخى جنبه‏ها، نسبت به اغلب ارتباطهاى روزمره كه با حضور جسمى همراه است، كمتر مورد تحريف قرار گيرد و بيشتر «واقعى» باشد
منابع
http//itna.ir


بازگشت