|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | دین،فرهنگ و فناوری اطلاعات | |
| عنوان مقاله | نهادينهسازى فناورى اطلاعات و ارتباطات (ICT) در حوزههاى علميه | | نویسنده | مجید کافی امامی | | بازدید | 105 |
| تاریخ انتشار | 1383-03-23 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | با توجه به ضرورت فنّاورى اطلاعات و ارتباطات، شاهد آن هستيم كه در چند سال اخير بسيارى از دفاتر، مراكز و سازمانهاى مربوط به حوزه علميه در راستاى پيشبرد اهداف توسعه اقدام به ايجاد و توليد سايتها، شبكههاى اينترانتى و يا نرمافزار و سختافزار نمودهاند، كه در سالهاى آتى نيز سرعت بيشترى به خود مىگيرد. اگر چه تاكنون امكانات، نيروها و سرمايههاى هنگفتى هزينه شده؛ اما هنوز اهداف كوتاهمدت و بلندمدت به صورت كلان و خُرد در راستاى توسعه تعريف نشده است. در بين سطوح تصميمگيرى به ويژه در توسعه عملياتى حوزه دين، فرهنگ و علم اين اتفاق نظر وجود دارد كه جهت دسترسى به توان بالاى فنّاورى اطلاعات و ارتباطات؛ به نتيجه رساندن سرمايهگذارىهاى انجام شده؛ ايجاد بستر مناسب جهت جلب اعتماد صاحبان سرمايه، مراجع، مديران عالىرتبه و از طرف ديگر كاربران اعمّ از قشر حوزوى، دانشگاهى و عموم مخاطبان، بايد پس از اصلاح ديدگاه نسبت به ICT و شناخت تمام توان و امكانات آن، از روشهاى مديريتى متمركز و يا راهبرى متمركز بر امكانات، نيروها و سرمايهها استفاده نمود تا چنين فعاليتهايى به صورت منسجم، مطمئن و پايدار صورت بگيرد. روشهاى يكپارچه سازى و نهادينه كردن آن، ما را قادر مىسازد تا بر ضعفها و ناكارآمد بودن وضعيت فعلى فايق آمده تا بتوايم علاوه بر برنامهريزى استراتژيك و كلان حوزوى گروههاى بزرگ و كوچكِ مربوط به حوزه و حوزويان را امر تسهيل روابط، ارتقاء كيفيت محصولات ارائه شده سوق داده و در نتيجه به احياى رسالت حوزوى و مخاطبسازى در عرصه جهانى مخصوصاً محافل علمى دنيا دست يابيم. از اينرو، ضرورت ايجاب مىكند جهت نيل به آن توانمندى به بررسى مشكلات توسعه در حوزه، تبيين وظايف دولت، و نقش حوزه در اين خصوص و مسائل پيرامون آن بپردازيم و سعى شود تا راهكارهاى اساسى آن معرفى گردد. ضرورت رويكرد حوزه به توسعه ابزارى منطقى كه نتيجه ظهور هر فنّاورى جديد باشد، باعث مىشود محيط آدمى را كه به آن عادت كرده بود، به محيطى نامطلوب، قديمى و كمبها مبدّل نمايد و به رويكردهاى جديدى ملزوم سازد. در حال حاضر، رشد سريع فنّاورى اطلاعات و ارتباطات، زندگى فردى و اجتماعى بشر را دگرگون ساخته به گونهاى كه علاوه بر امور پيچيده علمى و فنى حتى در امور ساده و روزمرّه زندگى بشرى نيز فنّاورى اطلاعات و ارتباطات نقش مهمى را ايفا مىكند. بهوضوح آشكار است كه توليد فكر و انديشه توسط نظريهپردازان بدون دسترسى به اطلاعات علمى ممكن نمىباشد. آگاهى مديران فعّال در تمامى عرصههاى توليد از آخرين اخبار و اطلاعات فنى و علمى آنان را توانمند مىسازد تا بتوانند كيفيت و كميت محصولاتشان را خصوصاً در عرصه علمى و فرهنگى بهبود بخشند. سياستگذاران و مديران كلان حوزوى با دستيابى به آخرين اخبار و اطلاعات است كه مىتوانند به حلّ معضلات درونى همچون اداره طلاّب و كاركنان تحت پوشش، برنامهريزى آموزشى و مشكلات برونى همچون حضور علمى و تبليغى در عرصه بينالمللى بپردازند. در شرايط حسّاس، تصميمات درست و بجا بگيرند و اثرات سوء و مخرب را به نتايج مفيد و مطلوب تبديل كنند. فنّاورى اطلاعات و ارتباطات شامل مجموعهاى از ابزارها، تجهيزات، علوم و مهارتهاست كه اطلاعات را جمعآورى، ذخيره، پردازش و بازيابى مىكند و باعث مىشود كه جوامع گوناگونى را در سطح جهانى به صورت اعجابآورى به يكديگر متصل كند. ضمن اينكه با كنار زدن قالبهاى عملياتى سنتى، افزايش سرعت، سهولت دسترسى اطلاعات، سقوط هزينهكردها، كاهش ضريب خطا در تصميمات جزئى و كلى، ارتقاء ديدگاه سياستگذاران و در نهايت، بالا بردن كيفيت محصولات فكرى و انسانى را به ارمغان مىآورد. بنابراين، لازمه بقاء در ميدان رقابت جهانى بين كانونهاى مختلف علمى، فرهنگى و مذهبى برخوردارى از چنين فنّاورى با پشتوانه شناخت و انديشه پاك صورت مىگيرد و بدون لحاظ آن، امكان حيات اجتماعى مدرن غير قابل تصوّر است. بجاست حوزههاى علوم اسلامى به جاى به كارگيرى شيوههاى سنتى و قديمى كه شايد در برخى مراتب لازم باشد، ولى به طور يقين كافى نيست، به ابزار روز از جمله (1) ICT مجهز شوند تا با حفظ مبانى و اصول علماء سلف و درك متقابل مخاطبان جهانى، پاسخگوى نياز جوامع به نحوى شايسته باشند. فنّاورى اطلاعات و ارتباطات (2) (ICT) «فنّاورى» به تنهايى به مديريت ورودى و خروجىهاى يك سيستم گويند؛ مديريتى كه با استفاده از روشها، سختافزار، نرمافزار و عمليات پردازش همچون محاسبات رياضى، قياسات منطقى، كنترل، تصميمگيرى و غيره، يك مجموعه نظاممند را اداره مىكند كه رايانه ايفا كننده چنين نقشى است. اصطلاح «اطلاعات» نيز شامل ديتا، اطلاعات پردازش شده، دانستهها، فرضيههاى اثبات شده، مقالات، كتب و به طور كلى، مواد اوّليه رايانه و شبكههاى رايانهاى مىباشد و «ارتباطات» هم به پيوندهاى دو يا چند طرفه بين مجموعهاى از نهادهاى حقيقى و يا مجازى و يا بين افراد جامعه توسط ابزار مخابراتى، راديويى و تلويزيونى در قالبها و انواع گوناگون خدماترسانى گفته مىشود. از آنجايىكه هر دو مقوله اطلاعات و ارتباطات لازم و ملزوم يكديگر مىباشند، هر دو را به عنوان يك فنّاورى معرفى مىنمايند و در پارهاى از مواقع نيز لفظITيا فنّاورى اطلاعات گفته مىشود؛ ولى از آن اراده ICT يا فنّاورى اطلاعات و ارتباطات مىكنند. بنابراين، مىتوان گفت كه ICT به كاربرد فنّاورى رايانه و ابزار مخابراتى در سيستم اطلاعاتى مديريت يا MISكه همان مديريت اطلاعاتى است، گويند؛ فنّاورىاى كه موجب شتاب سير نوآورى، توسعه و خلاقيت مىباشد. در حال حاضر به وسيلهICTجهان به صورت مجموعهاى واحد مبدل شده و هرچه ساختار و نظم آن كاملتر باشد، ميزان و گستره اطلاعات نيز مطلوبتر شده، ارتباطات و شناخت جوامع نيز از يكديگر عميقتر و فاصلهها كمتر مىگردد. فرهنگ ICT مهمتر از بعد سختافزارى، مقوله انديشه و فرهنگ توسعه ICT مىباشد كه بجاست آن را فرهنگ توليد، حفظ و ارائه اطلاعات و در يك كلام «فرهنگ»ICT ناميد. بدون توجه به فرهنگ توليدى و خدماتى اطلاعات، توان ادامه حيات نداشته و همچون برخى از سازمانهاى ناموفق در امر توسعه IT ، با پشتيبانى هزينههاى گزاف در سختافزار و نرمافزار به مجموعهاى ناكارآمد و عقيم تبديل شدهاند. تا جايى كه در برخى از سطوح فقط شكل صورى معضلات قبلى تغيير كرده و اصل مشكلات به قوّت خود باقى مانده است. عدم رويكرد به فرهنگ ICT ، كندى و يا توقف در توسعه ICT را بهبار مىآورد و با توجه به نوع جديد رويارويى در عرصههاى بينالمللى، رشد سريع كمّى و كيفى تبادل اطلاعات و نيز حضور قوى و چشمگير معاندان مكتب اهلبيت(ع) و انقلاب شود كه باعث مي شود كه زبان غير قابل فهم تر و متعاقبا به علت رسوخ انديشه هاي مخالفان در اعماق انديشه ها و عقايد، بيان ما براي آنان غير قابل پذيرش تر شود. بنابر اين، آنچه در توسعه ICT بسيار حايز اهميت است، تفكر اطلاعات گراست. فنّاورى IC با پشتوانه مجموعهاى از خردهاى مطلوب توسط ابزارهاى در خدمت گرفته بهوجود مىآيد و توسط فرهنگ ICT است كه مىتوان به فوايدى همچون: ارزانى، سهولت كار و سرعت دسترسى پيدا نمود و فرايندهاى پيچيده درون سازمانى را ساده كرد و سطح افق ديد مديران را بالاتر و اهدافشان را بلندمدت ساخت. در فرهنگ ICT بايد به مقولههايى همچون: تمركز، يكپارچه و شبكهسازى اطلاعات، فرهنگ جمعآورى اطلاعات، فرهنگ توليد اطلاعات، اولويتبندى، خلاصهسازى و تحليل اطلاعات، تخصص و پژوهشنگرى به اطلاعات، فرهنگ حفظ و نگهدارى اطلاعات، و نيز به فرهنگ خدماترسانى اطلاعات توجه جدّى شود و سازمانهايى همچون حوزه علميه بايد شرايط و قالبهاى جديد علمي، فرهنگي در عرصه اطلاعات و ارتباطات را پذيرا باشند تا بتوانند به آن اهداف دسترسى پيدا كنند. نقش ICT در توسعه منابع انسانى حوزه در راستاى توفيق سازمانها و نهادهاى گوناگون در عرصههاى مختلف رقابت، نياز به رشد و توسعه منابع انسانى است. توان انسانى سازمانها بايد به حدّى برسد كه بتواند سازمان را در رسيدن به اهداف مترقى يارى كند و نقش ابزار انسانى بودن را احيا نمايد. عدم توسعه منابع انسانى نيروهايى همچون وزنههاى كوچك و بزرگ آويزان بر گرده سازمان، باعث ركود فكرى و عملى مىشود و در روند رو به رشد حوزه اختلال ايجاد مىكند. از طريق توسعه منابع انسانى، هر نهاد و يا سازمانى همچون حوزه مىتواند در مصاديقى همچون: اصلاح و رشد كيفيت عملكرد، به روزرسانى اطلاعات، ارتقاء توانمندىها، ايجاد خلاقيت، تصميمگيرى صحيح و به موقع، رشد هماهنگسازى، ارتقاء سطح علمى، ارتقاء تسلّط بر كار، پيشبينى و جلوگيرى از مشكلات، رفع عميق و سريع معايب موجود و ساير موارد مشابه، رشد و ارتقاء يابد. از آنجايى كه محور تمامى موارد توسعه منابع انسانى «اطلاعات» است، مقوله ICT مىتواند در توسعه آن نقش كليدى را ايفا كند كه اهمّ آن چنين مىباشد: 1.نهادينه شدن نوآورىها با دو عامل «اطلاعات مطلوب» و «قابليت انسانى» مىتوان به انديشهها و نتايج جديد دسترسى پيدا كرد و آن را كاناليزه نمود. تلفيق فنّاورى اطلاعات كه طيف عظيمى از اطلاعات مفيد و لازم را قابل دسترسى مىكند و توان آدمى كه نتيجه، عطش اطلاعاتى است، خلاقيت، تغيير و نوآورى را به صورت آناليز شده و مكانيزه بهوجود مىآورد. با بسترسازى و استفاده مستمر از ICT مىتوان آن را به صورت يك امر نهادينه شده تبديل نمود. البته فنّاورى اطلاعات بدون پذيرش آدمى هيچ سودى ندارد؛ نه خلاقيتى و نه تغييرى صورت مىگيرد؛ بلكه تمام توان و نيروهاى موجود صرفاً جهت حفظ آنچه كه بوده است، به كار گرفته مىشود. از سوى ديگر، تلاش آدمى هم بدون اطلاعات مفيد و لازم كه مورد اتم و اكمل آن ICT است، نمىتواند خلاقيت را گسترش دهد و در ورطه عمل همچون كشتى به گل نشسته عقيم مانده و باعث عقب ماندگى مىشود. از اينرو، ICTمىتواند به حوزه خلاّق و پيشرو توليد فكر و انديشه در عرصه بينالمللى كه اوج آن شايد در قرون 4 و 5 هجرى بوده است، بهصورت مطمئن و مستمر كمكرسان باشد تا در صفوف اوّل علمى و فرهنگى جهانى جوابگوى مسائل مورد نياز فردى و اجتماعى بشر باشد و همچنين توان ايجاد شده را با ضريب موفقيت بالا براى نسلهاى آينده حوزه به ارمغان بگذارد. 2.ارتقاء كيفيت برنامهريزى در سطوح مختلف بدون بهرهگيرى از اطلاعات، برنامهريزى سازمانى، گروهى و يا فردى غير ممكن مىباشد. پشتوانه فكر هر مدير و اساس هر طرح و برنامهريزى، اطلاعات مفيد و مطلوب است. بدون فنّاورى اطلاعات و ارتباطات نمىتوان با سرعت و سهولت به همه اطلاعات مفيد و موردنياز با كمترين خطاى اطلاعاتى دسترسى پيدا كرد. عدم دسترسى به طيف عظيمى از اطلاعات صحيح و تخصّصى و بهرهگيرى از اطلاعات كهنه و زمان خورده و نيز استفاده از افراد غير متخصّص نتيجهاى بهجز برنامهها و طرحهايى ناكآرامد، ناقص و زيانبار به همراه نخواهد داشت. بنابراين، تصميمگيرندگان و مديران بهواسطه ICTمىتوانند سريعترين، راحتترين، صحيحترين و كاملترين تصميم، طرح و برنامه ممكن را پىريزى كرده و با كمترين هزينه و نيرو به بهترين نتايج دسترسى پيدا كنند. 3. ظهور و تقويت استعدادها فعاليت بدون اطلاعات به روز و تخصّصى، رشد و نموّ هر حركت فردى، جمعى و يا سازمانى را كند و در نهايت، به بنبست مىكشاند. محروم بودن از فنّاورى اطلاعات و ارتباطات، اثراتى همچون: تقليل درك زبان و فكر متقابل در بين جوامع، كم اثر بودن و منتج نبودن فعاليتها و برنامهها و نيز عقب افتادگى نسبت به توقعات و انتظارات را به بار مىآورد. در نتيجه، توان و مهارتها هرز رفته و جاى خود را به خستگى و افسردگى، تكرارى بودن و واپسزدگى، بىاعتمادى و نا اميدى مىدهد. فنّاورى اطلاعات و ارتباطات بهوسيله در دسترس قرار دادن اطلاعات نو و به روز فضاى تازهاى را فراسوى افكار، استعدادها و قابليتهاى درونى و پنهان نمايان مىكند؛ همگان را به تحرك جديد وا مىدارد و باعث كشف و ظهور مهارتها، طرحها و افكار جديد مىشود. اضافه بر اينكه آدمى را وادار مىسازد تا در توانمندىهاى قبلى خود بازنگرى كرده و با نگاه جديد، كهنگى حاصل از برنامهها و طرحهاى غلط را زدوده و آنرا به نيرو و استعداد جديد و قوىترى تبديل كند. در نهايت، اين استعدادها و مهارتها هستند كه مىتوانند بهوسيله ICTبه منصه ظهور برسند و انسان محدود را با ابزارى همچون ارتباط صوتى، كتبى و تصويرى با پشتوانه بانكهاى بىكران اطلاعاتى، به انسانى توانمند و قدرتمند در تمامى عرصهها مبدل نمايد. 4. نهادينهسازى ارزيابى فردى در راستاى توسعه و بالندگى كمى و كيفى، ارزيابى شخصى يكى از اصول ويژه و مهم مىباشد و به وسيله آن مىتوان ضعفها و قوتها را شناخت و در مسير تقويت و يا رفع آنها قدم برداشت و به سطح مديريت و رهبرى درونى رسيد. نهاد و يا سازمانى داراى مديريت توانمند است كه نيروهاى آن نسبت به كار و فعاليت خود ارزيابى داشته باشند؛ عملكرد خود را محك زده و مورد بررسى قرار داده و با خودنظارتى نيروى انسانى جايگاه خويش را در سطوح موفقيت و پيشرفت تثبيت نمايد. فنّاورى اطلاعات و ارتباطات مىتواند بستر مناسبى را جهت ارزيابى تامين كرده تا علاوه بر فراهم كردن اطلاعات مورد نياز و ضرورى براى ارزيابى، امكان مقايسه را نيز فراهم سازد تا از طريق مطابقت كردن، نسبت به كاستىها و نامناسبات علم حاصل شود. گفتنى است كه بهخاطر هميشه بهروز بودن اطلاعات در ICT، ارزيابى به صورت امرى دائمى و مستمر صورت مىگيرد و اين راه حل روندى است كه هر سازمانى مىتواند از آن بهرهمند شود. مراكزى كه از ICT كم بهره بردهاند، از دسترسى سريع و به روز نسبت به اطلاعات تخصّصى مورد نياز كاركنان خود محروم مىشوند و متعاقباً نيروى انسانى بهصورت انفعالى در آمده و در راستاى ارتقاء كيفيت خود حتى در جزئيات هم منتظر برنامهها و رهنمودهاى صادره از سوى مديران مىشوند. در حالى كه نقش مدير سازمانى، سياستگذارى و مديريت كلان بر مسائل و كار سازمان است. وارد شدن مدير در موارد جزئى و خُرد منجر به ضعف و غفلت از مديريت كلان مىشود و از طرف ديگر، نيرويى كه مسئوليتى براى كيفيت كار خود قائل نباشد، كار را منحصر در صرف اجابت دستورالعملهاى مديران مىداند؛ نه پنجرهاى به عالم اطلاعات مفيد و تخصّصىاش دارد و نه به فكر بهتر انجام دادن وظايف خود مىافتد. در نهايت، به خاطر اختلاف سطح توقعات مديران و نيروها از يكديگر به اصل كار لطمه خورده و روز به روز از كيفيت آن كاسته مي شود. ولى با رويكرد صحيح به عرصه ICT مىتوان نقش مفيد و مؤثري را در راستاى ارزيابى هر يك از افراد سازمان نسبت به خودشان ايفا نمود. 5. ايجاد و احياى تحقيقات پژوهش و تحقيقات يكى از پايههاى توسعه در جوامع امروزى است. هر سازمانى با وجود چنين روحيهاى در بين نيروهاى انسانى مىتواند گامهاى بلند و مطمئن بردارد و به وسيله آن است كه ارتقاء كيفيت خروجىها و عملكرد سازمانى در بسيارى از موارد صورت مىگيرد و باعث دستيابى به اهداف و سربلندى در ميادين كارى مىشود. در مجامع و مراكز علمى و فكرى همچون حوزه كه يكى از پايههاى حياتى آن بر اساس تحقيقات و پژوهش استوار است، ICT مىتواند با در اختيار قرار دادن سهل و آسان طيف وسيعى از انواع گوناگون اطلاعات، نيروها را به جستجو و پژوهش ترغيب كند. زمانىكه كاربرى براى يك موضوع با محدوده عناوينى خاص به سراغ ICTرفته و خواستار جمعآورى اطلاعات مىشود، با دنيايى از اطلاعات در سطوح مختلف علمى پيرامون مطالب مورد نظرش و بسيار فراتر از آنچه كه به فكرش رسيده است، روبهرو مىشود؛ ريز موضوعات و سرفصل هاى بسيارى به او ارائه مىدهد و در نتيجه، او را به جمعآورى و دستهبندى اطلاعات و چند بار بازگشت و استفاده از ICTتشويق مىكند و با اين كار، ناخودآگاه اساس و پايههاى تحقيق و پژوهش را بهوجود مىآورد و نسبت به كسانى كه مدتها با انگيزههايى نسبتاً قوى به امر پژوهش پرداختهاند، ولى به خاطر عدم دسترسى به اطلاعات لازم و مفيد دلسرد و خسته شده و به ركود پژوهشى منتهى شدهاند، كمك مىكند تا مجدداً چرخه تحقيقاتى به راه افتد و عمليات علمى بر زمين مانده سامان يابد |
| پی نوشت | 1.Information & Cominection Technology |
 بازگشت | |
|
|