شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389
منو
تبلیغات

لینک های مرتبط
لينکها
مجلات تخصصی نور


مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی


فاوا نیوز


خبرگذاری قرآنی ایران


فروشگاه اینترنی نورشاپ


پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کتابخانه دیجیتالی نور


پایگاه شبکه اطلاع رسانی نور


پایگاه امام علی(ع)


پایگاه راهنمای پایگاه های اسلامی


پایگاه اطلاع رسانی رسول نور


راهنمای پایگاه های نبی اعظم(ص)


راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)


پایگاه فاضلین نراقی


پایگاه طوبی گرافیک


پایگاه سازمان آموزش نور


پایگاه خبرگان رهبری


پایگاه اطلاع رسانی اندیشوران


پایگاه گرداب


بنیاد ملی بازی های رایانه ای


شورای عالی انقلاب فرهنگی


پایگاه اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی


خبرگزاری فارس


خبرنامه

ایمیل شما::

عضویت لغو عضویت
 
مقالات
فناوری اطلاعات

فضای مجازی، هويت و جامعه


بحران هویت جنسی دختران در فضای مجازی


نگاهی به مفهوم هویت در فضای مجازی


امضاي ديجيتال؛ هويت در فضاي مجازي


جنگ فرکانس‌ها بر مدار خانواده


آرشیو مقالات
گروه مقالهدین،فرهنگ و فناوری اطلاعات 
عنوان مقالهنگاهى به روش‏هاى نوين اعراب گذارىرايانه‏اى احاديث
نویسندهانتخاب کنید
بازدید88
تاریخ انتشار1383-03-23
فایل مطلب
متن مقاله
اعراب‏گذارى متون عربى كار با سابقه‏اى است و پيشينه آن به صدر اسلام باز مى‏گردد. مشهور اين است كه اصول نقطه‏گذارى واعراب قرآن را ابوالاسود دوئلى به دستور امام على ابن ابيطالب پايه گذارى كرده است. با وجود اينكه عربى، زبان مادرى عربها بوده است، ولى آنان بر درست‏نويسى و درست‏خوانى متن قرآن كريم اهتمام ويژه‏اى داشته‏اند و ائمه دين هم بر اين مسئله تأكيد مى‏نموده‏اند؛ چنان كه وقتى كسى قرآن را نزد امير مؤمنان(ع) به غلط خواند، حضرت به ابوالاسود دوئلى دستور داد تا اصول نحو عرب را تدوين نمايد، كه با راهنمايى آن حضرت(ع) و به كوشش ابوالاسود پايه بنيادين و اصول نحو عرب شكل گرفت.
گفته مى‏شود نخستين نظام اعراب‏گذارى كه در نظر گرفته شد، عبارت از اين بود كه فتحه (زبر) با گذاردن يك نقطه بالاى حرف، و كسره (زير) باگذاردن يك نقطه زيرحرف، و ضمه (پيش) با گذاردن يك نقطه در داخل شكل حروف نشان داده و روى حرف ساكن نيز دو نقطه مى‏گذاشتند. اين اقدام اوّلين گام در پيدايش علم نحو و ادبيات عرب محسوب ميشود.
متأسفانه! در باره اعراب روايات و احاديث اهل بيت(ع) از طرف علماء شيعه آن گونه كه بايد، اهتمام نشده است؛ ولى اهل سنت بسيارى از متون روايى خود را مُشَكَّلْ (اعراب‏دار) كرده‏اند. اين در حالى است كه ائمه(ع) تأكيد كرده‏اند كه: «أَعْرِبُوا احاديثنا فَإِنَّا قَوْمٌ فُصَحاء»؛ سخنان ما را اعراب‏گذارى كنيد كه همانا ما مردمانى فصيح و گويا هستيم»، ولى متأسفانه اهتمام خاصى در اين زمينه صورت نگرفته است.
مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى به منظور بازساخت و احياء انبوه اطلاعات حديثى اقدام به اِعراب‏گذارى متون اصيل روايى كرده است. اين اقدام كه با پشتوانه علمى و پژوهشى صورت پذيرفته، علاوه بر تسهيل در دستيابى همه علاقه مندانبه مفاهيم منابع دست اوّل اسلامى مى‏تواند تلاشى براى حفظ و صيانت اين ميراث عظيم اسلامى و فرهنگى براى نسل‏هاى آينده در سير تطور و تحول زبان و فرهنگ باشد.
به منظور آشنايى بيشتر خوانندگان با چگونگى اِعراب گذارى متون حديثى گفتگويى با جناب آقاى سقايى سرپرست محترم معاونت فنى مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى انجام داديم كه از نظرتان مى‏گذرد.

باتوجه به اينكه اكثر مراجعه‏كنندگان به كتب روايى، دانشمندان علوم اسلامى هستند كه در مطالعه متون قديم نيازى به استفاده از واژگان اِعراب‏گذارى شده ندارند لطفاً بفرماييد اعراب‏گذارى احاديث چه فوايدى در بر دارد؟
اعراب‏گذارى متون روايى با صرف نظر از اينكه در بازيابى و پردازش اطلاعات از طريق رايانه نتايج ارزشمندى در پى دارد، فهم عبارات را نيز آسان مى‏كند.
ضمن اينكه زمينه بحث و بررسى بهتر را فراهم ساخته‏ايد و خواننده با دقت و تأمل بيشترى متن را مى‏خواند و چه بسا نكاتى را از اين اعراب به‏دست آورد.
به همين دليل، واژه‏هايى كه در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد بدون اعراب نيز در داخل كروشه قرار گرفته تا راه براى تحقيق و دريافت‏هاى ديگر در خصوص آن واژه باز باشد.
از سوى ديگر، اِعراب‏گذارى متون اصيل اسلامى ، فرصتى براى تحقيق در تك تك واژگان اين احاديث و تصحيح اين منابع به شمار مى‏رود كه علاوه بر كاربردى كردن دانش صرف و نحو، مورد توجه و عنايت ائمه طاهرين(ع)نيز بوده است.
 افزون بر اين، بايد توجه داشت كهبسيارى از كلمات عربى به شكل غير صحيح در ميان مردم و حتى طلاب علوم دينى و برخى عالمان و محققان متداول گشته است؛ به گونه‏اى كه در مورد آن احتمال خلاف نيز نمى‏دهند. همين امر، پويايى زبان و تحول واژگان در ميان عرب زبانان ونيز مطالعه متون قديم و اصيل را با دشوارى روبه‏رو ساخته است كه بنا به اعتراف خود آنان اِعراب گذارى مى‏تواند در زنده نگه داشتن زبان فصيح عربى نقش اساسى ايفا نمايد؛ همچنان كه امروزه در ادبيات عرب، قرآن كريم به عنوان مرجع زبان صحيح و اصيل عربى شناخته مى‏شود كه اين صحت و فصاحت جز به كمك اِعراب كلمات حفظ نشده است. در متن احاديث گاهى يك كلمه بدون اعراب را به چند وجه مى‏توان خواند كه هر يك از آنها معنايى غير از ديگري دارد. در اين صورت، پيدا كردن وجه صحيح و مناسب با روايت امري ضروري است و اين كار، گاهي تحقيقات گسترده اي را طلب مي كندكه از توان يك نفر بيرون است. وقتى متون روايى را جمعى محقق اعراب‏گذارى كردند، در واقع وقت و انرژى محقق را از تتبع و تحقيق براى دريافت وجوه صحيح اعراب واژگان، به سوى فهم مفاهيم و تمركز در موضوع مورد نظرش سوق داده‏اند.

آيا مقوله اعراب‏گذارى، خاصه اعراب‏گذارى احاديث و متون روايى نظير بحارالانوار، محقق را از تجزيه و تركيب متن بى‏نياز مى‏كند و اصولاً چه ارتباطى ميان اعراب‏گذارى و مبحث تجزيه و تركيب وجود دارد؟
اتفاقاً اين اعراب‏گذارى باعث مى‏شود طلبه‏ها بحث تجزيه و تركيب را با دقت بيشترى بخوانند. وقتى شما يك كتاب را كه اعراب‏گذارى شده بر مى‏داريد و مى‏خوانيد و يا يك طلبه‏اى كه مشغول تحصيل ادبيات عرب هست با اين گونه متون روبه‏رو مى‏شود، انگيزه‏اى براى نقد و بررسى پيدا مى‏كند و اين طور نيست كه كاربران را از تجزيه و تركيب بى‏نياز كند و كارشان را آسان سازد؛ بلكه باعث مى‏شود حوزه نقد و بررسى و بحث و گفتگوى بيشتر فراهم آيد و احتمالات گوناگون در اعراب‏گذارى مطرح شود؛ مثلاً، كتابى مثل سيوطى به تجزيه و تركيب هم توجه كرده است و يا كتاب مغنى كه يك كتاب اجتهادى نحو است، معمولاً شاهد مثال مى‏آورد و نحوه قرائت يك آيه را بحث مى‏كند كه اگر به اين شكل بخوانيد، درست است و دليل آن را هم ارائه مى‏دهد؛ اين فايده اعراب‏گذارى است كه حوزه اجتهاد و بحث را فراهم كرده است. اگر اين كتب را اعراب گذاري نمي نمودند و اعراب صحيح كلمات را بيان نمى‏كردند، اختلاف نظرها و بحث‏ها در اين زمينه ايجاد نمى‏شد.
ضمن اينكه اين مباحث لفظى و عبارتى، مقدمه‏اى است براى درك مفهوم در حوزه‏هايى چون فقه كه برداشت‏هاى گوناگون و جديدى را از متون روايى در حوزه استنباط احكام شرعى به دست مى‏دهد. البته برخى جاهاست كه اعراب‏گذارى هم كفايت نمى‏كند و به وسيله اعراب كلمه هم نمى‏توان معنا را فهميد؛ بلكه محتاج تجزيه و تركيب دقيق هستيم و به شناخت موقعيت واژه در عبارت نيازمنديم و اين اهميت بحث تجزيه و تركيب را در اعراب‏گذارى متون روايى گوشزد مى‏سازد، مانند اين جمله كه مى‏گويد: «اَلْوَلَدُ وَ مالهُ لأَبيهِ». اين عبارت را چه‏طور بخوانيم؟ اگر اعراب بگذاريم: «مالَهُ»، ما موصوله است؛ يعنى «آنچه براى اوست». ولى اگر اعراب بگذاريم: «مالُهُ» يك كلمه مى‏شود؛ يعنى: «مال او». اما چنانچه بگوييم: «إِنَّ الْوَلَدَ و ماله لِأبيه»، اينجا بايد تركيب به كمك ما بيايد و جايگاه «مالهُ» را در جمله مشخص كند كه اسم إنَّ است يا نه.البته اينها مثال‏هايى بود براى روشن شدن بحث، وگرنه نمونه‏هايى در متون روايى و يا فقهى ما وجود دارد كه واقعاً فهم آن مشكل است و جز با تسلط بر تجزيه و تركيب نمى‏توان اعراب آن را به دست آورد. در واقع، اين تجزيه و تركيب است كه به كمك ما در اعراب‏گذارى كلمات احاديث مى‏آيد و اعراب صحيح آن را برايمان مشخص مى‏كند و آنگاه برداشت و دركمفهوم درست از روايات به دست مى‏آيد و مى‏توانيم در فهم صحيح روايات از تجزيه و تركيب كلمات بهره بگيريم.

اعراب‏گذارى متون روايى چه تأثيرى در ارائه منابع حديثى به صورت نرم‏افزارهاى رايانه‏اى مى‏تواند داشته باشد؟
افزون بر فوايدى كه به صورت كلى و عمومى براى اعراب‏گذارى برشمرديم، مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى به علت نياز خود به متون روايى اِعراب‏دار براى استفاده در معجم‏هاى رايانه‏اى، با تشكيل گروه اِعراب كه از فضلا و متخصصان حوزه علميه قم مى‏باشند، مسئوليت اين امر خطير را به عهده گرفت و در طى چند سال با بهره‏گيرى از رايانه توانست بخشى از اعراب‏گذارى اين متون را به صورت مكانيزه انجام دهد و اكنون توانسته است بسيارى از منابع روايى اصيل را اِعراب‏گذارى نموده، در اين راه به موفقيت قابل قبولى دست يابد. اين نيازى بود كه ما را به اين سو سوقداد؛ يعنى متن‏ها را به صورت ديجيتالى در آورديم. ضمن اينكه وقتى متون حديثى را به صورت رايانه‏اى اعراب‏گذارى كنيم و روى لوح‏هاى فشرده عرضه نماييم ، بسيارى از محدوديت‏هاى انتشاراتى و مشكلاتى كه در مسير چاپ اين‏گونه متون به صورت فيزيكي و روى كاغذ وجود دارد، از بين مى‏رود و با هزينه‏اى بسيار كم قابل توليد، تكثير و عرضه است. وقتى ما فوايد و ضرورت‏هاى اعراب‏گذارى را در فضاى سنتى برشمرديم، طبيعى است كه در يك عرصه جديد كه عصر اطلاعات و فنّاورى است و سرعت ذخيره، پردازش و بازيابى اطلاعات چندين برابر شده، تمام آن دلايل و ضرورت‏ها به طريق اولويت خودش را در عرصه اطلاع‏رسانى نوين نيز نشان مى‏دهد.

لطفاً در خصوص اعراب‏گذارى رايانه‏اى بحارالأنوار و كارى كه مركز تحقيقات در اين زمينه انجام داده است، توضيح دهيد.
از اوايل شروع فعاليت مركز، كار اعراب‏گذارى متون روايى هم در دستور كار قرار گرفت و بعدها روشن شد كه اين تصميم درستى بوده است. همان زمان شركت‏هايى مثل «صخر» كه توليد نرم‏افزارهاى اسلامى را برعهده داشتند، ديتاهايشان را با اعراب‏گذارى عرضه مى‏كردند. از جمله برنامه «مشكّل الحروف» بود كه متون را به صورت هوشمند اعراب‏گذارى مى‏كرد. ما نيز در آن ايام متن‏ها را به صورت دستى اعراب‏گذارى مى‏كرديم و چون آن زمان محدوديت سخت‏افزارى داشتيم و امكانات لازم وجود نداشت و از طرفى هم تجربه كافى در اين زمينه را نداشتيم، اعراب‏گذارى به صورت فيزيكى روى كتاب صورت گرفت و اوّلين اعراب‏گذارى مركز روى كتاب «الكافى» و سپس روى تمام كتب اربعه انجام شد. روند كار اين‏گونه بود كه اعراب‏گذاران ما اعراب‏گذارى مى‏كردند و بعد افرادى بازبينى مى‏كردند تا اين اعراب‏گذارى دقيق صورت گرفته و بعد از اين مرحله به وسيله اپراتورها وارد كامپيوتر مى‏شد و هنگامى كه امكانات و دستگاه‏ها و تجربيات ما افزايش يافت ، اعراب‏گذارى را به طور مستقيم روى رايانه و سيستم انجام داديم. چند جلد كتاب كه به اين شكل كار كرديم، كم كم به فكر افتاديم كه يك سيستم مكانيزه براى انجام اعراب‏گذارى تهيه نماييم و برنامه‏اى را پيش‏بينى كنيم كه فرايند اعراب‏گذارى را هم دقيق‏تر و پرسرعت‏تر و هم يك دست‏تر انجام دهد. بحمد الله اين كار صورت پذيرفت و برنامه‏اى طراحى شد كهباكمك آن تاكنون احاديث كتب اربعه، وسائل الشيعة، مستدرك وسائل الشيعه و متن روايى بحارالانوار را اعراب‏گذارى كرده‏ايم، كه در اين ميان، تنها روايات بحارالانوار حدود 70% حجم كار را تشكيل مى‏دهد. در كنار اين كار، متون ديگرى نيز يا بازبينى شده و يا اعراب‏گذارى گرديده است، مثل: قرآن كريم، نهج‏البلاغه و مفاتيح الجنان اينها كتبي است كه در كنار كتب اربعه و ديگر كتب روايى در نرم افزارهاى ما به صورت اعراب‏دار عرضه شده‏اند. در حال حاضر نيز مشغول اعراب‏گذارى مصادر بحارالانوار هستيم كه اميدواريم اين كار هم به انجام رسد. به هر حال، روند انجام كار از ابتدا كاملاً دستى بوده و بعد وارد رايانه شده و سپس برنامه‏هاى كمكى براى غلطيابى متون اعراب‏گذارى‏شده تهيه گرديد و همين طور برنامه‏هاى مكانيزه ديگرى كه اعراب را باز بينى نمايد و متن اعراب‏گذارى شده را با حداقل خطا ارائه مى‏دهد كه در بحارالانوار و مصادرش با اين برنامه مكانيزه كار مى‏كنيم.

درباره الگوريتم يا منطق پردازش در اعراب‏گذارى بحارالانوار توضيحاتى را ارائه دهيد و بفرمايد كه نحوه اعراب‏گذارى مكانيزه در اين متون چگونه بوده است؟
پردازش يك متن عربى و اعراب‏گذارى متون با اهداف مختلف مثل خوانا كردن متن و يا استخراج مشابهات متنى، با روش‏هاى متنوعى ممكن است انجام شود. اين روش‏ها به خاطر اغراض مختلف با هم متفاوت خواهد بود؛ مثلاً اگر هدف اعراب‏گذارى متن باشد، روش پردازش با زمانى كه بخواهيم متن را به هدف استخراج متشابهات پردازش كنيم، متفاوت است . حتى براى هدف‏هاى واحد هم روش‏هاى متفاوت وجود دارد؛ به عنوان نمونه، گاهى براى پردازش متن كاملاً مكانيزه عمل مى‏شود و با رعايت قواعد زبان، متن را وارد رايانه مى‏كنند و از يك برنامه براى پردازش متن استفاده مى‏شود تا به نحو مطلوب اعراب‏گذارى شود.
روش ديگر اينكه ما از بانك‏هاى اطلاعاتى استفاده كنيم و از سيستم متنى با حافظه‏هاى بدون خلاقيت بهره ببريم و بعد كار اعراب‏گذارى را از طريق بانك اطلاعاتِ ذخيره‏شده انجام دهيم تا با استخراج كلمات از بانك، اعراب‏گذارى سامان يابد. كارى كه ما انجام داديم براى اعراب‏گذارى بحارالانوار، تلفيقى از اين روش‏ها بوده است. البته آنچه ما ارائه كرده‏ايم يك برنامه هوشمند نيست و به نظر مى‏رسد كه چنين برنامه‏هايى به صورت هوشمند كاربرد چندانى ندارد؛ بلكه سعى نموده‏ايم برنامه كاربردى باشد. كارى كه ما انجام داده‏ايم كارى بر اساس ديتابيس بوده و از بانك‏هاى اطلاعاتى براى پردازش متن استفاده نموديم، اعراب را وارد متون موجود در رايانه كرديم.در اين روش، برنامه به صورتى طراحى شد كه اگر شما بخواهيد متن را به صورت دقيق اعراب‏گذارى كند، طبعاً مقدارى از متن توسط ماشين اعراب گذاري نخواهد شد؛ چون در اين فرض، سيستم نمى‏فهمد كه برخى كلمات را چطور اعراب‏گذارى نمايد؛ زيرا در برخى واژه‏ها احتمالات ديگر هم وجود دارد. ولى چنانچه از دقت صرف نظر شود، كميت كار اعراب‏گذارى بيشتر مى‏شود؛ به بيان ديگر، گاهى شما متنى را مى‏خواهيد اعراب‏گذارى كنيد، ولى قصد نداريد كه تمام واژه‏هاى آن اعراب داشته باشد؛ بلكه فقط واژه‏هايى خاص يا كلماتى دشوار را مى‏خواهيد اعراب‏گذارى نماييد. در اين حالت مى‏توانيد برنامه را به صورت دقيق تنظيم كنيد تا تمام واژه‏ها اعراب‏گذارى نشود و فقط لغات خاص و مشكل اعراب‏گذارى شود و اين‏چنين، از لغاتى كه احتمالات گوناگون در آنها وجود دارد، صرف نظر مى‏شود و بدون اعراب يا با اعراب ناقص ارائه مى‏گردد. اما گاهى اوقات شما مى‏خواهيد متنى را به صورت كامل اعراب‏گذارى نماييد، در اينجا اگر چه ميزان دقت پايين مى‏آيد و احتمال بروز، اشتباه هم وجود دارد ولى همه متن را به صورت كامل اعراب مى‏گذارد.نتيجه‏اى كه ما در اعراب‏گذارى روى متون روايى گرفتيم، اين است كه چيزى حدود 85% حركات داخل كلمات درست اعراب‏گذارى مى‏شود و از نظر اعراب‏گذارى آخر كلمات، چيزى حدود 75% درست اعراب‏گذارى مى‏شود. از لحاظ كميت هم وضعيت چنين است و از نظر بناى كلمات 90% و از نظر اعراب آخر كلمه 85% است؛ يعنى سيستم در بناى كلمات 10% و در اعراب كلمات 15% اعراب را پيش‏بينى نمى‏كند و اين به خاطر احتمالاتى است كه در برخى واژه‏ها از نظر اعراب وجود دارد.هنگام پردازش، سعى شده كه در اعراب واژه‏ها به وجه واحدى برسيم و آن را اعراب گذارى كنيم، مثل كلمه «من» كه در خواندن و اعراب‏گذارى آن چندين احتمال وجود دارد. اگر شما فقط همين كلمه را به رايانه بدهيد، - بدون هيچ قبل و بعدى -، ممكن است سيستم هيچ اعرابى را پيشنهاد نكند؛ زيرا چندين وجه در اين كلمه وجود دارد، مانند: مِنْ، مَنْ، مَنَّ و مُنَّ . اما در كلماتى مثل «على» كه در تمام وجوهش عين مفتوح است: عَلى، عَلى، عَلَىَّ، سيستم فقط حرف اوّل را اعراب‏گذارى مى‏كند. ولى روى لام دو نوع اعراب احتمال مى‏رود، كه احتمال مفتوح بودن بيشتر است: عَلَى، عَلَىَّ، عَلِىَ. پس به جهت اينكه احتمال مفتوح بودن بيشتر است، حرف دوم را هم اعراب فتحه مى‏گذارد. و يا در كلمه‏اى مثل: «من» كه احتمال فتحه‏دار بودن ميم بيشتر از كسره‏دار بودنش است؛ سيستم در اعراب‏گذارى فتحه ميم را پيشنهاد مى‏دهد.
گاهى اوقات نيز شما كلمه‏اى را با توجه به قبل و بعد و يا در يك عبارت جستجو مى‏كنيد، كه اينجا قضيه فرق مى‏كند و بحث كثرت استعمالات در متون مطرح مى‏شود؛ مثلاً در همين كلمه «من» كه احتمال مى‏رفت سيستم آن را به صورت «مَن» اعراب‏گذارى كند، در جستجوى عبارتى به گونه‏اى ديگر اعراب مى‏گذارد؛ زيرا به عنوان مثال، ممكن است كلمه «مَنْ» در متون روايى 2000 بار آمده و كلمه مِنْ 4000 بار ذكر شده و كلمه «مُنَّ» 5000 بار و كلمه «مَنَّ» 20/000 بار آمده باشد. در اينجا كثرت استعمال مَنَّ بيشتر از ديگر احتمالات است. بنابراين سيستماعراب ديگرى را با توجه به كثرت استعمالات و فراوانى لفظ در متون روايى پيشنهاد مى‏كند؛ يعنى «مَنَّ» را نمايش مى‏دهد. در لفظى مثل «على» هم همين بحث وجود دارد. از اين روست كه بنده عرض كردم در اعراب‏گذارى بحار الانوار هم از روش بانك اطلاعاتي استفاده شد و هم از يك قواعد كاملاً برنامه‏ريزى شده و مكانيزه بهره برديم.

آيا اسناد روايات هم اعراب‏گذارى شده است؟
بله اَسناد هم اعراب‏گذارى شده است و يكى از مباحث مهم در روايات همين اَسناد است و اعراب‏گذارى كلمات اَسناد كمك زيادى به محققان و كاربران اين حوزه مى‏كند؛ مثلاً اگر با كلمه «حميد» در سند روايات مواجه شديم، آن را چگونه بايد بخوانيم؟ اگر اين شخص از زراره روايت كند، بايد «حَميد» باشد، ولى اگر از ابن ابى عمير روايت كند، بايد «حُميد» باشد؛ چون حَميدبر حُميد مقدم است. بنابراين، در اعراب‏گذارى اسنادِ روايات نياز به آشنايى با علم رجال است و اعراب اسناد احاديث دقت خاصى نياز دارد و به همين دليل، اعراب‏گذارى كار سخت و وسيعى است كه علاوه بر نياز به دانش‏هايى مثل رجال، كه به دانش‏هايى مانند فقه و لغت نيز نياز دارد و كسانى كه در امر اعراب‏گذارى كار مى‏كنند، بايد اين دانش‏ها را بدانند و يا حداقل با روش تحقيق در اين گونه علوم آشنا باشند تا قول اصحو نظر درست را انتخاب كنند.

به نظر شما آيا رايانه به تنهايى با يك سرى قواعد نحوى مى‏تواند متونى با محتواى سنگين روايى را اعراب‏گذارى كند؟
البته در مسئله اعراب‏گذارى يك سرى ظرافت‏هايى وجود دارد كه مثل اين است كه شما بخواهيد چاهى را با سوزنى حفر كنيد و اين، سختى و دشوارى كار را مى‏رساند. در اينجا لازم مى‏دانم كه از زحمت و تلاش برادران عزيز در گروه اعراب‏گذارى تقدير و تشكر نمايم؛ زيرا در برخى موارد كار اعراب‏گذارى به متونى نظير لغت يا كتاب رجال نياز دارد تا بتوان تشخيص داد كه اعراب فلان كلمه چيست. از اين رو، لازم است كه بر علوم گوناگون اشراف داشت و از دقت نظر خاص برخوردار بود. خاصه اينكه برخى واژه‏ها به شكلى در ذهن جا افتاده و به گونه‏اى از اعراب در لسان و متون رايج شده كه خطاى اعرابى آن احساس نمى‏شود؛ در صورتى كه وجه صحيحِ اعرابش به طور ديگرى است، و يا قواعد كلى نحو در ذهن ما رسوخ كرده، ولى استثنائات آن را فراموش كرده‏ايم.
به هر حال همكاران ما بر عمليات رايانه در اعراب گذارى در حدّ توان نظارت و كنترل داشته‏اند و برخى از واژگان كليدى را مورد دقت و پژوهش قرار داده‏اند. اعراب‏گذارى بحارالأنوار كه حاصل زحمت دوستان ما در گروه اعراب‏گذارى است، يك كار پر زحمت و طافت‏فرسايى بوده است كه اين كار را با توجه به ملكه‏اى كه در آنها ايجاد شده و ظرفيت علمى‏اى كه داشته‏اند و نيز تجاربى كه در حين كار اندوخته‏اند، به خوبى به انجام رسانيده‏اند و كار ارزشمند و بزرگى است و بنده براى اين عزيزان آرزوى توفيق دارم و از زحماتشان تشكر مى‏كنم.
در اينجا مناسب است خاطره‏اى را عرض كنم. گروه اعراب ما با علامه حسن‏زاده آملى جلسه‏اى داشتند و از آنجا كه ايشان اهل ادب و فن هستند و با متون عربى آشنايى دارند و سابقه كار در زمينه اعراب‏گذارىرا هم دارند و كتاب كافى را اعراب‏گذارى كرده‏اند، خيلى از اين كار تجليل نمودند و ما را تشويق كردند و فرمودند: «كسى كه اين كار را انجام داده باشد، مى‏فهمد چه‏قدر سخت و بزرگ و ارزشمند استو من كه اين كار را انجام داده‏ام، مى‏فهمم كار شما چه‏قدر ارزش دارد».

آيا اعراب‏گذارى بحارالانوار به اتمام رسيده و به صورت لوح فشرده ارائه شده است؟
بله اعراب‏گذارى روايات بحارالانوار به انجام رسيده و الان در نسخه جديد نرم‏افزار جامع الاحاديث - نور 2/5 متن احاديث بحار به صورت اعراب‏دار نمايش داده شده است و ان‏شاءالله در برنامه‏هاى آينده و نسخه ديگر جامع الاحاديث، مصادر بحار الانوار هم اعراب گذارى مى‏شود و روايات مصادر نيز به صورت معرّب ارائه مى‏گردد. البته چون اين كار بزرگى است، مى‏طلبد كه بازبينى دقيق‏ترى نيز بر اعراب‏گذارى بحارالانوار انجام گيرد تا كار از اشكال كمترى برخوردار باشد.



بازگشت