اعرابگذارى متون عربى كار با سابقهاى است و پيشينه آن به صدر اسلام باز مىگردد. مشهور اين است كه اصول نقطهگذارى واعراب قرآن را ابوالاسود دوئلى به دستور امام على ابن ابيطالب پايه گذارى كرده است. با وجود اينكه عربى، زبان مادرى عربها بوده است، ولى آنان بر درستنويسى و درستخوانى متن قرآن كريم اهتمام ويژهاى داشتهاند و ائمه دين هم بر اين مسئله تأكيد مىنمودهاند؛ چنان كه وقتى كسى قرآن را نزد امير مؤمنان(ع) به غلط خواند، حضرت به ابوالاسود دوئلى دستور داد تا اصول نحو عرب را تدوين نمايد، كه با راهنمايى آن حضرت(ع) و به كوشش ابوالاسود پايه بنيادين و اصول نحو عرب شكل گرفت.
گفته مىشود نخستين نظام اعرابگذارى كه در نظر گرفته شد، عبارت از اين بود كه فتحه (زبر) با گذاردن يك نقطه بالاى حرف، و كسره (زير) باگذاردن يك نقطه زيرحرف، و ضمه (پيش) با گذاردن يك نقطه در داخل شكل حروف نشان داده و روى حرف ساكن نيز دو نقطه مىگذاشتند. اين اقدام اوّلين گام در پيدايش علم نحو و ادبيات عرب محسوب ميشود.
متأسفانه! در باره اعراب روايات و احاديث اهل بيت(ع) از طرف علماء شيعه آن گونه كه بايد، اهتمام نشده است؛ ولى اهل سنت بسيارى از متون روايى خود را مُشَكَّلْ (اعرابدار) كردهاند. اين در حالى است كه ائمه(ع) تأكيد كردهاند كه: «أَعْرِبُوا احاديثنا فَإِنَّا قَوْمٌ فُصَحاء»؛ سخنان ما را اعرابگذارى كنيد كه همانا ما مردمانى فصيح و گويا هستيم»، ولى متأسفانه اهتمام خاصى در اين زمينه صورت نگرفته است.
مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى به منظور بازساخت و احياء انبوه اطلاعات حديثى اقدام به اِعرابگذارى متون اصيل روايى كرده است. اين اقدام كه با پشتوانه علمى و پژوهشى صورت پذيرفته، علاوه بر تسهيل در دستيابى همه علاقه مندانبه مفاهيم منابع دست اوّل اسلامى مىتواند تلاشى براى حفظ و صيانت اين ميراث عظيم اسلامى و فرهنگى براى نسلهاى آينده در سير تطور و تحول زبان و فرهنگ باشد.
به منظور آشنايى بيشتر خوانندگان با چگونگى اِعراب گذارى متون حديثى گفتگويى با جناب آقاى سقايى سرپرست محترم معاونت فنى مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى انجام داديم كه از نظرتان مىگذرد.
باتوجه به اينكه اكثر مراجعهكنندگان به كتب روايى، دانشمندان علوم اسلامى هستند كه در مطالعه متون قديم نيازى به استفاده از واژگان اِعرابگذارى شده ندارند لطفاً بفرماييد اعرابگذارى احاديث چه فوايدى در بر دارد؟
اعرابگذارى متون روايى با صرف نظر از اينكه در بازيابى و پردازش اطلاعات از طريق رايانه نتايج ارزشمندى در پى دارد، فهم عبارات را نيز آسان مىكند.
ضمن اينكه زمينه بحث و بررسى بهتر را فراهم ساختهايد و خواننده با دقت و تأمل بيشترى متن را مىخواند و چه بسا نكاتى را از اين اعراب بهدست آورد.
به همين دليل، واژههايى كه در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد بدون اعراب نيز در داخل كروشه قرار گرفته تا راه براى تحقيق و دريافتهاى ديگر در خصوص آن واژه باز باشد.
از سوى ديگر، اِعرابگذارى متون اصيل اسلامى ، فرصتى براى تحقيق در تك تك واژگان اين احاديث و تصحيح اين منابع به شمار مىرود كه علاوه بر كاربردى كردن دانش صرف و نحو، مورد توجه و عنايت ائمه طاهرين(ع)نيز بوده است.
افزون بر اين، بايد توجه داشت كهبسيارى از كلمات عربى به شكل غير صحيح در ميان مردم و حتى طلاب علوم دينى و برخى عالمان و محققان متداول گشته است؛ به گونهاى كه در مورد آن احتمال خلاف نيز نمىدهند. همين امر، پويايى زبان و تحول واژگان در ميان عرب زبانان ونيز مطالعه متون قديم و اصيل را با دشوارى روبهرو ساخته است كه بنا به اعتراف خود آنان اِعراب گذارى مىتواند در زنده نگه داشتن زبان فصيح عربى نقش اساسى ايفا نمايد؛ همچنان كه امروزه در ادبيات عرب، قرآن كريم به عنوان مرجع زبان صحيح و اصيل عربى شناخته مىشود كه اين صحت و فصاحت جز به كمك اِعراب كلمات حفظ نشده است. در متن احاديث گاهى يك كلمه بدون اعراب را به چند وجه مىتوان خواند كه هر يك از آنها معنايى غير از ديگري دارد. در اين صورت، پيدا كردن وجه صحيح و مناسب با روايت امري ضروري است و اين كار، گاهي تحقيقات گسترده اي را طلب مي كندكه از توان يك نفر بيرون است. وقتى متون روايى را جمعى محقق اعرابگذارى كردند، در واقع وقت و انرژى محقق را از تتبع و تحقيق براى دريافت وجوه صحيح اعراب واژگان، به سوى فهم مفاهيم و تمركز در موضوع مورد نظرش سوق دادهاند.
آيا مقوله اعرابگذارى، خاصه اعرابگذارى احاديث و متون روايى نظير بحارالانوار، محقق را از تجزيه و تركيب متن بىنياز مىكند و اصولاً چه ارتباطى ميان اعرابگذارى و مبحث تجزيه و تركيب وجود دارد؟
اتفاقاً اين اعرابگذارى باعث مىشود طلبهها بحث تجزيه و تركيب را با دقت بيشترى بخوانند. وقتى شما يك كتاب را كه اعرابگذارى شده بر مىداريد و مىخوانيد و يا يك طلبهاى كه مشغول تحصيل ادبيات عرب هست با اين گونه متون روبهرو مىشود، انگيزهاى براى نقد و بررسى پيدا مىكند و اين طور نيست كه كاربران را از تجزيه و تركيب بىنياز كند و كارشان را آسان سازد؛ بلكه باعث مىشود حوزه نقد و بررسى و بحث و گفتگوى بيشتر فراهم آيد و احتمالات گوناگون در اعرابگذارى مطرح شود؛ مثلاً، كتابى مثل سيوطى به تجزيه و تركيب هم توجه كرده است و يا كتاب مغنى كه يك كتاب اجتهادى نحو است، معمولاً شاهد مثال مىآورد و نحوه قرائت يك آيه را بحث مىكند كه اگر به اين شكل بخوانيد، درست است و دليل آن را هم ارائه مىدهد؛ اين فايده اعرابگذارى است كه حوزه اجتهاد و بحث را فراهم كرده است. اگر اين كتب را اعراب گذاري نمي نمودند و اعراب صحيح كلمات را بيان نمىكردند، اختلاف نظرها و بحثها در اين زمينه ايجاد نمىشد.
ضمن اينكه اين مباحث لفظى و عبارتى، مقدمهاى است براى درك مفهوم در حوزههايى چون فقه كه برداشتهاى گوناگون و جديدى را از متون روايى در حوزه استنباط احكام شرعى به دست مىدهد. البته برخى جاهاست كه اعرابگذارى هم كفايت نمىكند و به وسيله اعراب كلمه هم نمىتوان معنا را فهميد؛ بلكه محتاج تجزيه و تركيب دقيق هستيم و به شناخت موقعيت واژه در عبارت نيازمنديم و اين اهميت بحث تجزيه و تركيب را در اعرابگذارى متون روايى گوشزد مىسازد، مانند اين جمله كه مىگويد: «اَلْوَلَدُ وَ مالهُ لأَبيهِ». اين عبارت را چهطور بخوانيم؟ اگر اعراب بگذاريم: «مالَهُ»، ما موصوله است؛ يعنى «آنچه براى اوست». ولى اگر اعراب بگذاريم: «مالُهُ» يك كلمه مىشود؛ يعنى: «مال او». اما چنانچه بگوييم: «إِنَّ الْوَلَدَ و ماله لِأبيه»، اينجا بايد تركيب به كمك ما بيايد و جايگاه «مالهُ» را در جمله مشخص كند كه اسم إنَّ است يا نه.البته اينها مثالهايى بود براى روشن شدن بحث، وگرنه نمونههايى در متون روايى و يا فقهى ما وجود دارد كه واقعاً فهم آن مشكل است و جز با تسلط بر تجزيه و تركيب نمىتوان اعراب آن را به دست آورد. در واقع، اين تجزيه و تركيب است كه به كمك ما در اعرابگذارى كلمات احاديث مىآيد و اعراب صحيح آن را برايمان مشخص مىكند و آنگاه برداشت و دركمفهوم درست از روايات به دست مىآيد و مىتوانيم در فهم صحيح روايات از تجزيه و تركيب كلمات بهره بگيريم.
اعرابگذارى متون روايى چه تأثيرى در ارائه منابع حديثى به صورت نرمافزارهاى رايانهاى مىتواند داشته باشد؟
افزون بر فوايدى كه به صورت كلى و عمومى براى اعرابگذارى برشمرديم، مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى به علت نياز خود به متون روايى اِعرابدار براى استفاده در معجمهاى رايانهاى، با تشكيل گروه اِعراب كه از فضلا و متخصصان حوزه علميه قم مىباشند، مسئوليت اين امر خطير را به عهده گرفت و در طى چند سال با بهرهگيرى از رايانه توانست بخشى از اعرابگذارى اين متون را به صورت مكانيزه انجام دهد و اكنون توانسته است بسيارى از منابع روايى اصيل را اِعرابگذارى نموده، در اين راه به موفقيت قابل قبولى دست يابد. اين نيازى بود كه ما را به اين سو سوقداد؛ يعنى متنها را به صورت ديجيتالى در آورديم. ضمن اينكه وقتى متون حديثى را به صورت رايانهاى اعرابگذارى كنيم و روى لوحهاى فشرده عرضه نماييم ، بسيارى از محدوديتهاى انتشاراتى و مشكلاتى كه در مسير چاپ اينگونه متون به صورت فيزيكي و روى كاغذ وجود دارد، از بين مىرود و با هزينهاى بسيار كم قابل توليد، تكثير و عرضه است. وقتى ما فوايد و ضرورتهاى اعرابگذارى را در فضاى سنتى برشمرديم، طبيعى است كه در يك عرصه جديد كه عصر اطلاعات و فنّاورى است و سرعت ذخيره، پردازش و بازيابى اطلاعات چندين برابر شده، تمام آن دلايل و ضرورتها به طريق اولويت خودش را در عرصه اطلاعرسانى نوين نيز نشان مىدهد.
لطفاً در خصوص اعرابگذارى رايانهاى بحارالأنوار و كارى كه مركز تحقيقات در اين زمينه انجام داده است، توضيح دهيد.
از اوايل شروع فعاليت مركز، كار اعرابگذارى متون روايى هم در دستور كار قرار گرفت و بعدها روشن شد كه اين تصميم درستى بوده است. همان زمان شركتهايى مثل «صخر» كه توليد نرمافزارهاى اسلامى را برعهده داشتند، ديتاهايشان را با اعرابگذارى عرضه مىكردند. از جمله برنامه «مشكّل الحروف» بود كه متون را به صورت هوشمند اعرابگذارى مىكرد. ما نيز در آن ايام متنها را به صورت دستى اعرابگذارى مىكرديم و چون آن زمان محدوديت سختافزارى داشتيم و امكانات لازم وجود نداشت و از طرفى هم تجربه كافى در اين زمينه را نداشتيم، اعرابگذارى به صورت فيزيكى روى كتاب صورت گرفت و اوّلين اعرابگذارى مركز روى كتاب «الكافى» و سپس روى تمام كتب اربعه انجام شد. روند كار اينگونه بود كه اعرابگذاران ما اعرابگذارى مىكردند و بعد افرادى بازبينى مىكردند تا اين اعرابگذارى دقيق صورت گرفته و بعد از اين مرحله به وسيله اپراتورها وارد كامپيوتر مىشد و هنگامى كه امكانات و دستگاهها و تجربيات ما افزايش يافت ، اعرابگذارى را به طور مستقيم روى رايانه و سيستم انجام داديم. چند جلد كتاب كه به اين شكل كار كرديم، كم كم به فكر افتاديم كه يك سيستم مكانيزه براى انجام اعرابگذارى تهيه نماييم و برنامهاى را پيشبينى كنيم كه فرايند اعرابگذارى را هم دقيقتر و پرسرعتتر و هم يك دستتر انجام دهد. بحمد الله اين كار صورت پذيرفت و برنامهاى طراحى شد كهباكمك آن تاكنون احاديث كتب اربعه، وسائل الشيعة، مستدرك وسائل الشيعه و متن روايى بحارالانوار را اعرابگذارى كردهايم، كه در اين ميان، تنها روايات بحارالانوار حدود 70% حجم كار را تشكيل مىدهد. در كنار اين كار، متون ديگرى نيز يا بازبينى شده و يا اعرابگذارى گرديده است، مثل: قرآن كريم، نهجالبلاغه و مفاتيح الجنان اينها كتبي است كه در كنار كتب اربعه و ديگر كتب روايى در نرم افزارهاى ما به صورت اعرابدار عرضه شدهاند. در حال حاضر نيز مشغول اعرابگذارى مصادر بحارالانوار هستيم كه اميدواريم اين كار هم به انجام رسد. به هر حال، روند انجام كار از ابتدا كاملاً دستى بوده و بعد وارد رايانه شده و سپس برنامههاى كمكى براى غلطيابى متون اعرابگذارىشده تهيه گرديد و همين طور برنامههاى مكانيزه ديگرى كه اعراب را باز بينى نمايد و متن اعرابگذارى شده را با حداقل خطا ارائه مىدهد كه در بحارالانوار و مصادرش با اين برنامه مكانيزه كار مىكنيم.
درباره الگوريتم يا منطق پردازش در اعرابگذارى بحارالانوار توضيحاتى را ارائه دهيد و بفرمايد كه نحوه اعرابگذارى مكانيزه در اين متون چگونه بوده است؟
پردازش يك متن عربى و اعرابگذارى متون با اهداف مختلف مثل خوانا كردن متن و يا استخراج مشابهات متنى، با روشهاى متنوعى ممكن است انجام شود. اين روشها به خاطر اغراض مختلف با هم متفاوت خواهد بود؛ مثلاً اگر هدف اعرابگذارى متن باشد، روش پردازش با زمانى كه بخواهيم متن را به هدف استخراج متشابهات پردازش كنيم، متفاوت است . حتى براى هدفهاى واحد هم روشهاى متفاوت وجود دارد؛ به عنوان نمونه، گاهى براى پردازش متن كاملاً مكانيزه عمل مىشود و با رعايت قواعد زبان، متن را وارد رايانه مىكنند و از يك برنامه براى پردازش متن استفاده مىشود تا به نحو مطلوب اعرابگذارى شود.
روش ديگر اينكه ما از بانكهاى اطلاعاتى استفاده كنيم و از سيستم متنى با حافظههاى بدون خلاقيت بهره ببريم و بعد كار اعرابگذارى را از طريق بانك اطلاعاتِ ذخيرهشده انجام دهيم تا با استخراج كلمات از بانك، اعرابگذارى سامان يابد. كارى كه ما انجام داديم براى اعرابگذارى بحارالانوار، تلفيقى از اين روشها بوده است. البته آنچه ما ارائه كردهايم يك برنامه هوشمند نيست و به نظر مىرسد كه چنين برنامههايى به صورت هوشمند كاربرد چندانى ندارد؛ بلكه سعى نمودهايم برنامه كاربردى باشد. كارى كه ما انجام دادهايم كارى بر اساس ديتابيس بوده و از بانكهاى اطلاعاتى براى پردازش متن استفاده نموديم، اعراب را وارد متون موجود در رايانه كرديم.در اين روش، برنامه به صورتى طراحى شد كه اگر شما بخواهيد متن را به صورت دقيق اعرابگذارى كند، طبعاً مقدارى از متن توسط ماشين اعراب گذاري نخواهد شد؛ چون در اين فرض، سيستم نمىفهمد كه برخى كلمات را چطور اعرابگذارى نمايد؛ زيرا در برخى واژهها احتمالات ديگر هم وجود دارد. ولى چنانچه از دقت صرف نظر شود، كميت كار اعرابگذارى بيشتر مىشود؛ به بيان ديگر، گاهى شما متنى را مىخواهيد اعرابگذارى كنيد، ولى قصد نداريد كه تمام واژههاى آن اعراب داشته باشد؛ بلكه فقط واژههايى خاص يا كلماتى دشوار را مىخواهيد اعرابگذارى نماييد. در اين حالت مىتوانيد برنامه را به صورت دقيق تنظيم كنيد تا تمام واژهها اعرابگذارى نشود و فقط لغات خاص و مشكل اعرابگذارى شود و اينچنين، از لغاتى كه احتمالات گوناگون در آنها وجود دارد، صرف نظر مىشود و بدون اعراب يا با اعراب ناقص ارائه مىگردد. اما گاهى اوقات شما مىخواهيد متنى را به صورت كامل اعرابگذارى نماييد، در اينجا اگر چه ميزان دقت پايين مىآيد و احتمال بروز، اشتباه هم وجود دارد ولى همه متن را به صورت كامل اعراب مىگذارد.نتيجهاى كه ما در اعرابگذارى روى متون روايى گرفتيم، اين است كه چيزى حدود 85% حركات داخل كلمات درست اعرابگذارى مىشود و از نظر اعرابگذارى آخر كلمات، چيزى حدود 75% درست اعرابگذارى مىشود. از لحاظ كميت هم وضعيت چنين است و از نظر بناى كلمات 90% و از نظر اعراب آخر كلمه 85% است؛ يعنى سيستم در بناى كلمات 10% و در اعراب كلمات 15% اعراب را پيشبينى نمىكند و اين به خاطر احتمالاتى است كه در برخى واژهها از نظر اعراب وجود دارد.هنگام پردازش، سعى شده كه در اعراب واژهها به وجه واحدى برسيم و آن را اعراب گذارى كنيم، مثل كلمه «من» كه در خواندن و اعرابگذارى آن چندين احتمال وجود دارد. اگر شما فقط همين كلمه را به رايانه بدهيد، - بدون هيچ قبل و بعدى -، ممكن است سيستم هيچ اعرابى را پيشنهاد نكند؛ زيرا چندين وجه در اين كلمه وجود دارد، مانند: مِنْ، مَنْ، مَنَّ و مُنَّ . اما در كلماتى مثل «على» كه در تمام وجوهش عين مفتوح است: عَلى، عَلى، عَلَىَّ، سيستم فقط حرف اوّل را اعرابگذارى مىكند. ولى روى لام دو نوع اعراب احتمال مىرود، كه احتمال مفتوح بودن بيشتر است: عَلَى، عَلَىَّ، عَلِىَ. پس به جهت اينكه احتمال مفتوح بودن بيشتر است، حرف دوم را هم اعراب فتحه مىگذارد. و يا در كلمهاى مثل: «من» كه احتمال فتحهدار بودن ميم بيشتر از كسرهدار بودنش است؛ سيستم در اعرابگذارى فتحه ميم را پيشنهاد مىدهد.
گاهى اوقات نيز شما كلمهاى را با توجه به قبل و بعد و يا در يك عبارت جستجو مىكنيد، كه اينجا قضيه فرق مىكند و بحث كثرت استعمالات در متون مطرح مىشود؛ مثلاً در همين كلمه «من» كه احتمال مىرفت سيستم آن را به صورت «مَن» اعرابگذارى كند، در جستجوى عبارتى به گونهاى ديگر اعراب مىگذارد؛ زيرا به عنوان مثال، ممكن است كلمه «مَنْ» در متون روايى 2000 بار آمده و كلمه مِنْ 4000 بار ذكر شده و كلمه «مُنَّ» 5000 بار و كلمه «مَنَّ» 20/000 بار آمده باشد. در اينجا كثرت استعمال مَنَّ بيشتر از ديگر احتمالات است. بنابراين سيستماعراب ديگرى را با توجه به كثرت استعمالات و فراوانى لفظ در متون روايى پيشنهاد مىكند؛ يعنى «مَنَّ» را نمايش مىدهد. در لفظى مثل «على» هم همين بحث وجود دارد. از اين روست كه بنده عرض كردم در اعرابگذارى بحار الانوار هم از روش بانك اطلاعاتي استفاده شد و هم از يك قواعد كاملاً برنامهريزى شده و مكانيزه بهره برديم.
آيا اسناد روايات هم اعرابگذارى شده است؟
بله اَسناد هم اعرابگذارى شده است و يكى از مباحث مهم در روايات همين اَسناد است و اعرابگذارى كلمات اَسناد كمك زيادى به محققان و كاربران اين حوزه مىكند؛ مثلاً اگر با كلمه «حميد» در سند روايات مواجه شديم، آن را چگونه بايد بخوانيم؟ اگر اين شخص از زراره روايت كند، بايد «حَميد» باشد، ولى اگر از ابن ابى عمير روايت كند، بايد «حُميد» باشد؛ چون حَميدبر حُميد مقدم است. بنابراين، در اعرابگذارى اسنادِ روايات نياز به آشنايى با علم رجال است و اعراب اسناد احاديث دقت خاصى نياز دارد و به همين دليل، اعرابگذارى كار سخت و وسيعى است كه علاوه بر نياز به دانشهايى مثل رجال، كه به دانشهايى مانند فقه و لغت نيز نياز دارد و كسانى كه در امر اعرابگذارى كار مىكنند، بايد اين دانشها را بدانند و يا حداقل با روش تحقيق در اين گونه علوم آشنا باشند تا قول اصحو نظر درست را انتخاب كنند.
به نظر شما آيا رايانه به تنهايى با يك سرى قواعد نحوى مىتواند متونى با محتواى سنگين روايى را اعرابگذارى كند؟
البته در مسئله اعرابگذارى يك سرى ظرافتهايى وجود دارد كه مثل اين است كه شما بخواهيد چاهى را با سوزنى حفر كنيد و اين، سختى و دشوارى كار را مىرساند. در اينجا لازم مىدانم كه از زحمت و تلاش برادران عزيز در گروه اعرابگذارى تقدير و تشكر نمايم؛ زيرا در برخى موارد كار اعرابگذارى به متونى نظير لغت يا كتاب رجال نياز دارد تا بتوان تشخيص داد كه اعراب فلان كلمه چيست. از اين رو، لازم است كه بر علوم گوناگون اشراف داشت و از دقت نظر خاص برخوردار بود. خاصه اينكه برخى واژهها به شكلى در ذهن جا افتاده و به گونهاى از اعراب در لسان و متون رايج شده كه خطاى اعرابى آن احساس نمىشود؛ در صورتى كه وجه صحيحِ اعرابش به طور ديگرى است، و يا قواعد كلى نحو در ذهن ما رسوخ كرده، ولى استثنائات آن را فراموش كردهايم.
به هر حال همكاران ما بر عمليات رايانه در اعراب گذارى در حدّ توان نظارت و كنترل داشتهاند و برخى از واژگان كليدى را مورد دقت و پژوهش قرار دادهاند. اعرابگذارى بحارالأنوار كه حاصل زحمت دوستان ما در گروه اعرابگذارى است، يك كار پر زحمت و طافتفرسايى بوده است كه اين كار را با توجه به ملكهاى كه در آنها ايجاد شده و ظرفيت علمىاى كه داشتهاند و نيز تجاربى كه در حين كار اندوختهاند، به خوبى به انجام رسانيدهاند و كار ارزشمند و بزرگى است و بنده براى اين عزيزان آرزوى توفيق دارم و از زحماتشان تشكر مىكنم.
در اينجا مناسب است خاطرهاى را عرض كنم. گروه اعراب ما با علامه حسنزاده آملى جلسهاى داشتند و از آنجا كه ايشان اهل ادب و فن هستند و با متون عربى آشنايى دارند و سابقه كار در زمينه اعرابگذارىرا هم دارند و كتاب كافى را اعرابگذارى كردهاند، خيلى از اين كار تجليل نمودند و ما را تشويق كردند و فرمودند: «كسى كه اين كار را انجام داده باشد، مىفهمد چهقدر سخت و بزرگ و ارزشمند استو من كه اين كار را انجام دادهام، مىفهمم كار شما چهقدر ارزش دارد».
آيا اعرابگذارى بحارالانوار به اتمام رسيده و به صورت لوح فشرده ارائه شده است؟
بله اعرابگذارى روايات بحارالانوار به انجام رسيده و الان در نسخه جديد نرمافزار جامع الاحاديث - نور 2/5 متن احاديث بحار به صورت اعرابدار نمايش داده شده است و انشاءالله در برنامههاى آينده و نسخه ديگر جامع الاحاديث، مصادر بحار الانوار هم اعراب گذارى مىشود و روايات مصادر نيز به صورت معرّب ارائه مىگردد. البته چون اين كار بزرگى است، مىطلبد كه بازبينى دقيقترى نيز بر اعرابگذارى بحارالانوار انجام گيرد تا كار از اشكال كمترى برخوردار باشد.