گزارشى از يك نشست علمى كاربرد ICT در مديريت و توليد دانش
نویسنده
انتخاب کنید
بازدید
97
تاریخ انتشار
1384-06-12
فایل مطلب
متن مقاله
نشست علمى-كاربردى فنّاورى اطلاعات و ارتباطات در مديريت و توليد دانش، در اواخر دى ماه به همّت دفتر تبليغات اسلامى و حضور اساتيد و پژوهشگران و كارشناسان بخشهاى ICT و حوزه علميه، در سالن همايشهاى دفتر تبليغات برگزار شد. نخست حجة الاسلام نظامى، مسئول نشست مذكور، هدف از برگزارى اين گونه نشستها را آگاهى از روند تحولات فنّاورى اطلاعات و ارتباطات و آشنايى مديران، مسئولان و كارشناسان امر با كاربردهاى آن در حوزه علميه و نهادهاى حوزوى بر شمردند. وى همچنين افزودند: «حوزههاى علميه و نهادهاى حوزوى از زمانى كه فنّاورى جديد رايانهاى در كشور مطرح گرديد، در استفاده از آن پيشتاز بودهاند. استفاده گسترده از رايانه در فعاليتهاى سازمانى، توليد و ارائه محصولات مختلف نرمافزارى علوم اسلامى، تأسيس مراكز مختلف پژوهشى و رايانهاى در حوزه علوم و معارف اسلامى مانند مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى، همگى گواه اين امر است. اما مشكلات توسعه و استفاده بهينه از فنّاورى اطلاعات و ارتباطات مانند كمبود نيروهاى متخصص كه در سطح كشور وجود دارد، كم و بيش گريبانگير حوزه و نهادهاى حوزوى نيز بوده است». در ادامه جلسه، آقاى مهندس اميرپور سلطانى بهعنوان كارشناس به ايراد سخن پرداخت. وى، دانش را اجتماعى از اطلاعات و اطلاعات را اجتماعى از دادهها خواند و افزود : «در گذشته، سيستمهاى اطلاعاتى بهعنوان ديتابيس (Data base) مطرح شدند و بعد از مدتى كه معضلات داده حل شد و متخصصان با مسائل پيچيدهترى مواجه شدند، نياز به جمعبندى دادهها را احساس كردند و به سوى ارائه سيستمهاى اطلاعاتى (Information systems) روى آوردند. در حال حاضر، سعى بر آن است كه اطلاعات بهصورت پردازش شده در اختيار كاربران قرار گيرد تا آنان دانش سازماندهى شده را آسانتر دريافت كنند و از جمعبندى دانشها به ديدگاه مورد نظر خود دست پيدا نمايند». در ادامه، وى به بحث انتقال دانش پرداخت و توسعه فنّاورى اطلاعات و ارتباطات و همچنين جمعآورى اطلاعات را پيش نيازهاى اساسى فرايند انتقال دانش خواند. وى با بيان اين نكته كه بحث زمان، از مباحث كليدى در فرايند انتقال دانش است، زمان را وجه تمايز بين دانش ضمنى و دانش صريح برشمردند. ايشان دانش صريح را دانشى معرفى كردند كه در مخزن دانش ذخيره مىشود و در زمانهاى گوناگون و به اشكال مختلف از آن استفاده مىكنند و ممكن است در چهارچوب برنامه درسى يا يك مستند كتابخانهاى مورد استفاده قرار گيرد و در اين نوع از دانش، قابليت استفاده مجدد از اطلاعات كه بحث اقتصاد و آموزش و توسعه دانش را در بر مىگيرد، قابل پيگيرى است». در بخش ديگرى از اين نشست مهندس پورسلطانى، مديريت دانش را در چهار مقوله: توليد دانش ضمنى نزد افراد، جمعآورى دانش، ساماندهى، به اشتراكگذارى و توليد دانش نو طبقهبندى نمود و دانش را بر اساس ميزان ساختيافتگى به سه گروه تقسيم كرد: 1. دانش ساختيافته: دانشى كه در دادهها، نويسندهها، كليدواژهها و نمايهها استخراج شده و اطلاعات كاملى از آن در اختيار كاربر قرار دارد. در اين نوع دانش، دادهها بهصورت توصيفى موجود است. 2. دانش نيمه ساختيافته: دانشى كه در آن دادهها بهصورت توصيفى وجود ندارد؛ ولى به نوعى قابل جستجوست، مانند جستجو در اينترنت. 3. دانش غير ساخت يافته: دانش و دادههايى است كه در حال حاضر حتى قابليت جستجو در آن وجود ندارد، مثل فايلهاى صوتى و تصويرى. وى با بيان اين نكته كه دانش غير ساختيافته و نيمه ساختيافته بايد به دانش ساختيافته تبديل شود، روشهاى تبديل آنها را نيز به گونه ذيل بيان نمود: دانش غير ساختيافته را به روشهايى همچون: سازماندهى دستى؛ يعنى تجزيه يك نوار به قطعات كوچك و استخراج دادهها و اطلاعات به صورت توضيحى؛ و نمايهسازى به دانش ساختهيافته تبديل مىكنند و دانش نيمهساخت يافته با روشهايى مانند: سازماندهى دستى؛ نرمافزارهاى تحليل محتوا بر اساس روشهاى آمارى و هوش مصنوعى؛ و نرمافزارهاى گروهبندى متون به دانش ساختيافته تبديل مىگردد. اما براى تبديل دانش غير ساختيافته به دانش نيمه ساختيافته بايد از روشهايى مانند: سادهسازى متون سخنرانى ؛ تبديل اسناد به متن (OCR) و نرمافزارهاى تشخيص گفتار استفاده كرد. ايشان مخازن دانش را شكل گرفته از دو بخش: اصل سند (صوتى، تصويرى، مكتوب) و دادههاى توضيحى (meta data) خواندند و سپس به طبقهبندى مخازن دانش با توجه به طبقهبندى قبلى از دانش بهصورت زير پرداختند: 1. مخازن دانش ساختيافته؛ 2. مخازن دانش نيمه ساختيافته، مانند موتور جستجوى Googel يا نرمافزارهاى داده و يا دانش نزد خود افراد؛ 3. مخازن دانش غير ساختيافته. وى در ادامه، به بحث معمارى مخازن دانش پرداخت و اظهار داشت: «معمارى مطلوب آن است كه هر كس هر دانشى را كه توليد مىكند، به نوعى در اختيار ديگران قرار دهد و ضمن اينكه بهصورت مستقل عمل مىنمايد، بتواند در يك فضاى كلىتر و بهصورت يكپارچه تمام آنها را ارائه كند. يك ساختار مخازن كه براى انواع گوناگون دانشها بهكار مىرود، مخازن تجمعى نام دارد كه از محصولات استراتژيك صنعت IT به شمار مىآيد». اميرپور سلطانى با توجه به تمركز و تعدد مراكز علوم اسلامى، بيان داشت: «بايد نگرشى بهوجود آيد كه نشر علوم دينى در قالب فنّاورى الكترونيك امكانپذير گردد و همگان دسترسى كاملى به اين علوم داشته باشند». وى همچنين روشهاى انتقال دانش در محيط ICTرا بدينگونه بيان نمود: 1. آموزش الكترونيكى: در اين مورد، آموزش بايد تركيبى شود. در اينجا استاد يك مخزن دانش درونى است؛ 2. محيطهاى تعامل همزمان: كه دو نفر در دو طرف خط ارتباطى قرار دارند، مانند كلاس درس مجازى؛ 3. محيطهاى تعامل غير همزمان، همچون پست الكترونيكى و انجمنهاى بحث و گفتگو؛ 4. پايگاههاى دانش و كتابخانههاى ديجيتال؛ 5. موتورهاى جستجو؛ 6. ساختههاى خبررسانى. مهندس اميرپور سلطانى اجزاى آموزش الكترونيكى را بهصورت فهرست زير برشمرد: - سامانه مديريت محتوا (CUS)؛ - سامانه مديريت محتوا (LMS)؛ - ابزار نگارش: كسى كه آشنايى اندكى درباره رايانه داشته باشد مىتواند از اين ابزار استفاده كند و بر اساس آن به توليد محتوا اقدام نمايد و آن را در سامانه مديريت محتوا قرار دهد. - كلاس درس مجازى، كه قابليت پايدارى اطلاعات ارائه شده از خصوصيات آن است. وى در بحث توليد دانش، توجه اساسى به موارد ذيل را ضرورى خواند: - توسعه سواد ديجيتالى بهگونهاى كه دورهها مهارتىتر شود؛ - هدايت صحيح سرمايهگذارى و توجه به محتوا در اين زمينه؛ - توجه به تجربيات كشورهاى ديگر و عدم تكرار اشتباهات آنان؛ - تبعيت از استانداردهاى بينالمللى؛ - پرهيز از نگرش بخشى و به اشتراكگذارى دانش. در پايان اين نشست، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد. مهندس سلطانى در پاسخ به اين سؤال كه آيا در ايران استاندارد مخازن تجمعى مطابق با استانداردهاى جهانى، توليد شده است؟ گفت: «در سطح جهانى چنين استانداردى تدوين و ارائه شده است؛ ولى در ايران چنين استانداردى تدوين نشده است».