شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389
منو
تبلیغات

لینک های مرتبط
لينکها
مجلات تخصصی نور


مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی


فاوا نیوز


خبرگذاری قرآنی ایران


فروشگاه اینترنی نورشاپ


پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کتابخانه دیجیتالی نور


پایگاه شبکه اطلاع رسانی نور


پایگاه امام علی(ع)


پایگاه راهنمای پایگاه های اسلامی


پایگاه اطلاع رسانی رسول نور


راهنمای پایگاه های نبی اعظم(ص)


راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)


پایگاه فاضلین نراقی


پایگاه طوبی گرافیک


پایگاه سازمان آموزش نور


پایگاه خبرگان رهبری


پایگاه اطلاع رسانی اندیشوران


پایگاه گرداب


بنیاد ملی بازی های رایانه ای


شورای عالی انقلاب فرهنگی


پایگاه اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی


خبرگزاری فارس


خبرنامه

ایمیل شما::

عضویت لغو عضویت
 
مقالات
فناوری اطلاعات

فضای مجازی، هويت و جامعه


بحران هویت جنسی دختران در فضای مجازی


نگاهی به مفهوم هویت در فضای مجازی


امضاي ديجيتال؛ هويت در فضاي مجازي


جنگ فرکانس‌ها بر مدار خانواده


آرشیو مقالات
گروه مقالهپایگاه های اسلامی ومطالعات اینترنتی 
عنوان مقالهپديده وبلاگ و ابتكار همسر يك روحانى
نویسندهانتخاب کنید
بازدید87
تاریخ انتشار1384-09-11
فایل مطلب
متن مقاله
 درآمد
دوستان تحريريه وبلاگى را نشانمان دادند كه حيفمان آمد در اين شماره معرفى نكنيم. با خواندن مطالب آن، انگيزه مصاحبه‏اى مكاتبه‏اى با نويسنده آن دو چندان شد. خوشبختانه نويسنده وبلاگ «يادداشت‏هاى همسر يك روحانى» هم به پرسش‏هايمان پاسخ داد.
اين وبلاگ طى دو ماه، نزديك به 22000 نفر بازديدكننده داشت كه آمار قابل توجهى است. از پيام‏هاى مخاطبان نيز دريافتيم كه مورد استقبال بسيارى از نويسندگان و روزنامه‏نگاران قرار گرفته است. با هم اين گفت و گو را مى‏خوانيم:

ضمن معرفى خود، از چگونگى آغاز وبلاگ‏نويسى برايمان بگوييد.
نام مهم نيست. مهم اين است كه همسر يك روحانى هستم و اصرار دارم كه با همين هويت وبلاگ بنويسم. از مدتها پيش، با دنياى وبلاگ‏نويسى آشنا شدم و زمانى كه نقش «همسر يك روحانى» را يافتم، يعنى با يك روحانى ازدواج كردم، به فكر راه‏اندازى وبلاگى با همين عنوان افتادم. نخست، ادبيات و موضوع نوشتارى را تمرين مى‏كردم و طى چند مطلب كوتاه، توانستم روش ثابتى براى نوشته‏هايم بيابم.

بيشتر در چه موضوعاتى مى‏نويسيد؟
به نظر من، فضاى زندگى يك طلبه و روحانى، براى بسيارى از اقشار جامعه، مبهم و به همان اندازه جالب است. اگر در توصيه امامان معصوم (ع) آمده است: «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم»، بيان نكات اخلاقى از زندگى داخلى يك طلبه، مى‏تواند روش خوبى براى تبليغ مكارم دينى باشد. علاوه بر اين، بسيارى از مردم، ممكن است در جامعه با يك طلبه يا روحانى ارتباط داشته باشند، ولى با منش و روش زندگى آنها آشنا نباشند. به نظرم آمد كه نكات بسيار معمولى و كم اهميت، زندگى يك طلبه، براى عموم مردم بسيار زيبا و جذاب است. همين‏طور هم بود.
با بيان چند مطلب خيلى معمولى و نحوه بازخورد آن در مخاطبان مى‏توان دريافت كه چقدر اين مسئله اهميت دارد. اما موضوعاتى كه تاكنون بدانها پرداخته‏ام، چند مسئله عادى از زندگى خودمان و چند مطلب مربوط به جامعة الزهرا است. چون در جامعة الزهرا مشغول تحصيل هستم، از آنجا هم مى‏نويسم.

پاسخ مخاطبان را چگونه ارزيابى مى‏كنيد؟
اين وبلاگ در نوع خود نخستين است و مشخص است كه مخاطبان مطالبش را به دقت مى‏خوانند و نظر مى‏دهند. در نظرات هم، مانند ديگر وبلاگ‏هاى مذهبى، موافق و مخالف وجود دارد. موافقان از ديدن اين وبلاگ و مطالبش بسيار خوشحال شده‏اند و از آن استقبال كرده‏اند. مخالفان هم كه تعدادشان كم نيست، به مسائل مختلف چون عملكرد روحانيت، اصل وجود نهاد روحانيت و اين گونه مسائل پرداخته‏اند كه تا جاى ممكن بدانها پاسخ داده‏ام.

از همسرتان بگوييد؟ آيا ايشان موافق وبلاگ نويسى شما هستند؟
همسرم علاوه بر شركت در دروس حوزه، به كار تاليف و تحقيق  مشغول‏اند. ايشان مرا با وبلاگ‏ها آشنا كرده‏اند و مشوق و راهنماى اصلى بنده هستند.

اگر وبلاگ نويسى شما، موجب بروز مشكلاتى در منزل شود؛  مانند عدم رسيدگى به كارهاى منزل، در اين صورت برخورد همسر و تصميمتان چيست؟
تاكنون به چنين مشكلى برنخورده‏ام؛ يعنى ممكن است روزى تنها نيم ساعت و حتى كمتر، وقت خود را صرف اينترنت و وبلاگ كنم؛ اما اگر چنين شود، طبيعى است كه كارهاى منزل و رسيدگى به همسر و فرزندان را مقدم مى‏دانم؛ مانند هر كار ديگر كه نسبت به وظايف خانه، در اولويت بعدى قرار دارند.

اگر قرار باشد روزى به اجبار هويت و نام خود را افشا كنيد، مثلاً طى برنامه‏اى بخواهند به نويسنده »وبلاگ همسر يك روحانى» جايزه بدهند، آيا حاضر به افشاى نام خود و همسرتان هستيد؟ 
پاسخ به اين پرسش كمى سخت است؛ بايد ديد در چه موقعيتى هستيم. مى‏دانيد كه برخى نويسندگان وبلاگ، به هيچ وجه نام و ماهيت خود را افشا نمى‏كنند. اين مسئله در مورد بنده كه همسر يك روحانى هستم، ويژگى خاصى دارد. سعى مى‏كنم در چنين شرايطى قرار نگيرم؛ به خصوص آنكه پنهان بودن نام و ماهيت ، موجب مى‏شود كه راحت‏تر بنويسم  و در برخى محذورات قرار نگيرم.

نظر شما در مورد استفاده كودكان و نوجوانان از اينترنت چيست؟ آيا موافق‏ايد فرزند خودتان با اينترنت كار كند؟ 
اينترنت شمشيرى دو لبه است. در كنار فوائد، مضرات جبران ناپذيرى دارد؛ به خصوص براى خانواده‏هاى مذهبى و روحانى كه بسيارى از مسائل، چون ارتباط با نامحرم كه طبيعى‏ترين مسئله در چت است، براى آنها قبيح است.
به نظر من بيشترين مضرات چت براى خانواده‏هاى مذهبى است؛ چرا كه افراد غير مذهبى در فضاى خارج از وب، بسيارى مسائل را تجربه مى‏كنند؛ اما يك دختر مذهبى، با چت كردن، پله پله قباحت‏ها را طى مى‏كند. در واقع چت، راهى براى از بين رفتن ارزش‏هاى خانواده است.
استفاده از اينترنت براى نوجوانان، بايد با كنترل بسيار دقيق والدين همراه باشد. كنترل، محدود كردن نيست، بلكه بايد با ارايه راه‏هاى مثبت، از استفاده‏هاى منفى جلوگيرى كرد؛ براى نمونه همين وبلاگ‏نويسى با موضوع مذهبى، براى يك نوجوان مانند فعاليت در يك مسجد است. اين راهنمايى بايد از سوى پدر و مادر صورت پذيرد.

تاكنون در مورد مطالب وبلاگ با همسرتان اختلاف نظر داشته‏ايد؟
در يك مورد؛ با توجه به اينكه همسرم براى من يك راهنما است، نظراتش را مى‏پذيرم.

چرا سرويس پارسى‏بلاگ را براى وبلاگ خود انتخاب كرديد؟
من تنها با پرشين‏بلاگ آشنايى داشتم؛ اما زمانى كه پارسى‏بلاگ و امكانات خوب آن را ديدم، اين سرويس را انتخاب كردم. به نظرم هم امكانات بسيار خوبى دارد و هم كنترل مطالب آن، فضايى بسيار سالم را مهيا كرده است. علاوه بر اين، بسيار سريع‏تر و بهتر از ساير سرويس‏ها عمل مى‏كند.

براى همسران روحانى كه قصد وبلاگ‏نويسى دارند، چه توصيه‏اى داريد؟
نكته بسيار مهم در وبلاگ‏نويسى روحانيان، به ويژه همسران آنها، رعايت شئون و زىّ طلبگى در مطالب است. نبايد - خدائى نكرده - براى خوشامد مخاطبان، از جملات و عبارات سبك كه در شأن اين مقام نيست، استفاده كنيم. من به اين نكته توجه زيادى دارم.
يكى از موضوعات مورد توجه من، قداست لباس روحانيت است؛ اينكه همسرم به شدت به حفظ جايگاه اين لباس مقيد است.

در پايان اين گفت و گو، يكى از مطالب وبلاگ را به انتخاب خود، به خوانندگان هديه كنيد.
يكى از همين شب‏هاى پاييزى، خانم بسيار محجبه‏اى را در خيابان ديدم كه دسته گلى در دست داشت و در حالى كه مشخص بود، از داشتن گل در دست خجالت مى‏كشد، با سرعت راه مى‏رفت. با تعجب او را به همسرم نشان دادم و همين مسئله موجب شد كه او پرده از رازى بردارد...
همسرم گفت: «بله، حال آن خانم را به خوبى درك مى‏كنم؛ چرا كه من هم هر گاه، چه در دوران نامزدى و چه پس از آن، گلى برايت مى‏گرفتم، با لطايف الحيل زير عبا پنهانش مى‏كردم تا مبادا كسى آن را ببيند و نتيجه آن مى‏شد كه دسته گل ژوليده به دستت مى‏رسيد. زيرا در اذهان مردم، يك روحانى گل به دست، حتى اگر براى همسرش تهيه كرده باشد، ناپسند است و روحانى بايد به اين نكات توجه كنند...».
با شنيدن اين حرف‏ها از خودم شرمنده شدم، زيرا تا آن شب فكر مى‏كردم كه همسرم در انتخاب گل كج سليقه است!!
در اينجا قصد دارم به يكى از پيام‏ها كه ايراد گرفته بود، چرا همسران برخى روحانى‏ها، هنگام حركت در خيابان، چند قدم عقب‏تر از شوهرانشان راه مى‏روند، پاسخى داده باشم: نگاه تعجب برانگيز و گاهى معترضانه جامعه موجب شده كه همسر يك روحانى، در خيابان چند قدم عقب‏تر از وى حركت كند. همدوش هم حركت كردن در شهرهايى چون قم و تهران، شايد زياد قابل توجه نباشد، ولى در شهرهاى كوچك مردم نمى‏پسندند كه يك روحانى دوشادوش همسرش در خيابان راه برود. پارك رفتن با خانواده يا بازار رفتن كه جاى خود دارد!»
http://hamsar.parsiblog.com


بازگشت