|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | دین،فرهنگ و فناوری اطلاعات | |
| عنوان مقاله | اعتياد به اينترنت و پيامدهاى آن | | نویسنده | ديويد گرينفيلد | | بازدید | 107 |
| تاریخ انتشار | 1384-09-11 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | مقدمه لفظ اعتياد، بيشتر تداعيگر اعتيادهاى سنتى همچون اعتياد به الكل، نيكوتين، مواد مخدر و قمار است؛ اما اعتياد از طريق اينترنت با وجهه جديدى روبهرو شده است. گسترش رايانههاى شخصى و افزايش اتصال به اينترنت در خانه و محل كار، منجر به ظهور معضلى به نام «اعتياد آنلاين» شده است. اعتياد به اينترنت شامل اعتياد به اتاقهاى گپزنى، هرزهنگارى، قمار آنلاين و خريدهاى اينترنتى مىشود. همچون ديگر اعتيادها، اين نوع اعتياد نيز فرد معتاد را از خانواده و اطرافيانش منزوى مىسازد. اعتيادهاى رفتارى، همچون اعتياد به شبكه اينترنت، مىتوانند موجب تخريب سلامت، روابط، احساسات و نهايتاً روح و روان فرد گردند. بنابراين، همان طور كه رايانههاى شخصى روزبهروز در خانههاى ما همچون دستگاههاى تلويزيون جاى پاى خود را باز مىكنند و اتصال به شبكه اينترنت افزايش مىيابد، در راستاى مقابله با مضرات اين فناورى نوين نيز بايد گامهايى برداريم. «اعتياد به اينترنت»، «اختلاف ناشى از استفاده بيش از حد از اينترنت» يا «استفاده نامعقول و بيمارگونه از اينترنت»، همگى عبارتهايى هستند كه براى توصيف يكى از بيمارىهاى نوين ناشى از اينترنت به كار مىروند. بدون توجه به نامى كه بر اين بيمارى مىنهند، بايد گفت كه بهسختى مىتوان پزشك يا روانپزشكى را پيدا كرد كه تا به حال با اين عارضه مدرن و ديجيتال مواجه نشده باشد. وكلاى حقوقى خانواده، از ميزان بالاى طلاقهاى ناشى از عشق مجازى، سكس مجازى (Cyber Sex) و ديگر امور جارى در اينترنت خبر مىدهند. چه بسيار كاركنانى كه به علت استفاده بيش از حد از پست الكترونيك، بارگذارى (Download) پورنوگرافى و يا وبگردىهاى بىپايان در محل كار، شغل خود را از دست دادهاند. هيچ شكى نيست كه اينترنت پيش قراول انقلاب صنعتى ديجيتال است؛ اما اين پديده وقتى تأثيرات روانى قوى خود را بر زندگى برخى افراد مىگذارد، نشان مىدهد كه خطرات بالقوهاى نيز در چنته دارد. اينترنت آن گونه كه ما فكر مىكنيم، نيست؛ بلكه داراى آثار بالقوه اعتيادى قدرتمندى است. واقعيت اعتياد به اينترنت و رايانه به نظر مىرسد كه استفاده اعتيادى از اينترنت، همانند ديگر انواع اعتياد، داراى دوره تحمل و ترك مشابهى است. همچنين شواهد تحقيقاتى فزايندهاى تأكيد مىكنند كه بسيارى از كاربران اينترنت، تحت تأثيرات منفى استفاده از اينترنت قرار گرفتهاند. اين گونه به نظر مىرسد كه وقتى شما نيازمند صرف وقت بيشترى در اينترنت هستيد و يا مىخواهيد به محتويات تحريكبرانگيزترى دست پيدا كنيد، مىتوانيد دايره صبر و تحمل خود را در قبال اين وسوسه افزايش دهيد. البته پايگاههاى اينترنتى اعتيادآور و تحريكزا، لزوماً پايگاههايى سكسى و غير اخلاقى نيستند؛ بلكه اغلب اوقات، در شمار پايگاههاى بسيار معروف اينترنت (NetHeads) هستند كه فرد را به خود معتاد مىسازند. براساس يك نظرسنجى، 26 درصد كاربران اينترنت اظهار داشتهاند كه به طور مرتب به پايگاههاى پورنوگرافى سر مىزنند و اضافه كردهاند كه برخى اوقات دچار برانگيختگى جنسى نيز مىگردند. طبق اين تحقيق، اين افراد به طور متوسط در طول يك هفته، چهار ساعت را به گشت و گذار در پايگاههاى غير اخلاقى بزرگسالان مىگذارنند و 37/5 درصد از آنان نيز اعتراف كردهاند كه در نتيجه تحريك برانگيزى اين سايتها، دچار اعمال غير اخلاقى شدهاند. براى چنين افرادى، اينترنت بيشترين تحريك برانگيزى و هيجان جنسى را فراهم مىكند. از دست دادن كنترل سرگذشت شخصى به نام فِرِد، بيانگر وقايع معمولى است كه بر سر افرادى مىآيد كه دلمشغولىهاى جنسى آنها، هنگامى كه با قدرت اينترنت تركيب مىشود، خطرات بسيارى مىآفريند. فِرِد، يك متخصص 29 ساله است كه شغل بسيار آتيهدارى نيز دارد. شيوه افرادى و در برخى اوقات محكوم به شكستِ استفاده او از اينترنت، نشان مىدهد كه اينترنت از لحاظ سكسى چقدر مىتواند اعتيادزا باشد. وى شغل نان و آبدارى داشت و در صدد بود تا با يكى از رفقايش ازدواج كند. همه چيز خوب پيش مىرفت، جز اينكه ِفرِد به پايگاههاى پورونوگرافى در اينترنت معتاد شده بود. او هر روز در سر كار حاضر مىشد و پس از آن، ساعتها به ديدن عكسهاى مبتذل مشغول مىشد و حتى گاهى اوقات، او تا ساعت 3 بامداد پاى رايانه مىنشست؛ در حالى كه مىبايست ساعت 7 در محل كار خود حاضر مىشد. او مرتباً از پايگاههاى پورنوگرافى فيلمهاى سكسى خريد مىكرد و اين عمل را تا آنجا ادامه داد كه متوجه شد، كارت اعتبارىاش خالى شده است. فِرِد صدها دلار براى اتصال به اينترنت خرج كرد؛ در حالى كه تنها هدف و كار او از وبگردى، جستجو و يافتن زنان عريان بود. او خود را معتاد و خارج از كنترل توصيف مىكرد و مىگفت كه نمىتواند جلوى خودش را بگيرد. او چندين مرتبه سعى به ترك اين عمل كرده بود؛ اما هيچ گاه به نتيجه نرسيده بود. او به ته خط رسيده بود و حس مىكرد كه ديگر كنترلى بر زندگىاش ندارد و از اين بابت شديداً نگران بود. او مىتوانست ابعاد ديگر زندگىاش را كنترل كند؛ ولى اين يكى آن قدر قوى بود كه او را ناكام مىگذاشت. اما به هر حال، در نتيجه تلاشهاى يك گروه رواندرمان، فِرِد نهايتاً توانست بر اين بيمارى فائق آيد و زندگى خود را دوباره شروع كند. براى فِرِد و بسيارى اشخاص ديگر، اينترنت مىتواند به محرك جنسىاى تبديل شود و نهايتاً به يك الگوى اعتيادى استفاده از آن، منتهى گردد. زيانهاى جسمى و روانى تفاوتى كه گاهى اوقات، پزشكان بين اعتياد جسمى و روانى قائل مىشوند، تا حدودى بى ربط و مطمئناً غير كاربردى است. ما موجودات «كلى سِرِشتى» هستيم. شما هيچ گاه نمىتوانيد اندامهايى را ببينيد كه بدون مغز در حال راه رفتن هستند و يا برعكس. البته شما حتماً با افراد تهى مغزى روبهرو شدهايد، اما منظور من آنان نيستند. اين تمايز مصنوعى بين ذهن و جسم، براى فهم چگونگى فعاليت اعتياد، ارزش كاربردى كمى دارد؛ زيرا ذهن و جسم، براى فهم چگونگى فعاليت اعتياد، ارزش كاربردى كمى دارند و به طور يكپارچه و منسجم فعاليت مىكنند، گويى كه هر دو يك واحدند. مسيرهاى شيميايى مجزايى وجود دارند كه كليه بخشهاى بدن ما را به سيستم عصبى مركزى بدن، از جمله سيستم درونريز، متصل مىكند. به طور خلاصه، ما آنچه «فكر مىكنيم»، آنچه «حس مىكنيم» و آنچه «انجام مىدهيم»، هستيم و هر چه تجربه مىكنيم، بر سلامت جسمى و روانى ما تأثير مىگذارد. از اينرو، سلامتى به موجب روابط متقابل بين كليه ابعاد ما، از جمله بعد روانى كه كمتر مورد حس ماست، به وجود مىآيد. بنابراين، بيمارى عبارت است از فقدان يكپارچگى بين اجزاى وجودى انسان. اعتياد مىتواند يك نشانه مهم در تبيين اين امر باشد كه اين عدم يكپارچگى چگونه مىتواند در زندگى ما تبلور يابد. وابستگى روانىاى كه هنگام اعتياد و عادت كردن به يك رفتار يا ماده رخ مىدهد، بسيار قوى است. تقريباً تمام افرادى كه من آنان را به علت اعتياد مورد درمان قرار دادهام، احساس «نياز» واقعى به رفتار يا مادهاى كه آنان را كنترل كند، دارند. همچنين بسيارى از افراد ديگرى كه من با آنان مصاحبه كردهام نيز اذعان دارند كه آنان نيز، چنين حسى نسبت به استفاده از اينترنت دارند؛ اينترنت از حيطه كنترل آنان خارج شده و جايگاهى محورى و غير كاربردى در زندگى آنها يافته است. شايد هيچ نمونهاى بهتر از ماجراى ساندرا هكر نتواند قدرت اعتياد به اينترنت را توصيف نمايد. اعتياد اينترنتى او عبارت بود از اعتياد به خواندن اخبار و عناوين مهم در پايگاههاى خبرى اينترنت. وى از طرف دادگاه، به علت اينكه تمام شب و روز خود را پاى رايانه و اينترنت گذرانده بود و فرزندان خود را طى اين مدت رها كرده بود، تحت تعقيب قرار گرفت. او فرزندانش را در خانهاى كثيف و نكبتبار رها كرده بود؛ در حالى كه خود در يك اتاق تميز و زيبا، پاى يك رايانه جديد و مدرن به سر مىبرد و هيچ توجهى به فرزندانش نمىكرد. اين پرونده در كانون توجه افكار عمومى قرار گرفت؛ چرا كه تفكر عمومى مردم، مبنى بر عدم امكان اعتياد به اينترنت را مورد چالش قرار داد و نشان داد كه چگونه كودكان مىتوانند تحت تأثيرات زيانبار اينترنت قرار بگيرند. اين ماجرا نشان داد كه اعتياد به اينترنت مىتواند حتى اصلىترين غرايز ما؛ يعنى نگهدارى از كودكانمان را نيز تحت الشعاع خود قرار دهد. اگرچه قضيه ساندرا براى ما يك نمونه نادر به شمار مىرود، اما واقعيت اين است كه ماجراى مزبور، اولين و آخرين نمونه در اين زمينه نبوده و نخواهد بود. از آن زمان تاكنون، من دهها مرتبه با پروندههايى روبهرو شدهام كه در آنها اعتياد به اينترنت، زندگىهاى زناشويى، مشاغل، كسب و كار و روابط افراد را تحت تأثير قرار داده است و من مجبور شدم درباره اعتياد به اينترنت و مسائل حضانت كودكان، با افراد صاحبنظر به مشورت بپردازم. رفتارهايى كه به طور بالقوه اعتياد آورند عبارتاند از: اعمال جنسى، قمار، تغذيه، ورزش، خريد، تلويزيون، رايانه، اينترنت، مواد مخدر و نوشيدنىهاى الكلى. البته اين فهرست به هيچ وجه جامع نيست و به اندازه اعمال لذتآورى كه وجود دارد، احتمال اعتياد نيز وجود دارد. من معتقدم كه فرآيند اصلى روانى - بيولوژيكى اعتياد، بدون توجه به منبع ايجاد آن، يكسان است. رفتارهاى ذكر شده در بالا، چه چيز مشتركى دارند؟ چه چيزى آنها را اعتيادآور مىسازد؟ و چرا برخى افراد از لحاظ روانى و فيزيولوژيكى به اين اعمال معتاد مىشوند؛ اما ديگران نمىشوند؟ در مجموع، اين اعمال كه به طور مرتب، -اگر نگوييم هر روز- توسط بيشتر مردم انجام مىشوند و هيچ مشكلى براى آنان ايجاد نمىكنند، هنگامى كه با شرايط ويژهاى همراه مىشوند، اثر اعتيادى خود را هويدا مىسازند. بيشتر اوقات، اين الگوى اعتيادى تا صورت جدّى و محكمى به خود نگيرد، خود را نشان نمىدهد و پس از آن است كه آثار زيانبار آن ظاهر مىگردد. بسيارى از افراد به اعمال و رفتارهاى على الظاهر بى خطر معتاد مىشوند و اينترنت نيز نمونه جديدى است كه اخيراً به فهرست بلند بالاى اعمال داراى پتانسيل اعتيادى اضافه شده است. يك نصب كننده مودم، اخيراً به من گفت كه او تا به حال واكنشى قوىتر از واكنش افرادى كه سرويس اينترنت آنان خراب مىشود، نديده است. او توضيح مىداد كه اين افراد، پس از قطع اتصال اينترنتىشان، دچار نوعى عزلت و گوشهگيرى مىشوند. استفادههاى بجا و نابجا از اينترنت براى پاسخ دادن به اين سؤال، كه چرا اينترنت اين قدر اعتيادآور است اجازه بدهيد نگاهى گذرا به ماهيت قمار -كه بيشترين شباهت را به اينترنت دارد- بيندازيم. تعداد كمى از مردم را خواهيد يافت كه به اعتيادآورى قمار معتقد باشند؛ اما واضح است كه اعتياد به قمار، يك پديده واقعى است و معتادان به قمار، به ناگاه پى مىبرند كه به اين پديده معتاد شدهاند. اين رفتار، تأثيرات فراوانى بر روابط و سلامتى آنها خواهد داشت. معتادان به قمار، ممكن است در اين راه، خانه، اتومبيل، خانواده و شغل خود را از دست بدهند. حال ممكن است آنها در يك كازينو مشغول قمار باشند، يا روى يك مسابقه ورزشى شرطبندى كرده باشند، براى بازار بورس قمار كرده باشند و يا اينكه صرفاً يك كارتبازى ساده انجام دهند؛ هر چه باشد، هدف آنها پيروزى در اين قمارهاست. همه اين رفتارها با بالا رفتن ميزان سروتونين (Serotonin) عصبى - شيميايى همراه است كه ما هنگام احساس شادى موقت، آن را حس مىكنيم. اين فرايند، كوتاهمدت اما بسيار شديد، لذتبخش و اعتيادآور است. ما مىدانيم كه بيشتر مردم دوست دارند تا چيزهاى لذتبخش را تجربه كنند و از چيزهاى غير لذتبخش دورى نمايند. همچنين مىدانيم كه آنها تجربههايى را كه لذتبخش مىدانند، تكرار خواهند نمود. زندگى معمولى در مقايسه با هيجان اعتياد و رسيدن به اوج آن، خستهكننده و ملالآور به نظر مىرسد و بسيارى از اعتيادها از زمانى آغاز مىشوند كه فرد احساس ملالت و كسالت مىكند. خستگى، حس بسيار آزار دهندهاى به انسان مىدهد؛ نوعى حس بيمارى كه بيشتر مردم سعى مىكنند از آن فرار كنند. من معتقدم كه بسيارى از رفتارهاى مخرب، از اين طريق آغاز مىشوند. آنها اصولاً تلاشى براى حل مشكل خستگى و كسالت هستند؛ اما در اين فرايند، اعتياد گسترش مىيابد و يك مشكل جديد را ايجاد مىكند. ما دوست نداريم كه احساس ناراحتى كنيم و يا زمانمان با احساسات ناخوشايند سپرى شود. احساس ناخوشايند ما را مجبور به تفكر، احساس و يا انجام دادن كارى مىكند كه اين روند را تغيير دهيم. اين موضوع مىتواند براى بسيارى از انسانها كارى بسيار دشوار باشد. دلايل اينكه چرا اين كار اين قدر سخت است، پيچيده هستند. شايد دليل اين امر، به فرهنگ ما بر مىگردد كه نبايد حس آزار دهنده داشته باشيم و اگر چنين حسى هم داشته باشيم، نبايد زياد بهطول انجامد. اعتيادها شايد تا حدى نتيجه جامعهاى باشند كه توانايىاش را در درمان طولانىمدت معضلات، از دست داده باشد؛ جامعهاى بدون تحمل درد و بدون طاقت تغيير و دگرگونى. اعتيادها، راه جداسازى ما از تجارب درونىترمان هستند و اين كار به واسطه تأييد ضمنى هر كسى و چيزى كه مىبينيم، از جمله رسانهها صورت مىگيرد. هيچ كس نمىخواهد حسى از درد و رنج داشته باشد. بنابراين، سعى مىكنيم كه ناراحتىهاى خودمان را به روشهاى گوناگون رفع كنيم و اينترنت مؤخرترين نمونه اين روشهاست. البته ما نمىگوييم كه اينترنت تماماً بد است، زيرا مطمئناً اين گونه نيست. اينترنت سهم عظيمى در بهبود كيفيت زندگانى انسان داشته است. اينترنت نيز حالتى از ارتباط است و هم مكانى مجازى براى برقرارى ارتباط، هرچند صرفاً يك ابزار ارتباطى نيست. با اين حال، بىگمان، پتانسيل اعتيادى اينترنت، روى ديگر سكه آن است. ويژگى معتادان به اينترنت صفت مشخصه كسى كه به اين الگوى اعتيادى (اينترنت) گرفتار شده است، اما قبول ندارد كه اين رفتارش از حيطه كنترل او خارج است، «انكار» است. انكار، يك مكانيسم دفاعى-روانى است كه شخص را قادر مىسازد به رفتارش ادامه دهد. با وجود پيامدهاى آشكار و منفىاى كه اين رفتار بر زندگى شخص دارد، اين شيوه، شيوهاى براى دفاع در برابر احساس و چشيدن موارد ناخوشايند و آزار دهنده است. در مورد اعتياد به قمار، فرد معتاد بىگمان با هشدارها و گلايههاى مكرّر همسرش روبهرو خواهد شد كه به او مىگويد، ديگر تحمل مصرف كردن پساندازها، از دست دادن شغل و مزاحمتهاى مداوم طلبكاران را ندارد. در اين خصوص، فرد معتاد به قمار، مطمئناً باز هم اعتياد خود را به قمار انكار خواهد نمود و ادعا خواهد كرد كه او بر تمام رفتارهايش كنترل كامل دارد. انكار به فرد اجازه مىدهد تا واقعيت را تحريف كند. اين نوع عمل، مىتواند پيامدهاى نابود كنندهاى بر زندگى داشته باشد و توانايى ناديده گرفتن چنين پيامدهايى، در حالى كه اعتياد ادامه دارد، صفت مشخصه انكار است. انكار، در شكلهاى مختلف، در تمامى اعتيادها وجود دارد. انكار در فرايند گسترش يك رفتار اعتيادى، يك امر ضرورى است و از زمانى كه اعتياد شروع به تسلط بر فرد مىكند، موضع انكار و تكذيب اعتياد نيز شروع مىگردد. موجب مىشود به علت انكار تأثير رفتار منفى ما هيچگاه مورد توجه و اعتراض قرار نگيرد تا هنگامى كه آن قدر فراگير مىگردد كه ديگر نمىتوانيم آن را ناديده بينگاريم؛ آن گاه است كه ما به ته خط رسيدهايم. افراد ممكن است بدون آگاهى از پيامدهاى منفى رفتارهايشان، براى مدت نامعلومى يك عمل را ادامه دهند و اين واقعيت، بر خلاف بسيارى ديگر از مصائب و مشكلات شخصى است. بيشتر اوقات، يك فرد تا زمانى كه تشخيص ندهد كه رفتارش تحت كنترلش نيست و نيازمند يارى است، براى حل مشكل خود، احساس نياز به كمك نمىكند. اين امر (احساس نياز به كمك) معمولاً در موقعى رخ مىدهد كه آثار منفى اعتياد آن قدر بارز و آشكار شدهاند كه انكار و تكذيب ديگر فايدهاى ندارد. در اين زمان، فرد معتاد ديگر قادر به انكار اعتياد خود نيست. هر كس بايد چارچوب زمانى خودش را كشف كند كه چه زمانى و چگونه بايد با اعتيادش مقابله كند. اين امر البته براى خانواده و دوستان فرد معتاد مىتواند بسيار آزار دهنده و مأيوس كننده باشد؛ چرا كه آنها از موضوع اعتياد، پيشتر از آنكه خودِ معتاد اعتراف كند، آگاهى داشتهاند. پيامدهاى منفى استفاده از اينترنت، به طور چشمگيرى گوناگون و متنوع هستند. من در موارد مختلفى در زمينه اينترنت، مشورت دادهام كه در بسيارى از آنها، كاركنان و كارمندان به هنگام استفادههاى شخصى از رايانه محل كار، دستشان رو شده است. اين استفادههاى شخصى مىتواند از ضايع كردن زمان قابل توجهى از كار شركت، تا بارگذارى (Download) فايلهاى غير اخلاقى بر روى رايانه محل كار، متفاوت باشد. در برخى موارد، برخى كاركنان با نمايش دادن مطالب و محتويات غير اخلاقى براى همكاران خود، آنان را مورد آزار و اذيت جنسى قرار دادهاند. حتى در برخى موارد با سوء مديريت مديرانى روبهرو هستيم كه ندانسته اين امكان را براى كارمندانشان فراهم كردهاند كه با استفاده از شبكه محل كار، پيامهايى الكترونيكى (E-mail) براى ديگران بفرستند كه براى آنها ناخوشايند باشد. من همچنين موارد بىشمارى از زوجهايى را ديدهام كه به علت استفادههاى نامناسب از اينترنت دچار مشكلات شديد زناشويى شدهاند و برخى از اين موارد، حتى به تحقيقات در زمينه حضانت از كودكان آنها نيز انجاميده است. هر روز ماجراهايى را از افرادى كه به علت استفاده بيش از حد و نامناسب از اينترنت دچار دردسر شدهاند، مىشنوم يا دريافت مىكنم. اين استفادههاى نامناسب مىتواند بيانگر استفاده بيش از حد از شبكه باشد و يا نشانگر مصرف بيش از اندازه پول در راه قماربازىهاى آنلاين، بورسبازى، خريد و يا حراج باشد. من مىترسم كه با گسترش اينترنت باند پهن، سطح كنونى رشد 6 درصدى اعتياد كاربران اينترنت به آن، افزايش يابد؛ اما واقعيت اين است كه اين افزايش، محتمل به نظر مىرسد؛ چرا كه هر چقدر حالت جذب ماده مخدر سريعتر شود، پتانسيل اعتيادى آن هم بيشتر مىگردد. اينترنت باند پهن، تأثيرات روانى را تسريع مىبخشد. اين امر مىتواند به تجارب اعتيادى بيشترى منجر گردد. عده كمى، به جز آنها كه تا به حال مشكلى از بابت اينترنت داشتهاند، مىتوانند قدرت و جذابيت برخط بودن (OnLine) را تشخيص دهند. اگرچه اين امر شايع نيست و به سرعت در حال تغيير است، اما من شك ندارم كه ميليونها نفر در سراسر جهان به علت استفاده سرسامآور از اينترنت، تأثيرات منفى آن را در زندگىشان تجربه كرده و مىكنند و من همچنين معتقدم كه شمار اين افراد به رشد خود ادامه خواهد داد. شناسايى هر دو جنبه روشن و تاريك اينترنت، ما را قادر خواهد ساخت تا به جاى اينكه در دام فناورى بيفتيم، از آن استفاده بهينه نماييم.
|
| منابع | WWW.Virtual-Addiction.com
|
 بازگشت | |
|
|