|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | پایگاه های اسلامی ومطالعات اینترنتی | |
| عنوان مقاله | مصاحبه اختصاصى رهآورد نور با پرفسور حميد مولانا وبلاگ، منبر ديجيتال؟!* آرى يا خير | | نویسنده | آزاده شایان فر | | بازدید | 89 |
| تاریخ انتشار | 1384-12-14 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | اشاره پرفسور حميد مولانا، استاد و مدير بخش ارتباطات بينالملل دانشگاه واشنگتن دىسى است. بخش وبلاگهاى اسلامى رهآورد نور، طى گفت وگويى اختصاصى، ديدگاه ايشان را در مورد جايگاه وبلاگنويسى در تبليغ دين جويا شد. پروفسور مولانا در زمينه ارتباطات نظرات بديع و پويايى دارد. وى در زمينه وبلاگنويسى دينى نيز به نكات ارزشمندى اشاره كرده است؛ هر چند به دليل تلفنى بودن اين گفت وگو و فرصت اندك، نتوانستيم با ابعاد گستردهترى از ديدگاههاى ايشان در اين زمينه آشنا شويم. آقاى پرفسور مولانا، شما چقدر با استفاده از عبارت «منبر ديجيتال»، براى تعريف وبلاگ، به عنوان يك مبلغ دينى در فضاى سايبر موافق هستيد؟ آيا وبلاگ مىتواند وسيلهاى براى تبليغ مذهبى باشد؟ پيش از پاسخ به اين سوال شما، نخست بايد درباره وبلاگ بگويم كه وبلاگ نوشتن، چيزى شبيه سفره انداختن است؛ يعنى شما سفرهاى انداختهايد كه مردم مىتوانند بيايند و دور آن سفره جمع شوند و با هم صحبت و مصاحبه كنند يا چيزى بخورند و بروند. البته گفتن اين نكته ضرورى است كه گاهى اوقات، اين سفره انداختن در موضوع وبلاگ، چيزى شبيه دانه پاشيدن مىشود. مثل اينكه در همين آغاز بايد به سراغ مبحث آسيبشناسى وبلاگها برويم. نخست اجازه بدهيد، خصوصيات وبلاگ را با هم مرور كنيم. بفرماييد. نخستين ويژگىاى كه براى وبلاگ، به مثابه يك رسانه مطرح است، سرعت آن در انتقال اطلاعات و طرح عقايد است. ويژگى دوم آن به عقيده بنده، اين است كه در اين فضا، نويسنده يا نظريهپردازى كه به جهات مختلف، نمىتوانسته عقايد خود، را به وسيله مطبوعات با رسانههاى جمعى ارائه بدهد، اكنون اين امكان را براى نشر عقايد و حرفهايش پيدا كرده است؛ يعنى وبلاگ مىتواند، شكاف رسانهاى را كه تاكنون براى دسترسى به اطلاعات متنوع وجود داشته، تا حدودى پر كند. سوم اينكه وبلاگ فرصت آشنايى با كارشناسان، متخصصان و نظريه پردازان گمنام را فراهم مىكند؛ البته در صورت استفاده آنها از وبلاگ؛ يعنى وبلاگ مىتواند به وسيلهاى براى مشروعيت دادن به دانش و نظريات و اطلاعات افراد و گروههايى تبديل شود كه ما معمولاً به آنها دسترسى نداريم. حال با توجه به اين ويژگىها، آيا يك وبلاگ مىتواند يك منبر باشد؟ بله مىتواند، البته به همان ميزان كه مىتواند راهنما و مبلّغ باشد، به همان ميزان هم مىتواند، گمراه كننده باشد. وبلاگ به همانقدر كه در اين ارتباط مثبت است، منفى هم هست؛ نه تنها در عرصه تبليغ دينى، در تمام زمينهها به همين گونه است. مشكل بزرگ وبلاگ اين است كه خوانندگان وبلاگها، معمولاً هيچ شناخت و اطلاعى از نويسندگان وبلاگها ندارند. آنان نمىدانند كه آيا نويسنده اين وبلاگ در زمينه مطلبى كه مىنويسد، اعتبار و مشروعيتى دارد يا خير. در حالى كه به فرض، وقتى شما به يك روزنامه مراجعه مىكنيد، حداقل مىدانيد كه اين روزنامه توسط چه كسانى منتشر مىشود. اعتبار دارد يا خير؟ يا اينكه اصلاً موضع سياسى و فكرى گردانندگان آن چيست. يعنى به نظر شما وبلاگ وسيله قابل اعتمادى نيست؟ بله؛ در اين فضا هر كس مىتواند وارد شود و بگويد كه من اين اطلاعات را دارم و مخاطب هم هيچ وقت فرصت نمىكند كه ببينيد آيا او واقعاً اين مقام و مشروعيت را دارد يا خير؛ البته اين را هم بگويم كه وبلاگها تنها تا زمانى مؤثر هستند كه تعدادشان محدود باشد؛ يعنى در حدى كه آن شكاف موجود در مطبوعات و رسانهها براى انتقال اطلاعات را پر كنند؛ ولى اگر تعداد وبلاگها آن قدر زياد شود كه با مسئله انفجار اطلاعات، آراء افكار و مسئله تبليغات تجارى مواجه شويم، ديگر ارزش خودش را از دست مىدهد. اين مشكلى است كه حتماً خود شما هم تجربه كردهايد. شما در جست وجوى موضوع مورد علاقه خود با انبوهى از سايتها مواجه مىشويد. سؤال مهمى كه پيش مىآيد اين است كه كدام يك از اينها پاسخ مفيد را به شما مىدهد. اگر شما سايت خاصى را نشناسيد، بايد تمام روز خود را براى بررسى سايتهاى مختلف در ارتباط با موضوع مورد جست وجوى خود صرف كنيد. يعنى افزايش روزافزون تعداد وبلاگها، خود به نوعى از ارزش و اعتبار وبلاگ مىكاهد. به خاطر داشته باشيد كه مردم وقت ندارند كه 8 ساعت بخوابند، 8 ساعت كار كنند، 8 ساعت تفريح و 8 ساعت ديگر هم به وبلاگها نگاه كنند. اطلاعات خوب، اطلاعات مفيد است؛ نه اطلاعات زياد. اطلاعات زياد مردم را گمراه مىكند. اين گمراه شدن در مواجهه با انبوه وبلاگهايى كه از مذهب و تبليغ آن دم مىزنند، هم صادق است؟ همينطور است. يا براى مثال اگر شما 50 وبلاگ داشته باشيد كه درباره مذهب و اسلام صحبت مىكنند، براى مخاطب اين سؤال پيش مىآيد كه من با مثلا 15 دقيقه وقتى كه دارم، به سراغ كدام اينها بروم. بالاخره بايد كسى مشروعيتى به اينها بدهد، و گر نه شما هيچ معيارى نداريد كه كدام بهتر و مناسبتر است، مگر اينكه از دوستتان شنيده باشيد يا پس از گذشت زمانى، آن وبلاگ شهرت يافته باشد. به نظر من، وبلاگ به همان اندازه كه مىتواند مفيد باشد و بحثى را باز كند و افق نظريهپردازى را متنوع كند، به همان اندازه مىتواند باعث سرگيجه شود. پس شايد پيش شرط اينكه يك وبلاگ بخواهد، نقش يك منبر را در پيام رسانى دينى ايفا كند، اين است كه از طرف متوليان حوزههاى آموزش علوم اسلامى، مشروعيت كسب كرده باشد؟! كاملاً صحيح است. شما وقتى پاى يك منبر مىرويد، در وهله نخست مىدانيد كه اصلاً اين منبر در مسجد است و آن مسجد هم معتبر است. ما مىدانيم كه اين مسجد و منبر كجاست و قبلاً در سطح جامعه درباره آن اطلاعاتى كسب كردهايم. در حالت كلى، شما نمىتوانيد بگوييد كه وبلاگ همان منبر است، زيرا شما نمىدانيد كه اين منبر در كدام مسجد قرار گرفته است. بنابراين، بايد مواظب بود و زياد هيجانى نشد. پتانسيلها بسيار است؛ ولى بايد همه جوانب منفى و مثبت آن را در نظر گرفت. گفتيد كه پتانسيلهاى بالقوه اين حوزه بسيار است؛ مراكز آموزش دينى ما تا به حال چقدر در به كارگيرى اين پتانسيلها، در جهت اشاعه و تبليغ دين موفق بوده اند؟ آيا تاكنون اقدام محسوسى در اين زمينه انجام گرفته است؟ تا حدودى موفق بودهاند. وضعيت امروز نسبت به گذشته بسيار بهتر است. نكته مهمى كه وجود دارد اين است كه اين مراكز بايد فعاليتهاى اينترنتى خود را علاوه بر محيطهاى مجازى، به شكل سنتى هم تبليغ كنند. تا اين كار از طريق همان ارتباطات سنتى، فرد به فرد و گروه به گروه صورت مىپذيرد. جناب پرفسور مولانا، سؤال آخر اينكه آيا وبلاگ كه رسانهاى در عالم مجازى است، مىتواند به اندازه ساير رسانهها و عناصر تبليغاتى تاثير گذار باشد؟ مىتواند؛ البته با توجه به اينكه اين رسانه قدمت چندانى ندارد، هنوز مطالعات علمى خوبى كه بتواند تاثيراتش را مشخص كند، انجام نشده است. اغلب صحبتهايى كه در اين زمينه مىشود، مبناى علمى و تحقيقاتى محكمى ندارند؛ ولى همانطور كه عرض كردم، سه شرط مشروعيت وبلاگ، مفيد بودن و تخصصى بودن آن، حداقل بايد وجود داشته باشند، تا وبلاگ رسانهاى تاثيرگذار باشد؛ در غير اين صورت پس از مدتى، مردم خسته مىشوند و وقتى تعداد وبلاگها فزونى بگيرد، ديگر كسى به آنها مراجعه نمىكند. باز هم اين را بگويم كه هيجان زده نشويم و خيال نكنيم كه وبلاگ هم رسانهاى است مثل ساير رسانهها. وبلاگ، در واقع محيط مبادلات آزاد است، نه رسانه به آن شكلى كه مىشناسيم؛ هر چند كه در سطح كلان موضوع ، همه وسايلى كه مىتوانند بين افراد و گروهها يا يك گروه و انبوهى از جمعيت ارتباط برقرار كنند، رسانه خوانده مىشوند.
|
| پی نوشت | (*)اصطلاح منبر ديجيتال برگرفته از مقاله جناب آقاى رضا بابائى، مسئول محترم انجمن قلم حوزه است كه به عنوان «وبلاگ، منبرهاى ديجيتال» در فصلنامه كتاب روش، شماره 4 به چاپ رسيده است |
 بازگشت | |
|
|