|
| | شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 | |
 |
| گروه مقاله | نرم افزارهای اسلامی | |
| عنوان مقاله | نرمافزار شناسايى احاديث مشابه، چالشها و راهكارها | | نویسنده | محمدحسین بهرامی | | بازدید | 88 |
| تاریخ انتشار | 1384-12-14 |
| فایل مطلب |  |
| متن مقاله | مجله رهآورد نور از هفتمين شماره دوره جديد خود، بحث جديدى را با عنوان «سلسله مقالات بررسى راهكارهاى طراحى نرمافزار شناسايى احاديث مشابه» آغاز كرده. اين بحث اگر چه براى اولين بار در يك مجله و در قالب سلسله مقالات به بحث گذاشته مىشد،(1) ولى به موضوعى اشاره دارد كه مدتهاست دغدغه تعدادى از مراكز حديثپژوهى و پژوهشگران شيعى است. از آنجا كه اين طرح، بسيار وسيع و گسترده است و به بررسى بسيار دقيق قريب به هزار جلد كتاب حديثى مربوط مىشود، شماره قابل توجهى از مؤسسات، اعم از مؤسسات فعال در زمينه توليد نرمافزار و مؤسسات فعال در زمينه پژوهشهاى حديثى، با وجود تهيه و آزمايش برخى از روشها در قطع كوچك، هنوز اجراى كامل چنين طرحى را به صلاح و صواب نديده يا هنوز توان خود را براى انجام چنين كارى كافى نمىدانند. موضوع شناسايى احاديث مشابه مدتها نويسنده اين سطور را نيز به خود مشغول كرده بود و در صدد تدوين طرحى براى اين منظور بودم تا اينكه مقاله جناب آقاى موسوى عبادى را در شماره هشت رهآورد نور مطالعه نمودم.(2) با توجه به مشابهت اين طرح با آنچه در ذهن داشتم و با توجه به زحمات ايشان در اين زمينه بهتر ديدم، به جاى تهيه طرحى جديد، در قالب يك نقد، اولاً سؤالهاى خود را نسبت به طرح ارائهشده بيان كنم و ثانياً پيشنهادهايى را به اين طرح بيفزايم. پس از مطالعه مقاله يادشده فرصتى پيش آمد تا از نزديك با مؤلف محترم مقاله آشنا شوم و نرمافزار تهيهشده و نيز صفحات نمونهاى را كه از كتاب آماده شده بود، از نزديك ببينم. ايشان طى دو سال به صورت انفرادى موضوع بزرگى را دنبال كرده، طرحى را براى اجراى آن آماده نموده است و علاوه بر آماده نمودن طرح، براى اين كار نرمافزارى تهيه كرده و نمونه كتابى را هم كه مىتوان در كنار نرمافزار چاپ كرد، مهيا نموده است. از آنجا كه اين كار سنگين و ابتكارى، براى اولين بار و بدون تجربه قبلى انجام مىشد، تبعاً مؤلف محترم با مشكلات و موانع متعددى روبهرو بوده است. بررسى طرح و نتايج به دستآمده بهخوبى نشان دهنده ميزان آشنايى مؤلف محترم با موضوع حديث، كاستىهاى حديثپژوهى و زمينههاى به كارگيرى نرمافزار براى رفع اين كاستىهاست؛ ولى متأسفانه مقاله ارائهشده نسبت به كار انجامشده بسيار كوتاه بود و عظمت كار صورت گرفته را آن گونه كه بايد بيان نمىكرد. اميد كه مطلب حاضر علاوه بر افزودن پيشنهادهايى به طرح، موجبات معرفى بهتر كار انجامشده را نيز فراهم سازد. پرسشهاى مربوط به طرح در دو دسته سؤالات محتوايى و سؤالات اجرايى بيان مىشود:(3) الف . سؤالات محتوايى در اين بخش، سؤالات مربوط به نحوه شناسايى و عرضه روايات مشابه مورد توجه قرار گرفته است كه به شرح ذيل است: 1. ملاك شناسايى در مشابهت بين احاديث: چنان كه از اين طرح بر مىآيد، از نظر مؤلف محترم ارتباط بين دو حديث از دو حال خارج نيست: يا هر دو يك حديثاند كه دو بار نقل شدهاند؛ يعنى اين دو روايت ممكن است كاملاً يكسان باشند يا در نقل با يكديگر تفاوتهايى داشته باشند. حالت دوم اينكه اين دو متبايناند و با يكديگر ارتباطى ندارند. در اين باره چند مسئله مىتواند مورد توجه قرار گيرد: يك. بر اساس چه قواعدى ما دو حديث را يكى مىدانيم؟ آيا وحدت در سند شرط است؟ يا فقط نبايد تعارضى بين اسناد باشد؟ مطابقت در متن چطور؟ اگر دو حديث با يك سند، متون متفاوت و مضمون مشابهى داشته باشند، يك حديث به شمار مىآيند يا خير؟ اگر سند و متن يكسان بود و نام امام(ع) به صورت متفاوت آمده بود، چگونه خواهد بود؟ دو. نويسنده محترم در خصوص اينكه چه ضابطهاى را ملاك مىداند يا براى اين كار آييننامهاى دارد يا خير، اشاره نكرده است. سه. آييننامه تدوينشده در رابطه با طراحى نرمافزار شناسائى احاديث مشابه بايد در مجامع تخصصى حديثى ارائه شود و توسط اساتيد اين رشته مورد بررسى و نقد قرار گيرد تا بتواند مبناى مناسبى براى كارى به اين عظمت باشد. به نظر مىرسد كه مجله رهآورد نور جايگاه مناسبى براى عرضه و به بحث گذاشتن اين آييننامه باشد كه اميدواريم اين امر در شمارههاى بعدى تحقق يابد. 2. نقش محقق در تعيين احاديث مشابه اگر مبناى محققى با مبناى تهيه كننده برنامه متفاوت بود، محقق تا چه حد مىتواند از برنامه استفاده كند؟ آيا برنامه مىتواند بر اساس مبانى پژوهشگران مختلف نتايج متفاوتى را ارائه نمايند؟ اين سؤالى است كه با وجود يك آييننامه خوب و حسابشده نيز باقى است و اگر به هر دليل مبناى محققى با مبناى صاحبان طرح متفاوت باشد، برنامه براى وى مفيد نخواهد بود. براى حل اين مشكل، بهتر است به جاى اينكه به نرمافزار بگوييم كدام احاديث با يكديگر مشتركاند، انواع نسبتهاى ممكن بين دو روايت را شناسايى و فهرست كنيم؛ براى مثال، ببينيم بين دو روايت از نظر سند چند حالت ممكن است به وجود آيد و يا چند حالت ممكن است بين متن دو روايت وجود داشته باشد. پس از تعيين انواع نسبتهاى ممكن بين دو روايت، نسبتهاى موجود بين روايتهاى موجود در برنامه را معين و به برنامه اعلام مىكنيم. پژوهشگرى كه كاربر برنامه است، ابتدا مبانى خود را به برنامه ارائه مىدهد و مثلاً معين مىكند احاديثى را كه مضمون مشابه و سند واحد دارند، يك روايت مىداند و يا دو روايت متفاوت به شمار مىآورد. پس از اعلام مبانى، برنامه بر همان اساس تعداد احاديث غير تكرارى را مشخص و اعلام مىكند. به اين ترتيب، ديگر يك رقم قطعى از احاديث غير تكرارى نداريم و اين رقم بر اساس مبانى مختلف متفاوت خواهد بود. همچنين بايد اين امكان به كاربر داده شود كه اگر نظرش در مورد حديثى به دلايلى همچون قرائن خارجى، برخلاف مبانى خودش بود، بتواند آن يك حديث را اصلاح كند؛ مثلاً اگر محقق معتقد باشد كه احاديثِ داراى مضمون مشابه، يكى نيستند؛ ولى دو حديث خاص را به دلايل خارجى يكى بداند، بتواند آن دو را به هم مرتبط سازد. اگرچه اجراى اين پيشنهاد كمى داراى پيچيدگى به نظر مىرسد؛ ولى با توجه به ايجاد ساختار آن در نرمافزار درايةالنور(4) كه چند سالى از تهيه آن مىگذرد و همچنين نياز مبرم به آن در اين برنامه به جهت تأثيرگذارى شديد مبانى محقق بر نتايج برنامه، به كارگيرى اين فناورى در اينجا لازم مىنمايد و چشمپوشى از آن صحيح نيست. 3. گستره انجام طرح تهيهكننده در قسمتى از طرح خود آورده است كه «كتابهايى مثل نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان كتب مستقل بررسى نمىشوند؛ چون روايتهاى آنها در مصادر و منابع موجود است».(5) اين عبارت چند نكته را براى ما يادآورى مىكند: اولاً براى چنين كارى بايد ملاحظه نمود كه فهرست غير تكرارى احاديث چه كتابهايى را تهيه كنيم؟ همان گونه كه مؤلف محترم اشاره نموده، اين كتابها بايد از قرن اول شروع شوند؛ اما مسئله قابل توجه اين است كه ما تا چه قرنى و چه كتابهايى را بايد به عنوان منبع و مرجع اوليه به شمار آوريم؟ آيا اين مسئله نهايتى دارد؟ آيا فقط كتب حديثى مورد نظرند يا اينكه هر كتابى كه احاديث را در خود جاى داده، مانند كتب فقهى، مىتواند مد نظر قرار گيرد؟ تعيين شيوهنامه انتخاب كتب و احاديث و سپس ارائه فهرستى از كتب به دست آمده از اين شيوهنامه، ضرورى است تا مشخص گردد كه چرا كتابهايى همچون نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه از اين شمار خارجاند. ثانياً آيا هر كتابى كه بتوان روايتهاى آن را در مصادر و منابع يافت، مثل كتاب وافى، از اين طرح خارج مىشود؟(6) اگر تفاوت در نقل يك حديث در منابع مختلف مهم است، چرا نبايد اين دو كتاب به عنوان دو نمونه از مهمترين منابع مورد استفاده شيعيان جزو طرح به شمار آيند؟ در اين زمينه نيز مؤلف محترم بيان داشتند كه براى اين كار نيز آييننامهاى تهيه كردهاند و بر همان اساس نسبت به وجود يا عدم وجود كتابها تصميمگيرى مىشود؛ ولى به نظر مىرسد، بهويژه با توجه به نمونهاى كه بيان شد، مؤلف محترم بايد آييننامه خود و فهرستى را كه بر اساس اين آييننامه تهيه نموده است، ارائه كند تا شبههاى در حكم يا تعيين مصداق باقى نماند. 4. جايگاه اختلاف نسخهها در شناسايى احاديث مشابه سؤال فوق يادآور مسئله حساسترى به نام اختلاف نسخهها است كه در كلام مؤلف محترم به آن اشارهاى نشده است. اگر تفاوت يك حرف مثل (فا) و (واو) در «فاوحى» و «و اوحى» بسيار حساس و قابل توجيه است و بايد در مقايسه احاديث موجود در دو كتاب متفاوت مورد توجه قرار گيرد، بايد توجه داشت كه اين مسئله در نسخههاى مختلف از يك كتاب نيز به همان اندازه داراى اهميت است و نمىتوان از آن چشمپوشى نمود. چه بسا روايتى كه در دو نسخه يك كتاب، به دو صورت متفاوت نقل شده است؛ به گونهاى كه اين تفاوت، در برداشت از روايت مذكور مؤثر است. پس قابليت ديگرى كه بايد به برنامه اضافه شود، امكان ارائه و مقايسه بين نسخههاى متفاوت از يك كتاب است. اين مسئله تأكيد مجددى است بر آنكه نمىتوان كتابها را صرفاً به دليل اينكه احاديثشان در منابع ديگر آمده است، از گردونه بحث خارج نمود. 5. تدوين مجدد احاديث افزون مشكلى بر مشكلات حديثپژوهان يكى از مسائل مهم در منابع حديثى، مانند ديگر منابع مرجع در پژوهشهاى علمى، مرجع قرار گرفتن آنها در تحقيقات و پژوهشهاست. هر گاه چاپ جديدى از يك كتاب به بازار عرضه مىگردد و مورد استفاده محققان قرار مىگيرد، مشكلى به نام ارجاعات به نسخه قبلى تكرار مىشود. در بسيارى از كتب، به چاپ قبلى ارجاع داده شده و چاپ جديد به علت تفاوتهاى جديد در صفحهبندى و احياناً محتوا، مراجعه كننده را از مراجعه به چاپ قديم بىنياز نمىكند. البته اين مسئله در نرمافزارهاى كتابخانهاى تا حدى متفاوت است، چون نرمافزار، نماينده كتاب است و در حقيقت اين كتاب است كه مرجع است و نه نرمافزار. براى اين كار، در كتاب و نرمافزار پيشنهادى، تمهيدى انديشيده شده است و آن اينكه نشانى هر روايت در كتاب مورد نظر به صورت دقيق آورده شده است تا در حقيقت همان چاپ از كتاب مرجع قرار گيرد. ولى در اينجا واقعيتى بايد در نظر گرفته شود و آن اينكه اين كتاب خود مرجع جديدى به شمار خواهد آمد، زيرا با وجود دقتهاى فراوان، با منابع اصلى تفاوتهايى را خواهد داشت. با اين شرايط، محقق نه از مراجعه به اين كتاب جديد كه حداقل مشتمل بر صد جلد است، بى نياز خواهد بود و نه از مراجعه به كتابهاى قديم؛ چرا كه چاپ جديد با وجود دارا بودن برخى ويژگىها، بسيارى از ويژگىهاى چاپ قديم را از دست داده است. هر چند يكى از ويژگىهاى اين طرح، عدم تقطيع روايات عنوانشده است؛ ولى متأسفانه هنوز هم گونهاى از تقطيع در روايات باقى مىماند و احتمالاً در آينده محققان را با مشكلاتى مواجه مىسازد. يكى از ويژگىهايى كه در كتاب جديد از دست مىرود، آن است كه براى پژوهشگر به درستى معين نيست كه روايت در چه بابى بوده و در آن باب چند روايت وجود داشته و چه روايتهاى ديگرى در كتاب مورد نظر درباره اين موضوع آورده شده است؛ به عبارت ديگر، ساختار منبع اصلى به طور كلى از دست رفته است. رواياتى كه صاحب هر كتاب حديثى تحت عنوانى واحد در يك باب جمع كرده است، به گونهاى نشان از برداشت مؤلف محترم از روايات و ارتباط بين اين روايات از نظر وى دارد كه با اين تقطيع، امكان دسترسى به اين ديدگاهها از بين مىرود. 6. تدوين كتاب فهرست به نظر مىرسد براى حل اين دو مشكل، يعنى افزودن يك نسخه جديد به نسخههاى كتاب و تقطيع روايات به شيوهاى جديد، راه حل نه چندان پيچيدهاى وجود داشته باشد. براى اين كار به جاى اينكه در مورد هر روايت يك نقل از روايت، به صورت كامل آورده شود و براى بيان تفاوت بين اين نقل و نقلهاى ديگر حجم انبوهى از مطالب را به آن اضافه كنيم؛ به طورى كه خواننده هم به راحتى نتواند هر نقل را به صورت مستقل مشاهده كند، كتاب جديد مىتواند شامل فهرستى از ارجاعات باشد؛ به گونهاى كه فقط فهرست روايات را بر اساس فهرست كتب و روايات موجود در آنها مىآورد و به صفحه مربوط به آن روايت ارجاع مىدهد. در صفحه مربوط به آن روايت نيز فهرست روايتهاى مرتبط با اين روايت به همراه بيان نسبت هر يك با اين روايت آورده مىشود. به اين صورت، ما كتاب مختصرى خواهيم داشت كه فقط فهرست روايات را آورده و خواننده براى مشاهده اصل روايت بايد به خود كتب مراجعه كند و ديگر نيازى به افزودن يك نسخه جديد به نسخههاى مختلف موجود از هر كتاب نيست. ضمن اينكه اگر محقق بخواهد تفاوتهاى جزئى بين دو نقل از يك روايت را بداند مىتواند به نرمافزار مراجعه كند و به نظر مىرسد كه ذكر اين حجم عظيم از تفاوتهاى ريز و درشت در كتاب، روش اصولى و صحيحى نباشد. نمايش تك تك تفاوتهاى بين دو عبارت، از جمله ويژگىهايى است كه بايد آن را به نرمافزار سپرد و از ارائه آن در كتاب صرف نظر كرد. پيشتر نيز در نرمافزار «منهج النور» مقايسه نسخههاى مختلف نهجالبلاغه و نمايش تفاوتهاى بين نسخ گنجانده شده است(7) كه اين تجربه مىتواند به تكميل نرمافزار مورد بحث كمك نمايد. البته ممكن است مشكل جديدى مطرح شود و آن، عدم دسترسى افراد به همه كتابهايى است كه منبع تحقيق قرار گرفتهاند و در شمار ارجاعات كتاب فهرست به اين كتابها هستند. براى حل اين مشكل مىتوان به جز ارائه كتب در نرمافزار، راه حل ديگرى نيز ارائه نمود؛ در انجام اين طرح اگر توان كافى وجود داشته باشد، مجرى مىتواند چاپ جديد و يكسانى از كتب منبع يا درصورت گستردگى كار از مهمترين آنها تحقيق و ارائه نمايد. البته با اين كار اگرچه مشكل ارائه نسخه جديدى از منابع حل نمىشود، ولى متن منابع با همان ساختار ارائهشده در منبع اصلى ارائه مىگردد، نظير آنچه در مجموعه كتب فلسفه غرب انجام شده است كه مىتواند نمونه مناسبى براى اين كار باشد.(8) ب. اشكالات اجرايى براى انجام پروژههاى بزرگ لازم است كه با بررسى كارهاى انجامشده و قابليتهاى موجود، ابتدا طرح آرمانى جامعى مشتمل بر تمام جوانب كار تهيه شود و تمامى نيازهاى آتى طرح از همان ابتدا شناسايى و در نظر گرفته شود. از سوى ديگر، در اجراى طرح لازم نيست كه تمام آن را به يكباره انجام داد، بلكه بايد متناسب با توان و امكانات اجرايى طرح را فازبندى كرد و نسبت به اجراى آن اقدام نمود. به اين ترتيب، طرح به دستآمده جهت كمبود امكانات ناقص نبوده و به مرور زمان اجرا خواهد شد. برخلاف آنچه گفته شد، به نظر مىرسد كه طرح ارائه شده هنوز از برخى جهات ناقص است و آماده اجرايى شدن نيست يا اينكه در مقاله ارائهشده به سؤالات موجود در اين زمينه پاسخ داده نشده است؛ براى مثال، در طرح آمده است كه امكان موضوعبندى در نظر گرفته شده است و حال آنكه تهيه يك معجم موضوعى از يك كتاب به تنهايى، كار بسيار پيچيده و بزرگى است، چه رسد به موضوعبندى بيش از صد جلد كتاب. از اينرو، با توجه به عدم وجود روشهاى كاملاً استاندارد و تدوين شده و نيز تأثير چگونگى انجام كار در كامل و مفيد بودن آن، بايد به تفصيل جوانب آن پيش از اجرا، بررسى و مطالعه شود. تهيه معجم موضوعى از تمامى احاديث شيعه، چه از نظر پيچيدگى كار و چه از نظر گستردگى، حجم بسيار بزرگترى را نسبت به مرحله اول كار، يعنى تهيه فهرست غير تكرارى و تعيين تفاوتهايى در نقل، به خود اختصاص مىدهد. به اين ترتيب، ضمن توجه به اينكه طرح از اين جهت ناقص است، شايد پيشنهاد كنار گذاشتن معجم موضوعى از اين طرح و تدوين طرح جداگانهاى براى اين منظور، از پيشنهاد تكميل نمودن طرح فعلى بهتر باشد. نمونه ديگر براى وجود زمينه تكميل طرح و عدم توجه به كارهاى انجام شده در زمينه نرمافزارهاى حديثى، پيشنهاد افزودن نمودار درختى جامعى از اسناد يك روايت است. اين كار در نرمافزار «موسوعة تسعة» اهل تسنن اتفاق افتاده است. كاربر مىتواند پس از انتخاب يك روايت از مجموعه كتب تسعه، همه اسناد آن روايت را در مجموعه كتب تسعه به صورت يك نمودار يك پارچه مشاهده نمايد. فازبندى كردن عمليات اجرايى با توجه به حجم عظيم كار، يكى از پيشنهادهايى كه مىتواند به اجرايى كردن طرح كمك كند، فازبندى كردن آن است. اگر چه محقق محترم در طرح خود مراحل اجراى طرح را بيان كردهاند؛ ولى به نظر مىرسد كه علاوه بر تعيين مراحل اجراى طرح، بايد آن را فازبندى نيز نمود تا طرح يك گام به پيادهسازى نزديكتر شود. اين فازبندى به دو شكل مىتواند انجام گيرد: اولين روش، آن است كه ما ابتدا يك كتاب، مانند كتاب كافى يا سليم بن قيس را معين كنيم و تمام مراحل مورد نظر را بر روى احاديث آن انجام دهيم و روش دوم، آن است كه ما كارها را تقسيم كنيم و اين كارها را بر روى تمام موارد به مرور انجام دهيم. با توجه به حجم كار لازم است كه براى فازبندى طرح مزبور از هر دو روش در كنار يكديگر استفاده نمود. مراحل شناسايى احاديث مشابه را در نگاه اول مىتوان به اين شكل فازبندى كرد: تهيه كتابخانه جامع حديث شيعه تهيه كتابخانه جامع حديث شيعه، امرى است كه هنوز تحقق نيافته است. ما فهرست جامعى از روايات تكرارى نداريم و براى انجام پژوهشهاى حديثى هيچ منبعى نمىتواند به تنهايى ما را از مراجعه به منابع ديگر بى نياز سازد. به نظر مىرسد كه جمعآورى تمام كتب حديثى در يك نرمافزار مىتواند گام مناسبى در راستاى آغاز عمليات طرح باشد. ايجاد ارتباط اوليه بين احاديث ايجاد ارتباط بين احاديث در كتبى كه به نقل از يكديگر تصريح كردهاند و ارائه آن در قالب يك نرمافزار، فازى است كه بخش عمدهاى از كار شناخت احاديث مشابه را تسهيل مىكند؛ به عنوان مثال، كتاب وسائل الشيعة روايتى را از كافى نقل مىكند و خود نيز به اينكه روايت از محمد بن يعقوب كلينى(ره) است، تصريح مىنمايد. هنوز هيچ نرمافزار حديثى بين اين احاديث در منبع ارجاع دهنده و منبع مرجع، ارتباط برقرار نكرده است و ما در صدد هستيم تا رواياتى را كه احياناً از نظر سند يا محتوا مشابهاند، در تمام كتب شناسايى نموده، به يكديگر مرتبط سازيم. شناسايى احاديث مشابه مرحله سوم، شناسايى احاديث مشابه است. اين كار مىتواند به صورت تمامدستى يا با كمك گرفتن از نرمافزار صورت پذيرد. مقاله ارائهشده در شماره هفت همين مجله راهنماى مناسبى براى تعيين نيازهاى اوليه اين نرمافزار است. اين كار ممكن است با كمك نرمافزارهاى كتابخانهاى موجود كه قابليت كافى براى انجام انواع جستوجوها را دارند، صورت پذيرد يا اينكه براى اين كار نرمافزار ويژهاى تهيه گردد. پس از شناسايى احاديث مشابه -يا همان گونه كه پيشنهاد شد، شناسايى انواع روابط بين احاديث كه ممكن است با تلفيق اين روابط به شناسايى احاديث مشابه پى برد- نوبت به تهيه خروجىهاى برنامه مىرسد. توليد نرمافزار احاديث مشابه در اين مرحله، نرمافزارى تهيه مىشود كه پس از دريافت مبانى هر محقق، احاديث را بر اساس نظرات وى مجدداً شمارهگذارى كرده، تعداد احاديث غير تكرارى را اعلام مىنمايد. با مراجعه به هر حديث در هر يك از كتب، سير نقل آن روايت نيز در كتب مختلف حديثى قابل پيگيرى است. همچنين درصورت تمايل، محقق مىتواند به كمك نرمافزار بين دو نقل مختلف از يك روايت مقايسه نموده، تفاوتهاى بين آن دو را معين و شمارهگذارى نمايد. تهيه معجم موضوعى اكنون كه تمام كتب و احاديث در قالب يك نرمافزار آماده و ارائهشده است، زمينه لازم براى تدوين معجم موضوعى اين احاديث آماده است. البته همان گونه كه اشاره شد، بحث تهيه معجم موضوعى خود داراى مقدمات و پيچيدگىهاى متعددى است كه بهتر است از طرح فعلى جدا شده، به عنوان يك طرح مستقل بررسى شود. تهيه و چاپ كتاب فهرست غير تكرارى از احاديث در اين كتاب، فهرست غير تكرارى از احاديث كتب روايى ارائه مىشود.(9) اين كتاب بر اساس نظر مشهور در مورد تعريف احاديث مشابه تهيه مىشود. ضمن اينكه علاوه بر فهرست غير تكرارى، فهرست كل روايات كتب نيز بر اساس اصل كتب موجود است كه به فهرست غير تكرارى ارجاع داده مىشود. نشانىدهى به كتابهاى حديثى نيز بر مبناى مشهورترين نسخه چاپى از هر كتاب صورت مىگيرد. چاپ نسخهاى يكنواخت از تمامى متون حديثى در اين مرحله مىتوان براى كاربردىتر كردن كتاب فهرست، مجموعهاى يكسان و يكنواخت از كتب حديثى مهم را به چاپ رسانيد. البته بايد توجه داشت كه مراحل انجام اين كار نيز همانند تهيه معجم موضوعى، خود بحث جامعى را مىطلبد و بهتر است جداگانه مورد بررسى قرار گيرد. پشتيبانى مراكز توليد نرمافزار پژوهشى - حديثى و انتشاراتى با مطالعه طرح مىتوان به اين نتيجه رسيد كه مؤلف محترم، با حديث و حديثپژوهشى بهخوبى آشناست و به نرمافزار و قابليتهاى آن نيز مسلط است؛ ولى بايد در نظر گرفت كه انجام موفقيتآميز طرح فوق در گرو داشتن توان تهيه نرمافزار علوم اسلامى و همچنين وجود بستر انجام پژوهشهاى گسترده حديثى است. تحقق چنين اهدافى از توان يك فرد خارج است. از اينرو، شايسته است كه مراكز توليد نرمافزارهاى علوم اسلامى و همچنين مراكز حديثپژوهشى ضمن قدرشناسى از اين محقق و ارج نهادن به ايده و كار انجامشده مزبور، از طرح فوق حمايت نمايند و ضمن كمك به تكميل طرح و رفع نقايص آن، زمينه اجرايى شدن آن را نيز فراهم كنند. تا زمينه تسهيل دسترسى به معارف اهل بيت)ع) بيش از پيش فراهم آيد. ***
پاسخ به نقد سيد اسدالله موسوى عبادى ضمن تقدير و تشكر از فصلنامه رهآورد نور كه فضاى مناسبى را براى ارائه انديشه و نقد آراى گوناگون و بحث و بررسى درباره مطالعات رايانهاى علوم اسلامى فراهم نموده است، نكاتى چند را براى پاسخ به نقد فاضل محترم، حجة الاسلام محمدحسين بهرامى عرضه مىدارم. پيشتر از حسن توجه برادر عزيز، جناب آقاى بهرامى كه مقاله بنده را با دقت مطالعه كرده و مواردى را متذكر شدند، كمال امتنان و تشكر را دارم. مقدمه همان طور كه به صورت حضورى خدمت شما عرض كردم، گرچه اين طرح بيش از دو سال است كه به طول انجاميده؛ اما به جهت گستردگى كمى (كليه منابع حديثى شيعه) و كيفى (نياز به تخصصهاى حديثى و رجالى)، از كمك و راهنمايىهاى ديگران بى نياز نخواهد بود. بدان اميد كه به موجب نقد و بررسى، كاستىهاى طرح برطرف گردد و به توفيق خداوند متعال و عنايت اهلبيت(ع) هرچه زودتر به منصه ظهور برسد. چنان كه مرقوم فرموديد، آنچه در مقاله ارائه شده بود، نسبت به كار انجام شده بسيار مختصر مىنمود و حتى بيانگر كل طرح هم نبود. دليل آن هم اين بود كه ما صرفاً خواستار مطرح كردن اصل طرح بوديم و نه ارائه جزئيات طرح، زيرا ارائه طرح مستلزم ارائه كامل آييننامه و كارهاى كارشناسىاى است كه تا به حال انجام شده است كه اولاً عرضه آن در قالب يك مقاله ممكن نبود. ثانياً مرسوم نيست كه قبل از عملياتى شدن طرح جزئيات آن ارائه گردد و ثالثاً مواردى در طرح كار شده است كه صِرف نوشتن و بدون ارائه نرمافزار قابل تفهيم نيست، مثل شمارهگذارى اختلاف متن احاديث و ترتيب آنها و ارائه فهرستهاى مختلف از اختلاف متن در احاديث مشابه. بسيارى مطالبى كه نويسنده در نقد خود ارائه كرده بود، در آييننامه طرح آمده و پيشبينى شده است؛ اما به هر صورت، با توجه به نقدى كه ايشان با دقت و حوصله كافى بر طرح بنده نگاشتهاند، بيان چند نكته، مهم و ضرورى مىنمايد: 1. ملاك شناسايى در مشابهت احاديث بر اساس قواعد رجالى به حديثى كه از لحاظ سند، صدور و متن شبيه به هم باشد، حديث واحد گفته مىشود و چون روند طرح به ترتيب از قرن اول شروع مىشود و تا قرن 14 ادامه مىيابد، وقتى احاديث به طور نزولى قرار مىگيرند، خيلى مسائل خود به خود حل مىشود؛ مثلاً حديثى كه در قرن اول نقل شده است در چهار مدرك ديگر مشاهده مىشود كه از لحاظ متن واحد است؛ اما از لحاظ سند مشكلاتى دارد؛ براى مثال، يك حديث واحد در كتاب سليم بن قيس با سند كامل آمده؛ در كتاب كمال الدين با حذف القاب آمده و در كتاب الارشاد به صورت مرفوعه آمده است؛ اما از كمال الدين نقل كرده است يا در كتاب بحارالانوار هم سند آن كامل بيان شده است. وقتى كه مجموع اين اسناد را به طور يكجا مشاهده كنيم، متوجه مىشويم كه متن واحد است، زمان صدور واحد است و سند هم يكى است. اما اگر حديثى متن واحد داشته باشد؛ ولى صدور آن از دو معصوم باشد، دو روايت حساب مىشود؛ مثلا اگر حديثى را پيامبر اكرم(ص) بيان كرده باشد و عين همان حديث را امام صادق(ع) مستقلاً بيان نموده باشد، دو حديث به شمار مىآيند. همچنين اگر احاديثى از لحاظ زمانى متفاوت باشند، باز دو حديث حساب مىشدند مثل اينكه حديثى از امام على(ع) نقل شده و داراى سند كامل است و همان حديث از امام صادق(ع) نقل شد شده است؛ اما سند آن به حديث اول نمىرسد، اين حديث هم مشابه نخواهد بود. البته احاديثى كه از لحاظ سند، صدور و زمان، واحد باشند، اما از لحاظ متن نقل به معنا شده باشند، باز يك حديث محاسبه مىشوند. 2. نقش محقق در تعيين احاديث مشابه در نقد مزبور آمده بود كه اگر مبناى محققى با مبناى تهيهكننده متفاوت باشد، چه بايد كرد؟ گفتنى است كه علماى هر علم براى هر موردى قاعده و ضابطه كلى دارند كه غالباً آن را قبول مىكنند، هر چند ممكن است استثنايى هم باشد و كسى مبناى كلى را قبول نكند؛ اما ضابطه كلى هر علمى قابل قبول همه هست. در اينجا نيز وضع به همين منوال است. ما در طرح خود قاعده و ضابطه كلى را رعايت مىكنيم و اگر كسى هم استثنائاً مبنايى متفاوت داشت، برخلاف قاعده كلى است. البته ممكن است كارشناسان حديثى را مشابه بدانند؛ ولى كسى پيدا شود كه برخلاف مبناى كلى آن حديث را مشابه نداند كه اين در واقع يك نظر شخصى محسوب مىگردد. اما اگر در حديثى طبق قاعده و مبناى كلى نتوانيم به نظر واحد برسيم، حديث مذكور را با علامت مشخصى يك حديث قلمداد مىكنيم و به آن يك شماره اختصاص مىدهيم و افزون بر اين، همانجا كه در مورد اين حديث به نظر واحد نرسيديم. 3. گستره انجام طرح در مورد اينكه در اين طرح چه كتابهايى مورد بررسى قرار مىگيرد، بايد عرض كنم كه در زمينه منابع و مصادر روايى شيعه مقالاتى نوشته شده و تحقيقاتى صورت گرفته است و تا كنون نرمافزارهايى با عنوان احاديث شيعه گردآورى شده كه در دسترس همگان است و منابع و مصادر حديثى شيعه را معين كردهاند. در اين طرح ما هم با استفاده از تحقيقات انجام شده و پژوهش فردى خود، منابع را معين كردهايم كه فهرست آنها در آييننامه موجود است. در اين طرح، منابع و مصادر دست اولى كه احاديث را نقل نمودهاند، مورد نظر است و به طور كلى كتابهاى كه ممكن است روايتى در آنها باشد كه در كتب ديگر نباشد، مورد توجه بوده است. اما كتابهايى مثل ميزان الحكمه كه فقط در آنها جمعآورى حديث ملاك قرار گرفته، مورد نظر نبوده است. دليل استفاده نكردن از نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان يك منبع و مصدر، به اين جهت است كه روايتهاى آنها در كتب ديگر آمده است و در جايگاه خود مورد بررسى قرار مىگيرد. البته اگر روايتى در اين دو كتاب شريف باشد كه در جاى ديگر يافت نشود، حتماً مورد بررسى قرار خواهد گرفت. 4. جايگاه اختلاف نسخ در شناسايى احاديث مشابه اختلاف نسخ، بحث مستقلى است و ارتباطى به طرح ما ندارد. ضمن اينكه همه روايتها در كتب روايى مورد تحقيق نبودهاند. البته طبق آييننامه هر منبع و مصدرى كه در نظر مىگيريم، بايد آخرين نسخه تحقيقشده باشد. بديهى است كه با اين كار تقريباً روايتهايى كه اختلاف نسخ آنها بيان شده است، در دستور كار ما قرار مىگيرد. 5. تدوين مجدد احاديث، افزودن مشكلى بر مشكلات حديثپژوهان همان طور كه نقدكننده محترم گفته بود، ممكن است تدوين كتب جديد ترديد در ارجاع به كتب قبلى ايجاد كند؛ اما در كل، اگر طرح قابل قبول باشد، در نهايت مرجع عام قرار مىگيرد؛ مثلاً بحارالانوار گرچه مرجع واحد نيست؛ ولى پژوهشگران در مسير تحقيق به همان كتاب بحار بسنده مىكنند، مگر در مسائل فقهى كه فقيه بايد به همه منابع مراجعه كند. در طرح فعلى چون عين مطالب از منابع مختلف ذكر شده و شناسنامه و نشانى آنها هم به طور كامل بيان شده است، محقق مىتواند از همين كتاب به كتابهاى ديگر نشانى دهد يا همين كتاب را به عنوان منبع ذكر كند. 6. تدوين كتاب فهرست بر اساس آييننامه طرح، در هر بابى كه يك حديث به صورت تقطيع آمده است، با علامتى مشخص شده است و طبق باب همان كتاب نقل مىشود، زيرا احاديث در منابع قديمى دستهبندى نشدهاند و بر اساس باببندى همان كتابها قابل دسترسى هستند. البته در نقد اين طرح از سوى نويسنده پيشنهادى در اين باره ارائه شده كه عنوان يك طرح قابل بررسى است؛ ولى هدف ما در اينجا چيز ديگرى است. 7. اشكالات اجرايى ما نيز اذعان داريم كه به علت گستردگى طرح و امكانات، اين طرح بدون پشتوانه يك مؤسسه بزرگ قابل اجرا نيست؛ ولى بنده فعلاً روايات قرن اول را در دستور كار دارم كه اولا حجم آن كم است و ثانياً به امكانات زياد نياز ندارد. اميدوارم با عنايت خداوند و اهل بيت(ع) بهزودى روايات مشابه قرن اول به اتمام برسد و بهتدريج اين كار ادامه پيدا كند. 8. موضوعبندى طرح اما در مورد اين مطلب كه موضوعبندى نياز به امكانات گسترده دارد، بايد بگويم كه اين امر در طرح پيشبينى شده است؛ اما در اولويت اول قرار ندارد. به هر حال، سرفصلها و سرعنوانهاى هر حديث مشخص بابهايى كه در كتابها به آن اشاره گرديده، در قسمت موضوعبندى ذكر خواهد شد. 9. فازبندى كردن عمليات اجرايى پيشتر متذكر شدم كه اين طرح فازبندىشده و به صورت قرن به قرن عملياتى مىگردد. قرن اول هم شروع شده و در حال انجام است. البته بعضى پيشنهاد كرده بودند كه طرح به صورت موضوعى دنبال شود؛ ولى پيشنهادات مذكور هيچ كدام از اهداف طرح را برآورده نمىكرد. از اينرو، بهترين روش براى عملياتى كردن طرح اين است كه به صورت قرن به قرن جلو برويم. 10. كتابخانه جامع حديث شيعه در حال حاضر، نرمافزارهايى ارائه شده كه معمولاً شامل همه احاديث شيعه است و حديثى از شيعه نيست كه در اين نرمافزارها موجود نباشد. اما مطلب اينجاست كه برخى مشكلات محققان را هنوز نتوانستهاند برطرف كنند، چون در اين نرمافزارها بايد همان چيز را جستجو كرد كه در dataآمده است. از اينرو، گاهى يك حديث را در كتاب مشاهده مىكنيم؛ ولى در نرمافزار قابل دستيابى نيست، زيرا برخى جاها عبارتها پس و پيش، كم و زياد، نقل به معنا و يا غلط حروفچينى شده است و در نتيجه، كاربر به مطلوب مورد نظر خود نمىرسد. اين مشكلات نرمافزارى، يكى از دلايل طراحى و ارائه اين طرح بوده است. به همين جهت، در اين طرح سعى شده كه تمام زواياى روايت مورد دقت قرار گيرد تا با هر عبارتى بتوان روايت دلخواه را از تمام منابع استخراج نمود. 11. ايجاد ارتباط اوليه بين احاديث يكى از امكانات نرمافزارى اين طرح، ارائه فهرست روايت از يك راوى يا از يك كتاب است. البته مسئله ارتباط با خود راوىها آن چنان كه در لوح فشرده درايةالنور آمده است، در اين برنامه پيشبينى نشده است. براى حل اين مشكل هم مىتوان در نهايت اين نرمافزار را با نرمافزار درايةالنور كامل كرد و به كمك متخصصان مربوطه به يك نرمافزار تبديل نمود. بديهى است تحقق اين امر نيز جز در سايه همكارى مسئولان امر ممكن نخواهد بود. شناسايى احاديث مشابه اين امر به دليل عبارتهاى غير همگون و اختلاف متن احاديث و نقل به معنا و غلطهاى تايپى با اين برنامه موجود غير ممكن است كه ما در طرح از دو طريق نرمافزار و نيروى انسانى اين كار را انجام مىدهيم و دقت آن 99درصد است. 12. معجم موضوعى عرضه معجم موضوعى در اولويت اول اين طرح قرار ندارد و بقيه پيشنهادهاى مطرح شده در نقد مذكور قابل بررسى است و همان طور كه ايشان بيان نموده، اين طرح به همكارى و پشتيبانى مراكز توليد نرمافزار، مراكز پژوهشى- حديثى و مراكز انتشاراتى نيازمند است كه اميدوارم ساير عزيزان نيز با نقد و ارائه پيشنهاد ما را در ارائه هرچه بهتر اين طرح يارى رسانند. در پايان، يك بار ديگر از نويسنده محترم، آقاى بهرامى كه با دقت فراوان طرح بنده را مطالعه كرده و به طور حضورى نرمافزار و اصل طرح را هم مشاهده كردند و موجب تشويق اين جانب بودهاند، قدردانى مىكنم و از خداوند متعال خواستارم كه به همه ما توفيق خدمت در راستاى اهداف مقدس ائمه اطهار(ع) و ترويج فرهنگ ناب اسلامى را عطا كند.
|
| پی نوشت | 1. در طى دو شماره سه مطلب متفاوت در اين موضوع به چاپ رسيده است كه اگر چه يكى از اين مطالب سطحى و مشتمل بر كلىگويى در اين مسئله بود؛ ولى دو مطلب ديگر نشان از آن دارد كه براى اين كار روشهاى مختلفى ارائه و بررسى شده و نمونههايى از آن نيز به مرحله اجرا درآمده است. ضمن اينكه اين دو مورد تنها نمونهاى از كارهاى صورتگرفته و تجربههاى موجود در اين زمينه است كه اميدواريم در شمارههاى بعدى با موارد جديدترى نيز آشنا شويم. 2. موسوى عبادى، سيد اسداللّه، «طرحى نو براى توليد نرمافزار شناسايى احاديث مشابه»، رهآورد نور، ش 8، ص 16. 3. در ملاقاتى كه با نويسنده محترم داشتم، برخى از سؤالات مطرح و پاسخ داده شد؛ ولى ارائه اين پرسشها و پاسخها مىتواند اولاً ابعاد جديدى از مسئله را روشن سازند و ثانياً پاسخهاى عرضهشده نيز مورد ارزيابى قرار مىگيرد. 4. در بخش اسناد نرمافزار درايةالنور، كاربر نظر خود را درباره مذهب و توصيف تكتك راويان مشخص مىكند و سپس برنامه اسناد روايات را بررسى كرده، بر اساس ديدگاه كاربر نظر شخصى وى را درباره به سند بيان مىكند. 5. موسوى عبادى، سيد اسداللّه، «طرحى نو براى توليد نرمافزار شناسايى احاديث مشابه»، ره آورد نور، ص 18، ش 8. 6. اگر پاسخ اين سؤال مثبت باشد، با موضوع طرح نيز كه يافتن احاديث تكرارى در منابع مختلف است، سازگار به نظر نمىآيد. 7. در بخش نمايش نرمافزار دانشنامه علوى، كاربر مىتواند پس از انتخاب كليد مقايسه و انتخاب دو نسخه مختلف از نهجالبلاغه، آن دو را با يكديگر تطبيق نمايد و تفاوتهاى بين دو متن را از قبيل افزايش يا كاهش متن، جابجايى در متن و تفاوت متون با رنگ مشخص كند. 8. Creat books. 9. همان گونه كه گذشت، اين كتاب فقط به ارائه نشانى احاديث در كتب مىپردازد و متن احاديث در آن آورده نمىشود.
|
 بازگشت | |
|
|