شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389
منو
تبلیغات

لینک های مرتبط
لينکها
مجلات تخصصی نور


مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی


فاوا نیوز


خبرگذاری قرآنی ایران


فروشگاه اینترنی نورشاپ


پایگاه اطلاع رسانی حوزه


کتابخانه دیجیتالی نور


پایگاه شبکه اطلاع رسانی نور


پایگاه امام علی(ع)


پایگاه راهنمای پایگاه های اسلامی


پایگاه اطلاع رسانی رسول نور


راهنمای پایگاه های نبی اعظم(ص)


راهنمای پایگاه های امام مهدی(عج)


پایگاه فاضلین نراقی


پایگاه طوبی گرافیک


پایگاه سازمان آموزش نور


پایگاه خبرگان رهبری


پایگاه اطلاع رسانی اندیشوران


پایگاه گرداب


بنیاد ملی بازی های رایانه ای


شورای عالی انقلاب فرهنگی


پایگاه اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی


خبرگزاری فارس


خبرنامه

ایمیل شما::

عضویت لغو عضویت
 
مقالات
فناوری اطلاعات

فضای مجازی، هويت و جامعه


بحران هویت جنسی دختران در فضای مجازی


نگاهی به مفهوم هویت در فضای مجازی


امضاي ديجيتال؛ هويت در فضاي مجازي


جنگ فرکانس‌ها بر مدار خانواده


آرشیو مقالات
گروه مقالهنرم افزارهای اسلامی 
عنوان مقالهنرم‏افزار شناسايى احاديث مشابه، چالش‏ها و راهكارها
نویسندهمحمدحسین بهرامی
بازدید88
تاریخ انتشار1384-12-14
فایل مطلب
متن مقاله
مجله ره‏آورد نور از هفتمين شماره دوره جديد خود، بحث جديدى را با عنوان «سلسله مقالات بررسى راهكارهاى طراحى نرم‏افزار شناسايى احاديث مشابه» آغاز كرده. اين بحث اگر چه براى اولين بار در يك مجله و در قالب سلسله مقالات به بحث گذاشته مى‏شد،(1) ولى به موضوعى اشاره دارد كه مدتهاست دغدغه تعدادى از مراكز حديث‏پژوهى و پژوهشگران شيعى است.
از آنجا كه اين طرح، بسيار وسيع و گسترده است و به بررسى بسيار دقيق قريب به هزار جلد كتاب حديثى مربوط مى‏شود، شماره قابل توجهى از مؤسسات، اعم از مؤسسات فعال در زمينه توليد نرم‏افزار و مؤسسات فعال در زمينه پژوهش‏هاى حديثى، با وجود تهيه و آزمايش برخى از روش‏ها در قطع كوچك، هنوز اجراى كامل چنين طرحى را به صلاح و صواب نديده يا هنوز توان خود را براى انجام چنين كارى كافى نمى‏دانند.
موضوع شناسايى احاديث مشابه مدتها نويسنده اين سطور را نيز به خود مشغول كرده بود و در صدد تدوين طرحى براى اين منظور بودم تا اينكه مقاله جناب آقاى موسوى عبادى را در شماره هشت ره‏آورد نور مطالعه نمودم.(2) با توجه به مشابهت اين طرح با آنچه در ذهن داشتم و با توجه به زحمات ايشان در اين زمينه بهتر ديدم، به جاى تهيه طرحى جديد، در قالب يك نقد، اولاً سؤال‏هاى خود را نسبت به طرح ارائه‏شده بيان كنم و ثانياً پيشنهادهايى را به اين طرح بيفزايم.
پس از مطالعه مقاله يادشده فرصتى پيش آمد تا از نزديك با مؤلف محترم مقاله آشنا شوم و نرم‏افزار تهيه‏شده و نيز صفحات نمونه‏اى را كه از كتاب آماده شده بود، از نزديك ببينم. ايشان طى دو سال به صورت انفرادى موضوع بزرگى را دنبال كرده، طرحى را براى اجراى آن آماده نموده است و علاوه بر آماده نمودن طرح، براى اين كار نرم‏افزارى تهيه كرده و نمونه كتابى را هم كه مى‏توان در كنار نرم‏افزار چاپ كرد، مهيا نموده است. از آنجا كه اين كار سنگين و ابتكارى، براى اولين بار و بدون تجربه قبلى انجام مى‏شد، تبعاً مؤلف محترم با مشكلات و موانع متعددى روبه‏رو بوده است. بررسى طرح و نتايج به دست‏آمده به‏خوبى نشان دهنده ميزان آشنايى مؤلف محترم با موضوع حديث، كاستى‏هاى حديث‏پژوهى و زمينه‏هاى به كارگيرى نرم‏افزار براى رفع اين كاستى‏هاست؛ ولى متأسفانه مقاله ارائه‏شده نسبت به كار انجام‏شده بسيار كوتاه بود و عظمت كار صورت گرفته را آن گونه كه بايد بيان نمى‏كرد. اميد كه مطلب حاضر علاوه بر افزودن پيشنهادهايى به طرح، موجبات معرفى بهتر كار انجام‏شده را نيز فراهم سازد.
پرسش‏هاى مربوط به طرح در دو دسته سؤالات محتوايى و سؤالات اجرايى بيان مى‏شود:(3)
 
 الف . سؤالات محتوايى
در اين بخش، سؤالات مربوط به نحوه شناسايى و عرضه روايات مشابه مورد توجه قرار گرفته است كه به شرح ذيل است:
 1. ملاك شناسايى در مشابهت بين احاديث:
چنان كه از اين طرح بر مى‏آيد، از نظر مؤلف محترم ارتباط بين دو حديث از دو حال خارج نيست: يا هر دو يك حديث‏اند كه دو بار نقل شده‏اند؛ يعنى اين دو روايت ممكن است كاملاً يكسان باشند يا در نقل با يكديگر تفاوت‏هايى داشته باشند. حالت دوم اينكه اين دو متباين‏اند و با يك‏ديگر ارتباطى ندارند. در اين باره چند مسئله مى‏تواند مورد توجه قرار گيرد:
يك. بر اساس چه قواعدى ما دو حديث را يكى مى‏دانيم؟ آيا وحدت در سند شرط است؟ يا فقط نبايد تعارضى بين اسناد باشد؟ مطابقت در متن چطور؟ اگر دو حديث با يك سند، متون متفاوت و مضمون مشابهى داشته باشند، يك حديث به شمار مى‏آيند يا خير؟ اگر سند و متن يكسان بود و نام امام(ع) به صورت متفاوت آمده بود، چگونه خواهد بود؟
دو. نويسنده محترم در خصوص اينكه چه ضابطه‏اى را ملاك مى‏داند يا براى اين كار آيين‏نامه‏اى دارد يا خير، اشاره نكرده است.
سه. آيين‏نامه تدوين‏شده در رابطه با طراحى نرم‏افزار شناسائى احاديث مشابه بايد در مجامع تخصصى حديثى ارائه شود و توسط اساتيد اين رشته مورد بررسى و نقد قرار گيرد تا بتواند مبناى مناسبى براى كارى به اين عظمت باشد. به نظر مى‏رسد كه مجله ره‏آورد نور جايگاه مناسبى براى عرضه و به بحث گذاشتن اين آيين‏نامه باشد كه اميدواريم اين امر در شماره‏هاى بعدى تحقق يابد.
 2. نقش محقق در تعيين احاديث مشابه
اگر مبناى محققى با مبناى تهيه كننده برنامه متفاوت بود، محقق تا چه حد مى‏تواند از برنامه استفاده كند؟ آيا برنامه مى‏تواند بر اساس مبانى پژوهشگران مختلف نتايج متفاوتى را ارائه نمايند؟ اين سؤالى است كه با وجود يك آيين‏نامه خوب و حساب‏شده نيز باقى است و اگر به هر دليل مبناى محققى با مبناى صاحبان طرح متفاوت باشد، برنامه براى وى مفيد نخواهد بود.
براى حل اين مشكل، بهتر است به جاى اينكه به نرم‏افزار بگوييم كدام احاديث با يكديگر مشترك‏اند، انواع نسبت‏هاى ممكن بين دو روايت را شناسايى و فهرست كنيم؛ براى مثال، ببينيم بين دو روايت از نظر سند چند حالت ممكن است به وجود آيد و يا چند حالت ممكن است بين متن دو روايت وجود داشته باشد. پس از تعيين انواع نسبت‏هاى ممكن بين دو روايت، نسبت‏هاى موجود بين روايت‏هاى موجود در برنامه را معين و به برنامه اعلام مى‏كنيم. پژوهشگرى كه كاربر برنامه است، ابتدا مبانى خود را به برنامه ارائه مى‏دهد و مثلاً معين مى‏كند احاديثى را كه مضمون مشابه و سند واحد دارند، يك روايت مى‏داند و يا دو روايت متفاوت به شمار مى‏آورد. پس از اعلام مبانى، برنامه بر همان اساس تعداد احاديث غير تكرارى را مشخص و اعلام مى‏كند. به اين ترتيب، ديگر يك رقم قطعى از احاديث غير تكرارى نداريم و اين رقم بر اساس مبانى مختلف متفاوت خواهد بود.
همچنين بايد اين امكان به كاربر داده شود كه اگر نظرش در مورد حديثى به دلايلى همچون قرائن خارجى، برخلاف مبانى خودش بود، بتواند آن يك حديث را اصلاح كند؛ مثلاً اگر محقق معتقد باشد كه احاديثِ داراى مضمون مشابه، يكى نيستند؛ ولى دو حديث خاص را به دلايل خارجى يكى بداند، بتواند آن دو را به هم مرتبط سازد.
اگرچه اجراى اين پيشنهاد كمى داراى پيچيدگى به نظر مى‏رسد؛ ولى با توجه به ايجاد ساختار آن در نرم‏افزار درايةالنور(4) كه چند سالى از تهيه آن مى‏گذرد و همچنين نياز مبرم به آن در اين برنامه به جهت تأثيرگذارى شديد مبانى محقق بر نتايج برنامه، به كارگيرى اين فناورى در اينجا لازم مى‏نمايد و چشم‏پوشى از آن صحيح نيست.
 3. گستره انجام طرح
تهيه‏كننده در قسمتى از طرح خود آورده است كه «كتاب‏هايى مثل نهج‏البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان كتب مستقل بررسى نمى‏شوند؛ چون روايت‏هاى آنها در مصادر و منابع موجود است».(5)
اين عبارت چند نكته را براى ما يادآورى مى‏كند:
اولاً براى چنين كارى بايد ملاحظه نمود كه فهرست غير تكرارى احاديث چه كتاب‏هايى را تهيه كنيم؟ همان گونه كه مؤلف محترم اشاره نموده، اين كتاب‏ها بايد از قرن اول شروع شوند؛ اما مسئله قابل توجه اين است كه ما تا چه قرنى و چه كتاب‏هايى را بايد به عنوان منبع و مرجع اوليه به شمار آوريم؟ آيا اين مسئله نهايتى دارد؟ آيا فقط كتب حديثى مورد نظرند يا اينكه هر كتابى كه احاديث را در خود جاى داده، مانند كتب فقهى، مى‏تواند مد نظر قرار گيرد؟ تعيين شيوه‏نامه انتخاب كتب و احاديث و سپس ارائه فهرستى از كتب به دست آمده از اين شيوه‏نامه، ضرورى است تا مشخص گردد كه چرا كتاب‏هايى همچون نهج‏البلاغه و صحيفه سجاديه از اين شمار خارج‏اند.
ثانياً آيا هر كتابى كه بتوان روايت‏هاى آن را در مصادر و منابع يافت، مثل كتاب وافى، از اين طرح خارج مى‏شود؟(6) اگر تفاوت در نقل يك حديث در منابع مختلف مهم است، چرا نبايد اين دو كتاب به عنوان دو نمونه از مهم‏ترين منابع مورد استفاده شيعيان جزو طرح به شمار آيند؟ در اين زمينه نيز مؤلف محترم بيان داشتند كه براى اين كار نيز آيين‏نامه‏اى تهيه كرده‏اند و بر همان اساس نسبت به وجود يا عدم وجود كتاب‏ها تصميم‏گيرى مى‏شود؛ ولى به نظر مى‏رسد، به‏ويژه با توجه به نمونه‏اى كه بيان شد، مؤلف محترم بايد آيين‏نامه خود و فهرستى را كه بر اساس اين آيين‏نامه تهيه نموده است، ارائه كند تا شبهه‏اى در حكم يا تعيين مصداق باقى نماند.
 4. جايگاه اختلاف نسخه‏ها در شناسايى احاديث مشابه
سؤال فوق يادآور مسئله حساس‏ترى به نام اختلاف نسخه‏ها است كه در كلام مؤلف محترم به آن اشاره‏اى نشده است. اگر تفاوت يك حرف مثل (فا) و (واو) در «فاوحى» و «و اوحى» بسيار حساس و قابل توجيه است و بايد در مقايسه احاديث موجود در دو كتاب متفاوت مورد توجه قرار گيرد، بايد توجه داشت كه اين مسئله در نسخه‏هاى مختلف از يك كتاب نيز به همان اندازه داراى اهميت است و نمى‏توان از آن چشم‏پوشى نمود. چه بسا روايتى كه در دو نسخه يك كتاب، به دو صورت متفاوت نقل شده است؛ به گونه‏اى كه اين تفاوت، در برداشت از روايت مذكور مؤثر است. پس قابليت ديگرى كه بايد به برنامه اضافه شود، امكان ارائه و مقايسه بين نسخه‏هاى متفاوت از يك كتاب است. اين مسئله تأكيد مجددى است بر آنكه نمى‏توان كتاب‏ها را صرفاً به دليل اينكه احاديثشان در منابع ديگر آمده است، از گردونه بحث خارج نمود.
 5. تدوين مجدد احاديث افزون مشكلى بر مشكلات حديث‏پژوهان
يكى از مسائل مهم در منابع حديثى، مانند ديگر منابع مرجع در پژوهش‏هاى علمى، مرجع قرار گرفتن آنها در تحقيقات و پژوهش‏هاست. هر گاه چاپ جديدى از يك كتاب به بازار عرضه مى‏گردد و مورد استفاده محققان قرار مى‏گيرد، مشكلى به نام ارجاعات به نسخه قبلى تكرار مى‏شود. در بسيارى از كتب، به چاپ قبلى ارجاع داده شده و چاپ جديد به علت تفاوت‏هاى جديد در صفحه‏بندى و احياناً محتوا، مراجعه كننده را از مراجعه به چاپ قديم بى‏نياز نمى‏كند. البته اين مسئله در نرم‏افزارهاى كتابخانه‏اى تا حدى متفاوت است، چون نرم‏افزار، نماينده كتاب است و در حقيقت اين كتاب است كه مرجع است و نه نرم‏افزار. براى اين كار، در كتاب و نرم‏افزار پيشنهادى، تمهيدى انديشيده شده است و آن اينكه نشانى هر روايت در كتاب مورد نظر به صورت دقيق آورده شده است تا در حقيقت همان چاپ از كتاب مرجع قرار گيرد.
ولى در اينجا واقعيتى بايد در نظر گرفته شود و آن اينكه اين كتاب خود مرجع جديدى به شمار خواهد آمد، زيرا با وجود دقت‏هاى فراوان، با منابع اصلى تفاوت‏هايى را خواهد داشت. با اين شرايط، محقق نه از مراجعه به اين كتاب جديد كه حداقل مشتمل بر صد جلد است، بى نياز خواهد بود و نه از مراجعه به كتاب‏هاى قديم؛ چرا كه چاپ جديد با وجود دارا بودن برخى ويژگى‏ها، بسيارى از ويژگى‏هاى چاپ قديم را از دست داده است.
هر چند يكى از ويژگى‏هاى اين طرح، عدم تقطيع روايات عنوان‏شده است؛ ولى متأسفانه هنوز هم گونه‏اى از تقطيع در روايات باقى مى‏ماند و احتمالاً در آينده محققان را با مشكلاتى مواجه مى‏سازد.
يكى از ويژگى‏هايى كه در كتاب جديد از دست مى‏رود، آن است كه براى پژوهشگر به درستى معين نيست كه روايت در چه بابى بوده و در آن باب چند روايت وجود داشته و چه روايت‏هاى ديگرى در كتاب مورد نظر درباره اين موضوع آورده شده است؛ به عبارت ديگر، ساختار منبع اصلى به طور كلى از دست رفته است. رواياتى كه صاحب هر كتاب حديثى تحت عنوانى واحد در يك باب جمع كرده است، به گونه‏اى نشان از برداشت مؤلف محترم از روايات و ارتباط بين اين روايات از نظر وى دارد كه با اين تقطيع، امكان دسترسى به اين ديدگاه‏ها از بين مى‏رود.
 6. تدوين كتاب فهرست
به نظر مى‏رسد براى حل اين دو مشكل، يعنى افزودن يك نسخه جديد به نسخه‏هاى كتاب و تقطيع روايات به شيوه‏اى جديد، راه حل نه چندان پيچيده‏اى وجود داشته باشد. براى اين كار به جاى اينكه در مورد هر روايت يك نقل از روايت، به صورت كامل آورده شود و براى بيان تفاوت بين اين نقل و نقل‏هاى ديگر حجم انبوهى از مطالب را به آن اضافه كنيم؛ به طورى كه خواننده هم به راحتى نتواند هر نقل را به صورت مستقل مشاهده كند، كتاب جديد مى‏تواند شامل فهرستى از ارجاعات باشد؛ به گونه‏اى كه فقط فهرست روايات را بر اساس فهرست كتب و روايات موجود در آنها مى‏آورد و به صفحه مربوط به آن روايت ارجاع مى‏دهد. در صفحه مربوط به آن روايت نيز فهرست روايت‏هاى مرتبط با اين روايت به همراه بيان نسبت هر يك با اين روايت آورده مى‏شود. به اين صورت، ما كتاب مختصرى خواهيم داشت كه فقط فهرست روايات را آورده و خواننده براى مشاهده اصل روايت بايد به خود كتب مراجعه كند و ديگر نيازى به افزودن يك نسخه جديد به نسخه‏هاى مختلف موجود از هر كتاب نيست. ضمن اينكه اگر محقق بخواهد تفاوت‏هاى جزئى بين دو نقل از يك روايت را بداند مى‏تواند به نرم‏افزار مراجعه كند و به نظر مى‏رسد كه ذكر اين حجم عظيم از تفاوت‏هاى ريز و درشت در كتاب، روش اصولى و صحيحى نباشد.
نمايش تك تك تفاوت‏هاى بين دو عبارت، از جمله ويژگى‏هايى است كه بايد آن را به نرم‏افزار سپرد و از ارائه آن در كتاب صرف نظر كرد. پيش‏تر نيز در نرم‏افزار «منهج النور» مقايسه نسخه‏هاى مختلف نهج‏البلاغه و نمايش تفاوت‏هاى بين نسخ گنجانده شده است(7) كه اين تجربه مى‏تواند به تكميل نرم‏افزار مورد بحث كمك نمايد.
البته ممكن است مشكل جديدى مطرح شود و آن، عدم دسترسى افراد به همه كتاب‏هايى است كه منبع تحقيق قرار گرفته‏اند و در شمار ارجاعات كتاب فهرست به اين كتاب‏ها هستند.
براى حل اين مشكل مى‏توان به جز ارائه كتب در نرم‏افزار، راه حل ديگرى نيز ارائه نمود؛ در انجام اين طرح اگر توان كافى وجود داشته باشد، مجرى مى‏تواند چاپ جديد و يكسانى از كتب منبع يا درصورت گستردگى كار از مهم‏ترين آنها تحقيق و ارائه نمايد. البته با اين كار اگرچه مشكل ارائه نسخه جديدى از منابع حل نمى‏شود، ولى متن منابع با همان ساختار ارائه‏شده در منبع اصلى ارائه مى‏گردد، نظير آنچه در مجموعه كتب فلسفه غرب انجام شده است كه مى‏تواند نمونه مناسبى براى اين كار باشد.(8)
 ب. اشكالات اجرايى
براى انجام پروژه‏هاى بزرگ لازم است كه با بررسى كارهاى انجام‏شده و قابليت‏هاى موجود، ابتدا طرح آرمانى جامعى مشتمل بر تمام جوانب كار تهيه شود و تمامى نيازهاى آتى طرح از همان ابتدا شناسايى و در نظر گرفته شود. از سوى ديگر، در اجراى طرح لازم نيست كه تمام آن را به يكباره انجام داد، بلكه بايد متناسب با توان و امكانات اجرايى طرح را فازبندى كرد و نسبت به اجراى آن اقدام نمود. به اين ترتيب، طرح به دست‏آمده جهت كمبود امكانات ناقص نبوده و به مرور زمان اجرا خواهد شد.
برخلاف آنچه گفته شد، به نظر مى‏رسد كه طرح ارائه شده هنوز از برخى جهات ناقص است و آماده اجرايى شدن نيست يا اينكه در مقاله ارائه‏شده به سؤالات موجود در اين زمينه پاسخ داده نشده است؛ براى مثال، در طرح آمده است كه امكان موضوع‏بندى در نظر گرفته شده است و حال آنكه تهيه يك معجم موضوعى از يك كتاب به تنهايى، كار بسيار پيچيده و بزرگى است، چه رسد به موضوع‏بندى بيش از صد جلد كتاب. از اين‏رو، با توجه به عدم وجود روش‏هاى كاملاً استاندارد و تدوين شده و نيز تأثير چگونگى انجام كار در كامل و مفيد بودن آن، بايد به تفصيل جوانب آن پيش از اجرا، بررسى و مطالعه شود.
تهيه معجم موضوعى از تمامى احاديث شيعه، چه از نظر پيچيدگى كار و چه از نظر گستردگى، حجم بسيار بزرگ‏ترى را نسبت به مرحله اول كار، يعنى تهيه فهرست غير تكرارى و تعيين تفاوت‏هايى در نقل، به خود اختصاص مى‏دهد. به اين ترتيب، ضمن توجه به اينكه طرح از اين جهت ناقص است، شايد پيشنهاد كنار گذاشتن معجم موضوعى از اين طرح و تدوين طرح جداگانه‏اى براى اين منظور، از پيشنهاد تكميل نمودن طرح فعلى بهتر باشد.
نمونه ديگر براى وجود زمينه تكميل طرح و عدم توجه به كارهاى انجام شده در زمينه نرم‏افزارهاى حديثى، پيشنهاد افزودن نمودار درختى جامعى از اسناد يك روايت است. اين كار در نرم‏افزار «موسوعة تسعة» اهل تسنن اتفاق افتاده است. كاربر مى‏تواند پس از انتخاب يك روايت از مجموعه كتب تسعه، همه اسناد آن روايت را در مجموعه كتب تسعه به صورت يك نمودار يك پارچه مشاهده نمايد.
 فازبندى كردن عمليات اجرايى
با توجه به حجم عظيم كار، يكى از پيشنهادهايى كه مى‏تواند به اجرايى كردن طرح كمك كند، فازبندى كردن آن است. اگر چه محقق محترم در طرح خود مراحل اجراى طرح را بيان كرده‏اند؛ ولى به نظر مى‏رسد كه علاوه بر تعيين مراحل اجراى طرح، بايد آن را فازبندى نيز نمود تا طرح يك گام به پياده‏سازى نزديك‏تر شود. اين فازبندى به دو شكل مى‏تواند انجام گيرد: اولين روش، آن است كه ما ابتدا يك كتاب، مانند كتاب كافى يا سليم بن قيس را معين كنيم و تمام مراحل مورد نظر را بر روى احاديث آن انجام دهيم و روش دوم، آن است كه ما كارها را تقسيم كنيم و اين كارها را بر روى تمام موارد به مرور انجام دهيم. با توجه به حجم كار لازم است كه براى فازبندى طرح مزبور از هر دو روش در كنار يكديگر استفاده نمود.
مراحل شناسايى احاديث مشابه را در نگاه اول مى‏توان به اين شكل فازبندى كرد:
تهيه كتابخانه جامع حديث شيعه
تهيه كتابخانه جامع حديث شيعه، امرى است كه هنوز تحقق نيافته است. ما فهرست جامعى از روايات تكرارى نداريم و براى انجام پژوهش‏هاى حديثى هيچ منبعى نمى‏تواند به تنهايى ما را از مراجعه به منابع ديگر بى نياز سازد. به نظر مى‏رسد كه جمع‏آورى تمام كتب حديثى در يك نرم‏افزار مى‏تواند گام مناسبى در راستاى آغاز عمليات طرح باشد.
ايجاد ارتباط اوليه بين احاديث
ايجاد ارتباط بين احاديث در كتبى كه به نقل از يكديگر تصريح كرده‏اند و ارائه آن در قالب يك نرم‏افزار، فازى است كه بخش عمده‏اى از كار شناخت احاديث مشابه را تسهيل مى‏كند؛ به عنوان مثال، كتاب وسائل الشيعة روايتى را از كافى نقل مى‏كند و خود نيز به اينكه روايت از محمد بن يعقوب كلينى(ره) است، تصريح مى‏نمايد. هنوز هيچ نرم‏افزار حديثى بين اين احاديث در منبع ارجاع دهنده و منبع مرجع، ارتباط برقرار نكرده است و ما در صدد هستيم تا رواياتى را كه احياناً از نظر سند يا محتوا مشابه‏اند، در تمام كتب شناسايى نموده، به يكديگر مرتبط سازيم.
   شناسايى احاديث مشابه
مرحله سوم، شناسايى احاديث مشابه است. اين كار مى‏تواند به صورت تمام‏دستى يا با كمك گرفتن از نرم‏افزار صورت پذيرد. مقاله ارائه‏شده در شماره هفت همين مجله راهنماى مناسبى براى تعيين نيازهاى اوليه اين نرم‏افزار است. اين كار ممكن است با كمك نرم‏افزارهاى كتابخانه‏اى موجود كه قابليت كافى براى انجام انواع جست‏وجوها را دارند، صورت پذيرد يا اينكه براى اين كار نرم‏افزار ويژه‏اى تهيه گردد.
پس از شناسايى احاديث مشابه -يا همان گونه كه پيشنهاد شد، شناسايى انواع روابط بين احاديث كه ممكن است با تلفيق اين روابط به شناسايى احاديث مشابه پى برد- نوبت به تهيه خروجى‏هاى برنامه مى‏رسد.
توليد نرم‏افزار احاديث مشابه
در اين مرحله، نرم‏افزارى تهيه مى‏شود كه پس از دريافت مبانى هر محقق، احاديث را بر اساس نظرات وى مجدداً شماره‏گذارى كرده، تعداد احاديث غير تكرارى را اعلام مى‏نمايد. با مراجعه به هر حديث در هر يك از كتب، سير نقل آن روايت نيز در كتب مختلف حديثى قابل پيگيرى است. همچنين درصورت تمايل، محقق مى‏تواند به كمك نرم‏افزار بين دو نقل مختلف از يك روايت مقايسه نموده، تفاوت‏هاى بين آن دو را معين و شماره‏گذارى نمايد.
تهيه معجم موضوعى
اكنون كه تمام كتب و احاديث در قالب يك نرم‏افزار آماده و ارائه‏شده است، زمينه لازم براى تدوين معجم موضوعى اين احاديث آماده است. البته همان گونه كه اشاره شد، بحث تهيه معجم موضوعى خود داراى مقدمات و پيچيدگى‏هاى متعددى است كه بهتر است از طرح فعلى جدا شده، به عنوان يك طرح مستقل بررسى شود.
تهيه و چاپ كتاب فهرست غير تكرارى از احاديث
در اين كتاب، فهرست غير تكرارى از احاديث كتب روايى ارائه مى‏شود.(9) اين كتاب بر اساس نظر مشهور در مورد تعريف احاديث مشابه تهيه مى‏شود. ضمن اينكه علاوه بر فهرست غير تكرارى، فهرست كل روايات كتب نيز بر اساس اصل كتب موجود است كه به فهرست غير تكرارى ارجاع داده مى‏شود. نشانى‏دهى به كتاب‏هاى حديثى نيز بر مبناى مشهورترين نسخه چاپى از هر كتاب صورت مى‏گيرد.
چاپ نسخه‏اى يكنواخت از تمامى متون حديثى
در اين مرحله مى‏توان براى كاربردى‏تر كردن كتاب فهرست، مجموعه‏اى يكسان و يكنواخت از كتب حديثى مهم را به چاپ رسانيد. البته بايد توجه داشت كه مراحل انجام اين كار نيز همانند تهيه معجم موضوعى، خود بحث جامعى را مى‏طلبد و بهتر است جداگانه مورد بررسى قرار گيرد.
پشتيبانى مراكز توليد نرم‏افزار پژوهشى - حديثى و انتشاراتى
با مطالعه طرح مى‏توان به اين نتيجه رسيد كه مؤلف محترم، با حديث و حديث‏پژوهشى به‏خوبى آشناست و به نرم‏افزار و قابليت‏هاى آن نيز مسلط است؛ ولى بايد در نظر گرفت كه انجام موفقيت‏آميز طرح فوق در گرو داشتن توان تهيه نرم‏افزار علوم اسلامى و همچنين وجود بستر انجام پژوهش‏هاى گسترده حديثى است. تحقق چنين اهدافى از توان يك فرد خارج است. از اين‏رو، شايسته است كه مراكز توليد نرم‏افزارهاى علوم اسلامى و همچنين مراكز حديث‏پژوهشى ضمن قدرشناسى از اين محقق و ارج نهادن به ايده و كار انجام‏شده مزبور، از طرح فوق حمايت نمايند و ضمن كمك به تكميل طرح و رفع نقايص آن، زمينه اجرايى شدن آن را نيز فراهم كنند. تا زمينه تسهيل دسترسى به معارف اهل بيت)ع) بيش از پيش فراهم آيد.
 
 
***

پاسخ به نقد
سيد اسدالله موسوى عبادى

ضمن تقدير و تشكر از فصلنامه ره‏آورد نور كه فضاى مناسبى را براى ارائه انديشه و نقد آراى گوناگون و بحث و بررسى درباره مطالعات رايانه‏اى علوم اسلامى فراهم نموده است، نكاتى چند را براى پاسخ به نقد فاضل محترم، حجة الاسلام محمدحسين بهرامى عرضه مى‏دارم.
پيش‏تر از حسن توجه برادر عزيز، جناب آقاى بهرامى كه مقاله بنده را با دقت مطالعه كرده و مواردى را متذكر شدند، كمال امتنان و تشكر را دارم.
 
 مقدمه
همان طور كه به صورت حضورى خدمت شما عرض كردم، گرچه اين طرح بيش از دو سال است كه به طول انجاميده؛ اما به جهت گستردگى كمى (كليه منابع حديثى شيعه) و كيفى (نياز به تخصص‏هاى حديثى و رجالى)، از كمك و راهنمايى‏هاى ديگران بى نياز نخواهد بود. بدان اميد كه به موجب نقد و بررسى، كاستى‏هاى طرح برطرف گردد و به توفيق خداوند متعال و عنايت اهل‏بيت(ع) هرچه زودتر به منصه ظهور برسد.
چنان كه مرقوم فرموديد، آنچه در مقاله ارائه شده بود، نسبت به كار انجام شده بسيار مختصر مى‏نمود و حتى بيانگر كل طرح هم نبود. دليل آن هم اين بود كه ما صرفاً خواستار مطرح كردن اصل طرح بوديم و نه ارائه جزئيات طرح، زيرا ارائه طرح مستلزم ارائه كامل آيين‏نامه و كارهاى كارشناسى‏اى است كه تا به حال انجام شده است كه اولاً عرضه آن در قالب يك مقاله ممكن نبود. ثانياً مرسوم نيست كه قبل از عملياتى شدن طرح جزئيات آن ارائه گردد و ثالثاً مواردى در طرح كار شده است كه صِرف نوشتن و بدون ارائه نرم‏افزار قابل تفهيم نيست، مثل شماره‏گذارى اختلاف متن احاديث و ترتيب آنها و ارائه فهرست‏هاى مختلف از اختلاف متن در احاديث مشابه.
بسيارى مطالبى كه نويسنده در نقد خود ارائه كرده بود، در آيين‏نامه طرح آمده و پيش‏بينى شده است؛ اما به هر صورت، با توجه به نقدى كه ايشان با دقت و حوصله كافى بر طرح بنده نگاشته‏اند، بيان چند نكته، مهم و ضرورى مى‏نمايد:
1. ملاك شناسايى در مشابهت احاديث
بر اساس قواعد رجالى به حديثى كه از لحاظ سند، صدور و متن شبيه به هم باشد، حديث واحد گفته مى‏شود و چون روند طرح به ترتيب از قرن اول شروع مى‏شود و تا قرن 14 ادامه مى‏يابد، وقتى احاديث به طور نزولى قرار مى‏گيرند، خيلى مسائل خود به خود حل مى‏شود؛ مثلاً حديثى كه در قرن اول نقل شده است در چهار مدرك ديگر مشاهده مى‏شود كه از لحاظ متن واحد است؛ اما از لحاظ سند مشكلاتى دارد؛ براى مثال، يك حديث واحد در كتاب سليم بن قيس با سند كامل آمده؛ در كتاب كمال الدين با حذف القاب آمده و در كتاب الارشاد به صورت مرفوعه آمده است؛ اما از كمال الدين نقل كرده است يا در كتاب بحارالانوار هم سند آن كامل بيان شده است. وقتى كه مجموع اين اسناد را به طور يكجا مشاهده كنيم، متوجه مى‏شويم كه متن واحد است، زمان صدور واحد است و سند هم يكى است.
اما اگر حديثى متن واحد داشته باشد؛ ولى صدور آن از دو معصوم باشد، دو روايت حساب مى‏شود؛ مثلا اگر حديثى را پيامبر اكرم(ص) بيان كرده باشد و عين همان حديث را امام صادق(ع) مستقلاً بيان نموده باشد، دو حديث به شمار مى‏آيند.
همچنين اگر احاديثى از لحاظ زمانى متفاوت باشند، باز دو حديث حساب مى‏شدند مثل اينكه حديثى از امام على(ع) نقل شده و داراى سند كامل است و همان حديث از امام صادق(ع) نقل شد شده است؛ اما سند آن به حديث اول نمى‏رسد، اين حديث هم مشابه نخواهد بود.
البته احاديثى كه از لحاظ سند، صدور و زمان، واحد باشند، اما از لحاظ متن نقل به معنا شده باشند، باز يك حديث محاسبه مى‏شوند.
2. نقش محقق در تعيين احاديث مشابه
در نقد مزبور آمده بود كه اگر مبناى محققى با مبناى تهيه‏كننده متفاوت باشد، چه بايد كرد؟
گفتنى است كه علماى هر علم براى هر موردى قاعده و ضابطه كلى دارند كه غالباً آن را قبول مى‏كنند، هر چند ممكن است استثنايى هم باشد و كسى مبناى كلى را قبول نكند؛ اما ضابطه كلى هر علمى قابل قبول همه هست. در اينجا نيز وضع به همين منوال است. ما در طرح خود قاعده و ضابطه كلى را رعايت مى‏كنيم و اگر كسى هم استثنائاً مبنايى متفاوت داشت، برخلاف قاعده كلى است.
البته ممكن است كارشناسان حديثى را مشابه بدانند؛ ولى كسى پيدا شود كه برخلاف مبناى كلى آن حديث را مشابه نداند كه اين در واقع يك نظر شخصى محسوب مى‏گردد.
اما اگر در حديثى طبق قاعده و مبناى كلى نتوانيم به نظر واحد برسيم، حديث مذكور را با علامت مشخصى يك حديث قلمداد مى‏كنيم و به آن يك شماره اختصاص مى‏دهيم و افزون بر اين، همانجا كه در مورد اين حديث به نظر واحد نرسيديم.
3. گستره انجام طرح
در مورد اينكه در اين طرح چه كتاب‏هايى مورد بررسى قرار مى‏گيرد، بايد عرض كنم كه در زمينه منابع و مصادر روايى شيعه مقالاتى نوشته شده و تحقيقاتى صورت گرفته است و تا كنون نرم‏افزارهايى با عنوان احاديث شيعه گردآورى شده كه در دسترس همگان است و منابع و مصادر حديثى شيعه را معين كرده‏اند. در اين طرح ما هم با استفاده از تحقيقات انجام شده و پژوهش فردى خود، منابع را معين كرده‏ايم كه فهرست آنها در آيين‏نامه موجود است. در اين طرح، منابع و مصادر دست اولى كه احاديث را نقل نموده‏اند، مورد نظر است و به طور كلى كتاب‏هاى كه ممكن است روايتى در آنها باشد كه در كتب ديگر نباشد، مورد توجه بوده است.
اما كتاب‏هايى مثل ميزان الحكمه كه فقط در آنها جمع‏آورى حديث ملاك قرار گرفته، مورد نظر نبوده است.
دليل استفاده نكردن از نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان يك منبع و مصدر، به اين جهت است كه روايت‏هاى آنها در كتب ديگر آمده است و در جايگاه خود مورد بررسى قرار مى‏گيرد. البته اگر روايتى در اين دو كتاب شريف باشد كه در جاى ديگر يافت نشود، حتماً مورد بررسى قرار خواهد گرفت.
4. جايگاه اختلاف نسخ در شناسايى احاديث مشابه
اختلاف نسخ، بحث مستقلى است و ارتباطى به طرح ما ندارد. ضمن اينكه همه روايت‏ها در كتب روايى مورد تحقيق نبوده‏اند. البته طبق آيين‏نامه هر منبع و مصدرى كه در نظر مى‏گيريم، بايد آخرين نسخه تحقيق‏شده باشد. بديهى است كه با اين كار تقريباً روايت‏هايى كه اختلاف نسخ آنها بيان شده است، در دستور كار ما قرار مى‏گيرد.
5. تدوين مجدد احاديث، افزودن مشكلى بر مشكلات حديث‏پژوهان
همان طور كه نقدكننده محترم گفته بود، ممكن است تدوين كتب جديد ترديد در ارجاع به كتب قبلى ايجاد كند؛ اما در كل، اگر طرح قابل قبول باشد، در نهايت مرجع عام قرار مى‏گيرد؛ مثلاً بحارالانوار گرچه مرجع واحد نيست؛ ولى پژوهشگران در مسير تحقيق به همان كتاب بحار بسنده مى‏كنند، مگر در مسائل فقهى كه فقيه بايد به همه منابع مراجعه كند. در طرح فعلى چون عين مطالب از منابع مختلف ذكر شده و شناسنامه و نشانى آنها هم به طور كامل بيان شده است، محقق مى‏تواند از همين كتاب به كتاب‏هاى ديگر نشانى دهد يا همين كتاب را به عنوان منبع ذكر كند.
6. تدوين كتاب فهرست
بر اساس آيين‏نامه طرح، در هر بابى كه يك حديث به صورت تقطيع آمده است، با علامتى مشخص شده است و طبق باب همان كتاب نقل مى‏شود، زيرا احاديث در منابع قديمى دسته‏بندى نشده‏اند و بر اساس باب‏بندى همان كتاب‏ها قابل دسترسى هستند.
البته در نقد اين طرح از سوى نويسنده پيشنهادى در اين باره ارائه شده كه عنوان يك طرح قابل بررسى است؛ ولى هدف ما در اينجا چيز ديگرى است.
7. اشكالات اجرايى
ما نيز اذعان داريم كه به علت گستردگى طرح و امكانات، اين طرح بدون پشتوانه يك مؤسسه بزرگ قابل اجرا نيست؛ ولى بنده فعلاً روايات قرن اول را در دستور كار دارم كه اولا حجم آن كم است و ثانياً به امكانات زياد نياز ندارد. اميدوارم با عنايت خداوند و اهل بيت(ع) به‏زودى روايات مشابه قرن اول به اتمام برسد و به‏تدريج اين كار ادامه پيدا كند.
8. موضوع‏بندى طرح
اما در مورد اين مطلب كه موضوع‏بندى نياز به امكانات گسترده دارد، بايد بگويم كه اين امر در طرح پيش‏بينى شده است؛ اما در اولويت اول قرار ندارد. به هر حال، سرفصل‏ها و سرعنوان‏هاى هر حديث مشخص باب‏هايى كه در كتاب‏ها به آن اشاره گرديده، در قسمت موضوع‏بندى ذكر خواهد شد.
 9. فازبندى كردن عمليات اجرايى
پيش‏تر متذكر شدم كه اين طرح فازبندى‏شده و به صورت قرن به قرن عملياتى مى‏گردد. قرن اول هم شروع شده و در حال انجام است. البته بعضى پيشنهاد كرده بودند كه طرح به صورت موضوعى دنبال شود؛ ولى پيشنهادات مذكور هيچ كدام از اهداف طرح را برآورده نمى‏كرد. از اين‏رو، بهترين روش براى عملياتى كردن طرح اين است كه به صورت قرن به قرن جلو برويم.
10. كتابخانه جامع حديث شيعه
در حال حاضر، نرم‏افزارهايى ارائه شده كه معمولاً شامل همه احاديث شيعه است و حديثى از شيعه نيست كه در اين نرم‏افزارها موجود نباشد. اما مطلب اينجاست كه برخى مشكلات محققان را هنوز نتوانسته‏اند برطرف كنند، چون در اين نرم‏افزارها بايد همان چيز را جستجو كرد كه در  dataآمده است. از اين‏رو، گاهى يك حديث را در كتاب مشاهده مى‏كنيم؛ ولى در نرم‏افزار قابل دستيابى نيست، زيرا برخى جاها عبارت‏ها پس و پيش، كم و زياد، نقل به معنا و يا غلط حروف‏چينى شده است و در نتيجه، كاربر به مطلوب مورد نظر خود نمى‏رسد. اين مشكلات نرم‏افزارى، يكى از دلايل طراحى و ارائه اين طرح بوده است. به همين جهت، در اين طرح سعى شده كه تمام زواياى روايت مورد دقت قرار گيرد تا با هر عبارتى بتوان روايت دلخواه را از تمام منابع استخراج نمود.
11. ايجاد ارتباط اوليه بين احاديث
يكى از امكانات نرم‏افزارى اين طرح، ارائه فهرست روايت از يك راوى يا از يك كتاب است. البته مسئله ارتباط با خود راوى‏ها آن چنان كه در لوح فشرده درايةالنور آمده است، در اين برنامه پيش‏بينى نشده است.
براى حل اين مشكل هم مى‏توان در نهايت اين نرم‏افزار را با نرم‏افزار درايةالنور كامل كرد و به كمك متخصصان مربوطه به يك نرم‏افزار تبديل نمود. بديهى است تحقق اين امر نيز جز در سايه همكارى مسئولان امر ممكن نخواهد بود.
 
 شناسايى احاديث مشابه
اين امر به دليل عبارت‏هاى غير همگون و اختلاف متن احاديث و نقل به معنا و غلطهاى تايپى با اين برنامه موجود غير ممكن است كه ما در طرح از دو طريق نرم‏افزار و نيروى انسانى اين كار را انجام مى‏دهيم و دقت آن 99درصد است.
 12. معجم موضوعى
عرضه معجم موضوعى در اولويت اول اين طرح قرار ندارد و بقيه پيشنهادهاى مطرح شده در نقد مذكور قابل بررسى است و همان طور كه ايشان بيان نموده، اين طرح به همكارى و پشتيبانى مراكز توليد نرم‏افزار، مراكز پژوهشى- حديثى و مراكز انتشاراتى نيازمند است كه اميدوارم ساير عزيزان نيز با نقد و ارائه پيشنهاد ما را در ارائه هرچه بهتر اين طرح يارى رسانند.
در پايان، يك بار ديگر از نويسنده محترم، آقاى بهرامى كه با دقت فراوان طرح بنده را مطالعه كرده و به طور حضورى نرم‏افزار و اصل طرح را هم مشاهده كردند و موجب تشويق اين جانب بوده‏اند، قدردانى مى‏كنم و از خداوند متعال خواستارم كه به همه ما توفيق خدمت در راستاى اهداف مقدس ائمه اطهار(ع) و ترويج فرهنگ ناب اسلامى را عطا كند.

پی نوشت
 1. در طى دو شماره سه مطلب متفاوت در اين موضوع به چاپ رسيده است كه اگر چه يكى از اين مطالب سطحى و مشتمل بر كلى‏گويى در اين مسئله بود؛ ولى دو مطلب ديگر نشان از آن دارد كه براى اين كار روش‏هاى مختلفى ارائه و بررسى شده و نمونه‏هايى از آن نيز به مرحله اجرا درآمده است. ضمن اينكه اين دو مورد تنها نمونه‏اى از كارهاى صورت‏گرفته و تجربه‏هاى موجود در اين زمينه است كه اميدواريم در شماره‏هاى بعدى با موارد جديدترى نيز آشنا شويم.
 2. موسوى عبادى، سيد اسداللّه، «طرحى نو براى توليد نرم‏افزار شناسايى احاديث مشابه»، ره‏آورد نور، ش 8، ص 16.
 3. در ملاقاتى كه با نويسنده محترم داشتم، برخى از سؤالات مطرح و پاسخ داده شد؛ ولى ارائه اين پرسش‏ها و پاسخ‏ها مى‏تواند اولاً ابعاد جديدى از مسئله را روشن سازند و ثانياً پاسخ‏هاى عرضه‏شده نيز مورد ارزيابى قرار مى‏گيرد.
 4. در بخش اسناد نرم‏افزار درايةالنور، كاربر نظر خود را درباره مذهب و توصيف تك‏تك راويان مشخص مى‏كند و سپس برنامه اسناد روايات را بررسى كرده، بر اساس ديدگاه كاربر نظر شخصى وى را درباره به سند بيان مى‏كند.
 5. موسوى عبادى، سيد اسداللّه، «طرحى نو براى توليد نرم‏افزار شناسايى احاديث مشابه»، ره آورد نور، ص 18، ش 8.
 6. اگر پاسخ اين سؤال مثبت باشد، با موضوع طرح نيز كه يافتن احاديث تكرارى در منابع مختلف است، سازگار به نظر نمى‏آيد.
 7. در بخش نمايش نرم‏افزار دانش‏نامه علوى، كاربر مى‏تواند پس از انتخاب كليد مقايسه و انتخاب دو نسخه مختلف از نهج‏البلاغه، آن دو را با يكديگر تطبيق نمايد و تفاوت‏هاى بين دو متن را از قبيل افزايش يا كاهش متن، جابجايى در متن و تفاوت متون با رنگ مشخص كند.
 8. Creat books.
 9. همان گونه كه گذشت، اين كتاب فقط به ارائه نشانى احاديث در كتب مى‏پردازد و متن احاديث در آن آورده نمى‏شود.



بازگشت